English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
exposure U درمعرض گذاری
exposures U درمعرض گذاری
disposure U درمعرض گذاری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
disposal U مصرف درمعرض گذاری
Other Matches
opens U درمعرض
subjected U درمعرض
subject U درمعرض
prone U درمعرض
opened U درمعرض
subjects U درمعرض
open U درمعرض
subjecting U درمعرض
disposable U درمعرض
to hang by the eyelids U درمعرض خطربودن
winds U درمعرض بادگذاردن
susceptibility U درمعرض بودن
breathy U درمعرض نسیم
visual U درمعرض دید
visually U درمعرض دید
visuals U درمعرض دید
wind U درمعرض بادگذاردن
solarize U درمعرض افتاب قراردادن
to expose to sale U درمعرض فروش گذاشتن
bleakest U درمعرض بادسرد متروک
exhibit U درمعرض نمایش قراردادن
exhibiting U درمعرض نمایش قراردادن
bleakly U درمعرض بادسرد متروک
bleaker U درمعرض بادسرد متروک
bleak U درمعرض بادسرد متروک
exhibits U درمعرض نمایش قراردادن
confiscatable U درمعرض ضبط وتوقیف
confiscable U درمعرض ضبط وتوقیف
vulnerable U درمعرض اسیب در معرض
susceptibility U درمعرض اسیب بودن
exhibited U درمعرض نمایش قراردادن
exposure to cold U درمعرض سرما بودن
draughth U درمعرض جریان هوا
residential investments U سرمایه گذاری مسکن سرمایه گذاری به شکل خانههای مسکونی
markets U درمعرض فروش قرار دادن
suns U درمعرض افتاب قرار دادن
sunning U درمعرض افتاب قرار دادن
sunned U درمعرض افتاب قرار دادن
marketed U درمعرض فروش قرار دادن
sun U درمعرض افتاب قرار دادن
market U درمعرض فروش قرار دادن
expose U درمعرض گذاشتن نمایش دادن
to put on the market U درمعرض فروش قرار دادن
to place on the market U درمعرض فروش قرار دادن
exposing U درمعرض اشعه قرار دادن
exposing U درمعرض گذاشتن نمایش دادن
exposes U درمعرض اشعه قرار دادن
exposes U درمعرض گذاشتن نمایش دادن
expose U درمعرض اشعه قرار دادن
acceleration principle U یعنی سرمایه گذاری مساوی است باحاصلضرب ضریب شتاب میزان سرمایه گذاری لازم برای افزایش یک واحد تولید در تغییرات در تولید
punctuation marks U علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
punctuation mark U علائم نقطه گذاری درجملات نشان نقطه گذاری
desired investment U سرمایه گذاری مطلوب سرمایه گذاری مورد نظر
overcapitalization U سرمایه گذاری بیش ازحد سرمایه گذاری افراطی
disposure U درمعرض دید قرار گرفتن فاهر شدن
adventures U : درمعرض مخاطره گذاشتن دستخوش حوادث کردن
adventure درمعرض مخاطره گذاشتن دستخوش حوادث کردن
cooperative scorer U بهره گیرنده از روش سرمایه گذاری مشترک استفاده کننده از سرمایه گذاری مشترک
luminescence U پدیده نورافشانی جسمی پس ازقرار گرفتن درمعرض تابش اشعه
unintended investment U سرمایه گذاری برنامه ریزی نشده سرمایه گذاری پیش بینی نشده
public U روش رمز گذاری داده که از یک کلید برای رمز گذاری و کلید دیگر برای رمز گشایی استفاده میکند
fuze U ماسوره گذاری کردن چاشنی مواد منفجره چاشنی چاشنی گذاری کردن
fuzing U چاشنی گذاری چاشنی گذاری کردن
lineation U خط گذاری
coding U کد گذاری
indention U تو گذاری
frustration U عقیم گذاری
collocation U باهم گذاری
enterprises U سرمایه گذاری
insulation U عایق گذاری
frustrations U عقیم گذاری
insertion U جوف گذاری
coding U کد گذاری چیزی
coding U علامت گذاری
valuations U ارزش گذاری
valuation U ارزش گذاری
edgings U لبه گذاری
edging U لبه گذاری
trapping U تله گذاری
piping U لوله گذاری
grading U نمره گذاری
investment U سرمایه گذاری
coronations U تاج گذاری
costing U قیمت گذاری
sanding U ماسه گذاری
ovulation U تخمک گذاری
scaling U مقیاس گذاری
pricing U قیمت گذاری
policy-making U سیاست گذاری
pagination U صفحه گذاری
scoring U نمره گذاری
costing U هزینه گذاری
enterprise U سرمایه گذاری
legislation U قانون گذاری
coronation U تاج گذاری
investments U سرمایه گذاری
policy making U سیاست گذاری
indentation U دندانه گذاری
weft insertion U پود گذاری
wicking U فتیله گذاری
undervaluation U کم ارزش گذاری
structuralization U بنیان گذاری
signallzation U علامت گذاری
sequencing U ترتیب گذاری
sedimentation U رسوب گذاری
sedimentation U لایه گذاری
scale factor U مقیاس گذاری
puncuation U نقطه گذاری
prochronism U جلوترتاریخ گذاری
preterition U فرو گذاری
prefixture U سرواژه گذاری
prefixture U جلو گذاری
prefixture U پیش گذاری
prefixion U سرواژه گذاری
prefixion U جلو گذاری
hypothecation U گرو گذاری
hyphenation U خط تیره گذاری
dimensioning U اندازه گذاری
demomination U نام گذاری
dateline U تاریخ گذاری
cupellation U قال گذاری
codes and codification U علامت گذاری
capitalization U سرمایه گذاری
imposition of hands U دست گذاری
aggradation U ابرفت گذاری
lettering U حروف گذاری
impressions U نشان گذاری
impression U نشان گذاری
spacing U فاصله گذاری
mining U مین گذاری
numbering U شماره گذاری
hypothecation U رهن گذاری
iatraliptics U مرهم گذاری
prefixion U پیش گذاری
petarder U مامورخرج گذاری پل
ovulations U تخمک گذاری ها
nomography U فن قانون گذاری
nomographer U قانون گذاری
nomenclauture U نام گذاری
minelaying U مین گذاری
mark sensing U نشان گذاری
lodgment U ودیعه گذاری
lodgement U ودیعه گذاری
limit of load U حد بار گذاری
lable U جهت گذاری
inunction U مرهم گذاری
interposition U پا میان گذاری
ingravescence U رو بشدت گذاری
idegraphy U نشان گذاری
indentations U دندانه گذاری
juxtaposition U پهلوی هم گذاری
devise U ارث گذاری
indent U دندانه گذاری
devised U ارث گذاری
devises U ارث گذاری
devising U ارث گذاری
tubing U لوله گذاری
marking U علامت گذاری
markings U علامت گذاری
padding U لایی گذاری
masking U نقاب گذاری
marks U علامت گذاری
load U فشنگ گذاری
punctuation U نقطه گذاری
loads U فشنگ گذاری
demarcation U علامت گذاری
synthesised U هم گذاری کردن
synthesis U هم گذاری اختلاط
syntheses U هم گذاری اختلاط
nominations U نام گذاری
synthesizing U هم گذاری کردن
synthesizes U هم گذاری کردن
nomination U نام گذاری
indents U دندانه گذاری
synthesized U هم گذاری کردن
synthesize U هم گذاری کردن
synthesising U هم گذاری کردن
loading U بار گذاری
encoding U رمز گذاری
synthesises U هم گذاری کردن
denomination U نام گذاری
denominations U نام گذاری
indenting U دندانه گذاری
invest U سرمایه گذاری
finances U سرمایه گذاری
setting U کار گذاری
settings U کار گذاری
heading U عنوان گذاری
headings U عنوان گذاری
notation U نشان گذاری
indexing U شاخص گذاری
notations U نشان گذاری
mark U علامت گذاری
pointing U نقطه گذاری
filling U لایی گذاری
financed U سرمایه گذاری
finance U سرمایه گذاری
earmarking U علامت گذاری
financing U سرمایه گذاری
casings U لوله گذاری
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com