English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to fail to provide an answer U درماندن در دادن پاسخ
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
answers U پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
answer U پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
answering U پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
answered U پاسخ دادن یا یافتن پاسخ یک سوال
it is inexpedient to reply U پاسخ دادن مصلحت نیست پاسخ دادن مقتضی نیست
reply [answer] U پاسخ نامه ای [پاسخ به پیام پست الکترونیکی ] [پاسخ زبانی دفاعیه]
answering U : پاسخ دادن
answered U : پاسخ دادن
rejoining U پاسخ دادن
rejoin U پاسخ دادن
rejoined U پاسخ دادن
responded U پاسخ دادن
respond U پاسخ دادن
answer U : پاسخ دادن
rejoins U پاسخ دادن
to make a response U پاسخ دادن
answers U : پاسخ دادن
responds U پاسخ دادن
fails U درماندن
failed U درماندن
fail U درماندن
rejoins U پاسخ دفاعی دادن
rejoining U پاسخ دفاعی دادن
return a negative U پاسخ منفی دادن
to answer in the a U پاسخ مثبت دادن
rejoin U پاسخ دفاعی دادن
rejoinders U پاسخ دفاعی دادن
rejoined U پاسخ دفاعی دادن
rejoinder U پاسخ دفاعی دادن
replying U پاسخ دادن جواب کتبی
reply U پاسخ دادن جواب کتبی
replies U پاسخ دادن جواب کتبی
replied U پاسخ دادن جواب کتبی
readiness to report U امادگی برای پاسخ دادن
to beg the question U در پاسخ به پرسشی جاخالی دادن
to fail [memory] U درماندن [حافظه یا خاطره]
replies U پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی
answers U پاسخ دادن به یک سیگنال و ایجاد یک خط ارتباطی
respond U پاسخ دادن یا عمل کردن به دلیلی
irresponsiveness U عدم امادگی برای پاسخ دادن
responded U پاسخ دادن یا عمل کردن به دلیلی
replied U پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی
answer U پاسخ دادن به یک سیگنال و ایجاد یک خط ارتباطی
responds U پاسخ دادن یا عمل کردن به دلیلی
answering U پاسخ دادن به یک سیگنال و ایجاد یک خط ارتباطی
reply U پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی
replying U پاسخ دادن به پیام پست الکترونیکی
answered U پاسخ دادن به یک سیگنال و ایجاد یک خط ارتباطی
to respond to blackmail [a threat] U پاسخ دادن به باج گیری [ تهدیدی]
inquiry U ترمینالی که برای دستیابی و پاسخ دادن به فایلهای ذخیره شده روی کامپیوتر دور به کار می رود
inquiries U ترمینالی که برای دستیابی و پاسخ دادن به فایلهای ذخیره شده روی کامپیوتر دور به کار می رود
intelligence U 1-توانایی پاسخ دادن . 2-توانایی وسیله برای اجرای و پردازش برنامه
quoting U خصوصیتی در پستهای الکترونیکی که امکان پاسخ دادن به پیام به همراه متن پیام اصلی میدهد
voice answer back U یک دستگاه پاسخ صوتی که میتواندسیستم کامپیوتری را به یک شبکه تلفنی وصل کند تا پاسخ صوتی را به درخواستهای انجام شده از ترمینالهای تلفنی فراهم اورد
originated U با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
originates U با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
originate U با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
originating U با مودم دیگر که منتظر تماس است تماس برقرار می گیرد. مودم اصلی به پاسخ مودم راه دور پاسخ می فرستد
reducing U تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduce U تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduces U تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
responsions U پاسخ
statement U پاسخ
response [commentary] U پاسخ
replication U پاسخ
rebutter U پاسخ رد
representation [statement] U پاسخ
reaction [answer, commentary] U پاسخ
item of written comment U پاسخ
responses U پاسخ
answerback U در پاسخ
response U پاسخ
counterplea U پاسخ رد
no U : پاسخ نه
in reply to U در پاسخ
in answer to U در پاسخ به
negative reply U پاسخ رد
answered U پاسخ
replies U پاسخ
replied U پاسخ
responded U پاسخ
reply U پاسخ
replying U پاسخ
respond U پاسخ
answer U پاسخ
answering U پاسخ
responds U پاسخ
answers U پاسخ
early answer U پاسخ زود
frequency respone U پاسخ فرکانس
vab U پاسخ سمعی
response amplitude U دامنه پاسخ
plea U پاسخ دعوی
come up with <idiom> U یافتن پاسخ
w response U پاسخ کلی
color response U پاسخ رنگ
answerable U پاسخ دار
content response U پاسخ محتوایی
consummatory response U پاسخ پایانی
correct response U پاسخ درست
right answer U پاسخ درست
voice answer back U پاسخ سمعی
whole response U پاسخ کلی
conditioned response U پاسخ شرطی
distal response U پاسخ دوربرد
emitted response U پاسخ صدوری
delayed response U پاسخ درنگیده
vaccum response U پاسخ غیابی
response threshold U استانه پاسخ
pleas U پاسخ دعوی
response strength U نیرومندی پاسخ
original response U پاسخ ابتکاری
response set U امایه پاسخ
response rate U سرعت پاسخ
response latency U نهفتگی پاسخ
response intensity U شدت پاسخ
response generalization U تعمیم پاسخ
response equivalence U هم ارزی پاسخ
response duration U مدت پاسخ
response differentiation U تفکیک پاسخ
replier U پاسخ دهنده
popular response U پاسخ رایج
position response U پاسخ مکانی
preparatory response U پاسخ مقدماتی
response time U زمان پاسخ
rejoinder U پاسخ دفاعی
image response U پاسخ تصویر
rejoinders U پاسخ دفاعی
impluse response U پاسخ ایمپولز
to definitive answer U پاسخ قطعی
irresponsive U پاسخ ندهنده
responsorial U پاسخ دهنده
manipulandum U ابزار پاسخ
operandum U ابزار پاسخ
rejoined U در پاسخ گفتن
running rate U اهنگ پاسخ
discriminatory response U پاسخ افتراقی
moro response U پاسخ مورو
movement response U پاسخ حرکت
reflection response U پاسخ قرینه
answers U : جواب پاسخ
answer mode U حالت پاسخ
rejoining U در پاسخ گفتن
anatomy response U پاسخ کالبدی
an a answer U پاسخ مثبت
answering U پاسخ به یک سوال
answer U : جواب پاسخ
answered U : جواب پاسخ
answers U پاسخ به یک سوال
oracle U پاسخ مبهم
calculation U پاسخ تقریبی
solutions U پاسخ یک مشکل
rejoin U در پاسخ گفتن
answering U : جواب پاسخ
answerback U پاسخ برگشتی
anticipatory response U پاسخ انتظاری
oracles U پاسخ مبهم
rejoins U در پاسخ گفتن
answer U پاسخ به یک سوال
solution U پاسخ یک مشکل
answered U پاسخ به یک سوال
unconditioned response U پاسخ غیر شرطی
phoned U پاسخ به تماس در تلفن
response hierarchy U سلسله مراتب پاسخ
answer [to something] U پاسخ [به چیزی] [راه حل]
interrogator responsor U دستگاه پرسش- پاسخ
high frequency responce U پاسخ فرکانس بالا
phoning U پاسخ به تماس در تلفن
he returned a negative U پاسخ منفی داد
response time U زمان پاسخ دهی
no reply necessary [NRN] U نیازی به پاسخ نیست.
stimulus response model U الگوی محرک- پاسخ
affirmative U پاسخ "بله " بود
phone U پاسخ به تماس در تلفن
open ended question U پرسش باز پاسخ
calculation U پاسخ به یک مشکل در ریاضی
inquiry system U سیستم پرسش- پاسخ
i pause for a reply U منتظر پاسخ هستم
modulation frequency response U پاسخ فرکانس مدولاسیون
s r psychology U روانشناسی محرک- پاسخ
phones U پاسخ به تماس در تلفن
solve U یافتن پاسخ یک مشکل
galvanic skin response U پاسخ برقی پوست
shading response U پاسخ سایه روشن
achromatic color response U پاسخ رنگ بی فام
stimulus response psychology U روانشناسی محرک- پاسخ
pilomotor response U پاسخ سیخ شدن مو
all or none response U پاسخ همه یا هیچ
conditioned escape response U پاسخ گریز شرطی
conditioned avoidance response U پاسخ اجتنابی شرطی
s r model U الگوی محرک- پاسخ
conditioned emotional response U پاسخ هیجانی شرطی
cer U پاسخ هیجانی شرطی
white space response U پاسخ به بخش سفید
psychogalvanic response U پاسخ گالوانیکی- روانی
stimulus response theory U نظریه محرک- پاسخ
surrebutter U اخرین پاسخ خواهان
solved U یافتن پاسخ یک مشکل
solves U یافتن پاسخ یک مشکل
solving U یافتن پاسخ یک مشکل
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com