English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
polygenetic U دارای چندین مبدا
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
polygenetic U دارای چندین نیا یا چندین تخم
multivalent U دارای چندین قدر چندین بنیانی
multilineal U دارای چندین خط
multivocal U دارای چندین معنی
variform U دارای چندین شکل
polygastric U دارای چندین معده
multifoliate U دارای چندین برگچه
multicoloured U دارای چندین رنگ
polymerous U دارای چندین جزء
varriform U دارای چندین شکل گوناگون مختلف الشکل
polygenist U کسیکه عقیده داردبشر دارای چندین مبدابوده است
Family prayer rug U فرش محرابی صف گونه [اینگونه بافت ها دارای چندین محراب قرینه بوده و بیشتر بصورت گلیم بافته می شود.]
campus environment U محل بزرگی که چندین اتصال کاربر با چندین شبکه دارد مثل دانشگاه یا بیمارستان
communication U پردازندهای که شامل چندین تابع handshaking وتشخیص خطا برای چندین اتصال بین وسایل است
origin U مبدا
of U از مبدا
origins U مبدا
datum U مبدا
era U مبدا
provenience U مبدا
refrence U مبدا
eras U مبدا
proveance U مبدا
origins U منشا مبدا
offspring U مبدا منشا
time base U مبدا زمانی
epoch U مبدا تاریخ
epochs U مبدا تاریخ
certificate of origin U گواهی مبدا
source file U فایل مبدا
proximal U نزدیک مبدا
origin U منشا مبدا
home record U رکورد مبدا
polygeny U تعد د مبدا بشر
it is of doubtful proveance U مبدا ان مشکوک است
absolute address محل یک شی در رابطه با مبدا
the christian era U مبدا تاریخ میلادی
cerebellar peduncles U فخذین مبدا نخاع
machine address U محل یک شی در رابط ه با مبدا
port U مامن مبدا مسافرت
prime meridian U نصف النهار مبدا
prime meridian U دایره نیمروز مبدا
cerebral peduncles U ساعدین مبدا نخاع
offset U مبدا نقطه شروع مسابقه
offsetting U مبدا نقطه شروع مسابقه
basing point U نقطه مبدا برای قیمت
polar U سیستم معرفی موقعیتها به عنوان زاویه و فاصله از مبدا
messages U انتخاب مسیر مناسب بین مبدا و مقصد پیام در شبکه
message U انتخاب مسیر مناسب بین مبدا و مقصد پیام در شبکه
free docks U نوعی قرارداد که در ان کالا را دربندر مبدا به بندرگاه تحویل می دهند
reference U آدرس تبدیل در برنامه که به عنوان مبدا یا پایه برای سایرین است
references U آدرس تبدیل در برنامه که به عنوان مبدا یا پایه برای سایرین است
switching U بهنگام سازی ثابت اطلاعات بین تغییر مبدا و مقصد در شبکه
rollover U صفحه کلید با بافرکوچک موقت به طوری که میتواند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوند داده صحیح را وقتی چندین کلید با هم انتخاب می شوندارسال کند
isobars U دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare U دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar U دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious U دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled U دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
vector U سیستم رسم کامپیوتری که از طول خط و جهت آن از مبدا برای رسم استفاده میکند
vectors U سیستم رسم کامپیوتری که از طول خط و جهت آن از مبدا برای رسم استفاده میکند
ringent U دارای دهن باز دارای لبان برگشته
semicompiled U برنامه تبدیل شده از برنامه کد اصلی که حاوی توابع کتابخانهای و... نیست که در کد مبدا استفاده می شوند
propagation delay U 1-زمان لازم برای فاهر شدن خروجی در دروازه منط قی پس از اعمال ورودی . 2-زمانی که بیت داده روی شبکه از مبدا به مقصد می رود
galleried U دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
gravel blind U دارای چشم تار دارای دید کم
virile U دارای نیروی مردی دارای رجولیت
low tension U دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
acinaseous U دارای تخم و بذر دارای تخمدان
multifold U چندین
lot U چندین
ten U چندین
multiple U چندین
multipoint U با چندین خط وط
Several persons ( people ). U چندین تن
several U چندین
outrigged U دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
reference point U نقطه برگشت نقطه نشانی نقطه مبدا دهانه بندر
manyfold U چندین مرتبه
time and again U چندین بار
many times U چندین بار
regularly [often] <adv.> U چندین بار
manifold copies U چندین نسخه
on any number of occasions <adv.> U چندین بار
oft [archaic, literary] <adv.> U چندین بار
often <adv.> U چندین بار
various U چندتا چندین
on several occasions U در چندین وهله
over and over again U چندین بار
frequently <adv.> U چندین بار
over and over U چندین بار
many a time U چندین بار
many times <adv.> U چندین بار
a lot of times <adv.> U چندین بار
alternates U چندین بار
many U چندین بسا
dozens of times U چندین بار
many books U چندین کتاب
multicolour U با چندین رنگ
multivincular U چندین پیوندی
multivalve U چندین دریچهای
alternate U چندین بار
over again U چندین بار
for reasons U به چندین دلیل
alternated U چندین بار
several thousands U چندین هزار
references U نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
reference U نقط های در زمان که به عنوان مبدا برای زمان بندی هادی دیگر یا اندازه گیریهای دیگر به کار می رود
ABC U پایه کار مبدا کار
master key U کلید چندین قفل
multitasking U اجرای چندین کار
multistorey U ساختمان چندین طبقه
end U در انتها یا پس از چندین مشکل
ended U در انتها یا پس از چندین مشکل
cluster-block U چندین طبقه آپارتمان
ends U در انتها یا پس از چندین مشکل
multiplicate U چندین نسخه برداشتن از
A multi-storey building. U ساختمان چندین طبقه
master keys U کلید چندین قفل
swarms U چندین اشکال برنامه
floscular U مرکب از چندین گلچه
He received several bullet wounds U چندین تیربه اوخورد
high-rise U ساختمان چندین اشکوبه
polyphonic U نماینده چندین صدا
Many years passed . U چندین سال گذشت
polyphonous U نماینده چندین صدا
swarmed U چندین اشکال برنامه
pooh bah U صاحب چندین مقام
swarm U چندین اشکال برنامه
multi tasking U اجرای چندین کار
integration U انجام چندین عمل با هم
heteronomous U روینده تحت چندین قانون
flanker U [یکی از چندین گوشه ساختمان]
groups U جمع کردن چندین وسیله با هم
Several pages have been torn out. U چندین صفحه اش پاره شده
broadcast U ارسال داده به چندین گیرنده 2-
Several cars collided. U چندین اتوموبیل بهم خوردند
groups U جمع اوری چندین چیز با هم
multipoint U اتصال چندین باره به یک خط یا یک کامپیوتر
skeleton keys U کلیدی که چندین قفل را بازکند
multi disk U مربوط به چندین نوع دیسک
polygenous U از چندین جورخاره درست شده
skeleton key U کلیدی که چندین قفل را بازکند
group U جمع اوری چندین چیز با هم
broadcasts U ارسال داده به چندین گیرنده 2-
group U جمع کردن چندین وسیله با هم
cornet a pistons U یکجورسازشیپوری که چندین دکمه دارد
idiomorphic U دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
multiplex U ترکیب چندین پیام در یک رسانه ارسال
i wrote letter a letter U چندین کاغذ پشت سرهم نوشتم
combination U چندین چیز که با هم ترکیب شده اند
Several engineeres were removed from office. U چندین مهندس از کار بر کنار شدند
complicated U با چندین بخش یا مشکل برای فهمیدن
manifold writer U ماشینی که چندین نسخه باکاغذ برگردان بر میدارد
parallels U که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
manifolder U ماشینی که چندین تسخه باکاغذ بر گردان بر میدارد
parallelled U که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
paralleled U که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
paralleling U که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
parallelling U که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
broadcasts U پیام یا دادهای که به چندین کاربر ارسال شود
broadcasts U شبکه ارسال داده به چندین دریافت کننده
broadcast U پیام یا دادهای که به چندین کاربر ارسال شود
broadcast U شبکه ارسال داده به چندین دریافت کننده
parallel U که امکان افزودن چندین رقم همزمان میدهد
arrays U آرایهای از چندین آرایه دو بعدی به صورت موازی
commonest U متعلق بودن به چندین نفر یا برنامه به به همه کس
bounce U برخورد چندین کلید در اثر تنظیم غلط
array U آرایهای از چندین آرایه دو بعدی به صورت موازی
conditional U مین کننده وقوع چندین کار مشخص
bounced U برخورد چندین کلید در اثر تنظیم غلط
bounces U برخورد چندین کلید در اثر تنظیم غلط
common U متعلق بودن به چندین نفر یا برنامه به به همه کس
commoners U متعلق بودن به چندین نفر یا برنامه به به همه کس
isotropic solutions U دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped U دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
parallels U کامپیوتری که روی چندین کاز همزمان کار میکند
compound U مدار یا تابع منط قی که از چندین ورودی که خروجی می سازد
compounded U مدار یا تابع منط قی که از چندین ورودی که خروجی می سازد
compounds U مدار یا تابع منط قی که از چندین ورودی که خروجی می سازد
gulps U گروهی از چندین بایت که به عنوان یک واحد در نظرگرفته می شوند
gulping U گروهی از چندین بایت که به عنوان یک واحد در نظرگرفته می شوند
gulped U گروهی از چندین بایت که به عنوان یک واحد در نظرگرفته می شوند
gulp U گروهی از چندین بایت که به عنوان یک واحد در نظرگرفته می شوند
resource U استفاده از یک منبع در شبکه یا سیستم توسط چندین کاربر
multi terminal system U سیستمی که چندین ترمینال به یک CPU وصل شده اند
Several people could be accommodated in this room. U چندین نفر رامی توان دراین اتاق جاداد
polypidom U ساق یا پایهای که چندین مرجان روی ان قرار می گیرند
multi programming U سیستم عامل که چندین برنامه را همزمان اجرا میکند
omnim gatherum U امیختگی چندین چیز باهم توده امیخته جنگ
Hallenkirche U [کلیسایی با چندین راهرو اما بدون پنجره بام]
bounced U جلوگیری از تماس با کلید که باعث چندین برخورد میشود
paralleled U کامپیوتری که روی چندین کاز همزمان کار میکند
bounces U جلوگیری از تماس با کلید که باعث چندین برخورد میشود
parallel U کامپیوتری که روی چندین کاز همزمان کار میکند
polypary U ساق یا پایهای که چندین مرجان روی ان قرار می گیرند
paralleling U کامپیوتری که روی چندین کاز همزمان کار میکند
bounce U جلوگیری از تماس با کلید که باعث چندین برخورد میشود
parallelled U کامپیوتری که روی چندین کاز همزمان کار میکند
multifunction U ایستگاه کاری که چندین کار می توانند انجام شوند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com