English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
prime vertical circle U دایره قائم اصلی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
vertical circle U دایره قائم
fan marker U نوعی برج مراقبت مخابراتی که تشعشعات امواج ان به صورت دایره قائم است
webs U جزء قائم اصلی تیر یا تیرک که در طول بال یا بدنه امتدادمیابد
web U جزء قائم اصلی تیر یا تیرک که در طول بال یا بدنه امتدادمیابد
mush U افزایش ناگهانی زاویه حمله بدون شتاب قائم انی متعاقب که از اندازه حرکت در امتدادمسیر اصلی ناشی میشود
epicycloid U منحنی ترسیم شده بر نقطهای درمحیط دایره ثابتی که درخارج دایره بچرخد
vortex ring state U حالت کاری رتور اصلی رتورکرافت که در ان جهت جریان رتور در خلاف جریان نسبی قائم خارج دیسک رتور وتراست رتور میباشد
quadrant U ربع دایره یک چهارم طول قوس دایره
epicycle U دایرهای که مرکزش روی محیط دایره بزرگتری است ودر مدار دایره بزرگتری حرکت میکند
VL bus U مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL local bus U مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
mastered U سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master U سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master data file U پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
masters U سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
acciaccatura U نت سریعی که نیم پرده کوتاه تر ازنت اصلی است وقبل از نت اصلی نواخته میشود
on board U که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
quadrant U ربع دایره ربع محیط دایره
main guard U نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
first generation computer U کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
initial reserves U ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
stapled U جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
prototypic U وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
prototypal U وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
generation U کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
generations U کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
stapling U جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
staple U جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
mainstays U مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstay U مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
anastylosis U [واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
erects U قائم
vertical tail U دم قائم
erecting U قائم
erect U قائم
erected U قائم
upstanding U قائم
righting U قائم
perpendecular U قائم
righted U قائم
right U قائم
normal U قائم
orthogonal U قائم
plumb lines U خط قائم
plumb line U خط قائم
upright U قائم
vertical U قائم
base camp U پایگاه اصلی کمپ اصلی
master file U فایل اصلی پرونده اصلی
fundamental unit U یکای اصلی واحد اصلی
base unit U یکای اصلی واحد اصلی
expansion slots U شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
propped U تقویت قائم
propping U تقویت قائم
righted U قائم نگاهداشتن
righting U قائم نگاهداشتن
subsitute U قائم مقام
high angle U تیر قائم
subrogation U قائم مقامی
apeak U عمودی قائم
substitute U قائم مقام
perpendecular U خط عمودی یا قائم
abeam U قائم بر مسیرحرکت
right U قائم نگاهداشتن
envelop U احاطه قائم
envelopment U احاطه قائم
self perpetuation U قائم بذات
semierect U نیمه قائم
successor U قائم مقام
surrogate U قائم مقام
true vertical U قائم واقعی
ordinate U بعد قائم
normal acceleration U شتاب قائم
increate U قائم بالذات
vertical speed U سرعت قائم
vertical photograph U عکس قائم
vertical force U نیروی قائم
substituting U قائم مقام
vertical envelopement U احاطه قائم
vertical drop U ابشار قائم
vertical cut U برش قائم
vertical creep U وارفتگی قائم
locumtenens U قائم مقام
vicars U قائم مقام
normal axis U محور قائم
normal plane U صفحه قائم
substituted U قائم مقام
normal vector U بردار قائم
local vertical U قائم محلی
vertical axis U محور قائم
vertical bulking U کمانش قائم
enveloped U احاطه قائم
locum U قائم مقام
rectangular U قائم الزاویه
stake U قائم کردن
surreptitiously U قائم مقام
prop U تقویت قائم
quadratic U منشور قائم
right-angled U قائم الزاویه
vice-chancellor U قائم مقام
vice chancellor U قائم مقام
enveloping U احاطه قائم
deputy U قائم مقام
self consistent U قائم بالذات
envelops U احاطه قائم
staked U قائم کردن
surrogates U قائم مقام
substantive U قائم بذات
stakes U قائم کردن
deputies U قائم مقام
vicar U قائم مقام
locums U قائم مقام
vice-chancellors U قائم مقام
matter U بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattering U بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matters U بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattered U بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
procousul U قائم مقام کنسول
vertical deformation U تغییر شکل قائم
vertical envelopement U حرکت دورانی قائم
right cone U مخروط قائم [ریاضی]
vertical photograph U عکس هوایی قائم
right angled triangle U مثلث قائم الزاویه
recoil pit U چاله تیر قائم
vertical probable error U اشتباه احتمالی قائم
vertical center line illusion U خطای خط قائم مرکزی
vicegerent U جانشین قائم مقام
ablique coordinates U دستگاه مختصات قائم
consular agent U قائم مقام کنسول
mercator chart U نقشه قائم الزاویه
wedge U اسکنه کولاس قائم
zenith U نقطه قائم بر نافر
deputy minister U قائم مقام وزیر
plane of departure U سطح قائم تیر
commercial representative U قائم مقام تجارتی
commercial procuration U قائم مقام تجارتی
deputies U نایب قائم مقام
deputy U نایب قائم مقام
deputies U قائم مقام جانشین
wedged U اسکنه کولاس قائم
short scope buoy U بویه شناور قائم
sheathing U تخته بندی قائم
surrogates U قائم مقام شدن
deputy U قائم مقام جانشین
wedging U اسکنه کولاس قائم
wedges U اسکنه کولاس قائم
surrogate U قائم مقام شدن
upload U همنه قائم نیرو
DIMM U سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
external U که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
externals U که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
vicarial U وابسته به خلیفه قائم مقامی
deputy primeminister U قائم مقام نخست وزیر
plane of departure U سطح قائم مسیر گلوله
substituted U قائم مقام جایگزین کردن
plumb U سطح قائم صفحه شاغول
legs U ساق مثلث قائم الزاویه
leg U ساق مثلث قائم الزاویه
substituting U قائم مقام جایگزین کردن
substitute U قائم مقام جایگزین کردن
hypotenuses U وتر مثلث قائم الزاویه
subrogate U قائم مقام تعیین کردن
hypotenuse U وتر مثلث قائم الزاویه
vertical probable error U خطای اصابت قائم گلوله
elegant U یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
universal transverse mercator U سیستم مختصات نقشهای قائم الزاویه
plane of site U سطح قائم مار بر سکوی تیر
zenith U اوج محور قائم بر افق نقاط
FEP U پردازنده بین منبع ورودی و کامپیوتر اصلی که کار آن این است که داده دریافتی را پیش پردازش کند تا بار کاری کامپیوتر اصلی را کم کند
rake U زاویه بین قائم محل و محورچرخ دم هواپیما
x plate U صفحات قائم موازی در لوله اشعه کاتدی
raking U زاویه بین قائم محل و محورچرخ دم هواپیما
rakes U زاویه بین قائم محل و محورچرخ دم هواپیما
upload U نیروئی که به صورت قائم بطرف بالا عمل میکند
buttock lines U نیمرخ تلاقی صفحات قائم باسطح اجسام صلب
z correction U تصحیح انحراف محور قائم دوربین در عکس هوایی
circled U دایره
circles U دایره
roundle U دایره
tambourine U دایره
departments U دایره
department U دایره
sphere U دایره
spheres U دایره
agency U دایره
agencies U دایره
recurring curve U دایره
rhomb U دایره
division U دایره
divisions U دایره
subdivision U دایره
rondelle U دایره
disk U دایره
disks U دایره
fields U دایره
fielded U دایره
field U دایره
roundel U دایره
rondel U دایره
circle U دایره
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com