English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
in defect U دارای کاستی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
faults U کاستی
deficiencies U کاستی
defect U کاستی
defected U کاستی
defecting U کاستی
defects U کاستی
flaws U کاستی
shortcomings U کاستی
faulted U کاستی
fault U کاستی
minimum flow U اب کاستی
extenuation U کاستی
shortcoming U کاستی
flaw U کاستی
deficiency U کاستی
wane U افول کم و کاستی
waned U افول کم و کاستی
waning U افول کم و کاستی
caste system U نظام کاستی
attention deficit U کاستی توجه
deficiency motives U انگیزههای کاستی
wanes U افول کم و کاستی
isobare U دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars U دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar U دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled U دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious U دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent U دارای دهن باز دارای لبان برگشته
acinaseous U دارای تخم و بذر دارای تخمدان
low tension U دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
virile U دارای نیروی مردی دارای رجولیت
galleried U دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
gravel blind U دارای چشم تار دارای دید کم
outrigged U دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic U دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
isotropic solutions U دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped U دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
Indo-persian rug U قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
off colored U دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
monadelphous U دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
polyisotopic U دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
winy U شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey U شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl U دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
three legged U دارای سه پا
fraught with U دارای
footy U دارای پا
odoriferous U دارای بو
trilinear U دارای سه خط
bilabiate U دارای دو لب
three-legged U دارای سه پا
glochidiate U دارای مو
iodic U دارای ید
plumose U دارای دسته پر
keyed U دارای جاانگشتی
strontic U دارای استرونیوم
acetylize U دارای ریشهء
humous U دارای موادالی
energetic U دارای انرژی
polygamous U دارای چند زن
muciferous U دارای مخاط
petiolated U دارای دمگل
keeled U دارای تبر ته
alcoholics U دارای الکل
sulfureous U دارای گوگرد
stilted U دارای چوب پا
monogamous U دارای یک همسر
monogamous U دارای یک زن یا یک شوهر
electives U دارای حق انتخاب
bigamous U دارای دو زن یا دو شوهر
straight line U دارای خط مستقیم
amphibolic U دارای دو معنی
aluminous U دارای زاج
adamantean U دارای تلئلو
spirituous U دارای الکل
multilineal U دارای چندین خط
knarred U دارای برامدگی
low spirited U دارای روحیه بد
splashy U دارای ترشح
deficient U دارای کمبود
low-spirited U دارای روحیه بد
staminate U دارای جرثومه نر
homolographic U دارای قرینه
stannic U دارای قلع
isogenous U دارای یک منبع
elective U دارای حق انتخاب
febile U دارای حالت تب
multifid U دارای چندشکاف
multiflorous U دارای بیش از سه گل
squib U دارای صدای فش فش
squibs U دارای صدای فش فش
stannous U دارای قلع
far reaching U دارای اثرزیاد
kibed U دارای شکاف
pinnular U دارای برگچه
pileate U دارای کلاهک
monandrous U دارای یک شوهر
testate U دارای وصیت
ternal U دارای سه تغییر
wordy U دارای اطناب
double tongued U دارای دوقول
monatomic U دارای یک جوهرفرد
knobby U دارای برامدگی
azotic U دارای ازت
dolose U دارای قصدجرم
superabundant U دارای وفور
pinnular U دارای بالچه
basined U دارای ابگیر
miasmal U دارای دمه بد بو
miasmatic U دارای دمه بد بو
titlist U دارای عنوان
tintinnabulary U دارای طنین
head U دارای سرکردن
tinctorial U دارای ته رنگ
tinct U دارای ته رنگ
monoclinal U دارای یک شیب
musical U دارای اهنگ
preferable U دارای رجحان
antithetical U دارای ضد ونقیض
antithetic U دارای ضد ونقیض
synonymous U دارای ترادف
swell butted U دارای ته گنده
monometallic U دارای یک فلز
artiodactyl U دارای سم شکافته
bifocal U دارای دو کانون
monopetalous U دارای یک گلبرگ
arbitrative U دارای اختیارحکمیت
syntonic U دارای بسامدمشابه
synonymous U دارای تشابه
musicals U دارای اهنگ
starchy U دارای نشاسته
terahenous U دارای 4 مادگی
aulait U دارای شیر
bifocals U دارای دو کانون
keratinous U دارای موادشاخی
dyslogistic U دارای خاطرات بد
accredited U دارای اعتبارنامه
artiodactylous U دارای سم شکافته
alcoholic U دارای الکل
petiolate U دارای دمگل
self abnegating U دارای کف نفس
weighted U دارای وزن
of that ilk U دارای همان جا
inflorescent U دارای گل اذین
pelliculate U دارای پوسته
isometrics U دارای یک میزان
geniculate U دارای زانویی
prerogatived U دارای حق ویژه
indued with charm U دارای فریبندگی
reversioner U دارای حق رجوع
rugose U دارای رکه
sabulous U دارای شن ریزه
insectile U دارای حشره
overlapping U دارای اشتراک
preemptor U دارای حق شفعه
prurient U دارای فکرشهوانی
privileged U دارای امتیاز
isometric U دارای یک میزان
innervate U دارای پی کردن
hectic U دارای تب لازم
rifled U دارای خان
glanduliferous U دارای غد دکوچک
glary U دارای تشعشع
primipara U دارای یک اولاد
in force U دارای اعتبار
pseudonymous U دارای تخلص
haired U دارای موی ...
quartziferous U دارای در کوهی
behinds U دارای پس افت
behind U دارای پس افت
pulsatile U دارای تپش
pulsant U دارای تپش
in flower U دارای شکوفه
in power U دارای اختیارات
bodily U دارای بدن
primiparous U دارای یک اولاد
papillose U دارای برامدگی
impotent <adj.> U دارای ضعف
hearted U دارای قلب ...
reboant U دارای واکنش
rattly U دارای صدای تق تق
palmy U دارای نخل
rarely beautiful U دارای زیبائی
overbusy U دارای کارزیاد
ambivalence U دارای دو جنبه
handy <adj.> U دارای مزیت
lobate U دارای نرمه
social minded U دارای افکاراجتماعی
rectilinear U دارای مسیرمستقیم
flabby U دارای عضلات شل
ill neighboured U دارای همسایه بد
fibrinous U دارای مودلیفی
ill neighboured U دارای محیط بد
iodous U دارای یود
divans U دارای دوفرفیت
silicifoeous U دارای در کوهی
legitimating U دارای حق مشروع
legitimates U دارای حق مشروع
redundant U دارای اطناب
spiriferous U دارای عضومارپیچی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com