English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 147 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
drum U درام سیلندر استوانه
drummed U درام سیلندر استوانه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
cylinder block boring machine U دستگاه سوراخ کننده بدنه سیلندر ماشین مته بلوک سیلندر
actuating cylinder U سیلندر پیستون عمل کننده سیلندر محرک
counter recoil cylinder U استوانه هادی پیستون مواج استوانه عاید
compensating port U مدخلی در سیلندر اصلی ترمزکه در مواقعی که از ترمزاستفاده نمیشود سیلندر چرخ را به تانک روغن متصل کرده و از انبساط سیال در اثرگرما و نهایتا در گیر شدن ترمزها جلوگیری میکند
flat twin engine U موتور بوکسر دو سیلندر موتور سیلندر متقابل با دوسیلندر
drama U درام
dramas U درام
dramaturgy U فن درام نویسی
dramaturge U درام نویس
magnetic drum U درام مغناطیسی
donnee U موضوع داستان یا درام
tetralogy U چهار درام یاتراژدی
adrama in acts U درام درپنج پرده
drum controller U کنترل کننده درام
magnetic drum system U سیستم درام مغناطیسی
magnetic drum memory U حافظه با درام مغناطیسی
dramatized U بشکل درام یا نمایش دراوردن
dramatize U بشکل درام یا نمایش دراوردن
magnetic drum file memory U درام مغناطیسی حافظه بزرگ
magnetic drum U طبلک مغناطیسی درام حافظه
dramatising U بشکل درام یا نمایش دراوردن
dramatised U بشکل درام یا نمایش دراوردن
dramatizes U بشکل درام یا نمایش دراوردن
vaudeville U درام دارای رقص و اواز
dramatizing U بشکل درام یا نمایش دراوردن
dramatises U بشکل درام یا نمایش دراوردن
protasis U نخستین قسمت درام قدیم رومی
cylinder U سیلندر
cylinders U سیلندر
cylinder fins U تیغههای سیلندر
liner U بوش سیلندر
cylinder capacity U فضای سیلندر
liners U بوش سیلندر
double acting cylinder U سیلندر دوطرفه
cylinder capacity U حجم سیلندر
bottled gas U گاز سیلندر
cylinder block U بلوک سیلندر
cylinder liner U بوش سیلندر
cylinder pad U پایه سیلندر
gas bubbler U سیلندر گاز
gas cylinder U سیلندر گاز
single acting cylinder U سیلندر یک طرفه
two cylinder engine U موتور دو سیلندر
swept volume U حجم سیلندر
six cylinder engine U موتور شش سیلندر
single cylinder engine U موتور یک سیلندر
pump cylinder U سیلندر پمپ
oxygen cylinder U سیلندر اکسیژن
pump barrel U سیلندر تلمبه
gas from cylinder U گاز سیلندر
vaude U نمایش جوربجور واریته درام کوچکی که توام بارقص واواز باشد
cylinder jacket U استری داخل سیلندر
cylinder flange U فلانج یا لبه سیلندر
cylinder gas U گاز داخل سیلندر
cylinder skirt U حاشیه یا دامنه سیلندر
gas cylinder valve U شیر سیلندر گاز
opposed piston engine U موتور سیلندر روبرو
eight cylinder engine U موتور هشت سیلندر
bores U قطر داخلی سیلندر
bore U قطر داخلی سیلندر
compressed gas cylinder U سیلندر محتوی گاز متراکم
balanced actuator U سیلندر پیستون محرک هیدرولیکی
actuator U سیلندر پیستون عمل کننده
dog-wheel U استوانه
platten U استوانه
platen U استوانه
drum U استوانه
rollers U استوانه
roller U استوانه
shafts U استوانه
shaft U استوانه
cannon U استوانه
cylinder U استوانه
cannons U استوانه
cylinders U استوانه
drummed U استوانه
velocity stacks U لوله ورود هوای مساوی به هر سیلندر
base circle U هر قسمت اریب از یک سیلندر دایره مبنا
leitmotive U عبارت برجسته وملودی درموسیقی درام واگنر که چنددفعه تکرار میشود موضوع مهم تکراری
leitmotif U عبارت برجسته وملودی درموسیقی درام واگنر که چنددفعه تکرار میشود موضوع مهم تکراری
stele U استوانه اوندی
winching U استوانه تارکشی نخ
winches U استوانه تارکشی نخ
winched U استوانه تارکشی نخ
winch U استوانه تارکشی نخ
recoil cylinder U استوانه دافع
revolving top U استوانه توزیع
ruffini cylinder U استوانه روفینی
stela U استوانه اوندی
wehnelt cylinder U استوانه ونلت
access shaft مدخل استوانه ای
guide cylinder U استوانه راهنما
graduating U استوانه مدرج
cylindrically U بشکل استوانه
cylindroid U استوانه وار
graduates U استوانه مدرج
driving sleeve U استوانه گرداننده
graduate U استوانه مدرج
graduated cylinder U استوانه مدرج
cylindroid U شبه استوانه
induction cylinder U استوانه القائی
critical infinte cylinder U قطر بحرانی استوانه
drum U [ستون استوانه شکل]
Rod cell U یاخته استوانه ای [در چشم]
rod U یاخته استوانه ای [در چشم]
cylindrical coordinate U مختصات استوانه ای [ریاضی]
fust U [میله استوانه ای ستون ها]
thin walled cylinder U استوانه جدار نازک
stelar U دارای استوانه اوندی
spacer disk U استوانه توپر فلزی
drum U طبل کوس استوانه
drummed U طبل کوس استوانه
motor tube U استوانه موتور موشک
cylindrical U دارای شکل استوانه
drum U فرف استوانه شکل
drummed U فرف استوانه شکل
roller U بام غلتان استوانه
replenisher U استوانه نافم روغن
rollers U بام غلتان استوانه
rundle U استوانه گردنده گوی
dashpot U استوانه متعادل کننده
brake mean effective pressure U مقدار محاسبه شده متوسط فشار در سیلندر در مرحله قدرت
cylindrical coordinate system U دستگاه مختصات استوانه ای [ریاضی]
counterbore U خزینه دار کردن استوانه
warping head U استوانه چرخنده بکسل لنگر
clearance volume U کمترین حجم سیلندر هنگامیکه پیستون در نقطه مرگ بالاقرار دارد
rods and cones [in the retina] U یاخته های استوانه ای و مخروطی [در شبکیه چشم]
beater mill U تغارچهای که در داخل ان استوانه نیز قرار دارد
x engine U موتور پیستونی با چهار ردیف سیلندر که از نمای روبروبصورت ایکس قرار گرفته اند
broad arrow engine U موتور پیستونی با سه ردیف سیلندر که با زاویه کمتر از09 درجه نسبت به یکدیگرقرارگرفته اند
trommel U غربال سیمی استوانه شکلی مخصوص سنگ معدن
fusarole U [حلقه ای به شکل نیم دایره در تزئینات میله استوانه ای ستون ها]
bushes U استوانه توخالی که داخل سوراخی جای گرفته و محکم میشود
bush U استوانه توخالی که داخل سوراخی جای گرفته و محکم میشود
h engine U موتور پیستونی با دو ردیف سیلندر روبروی قائم دوتایی و با دو میل لنگ که به خروجی مرکزی متصل شده اند
solenoid U سیم پیچی بشکل استوانه برای ایجاد میدان مغناطیسی مارپیچ کهربایی
water injection U پاشیدن اب مقطر خالص به داخل سیلندر و موتورپیستونی به منظور سرد کردن مخلوط قابل انفجار و کاهش احتمال بدسوزی
gabion U سبد استوانه شکل بدون ته که از خاک پر کرده و برای جان پناه بکار میبرند
choke bore U روکشی برای سوراخ کردن یاتراش دادن داخل سیلندر که قسمت بالای ان دارای قطری کمتر از قطر اصلی سیلندرمیباشد
universal roll U برای شکل دادن تیرهای بال پهن معمولابا چهار استوانه دوار نوردمیکنند که به همین نام معروف است
cable drum U قرقره استوانه شکلی که کابل کنترل به دور ان پیچیده شده و مقدار کابلی که با هرچرخش دسته حرکت میکند راافزایش میدهد
pilaster U هرچیزی شبیه ستون یا استوانه دیواریا جرز ستون نما
kelly drive bushing U اتصال کلی که بصورت استوانه بوده و مابین کلی وسوزن حفاری وجود دارد
gas bottle U سیلندر گاز کپسول گاز
BNC connector U متصل کننده فلزی استوانهای شکل با هسته مسی که در انتهای کابل Coaxial قرار دارد و برای اتصال کابل ها به هم اسفاده میشود و با فشار دادن و چرخاندن استوانه فلزی دور دو سوزن قفل کنند و و صل میشود
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com