Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (24 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
storage interleaving
U
درمیان انباره جای دادن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to knit peace between nations
U
ملت هاراباهم اشتی دادن صلح درمیان ملل منعقدکردن
storage location
U
مکان انباره محل انباره
alternates
U
یک درمیان
betwixt
U
درمیان
amidst
U
درمیان
in between
U
درمیان
tween
U
درمیان
midst
U
درمیان
amid
U
درمیان
twixt
U
درمیان
between
U
درمیان
alternate
U
یک درمیان
alternated
U
یک درمیان
altern
U
یک درمیان
amidships
U
درمیان کشتی
among
U
درمیان درزمرهء
affiliated
U
درمیان خودپذیرفتن
Among the people .
U
درمیان مردم
interlucent
U
درمیان درخشنده
triple space
U
دو خط درمیان کردن
affiliating
U
درمیان خودپذیرفتن
affiliates
U
درمیان خودپذیرفتن
interjects
U
درمیان انداختن
interjecting
U
درمیان انداختن
interjected
U
درمیان انداختن
interject
U
درمیان انداختن
Every other day . On alternate days .
U
یکروز درمیان
every other d.
U
یک روز درمیان
Every three days .
U
سه روز درمیان
enclose
U
درمیان گذاشتن
amid ships
U
درمیان کشتی
affiliate
U
درمیان خودپذیرفتن
encloses
U
درمیان گذاشتن
double space
U
یک خط درمیان نوشتن
d. about
U
یک روز درمیان
enclosing
U
درمیان گذاشتن
every other day
U
یک روز درمیان
mediate
U
درمیان واقع شدن
alternates
U
یک درمیان امدن متناوب
adopts
U
درمیان خود پذیرفتن
across
U
ازاین سو بان سو درمیان
adopting
U
درمیان خود پذیرفتن
adopt
U
درمیان خود پذیرفتن
mediates
U
درمیان واقع شدن
mediated
U
درمیان واقع شدن
alternated
U
یک درمیان امدن متناوب
to stand across the road
U
درمیان جاده ایستادن
mediating
U
درمیان واقع شدن
midship
U
واقع درمیان کشتی
medially
U
چنانکه درمیان باشد
cross file
U
یک درمیان در دو جهت قراردادن
alternate
U
یک درمیان امدن متناوب
interscholastic
U
واقع شونده درمیان اموزشگاه ها
pierglass
U
اینه قدی درمیان دوپنجره
in
U
:درمیان گذاشتن جمع کردن
break in
U
درمیان صحبت کسی دویدن
break-in
U
درمیان صحبت کسی دویدن
mediates
U
واقع درمیان غیر مستقیم
mediated
U
واقع درمیان غیر مستقیم
mediate
U
واقع درمیان غیر مستقیم
mediating
U
واقع درمیان غیر مستقیم
epizootic
U
منتشر شونده درمیان جانوران
break-ins
U
درمیان صحبت کسی دویدن
intermediate
U
درمیان اینده مداخله کننده
epenthesis
U
الحاق حرفی درمیان کلمه
in-
U
:درمیان گذاشتن جمع کردن
to run the gauntlet
U
درمیان دوردیف ازمردم گرفتارشدن وازدوسوازاردیدن
bass viol
U
ویالن بزرگ بم که درمیان زانوهاگذاشته شود
to get in a word edgeways
U
سخنی درمیان حرف ادم پرگوپراندان
to put in
U
درمیان اوردن نقل قول کردن
ruderal
U
روینده درمیان مواد پوسیده وفاسد
endobiotic
U
زیست کننده درمیان بافتهای میزبان خود
intra
U
پیشوند بمعنی در داخل ودرتوی و در درون و درمیان
intervale
U
پارچهای از زمین پست درمیان تپههای یا در کناررودها
intercurrent
U
مداخله کننده درمیان چیزهای دیگر رخ دهنده
pyrenran
U
وابسته به کوهای PYRENEES درمیان فرانسه و اسپانی
triggerman
U
ادمکش سریع العمل درمیان جماعت اوباش
extensiontable
U
میزی که میتوان دوطرف انراکشیدوقسمتی درمیان ان گذاشت
mass storage
U
تل انباره
storage battery
U
انباره
store
U
انباره
storing
U
انباره
storage device
U
انباره
capacitor
U
انباره
storage
U
انباره
accumulator
U
انباره
quadrages imal
U
وابسته به چله روزه وپرهیزکه درمیان نصارامعمول است
intercurreace
U
مداخله وقوع درمیان ورود یک ناخوشی درناخوشی دیگر
stocked
U
انباشته انباره
high storage
U
انباره بالا
dynamic storage
U
انباره پویا
local storage
U
انباره محلی
stock
U
انباشته انباره
electrostatic storage
U
انباره الکترواستاتیکی
program storage
U
انباره برنامه
disk storage
U
انباره گردهای
heat sink
U
انباره حرارتی
matrix storage
U
انباره ماتریسی
magnetic storage
U
انباره مغناطیسی
storage allocation
U
تخصیص انباره
nesting storage
U
انباره تودرتو
external store
U
انباره خارجی
internal storage
U
انباره داخلی
main storage
U
انباره اصلی
file storage
U
انباره فایل
fixed storage
U
انباره ثابت
intermediate storage
U
انباره واسط
nesting storage
U
انباره پشتهای
storing
U
انباره کردن
bulk storage
U
انباره پرگنجایش
store
U
انباره کردن
energy storage
U
انباره ی انرژی
temporary storage
U
انباره موقتی
storage compaction
U
فشردگی انباره
storage cell
U
سلول انباره
storage cell
U
یاخته انباره
backing storage
U
انباره پشتیبان
storage capacity
U
فرفیت انباره
backing store
U
انباره پشتیبان
two level store
U
انباره دو سطحی
storage capacity
U
گنجایش انباره
storage buffer
U
میانگیر انباره
storage array
U
ارایه انباره
buffer storage
U
انباره میانگیر
storage cycle
U
چرخه انباره
storage cycle
U
سیکل انباره
storage device
U
دستگاه انباره
temporary storage
U
انباره موقت
tape storage
U
انباره نواری
switch storage
U
انباره گزینهای
storage unit
U
واحد انباره
storage register
U
ثبات انباره
storage protection
U
حفافت انباره
storage location
U
موقعیت انباره
storage location
U
مکان انباره
associative stopage
U
انباره انجمنی
associative storage
U
انباره انجمنی
auxiliary storage
U
انباره کمکی
virtual storage
U
انباره مجازی
bulk storage
U
انباره پر گنجایش
static storage
U
انباره ایستا
control store
U
انباره کنترل
regenerative storage
U
انباره باززا
real storage
U
انباره واقعی
core storage
U
انباره چنبرهای
core storage
U
انباره هستهای
external storage
U
انباره خارجی
protected storage
U
انباره محفوظ
primary storage
U
انباره اولیه
permanent store
U
انباره دائمی
permanent storage
U
انباره دائمی
parallel storage
U
انباره موازی
circulating storage
U
انباره گردشی
reserve accumulator
U
انباره کمکی
volatile storage
U
انباره فرار
capacitor store
U
انباره خازنی
serial storage
U
انباره سری
cesspool
U
انباره فاضلاب
working storage
U
انباره کاری
ws
U
انباره دایر
secondary storage
U
انباره ثانویه
secondary storage
U
انباره ثانوی
sequential storage
U
انباره ترکیبی
serial storage
U
انباره نوبتی
canoness
U
زنی که درمیان جامعه مذهبی یادانشکدهای با سایراهل ان زندگی کند
erasable storage
U
انباره پاک شدنی
central mass storage
U
انباره انبوه مرکزی
double accumulator switch
U
کلید انباره دوبل
common storage area
U
ناحیه اشتراکی انباره
read only storage
U
انباره فقط خواندنی
protected storage
U
انباره محافظت شده
offline storage
U
انباره برون خطی
nonerasable storage
U
انباره پاک نشدنی
magnetic tape storage
U
انباره نوار مغناطیسی
static storage allocation
U
تخصیص انباره ایستا
nondestructive storage
U
انباره غیر مخرب
sequential storage device
U
دستگاه انباره ترتیبی
secondary storage medium
U
رسانه انباره ثانوی
pushdown store
U
انباره پایین فشردنی
parallel search storage
U
انباره جستجوی موازی
pushup storage
U
انباره بالا فشردنی
online storage
U
انباره درون خطی
bran pie
U
فرف بزرگ پراز سبوس که اسباب بازیهایی درمیان ان پنهان می کنند
gofer
U
کلوچهای که درمیان دواهن بشکل شان عسل میپزندوهمان شکل رابر
gofers
U
کلوچهای که درمیان دواهن بشکل شان عسل میپزندوهمان شکل رابر
water plate
U
بشقابی که ته ان دو طبقه وبرای انست که اب گرم درمیان ان بریزند...نگاه دارند
gophers
U
کلوچهای که درمیان دواهن بشکل شان عسل میپزندوهمان شکل رابر
reloadable control storage
U
انباره با کنترل بارگیری مجدد
virtual storage access method
U
روش دستیابی انباره مجازی
removable mass storage
U
انباره انبوه قابل انتقال
mailbox
U
انباره پیغام های پستی صندوق پست
mailboxes
U
انباره پیغام های پستی صندوق پست
vsam
U
Access Storage Virtual روش دستیابی انباره مجازی ethod
nibbling
U
به واحدی از انباره که شامل نیم بایت یا عموما" چهار بیت است گفته میشود
nibbles
U
به واحدی از انباره که شامل نیم بایت یا عموما" چهار بیت است گفته میشود
nibbled
U
به واحدی از انباره که شامل نیم بایت یا عموما" چهار بیت است گفته میشود
nibble
U
به واحدی از انباره که شامل نیم بایت یا عموما" چهار بیت است گفته میشود
reducing
U
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduces
U
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduce
U
تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com