Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
in this connextion
U
دراین زمینه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
He talked in this connection (vein).
U
دراین زمینه صحبت کرد
Other Matches
inversion
U
تاثیر تلویزیونی ناشی از جابجایی رنگ نمایش متن پیش زمینه و پس زمینه
inversions
U
تاثیر تلویزیونی ناشی از جابجایی رنگ نمایش متن پیش زمینه و پس زمینه
middle distance
U
فاصلهی میان زمینه و پیش زمینه
tone-on-tone
U
[بکار گیری یک رنگ با پس زمینه متفاوت در زمینه فرش بطور مثال دو نوع رنگ قرمز یکی تیره و دیگری روشن]
partitions
U
بخشی از حافظه کامپیوتر به عنوان حافظه پیش زمینه یا پس زمینه
partition
U
بخشی از حافظه کامپیوتر به عنوان حافظه پیش زمینه یا پس زمینه
foreground
U
سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
here below
U
دراین جهان
in this p case
U
دراین موردبخصوص
hither and thither
<idiom>
U
دراین سو وآن سو
In this case ( instance) .
U
دراین مورد
of late
U
دراین روزها
hereabout
U
دراین حدود
in this matter
U
دراین امر
there
U
دراین موضوع انجا
herein named
U
نامبرده دراین نامه
On this holy month.
U
دراین روز مبارک
In this holy month.
U
دراین ماه مبارک
In this day and age.
U
دراین دور وزمان
She did not ask about this.
U
او
[زن]
دراین باره پرسش نکرد.
In this day and age.
U
دراین سال وزمانه ( امروزه )
All the world and his wife were at this party .
U
هر کی را بگویی دراین میهمانی بود
He has no influence in this company .
U
دراین شرکت کاره ای نیست
All the expenses.
U
دراین عکس خوب افتادید
I am a strange in this town.
U
دراین شهر غریب هستم
he is an a. on that
U
سخن او دراین باره است
of late years
U
دراین چند سال گذشته
in the last fortnight
U
دراین پانزده روز گذشته
the pilgrimage of life
U
زندگی چندروزه ادمی دراین جهان
It is murder driving on this freeway ( motorway , highway ) .
U
رانندگی دراین بزرگراه کشنده است
Generosity runs in the family.
U
سخاوت دراین خانواده ارثی است
How many people live here ?
U
چند نفر دراین خانه می نشینند ؟
I have a position ( post ) of great responsibility in this company .
U
دراین شرکت شغل پرمسئولیتی دارم
He has a poor service record in this company.
U
دراین شرکت بی سابقه خوبی ندارد
Did you make any profit in this deal ?
U
آیا دراین معامله استفاده ای داشتید ؟
You name it , they have it in thes department store.
U
هر چه تو بگویی دراین فروشگاه می فروشند ( دارند )
Did you get anything out of this deal ?
U
دراین معامله چیزی گیرت آمد ؟
I'll give you that
[much]
.
U
دراین نکته اعتراف می کنم
[که حق با تو است]
.
I made a lot of profit in the deal .
U
دراین معامله فایده زیادی بردم
We dont have qualified personnel in this company.
U
دراین شرکت آدم حسابی نداریم
simple shear
U
دراین برش تنش عمودی وجودندارد
The sun is all the more welcome. In this cold weather.
U
دراین هوای سرد آفتاب می چسبد
There are not many amusements in this town.
U
دراین شهر تفریحات زیادی وجود ندارد
The surely clean you out in this nightclub .
U
دراین کارباره آدم را لخت می کنند ( می چاپند )
We have no vacant position ( opening ) in this company .
U
دراین شرکت محل ( جا و سمت ) خالی نداریم
This car can hold 6 persons comefortably.
U
دراین اتوموبیل راحت 6 نفر راجامی گیرند
I'll speak at length on this subject.
U
دراین باره مفصل صحبت خواهم کرد
It this case , the purpose has been defeated .
U
دراین مورد نقض غرض شده است
This shop deals in goods of all sorts .
U
دراین مغازه همه چیز معامله می شود
Allow me to chew it over in my mind .
U
اجازه بدهید دراین باره فکر کنم
There is nothing I can do about it.
U
از دست من دراین باره کاری ساخته نیست
There are ine milion book (volumes)in this library.
U
دراین کتابخانه یک میلیون جلد کتاب وجود دارد
Several people could be accommodated in this room.
U
چندین نفر رامی توان دراین اتاق جاداد
In this contract , there are no loopholes for either party .
U
دراین قرار داد هیچ را ؟ فراری برای طرفین نیست
neap tide
U
دراین حالت نیروی جاذبه ماه وخورشید در خلاف یکدیگر تاثیرمیکند
ground
U
زمینه
predisposition
U
زمینه
context
U
زمینه
sketches
U
زمینه
flash color
U
زمینه
ground note
U
نت زمینه
flat paint
U
زمینه
sketch
U
زمینه
conspectus
U
زمینه
contexts
U
زمینه
sketched
U
زمینه
predispositions
U
زمینه
terrain
U
زمینه
ichnograph
U
زمینه
backgrounds
U
زمینه
background
U
زمینه
settings
U
زمینه
setting
U
زمینه
outlining
U
زمینه
outlines
U
زمینه
outlined
U
زمینه
outline
U
زمینه
background
U
پس زمینه
basis
U
زمینه
tendencies
U
زمینه
tendency
U
زمینه
design
U
زمینه
designs
U
زمینه
backgrounds
U
پس زمینه
ground colour
U
رنگ زمینه
host crystal
U
بلور زمینه
ichnography
U
زمینه سازی
themes
U
ریشه زمینه
background sound
U
موسیقی پس زمینه
background music
U
موسیقی پس زمینه
ground color
U
رنگ زمینه
main color
U
رنگ زمینه
protective ground
U
زمینه حفافتی
dominant design
U
زمینه اصلی
ambient music
U
موسیقی پس زمینه
planning
U
زمینه سازی
predispose
U
زمینه را مهیاساختن
foreground
U
پیش زمینه
theme
U
ریشه زمینه
background communication
U
ارتباط پس زمینه
contrasts
U
رنگ زمینه
background current
U
جریان زمینه
contrasting
U
رنگ زمینه
predisposed
U
زمینه را مهیاساختن
predisposes
U
زمینه را مهیاساختن
predisposing
U
زمینه را مهیاساختن
wherein
U
درچه زمینه
intriguing
U
زمینه سازی
intrigues
U
زمینه سازی
groundwork
U
زمینه اساس
ambient
U
پس زمینه معمولی
intrigue
U
زمینه سازی
roots
U
سرچشمه زمینه
root
U
سرچشمه زمینه
background level
U
تراز زمینه
contrasted
U
رنگ زمینه
figure ground
U
شکل و زمینه
surveyed
U
زمینه یابی
blue print
U
زمینه ابی
survey
U
زمینه یابی
matrixes
U
زمینه ملاط
display background
U
زمینه نمایش
matrix
U
زمینه ملاط
background radiation
U
تابش زمینه
background process
U
فرایندهای پس زمینه
background printing
U
چاپ پس زمینه
contrast
U
رنگ زمینه
surveys
U
زمینه یابی
background noise
U
صدای پس زمینه
background noise
U
اختلال پس زمینه
contrasts
U
زمینه طرح و سایه
fielded
U
زمینه رزمی صحرایی
fields
U
زمینه رزمی صحرایی
contrasted
U
زمینه طرح و سایه
field
U
زمینه رزمی صحرایی
contrasting
U
زمینه طرح و سایه
It is in short supply.
U
زمینه اش دربازار کم است
contrast
U
زمینه طرح و سایه
undertone
U
ته صدا موجود در زمینه
spectrum of war
U
زمینه ها یا طیف جنگ
spectrum of war
U
جنگ در تمام زمینه ها
predisposing factor
U
عامل زمینه ساز
survey research
U
پژوهش زمینه یاب
survey tests
U
ازمونهای زمینه یابی
attitude survey
U
زمینه یابی نگرش
field lens adjustment
زمینه تنظیم لنز
background recalculation
U
محاسبه مجدد پس زمینه
undertones
U
ته صدا موجود در زمینه
color contrast
U
تضاد رنگی در زمینه فرش
plat
U
نقشه کشی زمینه سازی
foreground task
U
کار یا وفیفه پیش زمینه
basic ground
U
زمینه و متن اصلی فرش
ich nographic
U
وابسته به طراحی و زمینه سازی
To pave the way . To prepare the ground.
U
زمینه رافراهم ( هموار) کردن
marshall plan
U
طرح کمک امریکابرای توسعه اقتصادی کشورهای اروپای غربی که پس از جنگ جهانی دوم برای جلوگیری از نفوذ کمونیسم دراین کشورها اجراگردید
protectionism
U
دراین مکتب دفاع وحمایت از تعرفههای گمرکی به منظور حمایت صنایع واقتصاد داخلی بعنوان یک وسیله جهت توسعه اقتصادی بشمار می اید
coalitions
U
مثلا" جنگ علیه دشمن اطلاق میشود دراین مقام می توان چنانچه معمول است این کلمه را به "اتفاق " یا " اتحاد " تبدیل کرد
coalition
U
مثلا" جنگ علیه دشمن اطلاق میشود دراین مقام می توان چنانچه معمول است این کلمه را به "اتفاق " یا " اتحاد " تبدیل کرد
scenario
U
زمینه یاطرح راهنمای فیلم صامت
scenarios
U
زمینه یاطرح راهنمای فیلم صامت
cosmic microwave radiation background
U
زمینه تشعشعی میکرو موجی کیهانی
grillage
U
زمینه و طرح مشبک توری و غیره
karyolymph
U
ماده اساسی زمینه هسته سلولی
This painting has a green background.
U
زمینه این تابلو سبز است
We shall be reasoning on the grounds that. .
U
روی این زمینه استدلال خواهیم کرد که ...
positive
U
تصویر صفحه نمایش با پشت زمینه سفید
scarlet
U
[زمینه فرش بافته شده قرمز یکدست]
blurred black ground
U
زمینه و متن فرشی که نامشخص و مبهم باشد
belcher
U
دستمال گردن با زمینه ابی وخال سفید
reverse video
U
کاراکترهای تیره بر روی زمینه نمایش روشن تصویرمعکوس
wallpapers
U
تصویر یا الگو استفاده شده به عنوان پیش زمینه پنجره
underlain
U
در زیر چیزی لایه قرار دادن زمینه جیزی بودن
underlie
U
در زیر چیزی لایه قرار دادن زمینه جیزی بودن
underlies
U
در زیر چیزی لایه قرار دادن زمینه جیزی بودن
wallpaper
U
تصویر یا الگو استفاده شده به عنوان پیش زمینه پنجره
I have to go back a little bit.
[This requires a little background
{explanation}
]
.
U
این نیاز به کمی پیش زمینه
[توضیح بیشتر]
دارد.
filling out
U
[پر کردن زمینه فرش با گل ها و یا اشکال مختلف جهت تزئین بیشتر متن]
embriodery
U
[آراستن و زینت دادن زمینه فرش به کمک سوزن کاری و گلدوزی]
sightscreen
U
دیوار یا نرده در طرفین زمین کریکت به عنوان زمینه برای توپ انداز
demurs
U
ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demur
U
ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demurred
U
ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
demurring
U
ایراد میکند که مدعی یا ادعای وی شرایط قانونی لازم را فاقد است . دراین حالت موضوع به دادگاه احاله میشود که تصمیم بگیرد که اصولا" خوانده ملزم به پاسخگویی دعوی هست یانه
conveyancing
U
در CL این اصطلاح بیشتر در زمینه تسهیل معاملات مربوط به اموال غیر منقول مصداق دارد
abrash
U
دو رنگی شدن زمینه و حاشیه فرش به دلیل استفاده از کلاف های متفاوت پشم و یا رنگرزی نامناسب
condonation
U
اغماض و چشم پوشی یکی اززوجین در مورد خلافی که ازدیگری در زمینه وفایف زناشویی صادر شده است
positive
U
که متن و گرافیک به رنگ سیاه ری زمینه سفید نشان داده میشود تا از صفحه چاپ شده تقلید کند
gold lace
[braids]
U
گلابتون
[نخ های تزئینی از طلا یا نقره برای جلوه های ویژه در زمینه قالیچه]
filed
U
زمینه اصلی فرش
[که عموما تا قسمت حاشیه ادامه یافته و در بعضی از فرش ها کل بافت را در بر می گیرد.]
embossing
U
طرح برجسته
[برجسته کردن زمینه فرش]
presentation graphics
U
گرافیک تجاری با کیفیت بالا که روی نکات مطرح شده بامدیریت در زمینه طرح ها وبودجه ها تکیه خاصی دارد نگاره سازی نمایشی
non dedicated server
U
کامپیوتری که سیستم عامل شبکه را در پس زمینه اجرا میکند و نیز برای اجرای برنامههای کاربردی نرمال در همان زمان قابل استفاده است
background noise
U
در پیمایش نوری این مسئله نوعی تداخل الکتریکی است که توسط لکههای جوهر و یاذرههای مرکب چاپ بر روی زمینه تصویر فاهر میشود
blueprints
U
نوعی چاپ عکاسی که زمینه ان ابی ونقش ان سفید است چاپ اوزالیدکه برای کپیه نقشه ورسمهای فنی بکارمیرود
special drawing rights
U
این اصطلاحات شامل افزودن قدرت وام دهی صندوق وافزایش میعان پولی جهان در این زمینه بوده است
blueprint
U
نوعی چاپ عکاسی که زمینه ان ابی ونقش ان سفید است چاپ اوزالیدکه برای کپیه نقشه ورسمهای فنی بکارمیرود
sampler
U
واگیره
[تکرار طرح در متن فرش جهت پوشش کل زمینه. در واگیره یا از مشابه بته جقه و یا نگاره های مختلف استفاده می شود.]
cloud lattice design
U
طرح ابری شبکه ای که بیشتر بصورت بندی و در فرش چین دیده می شود . زمینه معمولا زرد و شبکه ها آبی رنگ می باشد .
Dudley carpet
U
فرش سفارشی ایرانی دادلی
[مربوط به قرن هفدهم میلادی به همراه درختان شکوفه دار و زمینه گل و بته بصورت ردیف های عرضی و جلوه ای از طرح جوشقان]
dragon sumak
U
طرح سومک اژدهایی
[این طرح در قرون نوزدهم و بیستم میلادی در قفقاز بافته شده و زمینه اصلی آن جلوه ای از اژدها را نشان می دهد.]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com