Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
She is a good – looker .
U
دختر خوش قیافه ای است
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
interwed
U
در یمان هم ازدواج کردن دختر دادن و دختر گرفتن
cousins
U
پسرعمو یا دختر عمو پسردایی یا دختر دایی
cousin
U
پسرعمو یا دختر عمو پسردایی یا دختر دایی
slut
U
دختر بی شرم دختر پیشخدمت
sluts
U
دختر بی شرم دختر پیشخدمت
countenancing
U
قیافه
leering
U
قیافه
gesture
U
قیافه
countenances
U
قیافه
countenanced
U
قیافه
snoot
U
قیافه
countenance
U
قیافه
leers
U
قیافه
unfavorable
U
بد قیافه
looks
U
قیافه
sights
U
قیافه
sight
U
قیافه
mien
U
قیافه
gestured
U
قیافه
gesturing
U
قیافه
expression
U
قیافه
expressions
U
قیافه
facial expression
U
قیافه
leered
U
قیافه
look
U
قیافه
looked
U
قیافه
leer
U
قیافه
death mask
U
قیافه مرده
pose
U
قیافه گرفتن
geste
U
قیافه اشاره
posed
U
قیافه گرفتن
poses
U
قیافه گرفتن
posing
U
قیافه گرفتن
death masks
U
قیافه مرده
To strike an a attitude . To put on a stern look .
U
قیافه گرفتن
gest
U
قیافه اشاره
gauntly
U
با قیافه بدsmear
pull a long face
<idiom>
U
قیافه گرفتن
good-looking
<adj.>
U
خوش قیافه
goodlooking
U
خوش قیافه
semblance
U
قیافه فن قوی
physignomy
U
قیافه شناسی
expressionless
U
قیافه ناگویا
grimness
U
قیافه سبع
physiognomist
U
قیافه شناس
to have the g.in one's face
U
قیافه شوم داشتن
leers
U
رنگ قیافه منظر
posers
U
ژستو قیافه گیر
physiognomy
U
قیافه شناسی سیما
leering
U
رنگ قیافه منظر
looker
U
خوش قیافه نگهدار
poser
U
ژستو قیافه گیر
poseurs
U
ژستو قیافه گیر
physiognomies
U
قیافه شناسی سیما
leered
U
رنگ قیافه منظر
poseur
U
ژستو قیافه گیر
handsome
U
خوش قیافه زیبا
leer
U
رنگ قیافه منظر
to keep one's countenance
U
قیافه خودراتغییر دادن
disguising
U
تغییر قیافه دادن
masquerading
U
قیافه فاهری بخوددادن
deadpan
U
قیافه خشک و بی روح
disguise
U
تغییر قیافه دادن
as plain as a pikestaff
<idiom>
U
مثل شیربرنج
[قیافه]
masquerade
U
قیافه فاهری بخوددادن
disguised
U
تغییر قیافه دادن
masqueraded
U
قیافه فاهری بخوددادن
disguises
U
تغییر قیافه دادن
masquerades
U
قیافه فاهری بخوددادن
posed
U
قیافه گیری برای عکسبرداری
guise
U
تغییر قیافه لباس مبدل
guises
U
تغییر قیافه لباس مبدل
pose
U
قیافه گیری برای عکسبرداری
She is beginning to lose her looks .
U
قیافه اش را دارد از دست می دهد
physiognomically
U
موافق علم قیافه شناسی
snoot
U
شکلک دراوردن قیافه گرفتن
poses
U
قیافه گیری برای عکسبرداری
disguisement
U
تغییر قیافه یا جامه پوشیدگی
pokerface
U
قیافه گرفته وخشک بیعلاقه
solid looking
U
دارای قیافه جامد وبیروح
snooty
U
دارای قیافه تحقیر امیز
deadpan
U
قیافه خشک و بی روح داشتن
to change one's countenance
U
تغییر قیافه یا رنگ دادن
posing
U
قیافه گیری برای عکسبرداری
physiognomical
U
مربوط به قیافه شناسی تشخیص دهنده
physiognomic
U
وابسته به قیافه شناسی سیما شناس
straight face
U
چهره رسمی و بی نشاط قیافه بی تفاوت
The town has a European look.
U
این شهر قیافه اروپایی دارد
physiognomonic
U
تشخیس دهنده وابسته به قیافه شناسی
There were some angry looks in the crowd .
U
قیافه ها ؟ عصبانی دربین جمعیت دیده می شد
You look ridiculous in that old hat .
U
با این کلاه قدیمی قیافه ات مسخره شده
She flirts with every handsome man she meets .
U
برای هر مرد خوش قیافه ای قر وغمزه می آید
can not judge a book by its cover
<idiom>
U
[چیزی را نمی شود صرفا از روی قیافه قضاوت کرد]
phoebe
U
دختر گا
quean
U
دختر
sissified
U
دختر
daughtren
U
دختر
wenches
U
دختر
maid
U
دختر
maids
U
دختر
girly
U
دختر
granddaughter
U
دختر دختر
granddaughters
U
دختر دختر
grand daughter
U
دختر دختر
fille
U
دختر
daughters
U
دختر
wench
U
دختر
girlie
U
دختر
girl
دختر
lasses
U
دختر
daughter
U
دختر
lass
U
دختر
girls
U
دختر
she
U
ان دختر یا زن
whose d. is she?
U
او دختر کیست
trull
U
دختر جوان
proserpine
U
دختر زاوش
proserpina
U
دختر زاوش
girl scouts
U
پیشاهنگ دختر
age of consent
U
سن قانونی دختر
first cousin
U
دختر عمو
girlfriends
U
دوست دختر
schoolgirl
U
دختر مدرسه
schoolgirls
U
دختر مدرسه
teeny-bopper
U
دختر بچه
teeny-boppers
U
دختر بچه
girlfriend
U
دوست دختر
girl scout
U
پیشاهنگ دختر
first cousin
U
دختر خاله
first cousin
U
دختر عمه
first cousin
U
دختر دایی
first cousins
U
دختر عمو
first cousins
U
دختر خاله
first cousins
U
دختر عمه
first cousins
U
دختر دایی
granddaughters
U
دختر پسر
maidens
U
دختر باکره
stepdaughter
U
دختر خوانده
stepdaughters
U
دختر خوانده
grandsons
U
پسر دختر
balletgirl
U
دختر رقصنده
hussies
U
دختر گستاخ
bobby socker
U
دختر نابالغ
bobby soxer
U
دختر نابالغ
colleen
U
دختر موخرمایی
colleen
U
دختر بور
cowgirl
U
دختر گاوچران
czarevna
U
دختر تزار
nursemaids
U
دختر پرستار
maiden
U
دختر باکره
hussies
U
دختر جسور
periwinkles
U
گل تلفونی دختر
granddaughter
U
دختر پسر
grandson
U
پسر دختر
tomboys
U
دختر پسروار
girl guide
U
دختر پیشاهنگ
belle
U
دختر خوشگل
tomboy
U
دختر پسروار
hussy
U
دختر گستاخ
belles
U
دختر خوشگل
wench
U
دختر دهقان
hussy
U
دختر جسور
wenches
U
دختر دهقان
periwinkle
U
گل تلفونی دختر
nursemaid
U
دختر پرستار
gamine
U
دختر کوچه
grand son
U
پسر دختر
nurse maid
U
دختر پرستار
minx
U
دختر گستاخ
hoyden ar hoi
U
دختر گستاخ
lass n
U
دختر بچه
hoyden ar hoi
U
دختر بی شرم
goddauhgter
U
دختر تعمیدی
inheritrix
U
زن یا دختر ارث بر
ingenue
U
دختر ساده
inheritress
U
زن یا دختر ارث بر
hoyden
U
دختر گستاخ
god daughter
U
دختر تعمیدی
demoiselle
U
دختر خانم
gamine
U
دختر ولگرد
niece
U
دختر برادر یا خواهر
milkmaid
U
دختر شیر دوش
fillies
U
دختر شوخ و جوان
filly
U
دختر شوخ و جوان
spinsterish
U
مثل دختر ترشیده
nieces
U
دختر برادر یا خواهر
nymphet
U
دختر کوچک و زیبا
princess of the blood
U
دختر یا نوه پادشاه
senorita
U
دوشیزه دختر خانم
pinup
U
تصویر دختر زیبا
spinsters
U
دختر خانه مانده
old maid
U
دختر خانه مانده
old maids
U
دختر خانه مانده
girlie
U
دختر وار دخترانه
alumna
U
دختر یا زن فارغ التحصیل
who is this girl ?
U
این دختر کیست
She is self-centerd. she is an opinionated sort lf girl.
U
دختر خودرأیی است
besom
U
دختر گستاخ وجسور
grisette
U
دختر کارگر فرانسوی
She is a pretty of it .
U
دختر قشنگی؟ است
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com