Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
climb corridor
U
دالان بالا کشیدن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
weight
U
بالا کشیدن لنگر نیروی لازم برای کشیدن زه
pull up
U
بالا کشیدن هواپیما بالا کشیدن
raise
U
بالا کشیدن
hoists
U
بالا کشیدن
embezzling
U
بالا کشیدن
hoisted
U
بالا کشیدن
embezzles
U
بالا کشیدن
embezzled
U
بالا کشیدن
embezzle
U
بالا کشیدن
climb
U
بالا کشیدن
heave in
U
بالا کشیدن
raises
U
بالا کشیدن
hoist
U
بالا کشیدن
climbing
U
بالا کشیدن
climbed
U
بالا کشیدن
heaved
U
بالا کشیدن
climbs
U
بالا کشیدن
heave
U
بالا کشیدن
pullovers
U
کشیدن به طرف بالا
to weigh anchor
U
لنگر بالا کشیدن
sniffs
U
اب بینی را بالا کشیدن
pullover
U
کشیدن به طرف بالا
sniff
U
اب بینی را بالا کشیدن
sniffing
U
اب بینی را بالا کشیدن
sniffed
U
اب بینی را بالا کشیدن
weighed
U
بالا کشیدن لنگر ناو
weighs
U
بالا کشیدن لنگر ناو
weigh
U
بالا کشیدن لنگر ناو
weighing
U
بالا کشیدن لنگر ناو
checkerein
U
لگام برای بالا یا عقب کشیدن سر اسب
snivels
U
اب بینی رابا صدا بالا کشیدن دماغ گرفتن
snivelling
U
اب بینی رابا صدا بالا کشیدن دماغ گرفتن
snivelled
U
اب بینی رابا صدا بالا کشیدن دماغ گرفتن
sniveling
U
اب بینی رابا صدا بالا کشیدن دماغ گرفتن
sniveled
U
اب بینی رابا صدا بالا کشیدن دماغ گرفتن
snivel
U
اب بینی رابا صدا بالا کشیدن دماغ گرفتن
windlasses
U
ماشین هایی که برای کشیدن یا بالا اوردن اب بکار میرود
windlass
U
ماشین هایی که برای کشیدن یا بالا اوردن اب بکار میرود
horizontal
U
دراز کشیدن به صورت تخت یا حرمت از طرفی به طرف دیگر و نه از بالا به پایین
pull up point
U
نقطه بالا کشیدن هواپیما نقطه صعود برای تک یا رهاکردن بمب
pillaring
U
بالا رفتن ستون دود به طورسریع تنوره کشیدن دود
gallery
U
دالان
galleries
U
دالان
alure
U
دالان
alura
U
دالان
passages
U
دالان
passage
U
دالان
corridor
U
دالان
corridors
U
دالان
ailure
U
دالان
arcade
U
دالان
lobby
U
دالان
lobbies
U
دالان
lobbied
U
دالان
access gallery
U
دالان دستیابی
tunnels
U
دالان زیرزمینی
tunnel
U
دالان زیرزمینی
tunnelled
U
دالان زیرزمینی
air corridor
U
دالان هوایی
tunneled
U
دالان زیرزمینی
tunneling
U
دالان زیرزمینی
entrance gallery
U
دالان دستیابی
dwarf gallery
U
دالان کوتاه
inspection gallery
U
دالان بازدید
terrain corridor
U
دالان زمینی
corridor
U
دالان هوایی
drainage gallery
U
دالان زهکش
gully
U
دالان زمینی
gullies
U
دالان زمینی
stream corridor
U
دالان رود
gulleys
U
دالان زمینی
porches
U
دالان ایوان
lobby
U
راهرو دالان
lobbies
U
راهرو دالان
corridors
U
دالان هوایی
porch
U
دالان ایوان
lobbied
U
راهرو دالان
grouting gallery
U
دالان تزریق
climb corridor
U
دالان صعود هواپیما
halls
U
اتاق بزرگ دالان
vestibules
U
دالان سرپوشیده هشتی
vestibule
U
دالان سرپوشیده هشتی
chancel-aisle
U
دالان پشت محراب
chute
U
دالان پایان دوصحرانوردی
chutes
U
دالان پایان دوصحرانوردی
hall
U
اتاق بزرگ دالان
terrain corridor
U
دالان تاکتیکی زمین
aircraft climb corridor
U
دالان صعود هواپیما
inspection gallery
U
دالان بازرسی گالری بازدید
bouse
U
بوسیله طناب وقرقره کشیدن بزور باطناب کشیدن میگساری کردن
arch-rib
U
[قوسی زیر طاق که از شبستان یا دالان کلیسا می گذرد.]
To pamper ( solicit ) someone . To play up to someone .
U
ناز کسی را کشیدن ( منت کشیدن )
snuffles
U
باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffled
U
باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffling
U
باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
snuffle
U
باصدای بلند نفس کشیدن بازحمت از بینی نفس کشیدن تودماغی حرف زدن بوکشیدن
spinwriter
U
چاپگر کامپیوتر با کیفیت بالا نوع خاصی از چاپگرکامپیوتری با کیفیت بالا
agonise
U
زحمت کشیدن درد کشیدن
twinge
U
درد کشیدن تیر کشیدن
twinges
U
درد کشیدن تیر کشیدن
vertically
U
از بالا به پایین یا حرکت بالا و پایین در زاویه راست افق
the clouds above
ابرهای بالا یا بالا سر
dat
U
سیستم ضبط صورت به صورت اطلاعات دیجیتال روی نوار مغناطیسی که تولید مجدد با کیفیت بالا دارد ونیز نوار با فرفیت بالا برای سیستم پشتیبانی
tacit collusion
U
حالتی که قیمت کالاهای دو کمپانی رقیب دران واحد بالا رود حتی درحالتی که چنین تبانی یی عملا" صورت نگرفته باشددادگاه ممکن است با توجه به قرینه بالا رفتن قیمت اقدامات بازدارنده را با قائل شدن به وجود ان معمول دارد
drags
U
کشیدن بزور کشیدن
drag
U
کشیدن بزور کشیدن
dragged
U
کشیدن بزور کشیدن
apl
U
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
high burst ranging
U
تنظیم تیر بروش ترکش بالا تنظیم تیر بروش تیر زمانی بالا
over
U
بالا
highs
U
بالا
outreach
U
بالا
up there
U
ان بالا
up stairs
U
بالا
uppermost
U
از بالا
overhead
U
سر بالا
over-
U
بالا
overhead
U
بالا
gallery
U
لژ بالا
up
U
بالا
headwater
U
بالا اب
upper limit
U
حد بالا
upped
U
بالا
galleries
U
لژ بالا
upped
U
رو به بالا
upping
U
بالا
upping
U
رو به بالا
upper
U
بالا
on high
U
در بالا
up
U
رو به بالا
upside
U
بالا
top
U
بالا
atop
U
بالا
lever bridge
U
پل بالا رو
aloft
U
بالا
at a great age
U
در سن بالا یی
overtones
U
بالا تن
ascendency
U
بالا
ascendancy
U
بالا
above
U
در بالا
balconies
U
لژ بالا
overtone
U
بالا تن
superincumbent
U
از بالا
balcony
U
لژ بالا
in old age
[in great age]
U
در سن بالا
high
U
بالا
aweigh
U
بالا
highest
U
بالا
shoot out
U
بالا جستن
ascending
U
بالا رونده
high voltage
U
ولتاژ بالا
puking
U
بالا اوردن
high wing
U
بال بالا
booster
U
بالا برنده
boosters
U
بالا برنده
upgraded
U
بالا بردن
pukes
U
بالا اوردن
soared
U
بالا رفتن
soars
U
بالا رفتن
on stilts
U
بالا ایستاده بل
chock-a-block
U
بالا کشیده
soar
U
بالا رفتن
puke
U
بالا اوردن
shoot-outs
U
بالا جستن
puked
U
بالا اوردن
shoot forth
U
بالا جستن
escalate
U
بالا گرفتن
upper beam
U
تیر بالا
spoke bone
U
زند بالا
shoot-out
U
بالا جستن
all-time
U
بالا یا پایینترین حد
lifted
U
بالا دادن
lifts
U
جر ثقیل بالا بر
regorge
U
بالا اوردن
long precision
U
با دقت بالا
radius
U
زند بالا
res
U
noitaloseR بالا
ascendance
U
بالا رفتن
ascendent
U
بالا رونده
lifts
U
بالا بردن
Please come up .
U
بفرمائید بالا
scandent
U
بالا رونده
high-class
U
از طبقات بالا
ascensive
U
بالا رونده
upgrade
U
بالا بردن
upgrade
U
از درجه بالا
lifting
U
بالا بردن
lifting
U
بالا دادن
lifting
U
جر ثقیل بالا بر
lifted
U
جر ثقیل بالا بر
lift
U
بالا بردن
lift
U
بالا دادن
lift
U
جر ثقیل بالا بر
highlights
U
نور بالا
pushup
U
بالا فشردنی
upper class
U
طبقه بالا
upper classes
U
طبقه بالا
abovestairs
U
طبقه بالا
upward
U
بطرف بالا
lifted
U
بالا بردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com