Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 120 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
pulse amplitude
U
دامنه تپش
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
magnitude
U
دامنه
slope
U
دامنه
sloped
U
دامنه
slopes
U
دامنه
flank
U
دامنه جناح
flanked
U
دامنه جناح
flanking
U
دامنه جناح
scope
U
دامنه
scope
U
دامنه رسیدگی
lift
U
بالارو دامنه بالابری
lifted
U
بالارو دامنه بالابری
lifting
U
بالارو دامنه بالابری
lifts
U
بالارو دامنه بالابری
tolerance
U
دامنه تغییرات
tolerances
U
دامنه تغییرات
range
U
دامنه
range
U
دامنه تغییرات
ranged
U
دامنه
ranged
U
دامنه تغییرات
ranges
U
دامنه
ranges
U
دامنه تغییرات
tail
U
دامنه
tailed
U
دامنه
tails
U
دامنه
cove
U
خور پناهگاه ساحلی دامنه کوه
coves
U
خور پناهگاه ساحلی دامنه کوه
step
U
قراردادن دکل درحفره مخصوص شیب تند دامنه
stepping
U
قراردادن دکل درحفره مخصوص شیب تند دامنه
am
U
مدولاسیون دامنه
ridge
U
پشته تپههای دامنه کوه
ridges
U
پشته تپههای دامنه کوه
feet
U
پایین دامنه
mountainside
U
دامنه
mountainsides
U
دامنه
hillside
دامنه
hillside
U
دامنه کوه
hillsides
U
دامنه
hillsides
U
دامنه کوه
foot
دامنه
skirt
U
دامنه
skirt
U
دامنه کوه حومه شهر
skirted
U
دامنه
skirted
U
دامنه کوه حومه شهر
skirts
U
دامنه
skirts
U
دامنه کوه حومه شهر
amplitude
U
دامنه
amplitude
U
دامنه بزرگی
amplitude modulation
U
مدولاسیون دامنه
amplitude of oscillation
U
دامنه نوسان
amplitude of vibration
U
دامنه ارتعاش
audibility range
U
دامنه شنودپذیری
audio frequency
U
دامنه شنودپذیری
brae
U
دامنه
class interval
U
دامنه طبقه
colluvial
U
دامنه کوهی
combe
U
دامنه تپه
continuous wave
U
امواج الکترومگنتیک که بدون فاصله تکرار میشوند ومعمولا دارای دامنه و طول موج و فرکانس ثابت میباشند
criteria range
U
دامنه ملاک
cylinder skirt
U
حاشیه یا دامنه سیلندر
daily range of soil temperature
U
دامنه تغییرات حرارت روزانه خاک
damped wave
U
موجی که دامنه ان رفته رفته کاهش میابد
damping factor
U
نسبت دامنه هر موج به موجهای بعدی
discriminating range
U
دامنه افتراق
double amplitude
U
دامنه دوبل
double apron fence
U
سیم خاردار دو دامنه
f.of mountain
U
دامنه کوه
foehn
U
باد خشک وگرم دامنه کوه
foot hill
تپه ای که در دامنه کوهی باشد.
foothill
تپه دامنه کوه
freeware
U
نرم افزاری که در دامنه عمومی قرار دارد و هر کسی بدون پرداخت میتواند از آن استفاده کند
frequency response
U
خم دامنه- بسامد
fumarole
U
شکاف دامنه اتش فشان که از ان دود وبخارمتصاعد است
hill side
دامنه تپه
hook's law
U
تغییر شکل یک جسم الاستیک در دامنه الاستیسیته با تنش وارده متناسب است
impluse amplitude
U
دامنه ضربه جریان
impluse amplitude
U
دامنه ایمپولز
infrasound
U
صدایی با توان و دامنه بسیارو فرکانس بسیار کم
interquartile range
U
دامنه میان چالاکی
interval confidence
U
دامنه اطمینان
lithosol
U
خاک کم عمق دامنه کوه ودشت که مرکب از سنگریزه وسنگهای نیمه خاک شده میباشد
magnitude of alternating current
U
دامنه جریان متناوب
maximum amplitude
U
دامنه حداکثر
midrange
U
میان دامنه
modular range
U
دامنه تغییرات مدول
neap range
U
دامنه نوسان جزر و مدضعیف
omni axial nozzle
U
نازل موتور راکت که میتوانددر دامنه تعیین شده درراستاهای مختلف تنظیم شود
one tailed test
U
ازمون یک دامنه
purview
U
دامنه شمول قانون
range expression
U
عبارت دامنه
range format
U
قالب دامنه
range name
U
نام دامنه
range of motion
U
دامنه حرکت
range of stress
U
دامنه تنش
response amplitude
U
دامنه پاسخ
restriction of range
U
محدودیت دامنه
semi interquartile range
U
دامنه نیمه چارکی
sidehill
U
واقع در کنار تپه دامنه
skirting armor
U
زره دامنه تانک
slope of bankment
U
دامنه خاکریز یا سینه خاکریز
slope of cutting
U
دامنه برش یا سینه برش شیروانی کند
Other Matches
subalpine
U
ساکن دامنه کوهستان الپ مربوط به دامنه کوه
talus
U
دامنه
tropic range
U
دامنه استوایی
two tailed test
U
ازمون دو دامنه
vibration amplitude
U
دامنه ارتعاش
total amplitude of oscillation
U
دامنه کل نوسان
tooth flank
U
دامنه دندانه
talus meterial
U
واریزه دامنه
talus
U
دامنه تالیوز
talus
U
دامنه سنگلاخی
range
U
دامنه
[ریاضی]
wave amplitude
U
دامنه موج
The matter assumed significant proportions.
U
دامنه کار با لاگرفت
tidal range
U
دامنه جذر و مد دریایی
domain of definition
U
دامنه تعریف
[ریاضی]
domain of a function
U
دامنه یک تابع
[ریاضی]
wave trough
U
نقطه می نیمم یا ماکزیمم منفی دامنه در نیمه راه بین دو قله موج
wobbulator
U
تولیدکننده سیگنال اف ام که فرکانس ان با دامنه ثابت بالاپایین فرکانس مرکزی تغییرمیکند
spring tide
U
جذر و مد با دامنه زیاد حداکثر جذر و مد نهایی دریایی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com