Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (30 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
macrobiotics
U
دانش طولانی کردن عمر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
extensions
U
طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
extension
U
طولانی تر کردن چیزی .افزودن چیزی به چیزی دیگر برای طولانی تر کردن آن
straight "A " student
U
دانش آموزی
[دانش جویی]
که همیشه همه درسها را ۲۰ می گیرد
extends
U
طولانی تر کردن
extending
U
طولانی تر کردن
prolong
U
طولانی کردن
extend
U
طولانی تر کردن
prolongs
U
طولانی کردن
elongation
U
طولانی کردن
prolonging
U
طولانی کردن
prolongation
U
طولانی کردن تطویل
lengthen
U
طولانی کردن کشیدن
lengthened
U
طولانی کردن کشیدن
lengthening
U
طولانی کردن کشیدن
lengthens
U
طولانی کردن کشیدن
prolongate
U
طولانی کردن امتداد دادن
To live a long life .
U
عمر طولانی (زیاد ) کردن
outstay
U
بیش از حد لزوم ماندن اقامت طولانی کردن
extension
U
طولانی کردن اتصالی شعبه فروشگاه یااداره
extensions
U
طولانی کردن اتصالی شعبه فروشگاه یااداره
skip breathing
U
حبس نفس برای طولانی کردن مدت غواصی
fibres
U
که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
fiber
U
که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
fibre
U
که برای ارسال سیگنال نوری روی سافت طولانی استفاده میشود. این نوع فیبر پهنای باند تا حد گیگا بیت در ثانیه دارد و برای شبکههای تلفنی با سافت طولانی استفاده میشود
to make a p of one's learing
U
دانش خودرا نمایش دادن علم فروشی کردن
recruits
U
سرباز یا دانش اموز جدید استخدام کردن استخدام سربازگیری کردن
recruiting
U
سرباز یا دانش اموز جدید استخدام کردن استخدام سربازگیری کردن
recruited
U
سرباز یا دانش اموز جدید استخدام کردن استخدام سربازگیری کردن
recruit
U
سرباز یا دانش اموز جدید استخدام کردن استخدام سربازگیری کردن
longest
U
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longer
U
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long-
U
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longs
U
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longed
U
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long
U
میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
prolong
U
طولانی
longs
U
طولانی
protracted
U
طولانی
prolix
U
طولانی
agelong
U
طولانی
greatest
U
طولانی
great-
U
طولانی
great
U
طولانی
of long standing
U
طولانی
prolongs
U
طولانی
shortest
U
طولانی نه
prolonging
U
طولانی
longest
U
طولانی
long-
U
طولانی
shorter
U
طولانی نه
long
U
طولانی
longsome
U
طولانی
longed
U
طولانی
longer
U
طولانی
short
U
طولانی نه
as long as
U
بمدت طولانی
gangling
U
طولانی و دراز
telephone
U
در یک مسافت طولانی
telephones
U
در یک مسافت طولانی
periphrastically
U
بطور طولانی
telephoning
U
در یک مسافت طولانی
long
U
طولانی طویل
long-
U
طولانی طویل
longest
U
طولانی طویل
hold over
<idiom>
U
طولانی نگهداشتن
blue moon
U
مدت طولانی
long play
U
صفحه طولانی
longs
U
طولانی طویل
telephoned
U
در یک مسافت طولانی
longed
U
طولانی طویل
longer
U
طولانی طویل
prolegomenous
U
دارای مقدمه طولانی
livelong
U
طولانی وخسته کننده
long tail liability
U
تعهد طولانی مدت
marathons
U
جلسه گروهی طولانی
long thrust
U
تک نفوذی طولانی یادوردست
marathon
U
جلسه گروهی طولانی
long-drawn-out
U
بیش از اندازهی طولانی
long recoil
U
عقب نشینی طولانی
scrolls
U
نوشته یافهرست طولانی
slot
U
سوراخ طولانی و باریک
slots
U
سوراخ طولانی و باریک
slotting
U
سوراخ طولانی و باریک
heatwaves
U
هوای گرم طولانی
symphonies
U
قطعه طولانی موسیقی
strip
U
ماده طولانی نازک
scroll
U
نوشته یافهرست طولانی
heatwave
U
هوای گرم طولانی
symphony
U
قطعه طولانی موسیقی
gabfest
U
محاوره طولانی و مفصل
degressive burning
U
سوختن طولانی خرج
protracted war
U
استراتژی نبرد طولانی
know how
U
دانش
kenning
U
دانش
wisdom
U
دانش
knowledge
U
دانش
know-how
U
دانش
understanding
U
دانش
cognition
U
دانش
cognisance
[British]
U
دانش
realizing
U
دانش
knowledge
U
دانش
realising
[British]
U
دانش
sciences
U
دانش
gramarey
U
دانش
gramary
U
دانش
scholarship
U
دانش
scholarships
U
دانش
science
U
دانش
gramarye
U
دانش
swig
U
جرعه طولانی نوشیدن اشامیدن
swiping
U
حرکت جاروبی جرعه طولانی
streamed
U
جریان طولانی داده سری
trench
U
استحکامات خندقی شیار طولانی
swiped
U
حرکت جاروبی جرعه طولانی
go long
U
تلاش درپاس طولانی بجلو
T link
U
اتصال سریع و طولانی داده
swigged
U
جرعه طولانی نوشیدن اشامیدن
swipe
U
حرکت جاروبی جرعه طولانی
long game
U
بازی با لزوم ضربههای طولانی
swigging
U
جرعه طولانی نوشیدن اشامیدن
long distance
U
با شعاع عمل زیاد طولانی
long-distance
U
با شعاع عمل زیاد طولانی
trenches
U
استحکامات خندقی شیار طولانی
stream
U
جریان طولانی داده سری
We have a long journey before us .
U
مسافرت طولانی در پیش داریم
streams
U
جریان طولانی داده سری
prolonger
U
تاخیر دهنده طولانی کننده
swigs
U
جرعه طولانی نوشیدن اشامیدن
student
U
دانش اموز
strikers
U
دانش اموز
architectonic
U
دانش معماری
educates
U
دانش اموختن
students
U
دانش اموز
educating
U
دانش اموختن
educate
U
دانش اموختن
computer literacy
U
دانش کامپیوتر
witting
U
معلومات دانش
knowledge representation
U
نمایش دانش
knowledge representation
U
بازنمود دانش
smattering
U
دانش سطحی
striker
U
دانش اموز
thermodynamics
U
دانش دماپویایی
physical science
U
دانش مادی
computer awarness
U
دانش کامپیوتر
grader
U
دانش اموز
life sciences
U
دانش زیستی
postgraduates
U
دانش اموخته
schoolboy
U
دانش اموز
schoolboys
U
دانش اموز
patrons of learning
U
دانش پروران
erudition
U
فضل و دانش
letter
U
معرفت دانش
letters
U
معرفت دانش
scholar
U
دانش پژوه
scholars
U
دانش پژوه
schooling
U
کسب دانش
schoolfellow
U
کسب دانش
organum
U
وسیله دانش
in ken
U
د رحدود دانش
pansophism
U
دانش مطلق
maieutic
U
دانش مامایی
polyhistor
U
دانش بسیار
polymathy
U
دانش زیاد
onomastics
U
دانش نام
omniscience
U
دانش بی پایان
ominscience
U
دانش بی پایان
philomath
U
دانش پرست
photology
U
دانش روشنایی
postgraduate
U
دانش اموخته
normal school
U
دانش سرا
to reach for knowledge
U
دانش کوشیدن
knowing faculty
U
قوه دانش
knowledge base
U
پایگاه دانش
knowledge domain
U
قلمرو دانش
knowledge engineer
U
مهندسی دانش
pupils
U
دانش اموز
knowlege representation
U
نمایش دانش
aeronautics
U
دانش هوانوردی
pupil
U
دانش اموز
teacher's college
U
دانش سرا
life science
U
دانش زیستی
alumnus
U
دانش اموخته
to a knowledge
U
دانش اندوختن
academy
U
انجمن دانش
treatise
U
دانش نویسه
academies
U
انجمن دانش
an encourouges of science
U
دانش پرور
technical know how
U
دانش فنی
treatises
U
دانش نویسه
kith
U
دانش و معرفت
learning
U
دانش یادگیری
stalling
U
حفظ گوی برای مدت طولانی
stall
U
حفظ گوی برای مدت طولانی
to give a long recital of something
U
دادن یک شرح مفصل و طولانی از چیزی
dromos
U
[راهروی باریک و طولانی به گذرگاه کندویی]
grand touring car
U
نوعی اتومبیل مسابقه مسافتهای طولانی
The outcome of the long struggle .
U
نتیجه این مبا رزه طولانی
long iron
U
چوبهای شماره 1 و 2 و 3برای ضربههای طولانی
nonrated man
U
دانش اموز دریایی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com