Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
personal income
U
درامد شخصی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
bunched income
U
درامد خدمات شخصی
disposable income
U
درامد شخصی پس از مالیات و بیمه
disposable personal income
U
درامد شخصی قابل تصرف درامد خالص پس از کسرمالیات
individual income tax
U
مالیات بر درامد شخصی
personal income tax
U
مالیات بر درامد شخصی
personal disposable income
U
درامد قابل تصرف شخصی
Other Matches
f.drss
U
جامه شخصی که باتفتن شخصی دوخته درمجلس رقص بپوشند
subscribers
U
1-شخصی که یک تلفن دارد.2-شخصی که مبلغی می پردازد تا به سرویس مثل BBS دستیابی یابد
subscriber
U
1-شخصی که یک تلفن دارد.2-شخصی که مبلغی می پردازد تا به سرویس مثل BBS دستیابی یابد
gini coefficient
U
شاخص نابرابری درامد که از منحنی لورنز بدست می ایددرصورتیکه توزیع درامدکاملا برابر باشد این ضریب مساوی صفر ودرصورتیکه توزیع درامد کاملا نابرابرباشد این ضریب مساوی 1است هرچه این ضریب کوچک باشد توزیع درامد عادلانه تراست
functional distribution of income
U
توزیع درامد بر حسب کارکرد توزیع درامد بین عوامل تولیدبدون توجه به مالکیت عوامل تولید
regressive income tax
U
مالیات بر درامد کاهنده مالیات بر درامد نزولی
life cycle hypothesis
U
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
return
U
درامد
returned
U
درامد
returns
U
درامد
revenue
U
درامد
income
U
درامد
returning
U
درامد
prelusion
U
درامد
earning
U
درامد
makings
U
درامد
means
U
درامد
remunerative
U
پر درامد
earnings
U
درامد
it wasprologue to the nextmove
U
درامد
gainings
U
درامد
total income
U
درامد کل
hatched
U
درامد
hatch
U
درامد
emolument
U
درامد
comings in
U
درامد
hatches
U
درامد
admissions
U
درامد
admission
U
درامد
emoluments
U
درامد
proceeds
U
درامد
total revenue
U
درامد کل
per capita income
U
درامد سرانه
municipal revenue
U
درامد شهرداری
permanent income
U
درامد دائمی
national income
U
درامد ملی
earned
U
درامد داشتن
earn
U
درامد داشتن
net revenue
U
درامد خالص
earns
U
درامد داشتن
nominal income
U
درامد اسمی
notional income
U
درامد فرضی
notional income
U
درامد خیالی
net income
U
درامد خالص
ordinary income
U
درامد عادی
means
U
توانائی درامد
immoral earning
U
درامد نامشروع
income analysis
U
تحلیل درامد
actual income
U
درامد واقعی
income distribution
U
توزیع درامد
earnings per share
U
درامد هر سهم
economic income
U
درامد اقتصادی
internal revenue
U
درامد داخلی
Inland Revenue
U
درامد داخلی
annual income
U
درامد سالانه
fixed income
U
درامد ثابت
flow of income
U
جریان درامد
distribution of income
U
توزیع درامد
disposable income
U
درامد دریافتی
income leakage
U
نشت درامد
benefice
U
درامد کلیسایی
average revenue
U
درامد متوسط
attachment of earnings
U
توقیف درامد
current income
U
درامد جاری
deduction from income
U
کسور درامد
deferred credits
U
درامد پس افتاده
annual earnings
U
درامد سالانه
flow of income
U
گردش درامد
gross income
U
درامد ناخالص
income per capita
U
درامد سرانه
incremental revenue
U
درامد نهائی
marginal income
U
درامد نهائی
marginal revenue
U
درامد نهائی
it proved false
U
دروغ درامد
it scaled kilograms
U
ده کیلوگرم درامد
it weighed kilogrammes
U
سه کیلوگرم درامد
median income
U
درامد متوسط
median income
U
درامد میانی
income leakage
U
کسر درامد
income determination
U
تعیین درامد
preludes
U
پیش درامد
prelude
U
پیش درامد
illicit earning
U
درامد نامشروع
imperial decree
U
درامد نامشروع
imputed income
U
درامد ضمنی
imputed income
U
درامد انتسابی
income and expenditure
U
درامد و هزینه
income consumption curve
U
منحنی درامد
money income
U
درامد پولی
personal income
U
درامد سرانه
supplementary income
U
درامد تکمیلی
total revenue curve
U
منحنی درامد کل
total revenue function
U
تابع درامد کل
transfer income
U
درامد انتقالی
transitory income
U
درامد انتقالی
stream of income
U
جریان درامد
broken-down
U
ازپای درامد
revenue sources
U
منابع درامد
revenue function
U
تابع درامد
income taxes
U
مالیات بر درامد
tax revenue
U
درامد مالیاتی
temporary income
U
درامد موقتی
sinfonia
U
پیش درامد
overtures
U
پیش درامد
overture
U
پیش درامد
income tax
U
مالیات بر درامد
to bring a return
U
درامد دادن
auras
U
پیش درامد
aura
U
پیش درامد
unearned revenue
U
درامد نامکتسب
unearned revenue
U
درامد باداورده
broken down
U
ازپای درامد
prologue
U
پیش درامد
mean income
U
درامد متوسط
revenue sharing
U
سهیم در درامد
meanest
U
منابع درامد
prologues
U
پیش درامد
real income
U
درامد واقعی
psychic income
U
درامد بی دردسر
mean
U
منابع درامد
relative income
U
درامد نسبی
unremunerative careers
U
مشاغل کم درامد
present income
U
درامد جاری
meaner
U
منابع درامد
present income
U
درامد حال
his income
U
هر چه درامد داردخرج میکند
supertax
U
مالیات بر درامد اضافی
circular flow of income
U
گردش دورانی درامد
theory of income distribution
U
نظریه توزیع درامد
taxable income
U
درامد مشمول مالیات
business income
U
درامد خالص تجارتی
beneficed
U
دارای درامد کلیسایی
gross national income
U
درامد ناخالص ملی
theory of income determination
U
نظریه تعیین درامد
dissaving
U
مصرف بیش از درامد
average revenue product
U
درامد متوسط محصول
unequal distribution of income
U
توزیع نابرابر درامد
earned income
U
درامد تحصیل شده
uneven distribution of income
U
توزیع نابرابر درامد
disposable income
U
درامد قابل تصرف
deferred income
U
پیش دریافت درامد
wage income
U
درامد بشکل دستمزد
windfall income
U
درامد باد اورده
current income
U
درامد یک سال مالی
earning asset
U
دارائی ایجادکننده درامد
unearned income
U
درامد باد اورده
corporation income tax
U
مالیات بر درامد شرکتها
surtax
U
مالیات بر درامد اضافی
factor earnings
U
درامد عوامل تولید
circular flow of income
U
جریان دوری درامد
unearned income
U
درامد ازمبنایی جز کار
nonmonetary income
U
درامد غیر پولی
real national income
U
درامد ملی واقعی
revenue
U
درامد سود سهام
marginal utility of income
U
مطلوبیت نهائی درامد
marginal revenue product
U
درامد محصول نهائی
marginal revenue function
U
تابع درامد نهائی
marginal revenue curve
U
منحنی درامد نهائی
depletion
U
تقلیل درامد ملی
margin revenue
U
سهم درامد از فروش
national income analysis
U
تحلیل درامد ملی
national money income
U
درامد ملی پولی
non tax revenue
U
درامد غیر مالیاتی
net tax revenue
U
خالص درامد مالیاتی
redistribution of income
U
توزیع دوباره درامد
net national income
U
درامد خالص ملی
relative income hypothesis
U
فرضیه درامد نسبی
depleted
U
تقلیل درامد ملی
negative income tax
U
مالیات بر درامد منفی
national net income
U
درامد خالص ملی
deplete
U
تقلیل درامد ملی
depletes
U
تقلیل درامد ملی
proportional income tax
U
مالیات بر درامد تناسبی
income effect
U
تناسب خرید با درامد
national income determination
U
تعیین درامد ملی
personal distribution
U
توزیع درامد فردی
size distribution of income
U
توزیع درامد مقداری
income multiplier
U
ضریب فزاینده درامد
single tax
U
مالیات بر درامد انفرادی
progressive income tax
U
مالیات بر درامد تصاعدی
budget
U
حساب درامد وخرج
budgeted
U
حساب درامد وخرج
budgets
U
حساب درامد وخرج
depleting
U
تقلیل درامد ملی
income forgone
U
درامد صرف نظر شده
debt income ratio
U
نسبت قروض به درامد ملی
gravy train
U
منبع درامد بدون زحمت
size distribution of income
U
توزیع درامد برحسب مقدار
pocketbooks
U
درامد کتابچه یا دفتر بغلی
autonomous investment
U
سرمایه مستقل از درامد ملی
overseas income
U
درامد از کشور یا کشورهای خارجی
gravy trains
U
منبع درامد بدون زحمت
pocketbook
U
درامد کتابچه یا دفتر بغلی
property income tax
U
مالیات بر درامد ناشی ازمستغلات
below the line
U
درامد یا هزینه غیر مترقبه
property income
U
درامد ناشی از املاک ومستغلات
real national income
U
درامد ملی به قیمت ثابت
age earnings profile
U
برنامه درامد در دوران زندگی
rental income
U
درامد ناشی از اجاره بها
to out run the constable
U
بیش از درامد خرج کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com