English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
I have a position ( post ) of great responsibility in this company . U دراین شرکت شغل پرمسئولیتی دارم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
He has no influence in this company . U دراین شرکت کاره ای نیست
He has a poor service record in this company. U دراین شرکت بی سابقه خوبی ندارد
We dont have qualified personnel in this company. U دراین شرکت آدم حسابی نداریم
We have no vacant position ( opening ) in this company . U دراین شرکت محل ( جا و سمت ) خالی نداریم
iam proud to know him U از شناسایی او افتخار دارم افتخار دارم که او رامیشناسم
iam p to of knowing him U از اشنایی او افتخار دارم افتخار دارم که او را می شناسم
letterheads U مشخصات شرکت که برروی نامههای ان شرکت چاپ شده است
letterhead U مشخصات شرکت که برروی نامههای ان شرکت چاپ شده است
compaq computer corporation U شرکت کامپیوتری کامپک شرکت سازنده انواع گوناگون ریزکامپیوتر سازگار باریزکامپیوتر
limited company U شرکت با مسئولیت محدود شرکت سهامی
constituent company U شرکت وابسته به شرکت یاشرکتهای دیگر
In this case ( instance) . U دراین مورد
hereabout U دراین حدود
in this p case U دراین موردبخصوص
in this matter U دراین امر
in this connextion U دراین زمینه
hither and thither <idiom> U دراین سو وآن سو
here below U دراین جهان
of late U دراین روزها
On this holy month. U دراین روز مبارک
In this holy month. U دراین ماه مبارک
there U دراین موضوع انجا
herein named U نامبرده دراین نامه
In this day and age. U دراین دور وزمان
international finance corporation U شرکت مالی بین المللی شرکت تاسیس شده به وسیله بانک جهانی که هدفش تشویق و ترویج موسسات تولیدی بخش خصوصی درکشورهای توسعه نیافته است
parent company U شرکت مادر شرکت مرکزی
privates U رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
private U رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
outsource U به کار گرفتن شرکت دیگر برای مدیریت و تامین شبکه برای شرکت شی
She did not ask about this. U او [زن] دراین باره پرسش نکرد.
All the world and his wife were at this party . U هر کی را بگویی دراین میهمانی بود
I am a strange in this town. U دراین شهر غریب هستم
He talked in this connection (vein). U دراین زمینه صحبت کرد
of late years U دراین چند سال گذشته
In this day and age. U دراین سال وزمانه ( امروزه )
he is an a. on that U سخن او دراین باره است
in the last fortnight U دراین پانزده روز گذشته
All the expenses. U دراین عکس خوب افتادید
dragger U شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
I made a lot of profit in the deal . U دراین معامله فایده زیادی بردم
simple shear U دراین برش تنش عمودی وجودندارد
Generosity runs in the family. U سخاوت دراین خانواده ارثی است
the pilgrimage of life U زندگی چندروزه ادمی دراین جهان
You name it , they have it in thes department store. U هر چه تو بگویی دراین فروشگاه می فروشند ( دارند )
It is murder driving on this freeway ( motorway , highway ) . U رانندگی دراین بزرگراه کشنده است
Did you make any profit in this deal ? U آیا دراین معامله استفاده ای داشتید ؟
I'll give you that [much] . U دراین نکته اعتراف می کنم [که حق با تو است] .
Did you get anything out of this deal ? U دراین معامله چیزی گیرت آمد ؟
How many people live here ? U چند نفر دراین خانه می نشینند ؟
The sun is all the more welcome. In this cold weather. U دراین هوای سرد آفتاب می چسبد
It this case , the purpose has been defeated . U دراین مورد نقض غرض شده است
This car can hold 6 persons comefortably. U دراین اتوموبیل راحت 6 نفر راجامی گیرند
The surely clean you out in this nightclub . U دراین کارباره آدم را لخت می کنند ( می چاپند )
There is nothing I can do about it. U از دست من دراین باره کاری ساخته نیست
I'll speak at length on this subject. U دراین باره مفصل صحبت خواهم کرد
This shop deals in goods of all sorts . U دراین مغازه همه چیز معامله می شود
There are not many amusements in this town. U دراین شهر تفریحات زیادی وجود ندارد
Allow me to chew it over in my mind . U اجازه بدهید دراین باره فکر کنم
Several people could be accommodated in this room. U چندین نفر رامی توان دراین اتاق جاداد
There are ine milion book (volumes)in this library. U دراین کتابخانه یک میلیون جلد کتاب وجود دارد
component U اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components U اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
paperless U شرکت الکترونیکی یا شرکتی که از کامپیوتر و سایر قط عات الکترونیکی برای کارهای شرکت استفاده میکند و از کاغذ استفاده نمیکند
In this contract , there are no loopholes for either party . U دراین قرار داد هیچ را ؟ فراری برای طرفین نیست
houses U 1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
house U 1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
housed U 1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
neap tide U دراین حالت نیروی جاذبه ماه وخورشید در خلاف یکدیگر تاثیرمیکند
business group U شرکت سهامی [شرکت]
body corporate U شرکت شرکت سهامی
army component U نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
I have a carton of cigarettes U من یک ... دارم.
I'm in a hurry. من عجله دارم
i maintain U عقیده دارم که ...
I'm in a hurry. من عجله دارم.
i intend to stay here U خیال دارم که ...
I am standing by you . I am right behind you . U هوایت را دارم
I'm in doubt about it. U من بهش شک دارم.
I want to have a word with you . I want you . U کارت دارم
my a is 0 years U من 04سال دارم
I agree. U قبول دارم.
i wish to stay here U میل دارم ...
I have a question. U من یک سئوال دارم.
I need my e U من دوست دارم
it is in my recollection U یاد دارم
I have a headache. U من سر درد دارم.
own a house U خانهای دارم
I have tobacco. من یک توتون دارم.
close the door please U خواهش دارم
i have a suit to the shah U به شاه عرض دارم
I feel like throwing up. <idiom> U دارم بالا میارم.
I am over 50 years old. U من ۵۰ سال بیشتر دارم.
I owe her a grudge U حق دارم که با اولج باشم
i have a hunch that U بیم یافن ان دارم که ...
I believe in God. U من به خدا ایمان دارم.
i yearn for U ارزوی استراحت دارم
i am purposed to go U در نظر دارم بروم
I am positive that ... U من اطمینان کامل دارم که ...
i have a hunch that U سخت گمان دارم که
I am staying at the hotel. U در هتل منزل دارم.
i am reluctant to go U اکراه دارم از رفتن
i humbly request that U خواهش عاجزانه دارم که ...
i have a silk rug Štoo U یک قالیچه ابریشمی هم دارم
I have cigar U من یک سیگار برگ دارم.
I have an appointment with the dentist. U با دندانساز قرار دارم
i stand to it that U جدا عقیده دارم که
I'm on a diet. من رژیم غذایی دارم.
i am rials in pocket U سه ریال در جیب دارم
I am in a great hurry . I am pressed for time . U خیلی عجله دارم
iam ill bested U موقعیت بدی دارم
I have a pain in my chest. U سینه درد دارم
I am deae beat . I am tired out . U از خستگی دارم غش می کنم
I feel nauseated. U حالت تهوع دارم.
I am beginning to realize ( understand ) . U کم کم دارم متوجه می شوم
i am famishing U از گرسنگی دارم می میرم
I have a credit card. من کارت اعتباری دارم.
i am purposed to go U قصد دارم بروم
i am busy at the moment U اکنون کار دارم
i am on the wrong side of 0 U من بیش از 05 سال دارم
I live a very regular life . U زندگی خیلی منظمی دارم
i own to having done it U اقرار دارم که ان کار را کرده ام
i intend to stay here U قصد دارم اینجا بمانم
i heed your help U به مساعدت شما احتیاج دارم
It pleases me. U دوست دارم [ آن چیز را یا کار را] .
I'm working on it. U دارم روش کار میکنم.
I have a date with my fiandee. U با نامزدم قرار ملاقات دارم
I have all kinds of problems. U هزار جور گرفتار ؟ دارم
I am thinding of going to Europe. U خیال دارم به اروپ؟ بروم
He owes me some money. U از او پول می خواهم (طلب دارم )
I have to study U من درس دارم به همین خاطر کم میمونم
i am in a hurry for it U عجله دارم یا در شتاب هستم
I am very busy today . U امروز خیلی کار دارم
I am going on twenty. U دارم می روم توی 20سالگی ؟
thank tou for that book U خواهش دارم ان کتاب را به من بدهید
I'll need a plot of land . U یک قطعه زمین لازم دارم
I like it. U دوست دارم [ آن چیز را یا کار را] .
i have worse to tell you U بدتر از این دارم که بشمابگویم
i have come on business U کاری دارم اینجا امدم
i have a suit to the shah U عریضه برای شاه دارم
I have a steady monthly income. U درآمد ماهیانه ثابتی دارم
I love her with my whole being . U با تمام وجود دوستش دارم
I would like to know the truth. U من دوست دارم که واقعیت رو بدونم.
please dont forget it U خواهش دارم فراموش نکنید
do tell me U خواهش دارم بمن بگویید
much as I'd like to <idiom> U با اینکه اینقدر دوست دارم
marshall plan U طرح کمک امریکابرای توسعه اقتصادی کشورهای اروپای غربی که پس از جنگ جهانی دوم برای جلوگیری از نفوذ کمونیسم دراین کشورها اجراگردید
coalition U مثلا" جنگ علیه دشمن اطلاق میشود دراین مقام می توان چنانچه معمول است این کلمه را به "اتفاق " یا " اتحاد " تبدیل کرد
coalitions U مثلا" جنگ علیه دشمن اطلاق میشود دراین مقام می توان چنانچه معمول است این کلمه را به "اتفاق " یا " اتحاد " تبدیل کرد
protectionism U دراین مکتب دفاع وحمایت از تعرفههای گمرکی به منظور حمایت صنایع واقتصاد داخلی بعنوان یک وسیله جهت توسعه اقتصادی بشمار می اید
I would like to learn the truth. U من دوست دارم از واقعیت مطلع بشوم.
i p to arrange an intrriew U قصد دارم که مصاحبهای ترتیب دهم
I have a son your age. U پسری دارم بسن ( وسال) شما
I am working here non-stop. U یک بند دارم اینجا کار می کنم
i rely solely on god... U تنها به خدا تکیه ... دارم وبس
i please to do it U خوش دارم که این کار را بکنم
I'm starving [to death] . U از گرسنگی دارم میمیرم. [اصطلاح مجازی]
i insist that he is innocent U جدا` عقیده دارم که او بی گناه است
i have as many books as you U کتاب شما دارید منهم دارم
I'm sure we can come to some arrangement. U من اطمینان دارم که ما می توانیم به توافقی برسیم .
i insist on his innocence U جدا` عقیده دارم که او بی گناه است
I am looking for work ( ajob). U دارم دنبال کار( شغل ) می گردم
I intend to buy a car . U خیال دارم یک ماشین ( اتوموبیل ) بخرم
pray consider my case U خواهش دارم بکار من رسیدگی کنید
i life that better U انرا بیشتر از همه دوست دارم
i intend my son for the bar U خیال دارم پسرم را بگذارم وکالت کند
I have a free hand in this matter. U دراینکار دستم باز است ( اختیارات دارم )
Could I have a word with you ? U عرضی داشتم (چند کلمه صحبت دارم )
My clothes are a witness to my poverty. U لباسی که بتن دارم شاهد فقر است
Can I go earlier today, just as a special exception? U اجازه دارم امروز استثنأ زودتر بروم؟
component command U قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
From your lips to God's ears! <idiom> U امیدوارم که حق با شما باشد، اما من کمی شک و تردید دارم.
I have got into a jam . Iam in a tight corner . I am in a bad fix. U بد طوری گیر کرده ام ( دروضع سختی قرار دارم )
i insist on your being present U جدا` عقیده دارم که شما بایدحضور داشته باشید
Is there enough time to change trains? U آیا برای تعویض قطار وقت کافی دارم؟
iam impatient to go U دلم شور میزند که بروم شتاب دارم برفتن
I am in the habit of sleeping late on Friday mornings. U عادت دارم جمعه ها صبح دیر از خواب بیدار می شوم
AFAIK U خلاصه عبارت انگلیسی: تا آنجایی که خبر دارم که در ایمیل یا چت استفاده می شود
demur U ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demurring U ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demurs U ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demurred U ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
pan- U در رهگیری هوایی بمعنی به گوش باشید پیام مهمی درمورد حفظ امنیت یک کشتی یاهواپیما یا شخص دارم
pan U در رهگیری هوایی بمعنی به گوش باشید پیام مهمی درمورد حفظ امنیت یک کشتی یاهواپیما یا شخص دارم
pans U در رهگیری هوایی بمعنی به گوش باشید پیام مهمی درمورد حفظ امنیت یک کشتی یاهواپیما یا شخص دارم
it is not t. U برای این نیست که من این یکی را ازان بیشتردوست دارم
state tiger U در رهگیری هوایی یعنی سوخت کافی برای اجرای ماموریت رهگیری دارم
request modify U درخواست تصحیح دارم درخواست تغییر میکنم
fellowsh U شرکت
concerns U شرکت
cahoot U شرکت
concern U شرکت
EIS U ول شرکت
consociation U شرکت
firmer U شرکت
corporation U شرکت
corporations U شرکت
firm U شرکت
contributions U شرکت
business U شرکت
contribution U شرکت
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com