English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
maximum amplitude U دامنه حداکثر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
spring tide U جذر و مد با دامنه زیاد حداکثر جذر و مد نهایی دریایی
Other Matches
subalpine U ساکن دامنه کوهستان الپ مربوط به دامنه کوه
max min system U سیستم حداکثر و حداقل سیستم انبارداری که در ان حداقل و حداکثر موجودی تعیین میگردد
maximal aerobic power U بیشینه اکسیژن مصرفی حداکثر اکسیژن مصرفی حداکثر توان توازی
maximal oxygen consumption U حداکثر اکسیژن مصرفی بیشینه اکسیژن مصرفی حداکثر توان هوازی
maximal oxygen uptake U حداکثر اکسیژن مصرفی بیشینه اکسیژن مصرفی حداکثر توان هوازی
capacity cost U هزینه تولید وقتی که واحدتولید کننده حداکثر فرفیت خودرا برای تولید به کار برد هزینه تولید با حداکثر فرفیت
mountainside U دامنه
mountainsides U دامنه
hillside دامنه
foot دامنه
skirt U دامنه
skirts U دامنه
skirted U دامنه
talus U دامنه
range U دامنه
tail U دامنه
tailed U دامنه
tails U دامنه
ranges U دامنه
ranged U دامنه
amplitude U دامنه
slope U دامنه
sloped U دامنه
hillsides U دامنه
scope U دامنه
slopes U دامنه
magnitude U دامنه
brae U دامنه
range name U نام دامنه
range of motion U دامنه حرکت
one tailed test U ازمون یک دامنه
range format U قالب دامنه
class interval U دامنه طبقه
range U دامنه [ریاضی]
range expression U عبارت دامنه
colluvial U دامنه کوهی
combe U دامنه تپه
hillside U دامنه کوه
am U مدولاسیون دامنه
pulse amplitude U دامنه تپش
amplitude of oscillation U دامنه نوسان
amplitude of vibration U دامنه ارتعاش
restriction of range U محدودیت دامنه
response amplitude U دامنه پاسخ
hillsides U دامنه کوه
audibility range U دامنه شنودپذیری
audio frequency U دامنه شنودپذیری
criteria range U دامنه ملاک
feet U پایین دامنه
talus U دامنه تالیوز
range of stress U دامنه تنش
talus U دامنه سنگلاخی
amplitude U دامنه بزرگی
hill side دامنه تپه
vibration amplitude U دامنه ارتعاش
two tailed test U ازمون دو دامنه
total amplitude of oscillation U دامنه کل نوسان
frequency response U خم دامنه- بسامد
tooth flank U دامنه دندانه
tropic range U دامنه استوایی
f.of mountain U دامنه کوه
wave amplitude U دامنه موج
impluse amplitude U دامنه ایمپولز
interval confidence U دامنه اطمینان
flank U دامنه جناح
flanked U دامنه جناح
flanking U دامنه جناح
scope U دامنه رسیدگی
talus meterial U واریزه دامنه
double amplitude U دامنه دوبل
tolerances U دامنه تغییرات
amplitude modulation U مدولاسیون دامنه
ranges U دامنه تغییرات
range U دامنه تغییرات
tolerance U دامنه تغییرات
discriminating range U دامنه افتراق
midrange U میان دامنه
ranged U دامنه تغییرات
skirting armor U زره دامنه تانک
domain of definition U دامنه تعریف [ریاضی]
impluse amplitude U دامنه ضربه جریان
lifted U بالارو دامنه بالابری
interquartile range U دامنه میان چالاکی
cylinder skirt U حاشیه یا دامنه سیلندر
tidal range U دامنه جذر و مد دریایی
purview U دامنه شمول قانون
double apron fence U سیم خاردار دو دامنه
lift U بالارو دامنه بالابری
modular range U دامنه تغییرات مدول
foothill تپه دامنه کوه
lifting U بالارو دامنه بالابری
lifts U بالارو دامنه بالابری
magnitude of alternating current U دامنه جریان متناوب
semi interquartile range U دامنه نیمه چارکی
domain of a function U دامنه یک تابع [ریاضی]
The matter assumed significant proportions. U دامنه کار با لاگرفت
skirt U دامنه کوه حومه شهر
neap range U دامنه نوسان جزر و مدضعیف
ridge U پشته تپههای دامنه کوه
ridges U پشته تپههای دامنه کوه
sidehill U واقع در کنار تپه دامنه
foot hill تپه ای که در دامنه کوهی باشد.
skirts U دامنه کوه حومه شهر
skirted U دامنه کوه حومه شهر
damping factor U نسبت دامنه هر موج به موجهای بعدی
daily range of soil temperature U دامنه تغییرات حرارت روزانه خاک
foehn U باد خشک وگرم دامنه کوه
coves U خور پناهگاه ساحلی دامنه کوه
cove U خور پناهگاه ساحلی دامنه کوه
peaks U حداکثر
maximal U حداکثر
peaking U حداکثر
endurance U حداکثر
peak U حداکثر
outside U حداکثر
outsides U حداکثر
uttermost U حداکثر
maximum U حداکثر
infrasound U صدایی با توان و دامنه بسیارو فرکانس بسیار کم
fumarole U شکاف دامنه اتش فشان که از ان دود وبخارمتصاعد است
step U قراردادن دکل درحفره مخصوص شیب تند دامنه
stepping U قراردادن دکل درحفره مخصوص شیب تند دامنه
maximum demand U بار حداکثر
maximum gain U تقویت حداکثر
maximum frequency U فرکانس حداکثر
maximum energy U انرژی حداکثر
maximum deviation U انحراف حداکثر
maximum capacity U فرفیت حداکثر
maximum efficiency U حداکثر کارائی
peak current U جریان حداکثر
maximum efficiency U راندمان حداکثر
maximum current U جریان حداکثر
maximum density U حداکثر تراکم
maximum detector U اشکارساز حداکثر
maximum deflection U انحراف حداکثر
maximum duration U زمان حداکثر
wage ceiling U حداکثر دستمزد
maximum limited stress U تنش حداکثر
maximum load U بار حداکثر
maximum work U کار حداکثر
relative maximum U حداکثر نسبی
optimum height U حداکثر ارتفاع
peak demand U حداکثر تقاضا
peak load U حداکثر بار
peak load U بار حداکثر
peak output U حداکثر تولید
peak speed U حداکثر سرعت
peak voltage U ولتاژ حداکثر
supercharge U خرج حداکثر
price ceilings U حداکثر قیمت
maximum value U مقدار حداکثر
maximum thermometer U گرماسنج حداکثر
maximum speed U حداکثر سرعت
maximum moment U حداکثر لنگر
maximum of intensity U حداکثر شدت
maximum output U خروجی حداکثر
maximum performance U عملکرد حداکثر
maximum performance U کارایی حداکثر
maximum power demand U مصرف حداکثر
maximum price U حداکثر بها
maximum profit U حداکثر سود
maximum prr ermissible U مجاز حداکثر
maximum ratings U مقدار حداکثر
maximum slope U حداکثر شیب
submaximal U زیر حداکثر
maximum available powere U توان حداکثر
payload U حداکثر بار
full speed U حداکثر سرعت
peaks U حداکثر کاکل
intensity maximum U حداکثر شدت
global maximum U حداکثر مطلق
payloads U حداکثر بار
high tide U حداکثر مد دریا
peak U حداکثر کاکل
peaking U حداکثر کاکل
high tides U حداکثر مد دریا
maximization U به حداکثر رسانیدن
flank speed U حداکثر سرعت
maximal U وابسته به حداکثر
flat out U حداکثر سرعت
full bore U حداکثر تلاش
principle of miximum overlap U اصل حداکثر همپوشانی
profit maximization U به حداکثر رسانیدن سود
peak strenght U حداکثر استعداد مجاز
traffic peak U حداکثر عبور و مرور
maxvo U حداکثر توان هوازی
maxvo U حداکثر اکسیژن مصرفی
maximum wavelength U طول موج حداکثر
daily flood peak U حداکثر سیل روزانه
flank speed U حداکثر سرعت قایق
maximum sound pressure U فشار صوت حداکثر
maximum ratings U مقدار نامی حداکثر
endurance time U سرعت حداکثر مداوم
maximum temperature U درجه حرارت حداکثر
maximum reverse r.m.s. voltage U ولتاژ سد موثر حداکثر
maximum scattering angle U زاویه پراکندگی حداکثر
maximum take off weight U حداکثر وزن برخاستن
maximum stock U حداکثر موجودی انبار
pron to U با حداکثر سرعت ممکن
closed height U حداکثر ارتفاع لیفتراک
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com