English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 19 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
to be [left] stranded U دربدر شدن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
vagabond U دربدر خانه بدوش
vagabonds U دربدر خانه بدوش
vagrant U دربدر اوباش
vagrants U دربدر اوباش
outcast U دربدر
outcasts U دربدر
waif U بچه بی صاحب ادم دربدر
homeless U دربدر
homelessness U دربدر
gadabout U اواره دربدر
mendiant U درویش دربدر
mendicant U درویش دربدر
planetary life U زندگی دربدر
vagabondish U دربدر
We are hunting for a vacant flat. U دربدر دنبال آپارتمان خالی می گردیم
To be stranded. U دربدر شدن ( سرگردان شدن )
I was looking for you every where . U دربدر عقبت می گشتم
unsheltered <adj.> U دربدر
Partial phrase not found.
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com