English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (16 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
magnetic U دارای نیروی مغناطیسی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
isodynamic U دارای نیروی مغناطیسی مساوی
isomagnetic U دارای نیروی مغناطیسی متساوی
Other Matches
free gyroscope U نیروی ژیروسکوپی ازاد نیروی جاذبه مغناطیسی ازاد
virile U دارای نیروی مردی دارای رجولیت
magnetic force U نیروی مغناطیسی
magnetic lines of force U خطوط نیروی مغناطیسی
magnetizing force U نیروی مغناطیسی کننده
magnetomotive force U نیروی محرکه مغناطیسی
field of force U میدان نیروی مغناطیسی
magneto e.m.f. U نیروی محرکه مغناطیسی
electromagnetic U وابسته به نیروی مغناطیسی برق
electromagnetic U ایجاد میدان مغناطیسی در اثر نیروی الکتریکی
compass compensation U تنظیم قطب نما از نظر اثر نیروی مغناطیسی فلزات مجاور
youthful U دارای نیروی شباب
progenitive U دارای نیروی تولید
equicaloric U دارای کالری و نیروی مساوی
self energizing U دارای نیروی خود کار
dynamoelectric U دارای نیروی محرکه برقی
polar U دارای قطب مغناطیسی یا الکتریکی متقارن
shunt wound U دارای سیم پیچ مغناطیسی انحرافی
steamrollering U جاده صاف کن دارای نیروی بخار
steamrollers U جاده صاف کن دارای نیروی بخار
steamrollered U جاده صاف کن دارای نیروی بخار
steamroller U جاده صاف کن دارای نیروی بخار
equisignal zone U منطقهای که دارای امواج مغناطیسی یکسان است
coulomb's law U نیروی بین دوبار الکتریکی یا مغناطیسی باحاصل ضرب بارهای انهانسبت مستقیم و با مربع فاصله انها از هم نسبت عکس دارد
magnetic induction U چگالی شار مغناطیسی اندوکسیون مغناطیسی چگالی میدان مغناطیسی چگالی خطوط قوای مغناطیسی
agonic line U خط موسوم روی یک نقشه که نقاطی را که دارای خطا یاانحراف مغناطیسی صفر میباشند به یکدیگر متصل میکند
lenz' law U جریان القاء شده در یک مدار که نسبت به یک میدان مغناطیسی دارای حرکت نسبی است میدانی در جهت مخالف میدان اصلی بوجودمی اورد
mediums U مادهای که الگوی فلوی مغناطیسی را پس از اثر میدان مغناطیسی برمی گرداند.
medium U مادهای که الگوی فلوی مغناطیسی را پس از اثر میدان مغناطیسی برمی گرداند.
soft U که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
softer U که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
softest U که اثرات مغناطیسی خود را هنگام حذف از میدان مغناطیسی از دست بدهد
ferromagnetic material U هر مادهای که بار مغناطیسی را نگه می دارد بتواند مغناطیسی شود
magnetic tape U پلاستیک باریک پوشیده شده از ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنال
magnetic tapes U پلاستیک باریک پوشیده شده از ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنال
blue water school U انانی که نیروی دریایی انگلیس راتنها نیروی کافی ان میدانند
reenforceŠetc U نیروی تازه فرستادن برای با نیروی امدادی تقویت کردن
magneto electricity U نیروی کهربایی که بوسیله نیروی اهن ربایی تولید میشود
record U گیرندهای که سیگنالهای الکتریکی را به مغناطیسی تبدیل میکند تا داده را روی رسانه مغناطیسی بنویسد
magnetic ink character recognition U تشخیص کاراکترهای جوهرمغناطیسی بازشناسی کاراکتربا جوهر مغناطیسی دخشه شناسی مرکب مغناطیسی
tape U پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
taped U پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
tapes U پلاستیک باریک و کوتاه پوشیده شده از یک ماده مغناطیسی برای ذخیره مغناطیسی سیگنالها
degauss U پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار مغناطیسی یا نوک خواندن / نوشتن
juggernaut U نیروی عظیم منهدم کننده نیروی تخریبی مهیب
juggernauts U نیروی عظیم منهدم کننده نیروی تخریبی مهیب
torque U نیروی گردنده درقسمتی از دستگاه ماشین نیروی گشتاوری
e.m.f U force electromotive نیروی محرکه الکتریکی نیروی برقرانی
magnetic skin effect U جابجایی فوران مغناطیسی اثر پوستی مغناطیسی
air force personnel with the army U پرسنل نیروی هوایی ماموربه نیروی زمینی
expeditionary U نیروی اعزامی به خارج نیروی سرکوبگر خارجی
magnetic blowout U خاموش کردن مغناطیسی وزش مغناطیسی
electromotive force U نیروی محرکه الکتریکی نیروی برقرانی
permalloy U خانوادهای ار الیاژهای اهن و نیکل که از نظر مغناطیسی نرم میباشند و تحت نیروهای مغناطیسی کم نفوذپذیری وگذردهی زیادی از خود نشان میدهند
magnaflux U نام انحصاری تست غیرمخربی برای مواد مغناطیسی بااستفاده از میدانهای مغناطیسی و مواد فلورسان
no man's land U زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
magnetic flow U فوران مغناطیسی فلوی مغناطیسی
magnetic ritation U گردش مغناطیسی دوران مغناطیسی
magnetic deflector U یکسوکننده مغناطیسی اشکارساز مغناطیسی
magnetic reluctance U مقاومت مغناطیسی رلوکتانس مغناطیسی
army landing forces U نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات اب خاکی نیروی زمینی پیاده شونده در ساحل
attack force U نیروی تک کننده به ساحل نیروی تک
threat force U نیروی دشمن نیروی مخالف
buoyancy U نیروی بالابر نیروی شناوری
magnetic flux density U چگالی شار مغناطیسی چگالی خطوط قوا اندوکسیون مغناطیسی
self propulsion U حرکت توسط نیروی خود پیشروی توسط نیروی خویش
counter force U نیروی مقابله با وسایل استراتژیکی دشمن استفاده ازنیروی هوایی و موشکهای استراتژیکی برای تخریب نیروی دشمن
geomagnetism U نیروی اهن ربایی زمین نیروی جاذبه زمین
allocated manpower U نیروی انسانی واگذار شده سهمیه نیروی انسانی
naval aviation U قسمت هوایی نیروی دریایی هواپیمایی نیروی دریایی
isobars U دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar U دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare U دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled U دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious U دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
magnetic flux U فلوی مغناطیسی شار القاء شار مغناطیسی
reluctivity U مقاومت مغناطیسی ویژه ضریب مقاومت مغناطیسی
dispersion U پراکندگی شار مغناطیسی پراکندگی فوران مغناطیسی
magnetic nuclear resonance U تشدید مغناطیسی هسته رزونانس مغناطیسی هسته
army aircraft U هواپیمایی نیروی زمینی هواپیماهای نیروی زمینی
Marine Corps U نیروی تکاوران دریایی نیروی تفنگداران دریایی
ringent U دارای دهن باز دارای لبان برگشته
acinaseous U دارای تخم و بذر دارای تخمدان
galleried U دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
low tension U دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
gravel blind U دارای چشم تار دارای دید کم
outrigged U دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
commandant of marine corps U فرمانده نیروی تکاوران دریایی فرمانده نیروی تفنگداران دریایی
component command U قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
idiomorphic U دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
eagle flight U نیروی هوا روی در حال اماده باش نیروی هوا روی اماده
magnetic tape recording U ضبط روی نوار مغناطیسی ضبط نوار مغناطیسی
grid magnatic angle U زاویه شبکه مغناطیسی زاویه انحراف شبکه مغناطیسی
end stopped U دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
isotropic solutions U دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
attached strength U استعداد نیروی زیر امر نیروی زیر امر
Indo-persian rug U قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
polyisotopic U دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
monadelphous U دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
off colored U دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
winy U شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey U شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
magnetic head U هد مغناطیسی
magnetical U مغناطیسی
antimagnetic U ضد مغناطیسی
magnetic tick U تق مغناطیسی
magnetic U مغناطیسی
magnetic bridge U پل مغناطیسی
magnetized U مغناطیسی
jet propulsion U نیروی جت
total force U نیروی کل
jetting U نیروی جت
jetted U نیروی جت
jets U نیروی جت
jet U نیروی جت
magnetic doublet U دو قطبی مغناطیسی
hysteresis U پسماند مغناطیسی
magnetic drum U طبله مغناطیسی
magnetic drum U درام مغناطیسی
magnetite U اهن مغناطیسی
magnetic domain U ناحیه مغناطیسی
magnetic tapes U نوار مغناطیسی
magnetic disturbance U پارازیت مغناطیسی
magnetiv flux U شار مغناطیسی
magnetization U مغناطیسی کردن
magnetic diviation U انحراف مغناطیسی
magnetic disturbance U اغتشاش مغناطیسی
strength of magnetism U شدت مغناطیسی
magnetic repulsion U رپولزیون مغناطیسی
magnetic equivalence U هم ارزی مغناطیسی
magnetic f. U میدان مغناطیسی
magnetic fatigue U خستگی مغناطیسی
magnetic equator U استوای مغناطیسی
magnetic repulsion U وازنش مغناطیسی
magnetic viscosity U لختی مغناطیسی
magnetically U با قوه مغناطیسی
magnetic permeability U نفوذپذیری مغناطیسی
magnetic repulsion U دافعه مغناطیسی
magnetic yoke U یوغ مغناطیسی
magnetic wire U سیم مغناطیسی
magnetic energy U انرژی مغناطیسی
magnetic whirl U چرخه مغناطیسی
magnetic viscosity U چسبندگی مغناطیسی
magnetic variations U انحراف مغناطیسی
shunt winding U مغناطیسی انحرافی
magtape U نوار مغناطیسی
magnetic disk U گرده مغناطیسی
magnetic pole U قطب مغناطیسی
magnetic disk U صفحه مغناطیسی
magstripe U نوار مغناطیسی
magnitization U مغناطیسی شدن
magnetic quantity U کیفیت مغناطیسی
magnetic direction U جهت مغناطیسی
single magnetic ion trap U یونربای تک مغناطیسی
magnetic potential U پتانسیل مغناطیسی
magnetic potentiometer U پتانسیومتر مغناطیسی
magnetic poles U قطبهای مغناطیسی
magnetic printer U چاپگر مغناطیسی
magnetic saturation U سیری مغناطیسی
magnetic dipole U دوقطبی مغناطیسی
solenoid switch U کلید مغناطیسی
solenoid valve U سوپاپ مغناطیسی
dips U شیب مغناطیسی
demagnetize U دی مغناطیسی کردن
magneto generator U اندوکتور مغناطیسی
magnetic pinion shift U استارت مغناطیسی
magnetic release U قطع مغناطیسی
magnetic pick up U پیک اپ مغناطیسی
magnetic polarity U قطبیت مغناطیسی
magnetic relay U رله مغناطیسی
magnetic polarity U پلاریته مغناطیسی
dip U شیب مغناطیسی
magnetostriction U الاستیسیته مغناطیسی
declination U انحراف مغناطیسی
magnetic recording U ضبط مغناطیسی
magneto resistance U تغییرمقاومت مغناطیسی
magneto resistance U مقاومت مغناطیسی
magnetic polarization U پلاریزاسیون مغناطیسی
magneto diode U دیود مغناطیسی
magnetic variation U اختلاف مغناطیسی
magnetic tape code U کد نوار مغناطیسی
magnetic ritation U چرخش مغناطیسی
magnetic saturation U اشباع مغناطیسی
magnetic inclination U انحراف مغناطیسی
magnetic system U سیستم مغناطیسی
magnetic switch U کلید مغناطیسی
magnetic sweeping U روبیدن مغناطیسی
magnetic induction U القای مغناطیسی
magnetic susceptibility U پذیرش مغناطیسی
magnetic hysteresis U هیسترزیس مغناطیسی
magneticd sound U صوت مغناطیسی
magnetic starting switch U سویچ مغناطیسی
magnetic loss U تلف مغناطیسی
magnetic loading U بارگیری مغناطیسی
magnetic head U نوک مغناطیسی
magnetic linkage U پیوستگی مغناطیسی
magnetic ripple U تموج مغناطیسی
magnetic limit U مرز مغناطیسی
magnetic hum U صوت مغناطیسی
magnetic screen U سپر مغناطیسی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com