Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
bleary
U
دارای چشمان قی گرفته وخواب الود
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
blear eyes
U
چشمان قی گرفته
bloods hot eyes
U
چشمان قرمز و خون گرفته
dry-eyed
U
دارای چشمان بیسرشک
haggard
U
دارای چشمان فرورفته
stalk eyed
U
دارای چشمان جلوامده
popeyed
U
دارای چشمان برامده
wild eyed
U
دارای چشمان وحشی وخیره
beady
U
دارای چشمان ریز وگرد
fire eyed
U
دارای چشمان افروخته یادرخشان
sloe eyed
U
دارای چشمان ابی پرنگ
steamy
U
دارای بخار مه الود
steamiest
U
دارای بخار مه الود
steamier
U
دارای بخار مه الود
blear eyed
U
دارای چشم تار یااشک الود
doughface
U
دارای صورتی مانند خمیر گوشت الود
low key
U
دارای صدای گرفته
low-key
U
دارای صدای گرفته
woofer
U
دارای صدای کوتاه و گرفته
throatiest
U
دارای صدای گرفته وخشن
throatier
U
دارای صدای گرفته وخشن
throaty
U
دارای صدای گرفته وخشن
bluest
U
مستعد افسردگی دارای خلق گرفته
blue
U
مستعد افسردگی دارای خلق گرفته
bluer
U
مستعد افسردگی دارای خلق گرفته
Indo-persian rug
U
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
narcosis
U
حالت بی حسی وخواب الودگی بی حالی
d. eyes
U
چشمان بادکرده
hazel eyes
U
چشمان میشی
expressive eyes
U
چشمان با حالت
streaming eyes
U
چشمان اشکبار
die away
U
چشمان خماریابیحال
languideyes
U
چشمان بیمار
dilated eges
U
چشمان بادکرده
languideyes
U
چشمان بی حال
languishing eyes
U
چشمان خمار
patinated
U
جرم گرفته کبره گرفته
asquint
U
با چشمان لوچ یاچپ
beady eyes
U
چشمان ریز براق
coma vigil
U
اغماء با چشمان باز
f.eyes
U
چشمان فتان یاگیرنده
sunken eyes
U
چشمان فرو رفته
barbiturate
U
نمک اسید باربیتوریک مشتقات اسید باربیتوریک که بعنوان داروی مسکن وخواب اورتجویز میشود
move to tears
U
اشک از چشمان کسی جاری شدن
Lori Pambak motif
U
ترنج لری
[پامبک، این نام از شهری به همین نام در جنوب شهر تفلیس قزاقستان گرفته شده است. طرح دارای دو بال هشت وجهی بزرگ و دو لوزی کوچک در جهت مخالف بوده و زمان آن را به قرن نوزدهم میلادی نسبت می دهند.]
effluvium
U
پخش بخارج هوای گرفته و خفه استشمام هوای خفه و گرفته
thickest
U
گل الود
scummy
U
کف الود
foamy
U
کف الود
foamiest
U
کف الود
foamier
U
کف الود
fogbound
U
مه الود
mire
U
گل الود
thicker
U
گل الود
plashy
U
گل الود
foggier
U
مه الود
turbid
U
گل الود
feculent
U
گل الود
lathery
U
کف الود
turbid
U
مه الود
foggy
U
مه الود
brumous
U
مه الود
caliginous
U
مه الود
foggiest
U
مه الود
shod
U
گل الود
dropsical
U
پف الود
muddying
U
گل الود
spunous
U
کف الود
muddied
U
گل الود
muddy
U
گل الود
muddiest
U
گل الود
muddies
U
گل الود
spluttery
U
تف الود
bedraggled
U
گل الود
sudsy
U
کف الود
muddier
U
گل الود
spumy
U
کف الود
thick
U
گل الود
muddied
U
خیس و گل الود
muddy
U
خیس و گل الود
doziest
U
خواب الود
muddiest
U
خیس و گل الود
muddies
U
خیس و گل الود
passionate
U
هوس الود
muddier
U
خیس و گل الود
like mad
U
خشم الود
sleepy
U
خواب الود
muddying
U
خیس و گل الود
bemire
U
گل الود کردن
sponge cake
U
کیک پف الود
sponge cakes
U
کیک پف الود
drowsier
U
خواب الود
fiercest
U
خشم الود
drowsiest
U
خواب الود
sleepiest
U
خواب الود
fiercer
U
خشم الود
sleepier
U
خواب الود
drowsy
U
خواب الود
muddily
U
بطور گل الود
muddilly
U
بطور گل الود
dozier
U
خواب الود
loblolly
U
چاله گل الود
fierce
U
خشم الود
nemire
U
گل الود کردن
dozy
U
خواب الود
venomous
U
زهر الود
tinged with cnvy
U
رشک الود
based on private motives
U
غرض الود
somnolent
U
خواب الود
slumbrous
U
خواب الود
ensanguined
U
خون الود
slumb
U
خواب الود
slumberous
U
خواب الود
soporific
U
خواب الود
slumbery
U
خواب الود
vapory
U
بخار الود
somnifacient
U
خواب الود
puddle
U
گل الود کردن
wrathful
U
قهر الود
puddles
U
گل الود کردن
smeared with dirt
U
خاک الود
fogginess
U
مه الود بودن
mud
U
گل الود کردن
fogs
U
مه الود بودن
fog
U
مه الود بودن
bushbabies
U
گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
bushbaby
U
گونههای نخستیان میمون مانند جنگلهای حارهی افریقا از تیرهی Galagidae که شبگرد هستند و چشمان درشت و دم پرپشت و جارو مانند دارند
drowsing
U
خواب الود کردن
heavy
U
غلیظ خواب الود
foggily
U
بطورمه الود یامبهم
drowses
U
خواب الود کردن
drowsed
U
خواب الود کردن
heaviest
U
غلیظ خواب الود
heavies
U
غلیظ خواب الود
dustily
U
بطور خاک الود
drowse
U
خواب الود کردن
heavier
U
غلیظ خواب الود
interested
U
مجذوب غرض الود
drowzy head
U
ادم خواب الود
drowze
U
خواب الود بودن
partial
U
غرض الود جزیی
sleepily
U
بطور خواب الود
sleepyhead
U
ادم خواب الود
poppied
U
خواب الود یا ارام
balderdash
U
یاوه نوشابه کف الود
poison pen
U
نوشته غرض الود
pussy
U
ریم الود گربه
blurs
U
منظره مه الود لک کردن
blurring
U
منظره مه الود لک کردن
blurred
U
منظره مه الود لک کردن
blur
U
منظره مه الود لک کردن
pussies
U
ریم الود گربه
interesde motive
U
انگیزه غرض الود
sleepyheads
U
ادم خواب الود
haematidrosis
U
عرق خون الود
bloodiest
U
خون الود قرمز
i feel sleepy
U
خواب الود هستم
bloody
U
خون الود قرمز
bloodier
U
خون الود قرمز
cloud forest
U
جنگل بلند مه الود
sludge
U
جای کثیف ولجن الود
oozy
U
لجن الود تراوش کننده
swash
U
زمین لیز وگل الود
drowze
U
چرت زدن خواب الود کردن
cupboard love
U
عشق بخود بسته یاغرض الود
isobars
U
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
U
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
U
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious
U
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled
U
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
squelch
U
صدای چلپ چلوپ پوتین درزمین گل الود
squelches
U
صدای چلپ چلوپ پوتین درزمین گل الود
squelching
U
صدای چلپ چلوپ پوتین درزمین گل الود
maunder
U
بطور خواب الود وسرگردان حرکت کردن
squelched
U
صدای چلپ چلوپ پوتین درزمین گل الود
ringent
U
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
gravel blind
U
دارای چشم تار دارای دید کم
galleried
U
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
virile
U
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
low tension
U
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
acinaseous
U
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
sand man
U
لولویی که خاک درچشم کودکان پاشیده انهارا خواب الود میکند
outrigged
U
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
air less
U
گرفته
rancid
U
بو گرفته
fogbound
U
مه گرفته
uptight
U
گرفته
mistful
U
مه گرفته
brumous
U
مه گرفته
bunged up
U
قی گرفته
muggy
U
گرفته
gruff
U
گرفته
dull
U
گرفته
addicted
U
خو گرفته
heartsore
U
دل گرفته
choky
U
گرفته
sombrous
U
گرفته
darksome
U
گرفته
comate
U
مه گرفته
chock full
U
گرفته
clouded
U
گرفته
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com