Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
He has a poor service record in this company.
U
دراین شرکت بی سابقه خوبی ندارد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
It is quite unprecedented.
U
بی سابقه است ( سابقه ندارد )
There are not many amusements in this town.
U
دراین شهر تفریحات زیادی وجود ندارد
there is no precedent for this
U
این چیز سابقه ندارد
He has no influence in this company .
U
دراین شرکت کاره ای نیست
I have a position ( post ) of great responsibility in this company .
U
دراین شرکت شغل پرمسئولیتی دارم
We dont have qualified personnel in this company.
U
دراین شرکت آدم حسابی نداریم
We have no vacant position ( opening ) in this company .
U
دراین شرکت محل ( جا و سمت ) خالی نداریم
aniline
U
رنگ شیمایی آنیلینی که ارزان قیمت بوده ولی ثبات رنگی خوبی ندارد لذا مناسب رنگرزی فرش نیست
onion skin
U
پوست پیاز
[از این رنگینه طبیعی برای تهیه رنگ زرد نخودی استفاده می شود اگرچه ثبات رنگی خوبی ندارد.]
sleeping partners
U
شریکی که تنها سرمایه دارد و درامور شرکت دخالتی ندارد
sleeping partner
U
شریکی که تنها سرمایه دارد و درامور شرکت دخالتی ندارد
dead wool
U
پشم مرده
[که از بدن حیوان مرده یا ذبح شده توسط مواد شیمیایی جدا شده و خاصیت رنگ پذیری خوبی ندارد.]
She is not well disposed towards me . She is not on particularly . fricndly terms with me .
U
با من میانه یی ( میانه خوبی ؟ میانه چندانی ) ندارد
direct dyes
U
رنگینه های مستقیم
[که بدون نیاز به دندانه بصورت مستقیم با آب و الیاف پنبه، ابریشم و پشم ترکیب داده شده و رنگ های روشن و براقی را بوجود می آورد ولی در عین حال در برابر شستشو، پایداری خوبی ندارد.]
He that blows in the dust fills his eyes.
<proverb>
U
کسى که شرم ندارد وجدان هم ندارد.
There is no point in it . It doest make sense . It is meaningless.
U
معنی ندارد ! ( مورد و مناسبت ندارد )
he is second to none
U
دومی ندارد بالادست ندارد
letterhead
U
مشخصات شرکت که برروی نامههای ان شرکت چاپ شده است
letterheads
U
مشخصات شرکت که برروی نامههای ان شرکت چاپ شده است
compaq computer corporation
U
شرکت کامپیوتری کامپک شرکت سازنده انواع گوناگون ریزکامپیوتر سازگار باریزکامپیوتر
limited company
U
شرکت با مسئولیت محدود شرکت سهامی
constituent company
U
شرکت وابسته به شرکت یاشرکتهای دیگر
in this connextion
U
دراین زمینه
in this matter
U
دراین امر
in this p case
U
دراین موردبخصوص
In this case ( instance) .
U
دراین مورد
hither and thither
<idiom>
U
دراین سو وآن سو
hereabout
U
دراین حدود
here below
U
دراین جهان
of late
U
دراین روزها
In this holy month.
U
دراین ماه مبارک
In this day and age.
U
دراین دور وزمان
there
U
دراین موضوع انجا
On this holy month.
U
دراین روز مبارک
herein named
U
نامبرده دراین نامه
international finance corporation
U
شرکت مالی بین المللی شرکت تاسیس شده به وسیله بانک جهانی که هدفش تشویق و ترویج موسسات تولیدی بخش خصوصی درکشورهای توسعه نیافته است
parent company
U
شرکت مادر شرکت مرکزی
private
U
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
privates
U
رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
outsource
U
به کار گرفتن شرکت دیگر برای مدیریت و تامین شبکه برای شرکت شی
All the expenses.
U
دراین عکس خوب افتادید
of late years
U
دراین چند سال گذشته
in the last fortnight
U
دراین پانزده روز گذشته
In this day and age.
U
دراین سال وزمانه ( امروزه )
He talked in this connection (vein).
U
دراین زمینه صحبت کرد
he is an a. on that
U
سخن او دراین باره است
She did not ask about this.
U
او
[زن]
دراین باره پرسش نکرد.
I am a strange in this town.
U
دراین شهر غریب هستم
All the world and his wife were at this party .
U
هر کی را بگویی دراین میهمانی بود
dragger
U
شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
past
U
سابقه
precedent
U
سابقه
background
U
سابقه
shafts
U
سابقه
precedents
U
سابقه
unprecedented
U
بی سابقه
shaft
U
سابقه
record
U
سابقه
acquaintance
U
سابقه
acquaintances
U
سابقه
antecedents
U
سابقه
unprecedentedly
U
بی سابقه
backgrounds
U
سابقه
context
U
سابقه
ensample
U
سابقه
intellects
U
سابقه
antecedent
U
سابقه
intellect
U
سابقه
track records
U
سابقه
prehistory
U
سابقه
track record
U
سابقه
precedential
U
سابقه شو
it served as a precedent
U
سابقه شد
scape
U
سابقه پر
contexts
U
سابقه
scape
U
سابقه
Generosity runs in the family.
U
سخاوت دراین خانواده ارثی است
simple shear
U
دراین برش تنش عمودی وجودندارد
Did you make any profit in this deal ?
U
آیا دراین معامله استفاده ای داشتید ؟
The sun is all the more welcome. In this cold weather.
U
دراین هوای سرد آفتاب می چسبد
I'll give you that
[much]
.
U
دراین نکته اعتراف می کنم
[که حق با تو است]
.
I made a lot of profit in the deal .
U
دراین معامله فایده زیادی بردم
It is murder driving on this freeway ( motorway , highway ) .
U
رانندگی دراین بزرگراه کشنده است
the pilgrimage of life
U
زندگی چندروزه ادمی دراین جهان
Did you get anything out of this deal ?
U
دراین معامله چیزی گیرت آمد ؟
You name it , they have it in thes department store.
U
هر چه تو بگویی دراین فروشگاه می فروشند ( دارند )
How many people live here ?
U
چند نفر دراین خانه می نشینند ؟
record
U
سابقه مدرک
precedents
U
سابقه داشتن
histogram
U
سابقه نما
as never before
<adv.>
U
بطور بی سابقه
record of service
U
سابقه خدمت
grey headed
U
سابقه دار
precedented
U
سابقه دار
as much as never before
<adv.>
U
به اندازه بی سابقه
precedential
U
سابقه درست کن
history
U
سابقه پیشینه
histories
U
سابقه پیشینه
precedent
U
سابقه داشتن
stare decisis
U
قاعده سابقه
precedence
U
امتیاز سابقه
freedom from evil record
U
عدم سو سابقه
unheard of
U
بی سابقه کس نشنیده
bad record
U
سوء سابقه
precedency
U
امتیاز سابقه
infamy
U
افتضاح سابقه بد
stock record
U
سابقه موجودی
The surely clean you out in this nightclub .
U
دراین کارباره آدم را لخت می کنند ( می چاپند )
I'll speak at length on this subject.
U
دراین باره مفصل صحبت خواهم کرد
It this case , the purpose has been defeated .
U
دراین مورد نقض غرض شده است
Allow me to chew it over in my mind .
U
اجازه بدهید دراین باره فکر کنم
This car can hold 6 persons comefortably.
U
دراین اتوموبیل راحت 6 نفر راجامی گیرند
This shop deals in goods of all sorts .
U
دراین مغازه همه چیز معامله می شود
There is nothing I can do about it.
U
از دست من دراین باره کاری ساخته نیست
known to the police
U
دارای سابقه در شهربانی
form
U
سابقه فعالیت اسب
formed
U
سابقه فعالیت اسب
record
U
صورت جلسه سابقه
It is base on a precedent.
U
مسبوق به سابقه است
squalls
U
باد بی سابقه وشدید
squall
U
باد بی سابقه وشدید
To set(create,establish)a precedent.
U
ایجاد سابقه کردن
record
U
مدرک کتبی سابقه
case histories
U
سابقه مرض ودرمان
case history
U
سابقه مرض ودرمان
seeded
U
بازیکن سابقه دار
forms
U
سابقه فعالیت اسب
old hand
U
ادم با سابقه و مجرب
unheard
U
بی سابقه توجه نشده
old hands
U
ادم با سابقه و مجرب
Several people could be accommodated in this room.
U
چندین نفر رامی توان دراین اتاق جاداد
There are ine milion book (volumes)in this library.
U
دراین کتابخانه یک میلیون جلد کتاب وجود دارد
nicety
U
خوبی
goodliness
U
خوبی
admirableness
U
خوبی
niceness
U
خوبی
agreeableness
U
خوبی
agreeability
U
خوبی
niceties
U
خوبی
goodness
U
خوبی
charmingness
U
خوبی
Excellency
U
خوبی
Excellencies
U
خوبی
wellness
U
خوبی
primeness
U
خوبی
component
U
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
components
U
اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
paperless
U
شرکت الکترونیکی یا شرکتی که از کامپیوتر و سایر قط عات الکترونیکی برای کارهای شرکت استفاده میکند و از کاغذ استفاده نمیکند
perpetual stock record
U
سابقه دائمی موجودی انبار
honorable discharge
U
ترخیص با سابقه خدمت مجدانه
To be an old hand at something.
U
درکاری سابقه وتجربه داشتن
In this contract , there are no loopholes for either party .
U
دراین قرار داد هیچ را ؟ فراری برای طرفین نیست
houses
U
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
house
U
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
housed
U
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها
a nice guy
U
مرد خوبی
excellence
U
خوبی تفوق
lambhood
U
بره خوبی
gracing
U
زیبایی خوبی
good wishes
U
ارزوی خوبی
graces
U
زیبایی خوبی
graced
U
زیبایی خوبی
our library is well stocked
U
خوبی دارد
grace
U
زیبایی خوبی
with the best of them
<idiom>
U
به خوبی هرکس
a nice guy
U
آدم خوبی
fineness
U
لطافت خوبی
poverty is a good test
U
خوبی است
the watch is warranted
U
خوبی ساعت
as good as
U
بهمان خوبی
the work was well paid
U
پول خوبی
epicurus
U
و خوبی است
bovarism
U
بوواری خوبی
I made a decent profit.
U
سود خوبی بر دم
neap tide
U
دراین حالت نیروی جاذبه ماه وخورشید در خلاف یکدیگر تاثیرمیکند
He writes well . he wields a formidable pen .
U
قلم خوبی دارد
He is a good ( nice ) fellow(guy)
U
اوآدم خوبی است
worse for wear
<idiom>
U
نهبه خوبی جدیدتر
they put up a good fight
U
جنگ خوبی کردند
Both of us will make a good team.
U
ما دو تا تیم خوبی میسازیم.
He pocketed a tidy sum.
U
پول خوبی به جیب زد
cash cow
<idiom>
U
منبع خوبی از پول
what a nice man he is!
U
چه ادم خوبی است !
maintain
U
به خوبی مراقبت شده
have a time
<idiom>
U
زمان خوبی داشتن
out of kilter
<idiom>
U
دربالانس خوبی نبودن
kick up one's heels
<idiom>
U
زمان خوبی داشتن
feel like a million dollars
<idiom>
U
احساس خوبی داشتن
maintained
U
به خوبی مراقبت شده
maintains
U
به خوبی مراقبت شده
vendor rating
U
رده بندی فروشندگان براساس سابقه انها
we cannot trace the petitioner
U
نمیتوانم سابقه عرضحال دهنده را پیدا کنم
stare decisis
U
قاعده صدور رای بر مبنای سابقه موجود
business group
U
شرکت سهامی
[شرکت]
body corporate
U
شرکت شرکت سهامی
bite the hand that feeds you
<idiom>
U
جواب خوبی را با بدی دادن
he is a bad husband
U
خانه دار خوبی نیست
he has a fine p in the town
U
اوخانه خوبی در شهر دارد
It is avery good ( an original ) idea.
U
فکر بسیار خوبی است
She has been a good wife to him.
U
همسر خوبی برایش بوده
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com