English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
point U درجه امتیاز بازی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
One point for you. U یک درجه امتیاز [ بازی] برای تو.
Other Matches
set point U اخرین امتیاز بازی
home court advantage U امتیاز بازی در خانه
centuries U 001 امتیاز یا بیشتر در یک بازی کریکت
century U 001 امتیاز یا بیشتر در یک بازی کریکت
maiden over U بخشی از بازی کریکت بدون امتیاز
What is the score? U چند به چندیم ؟ ( امتیاز شما ری در بازی )
badminton U بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
honor U امتیاز اولین نفر بودن درشروع بازی گلف
par U حساب امتیاز استاندارد برای هر بخش از بازی گلف
best ball U بازی یک نفر درمقابل 2 یا 3نفر برای کسب بهترین امتیاز
par in U پایان دادن بازی گلف با کسب امتیاز استاندارد در بخشهای باقیمانده
stroke hole U بخشی از بازی گلف که درانجا امتیاز اضافی به حریف ضعیف داده میشود
squash tennis U بازی شبیه به اسکواش درهمان محوطه بین 2 نفر که امتیاز فقط بوسیله سرویس کننده به دست می اید و توپ وراکت فرق دارند
point after touchdown [یک امتیاز با گذراندن توپ بر فراز دروازه با ضربه پا پس از کسب شش امتیاز با رسیدن به پشت خط پایان]
overtime U وقت نامحدودپس از تساوی در امتیاز 41برای کسب دو امتیاز
handicaps U امتیاز برای ایجاد تعادل امتیاز تعادلی
handicap U امتیاز برای ایجاد تعادل امتیاز تعادلی
handicap U مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
handicaps U مسابقه ارابه رانی با دادن امتیاز از محل شروع به نسبت مسابقه امتیاز دادن به شرکت کنندگان
rugby point U امتیاز 3 یا 4 برای رساندن توپ به پشت خط پایان امتیاز 2 برای ضربه با پاوفرستان توپ از روی دروازه
beam attack U تک هواپیمای رهگیری که بازاویه افقی بیش از 54 درجه و کمتر از 531 درجه انجام میشود
shinny U بازی هاکی که با توپ چوبی بازی شود چوب بازی هاکی
elevation indicator U صفحه مدرج درجه طبلک درجه
shoulder patch U درجه روی بازوی درجه داران
sighting bar U ستون درجه ونک مگسک میله ستون درجه دستگاه نشانه روی اموزشی
superelevation U درجه ارتفاع درجه بلندی
third-class U درجه سوم بلیط درجه 3
third class U درجه سوم بلیط درجه 3
harlequinade U بخشی ازنمایش یالال بازی که لوده دران بازی میکند لودگی
frame U مدت زمان به کیسه انداختن تمام گویهای بازی اسنوکر یک دهم از بازی بولینگ
cutthroat U بازی 3 نفره که هریک به نفع خود بازی میکند
gamesmanship U مهارت در بردن بازی بدون تخلف از مقررات بازی
misplay U بازی بد واز روی ناشیگری غلط بازی کردن
game U وسیله ROM که حاوی کد برنامه برای بازی کامپیوتری است و در کنسول بازی نصب میشود
sighting leaf U ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
fire fight U ترقه بازی اتش بازی مبادله تیراندازی
to make a trick U با کارت شعبده بازی کردن [ورق بازی]
dib U ریگ بازی قاپ یا ریگی که با ان بازی می کنند
shinney U بازی هاکی که باتوپ چوبی بازی شود
kiss in the ring U بازی بگیرماچ کن :بازی که دران پسریادختری ....تااوراببوسد
inning U گیمی که بازیگر سرویس زده و ان را باخته فرصت برای نوبت هر بازی بیلیارد یاکروکه یک بخش از بازی بولینگ
harlepuinade U نمایش لال بازی ودلقک بازی
crampet game U بازی خفه بازی کم فضای شطرنج
charlatanic U امیخته بازبان بازی یاچاچول بازی
Bureaucracy . Red tape . U کاغذ بازی ( قرطاس بازی )
brevet U درجه افتخاری دادن فرمان درجه افتخاری
batting order U ترتیب ورود توپزنها به بازی بیس بال ترتیب ورود توپزنهابه بازی کریکت
division police petty officer U درجه دار دژبان قسمت درجه دار انتظامات قسمت
master at arms U درجه دار انتظامات ناو درجه دار ارشد ناو
exclusiveness U امتیاز
plus U امتیاز
chartered U امتیاز
charter U امتیاز
priviege U امتیاز
credit U امتیاز
credited U امتیاز
prominency U امتیاز
chartering U امتیاز
credits U امتیاز
charters U امتیاز
scoreless U بی امتیاز
crediting U امتیاز
concession U امتیاز
ad U امتیاز
scorelines U خط امتیاز
scoreline U خط امتیاز
pre-eminence U امتیاز
advantage U امتیاز
leases U امتیاز
act of grace U امتیاز
ads U امتیاز
pre eminence U امتیاز
concessions U امتیاز
distinctions U امتیاز
distinction U امتیاز
lease U امتیاز
licences U امتیاز
game bird U یک امتیاز
upper hand U امتیاز
royalty U حق امتیاز
scores U امتیاز
rectum U امتیاز
franchises U امتیاز
rectums U امتیاز
licenses U امتیاز
licence U امتیاز
royalties U حق امتیاز
prominence U امتیاز
pas U امتیاز
scored U امتیاز
point U امتیاز
francs U امتیاز
prerogative U امتیاز
runs U یک امتیاز
run U یک امتیاز
franc U امتیاز
privilege U امتیاز
franchise U امتیاز
prerogatives U امتیاز
score U امتیاز
headstart U امتیاز در شروع
law of advantage U قانون امتیاز
love U امتیاز صفر
double figures U امتیاز دو رقمی
awarding of points U امتیاز دادن
converting U امتیاز گرفتن
converts U امتیاز گرفتن
converted U امتیاز گرفتن
loved U امتیاز صفر
loves U امتیاز صفر
convert U امتیاز گرفتن
differentia U وجه امتیاز
scoreless U بدون امتیاز
prerogatives U حق یا امتیاز ویژه
worst U امتیاز اوردن
worst- U امتیاز اوردن
prerogative U حق یا امتیاز ویژه
chalk up U کسب امتیاز
score sheet U برگ امتیاز
game point U امتیاز پایانی
magna cum laude U با امتیاز زیاد
win on points U پیروزی با امتیاز
perfect score U امتیاز کامل
maritime lien U امتیاز دریایی
insurance U امتیاز مطمئن
licence owner U صاحب امتیاز
privileged U امتیاز دار
privileged U دارای امتیاز
outpoint U برنده با امتیاز
foot score line خط امتیاز انتهایی
precedency U امتیاز سابقه
concessionaire U صاحب امتیاز
concessionary agreement U امتیاز نامه
patent U امتیاز نامه
grantee U صاحب امتیاز
aces U امتیاز سرویس
field privilege U امتیاز فیلد
ace U امتیاز سرویس
decisions U برنده با امتیاز
decision U برنده با امتیاز
loss on points U باخت با امتیاز
patented U امتیاز نامه
match points U اخرین امتیاز
match point U اخرین امتیاز
preferential U امتیاز دهنده
precedence U امتیاز سابقه
patents U امتیاز نامه
oddest U امتیاز دادن
set point U اخرین امتیاز
odder U امتیاز دادن
odd U امتیاز دادن
go-ahead U امتیاز برتر
concession deed U امتیاز نامه
patenting U امتیاز نامه
concessionary U صاحب امتیاز
concessioner U صاحب امتیاز
deciding U امتیاز سرنوشت ساز
prerogative U امتیاز مخصوص حق ارثی
read write privilege U امتیاز خواندن- نوشتن
point spread U امتیاز قابل انتظار
in the hole <idiom> U امتیاز پایین صفر
prerogatives U امتیاز مخصوص حق ارثی
scoring key U [کلید امتیاز دهی]
privilege U امتیاز مخصوصی اعطاکردن
To keep the score. U حساب امتیاز رانگاهداشتن
fifteen U نخستین امتیاز گیم
royal prerogative U حق امتیاز ویژه پادشاه
thirty U دومین امتیاز گیم
equaliser U امتیاز مساوی کننده
thirties U دومین امتیاز گیم
franchises U ازادی حق انتخاب امتیاز
monopolizing U امتیاز انحصاری گرفتن
patents U دارای حق امتیاز امتیازی
perfect game U باحداکثر 003 امتیاز
monopolising U امتیاز انحصاری گرفتن
monopolises U امتیاز انحصاری گرفتن
monopolised U امتیاز انحصاری گرفتن
ducked U اخراج توپزن بی امتیاز
wining by deukjoom U برد تکواندو با امتیاز
duck U اخراج توپزن بی امتیاز
ahead U دارای امتیاز بیشتر
double bogey U دوبار کسب امتیاز
monopolize U امتیاز انحصاری گرفتن
ice U امتیاز سرنوشت ساز
duckings U اخراج توپزن بی امتیاز
ducks U اخراج توپزن بی امتیاز
oddsmaker U تعیین کننده امتیاز
licensees U صاحب جواز یا امتیاز
licensee U صاحب جواز یا امتیاز
decision U برنده کشتی با امتیاز
privileged U دارای امتیاز یا حق ویژه
burns U امتیاز گرفتن از حریف
decisions U برنده کشتی با امتیاز
monopolizes U امتیاز انحصاری گرفتن
monopolized U امتیاز انحصاری گرفتن
handicap U امتیاز دادن اشکال
franchise U ازادی حق انتخاب امتیاز
handicaps U امتیاز دادن اشکال
burn U امتیاز گرفتن از حریف
counting U تعداد امتیاز توپزن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com