English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (21 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
fret U دارای نقشههای پیچ در پیچ کردن
frets U دارای نقشههای پیچ در پیچ کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
it is inimical to our plans U با نقشههای ما مغایر است برای نقشههای ما زیان اوراست
relief maps U نقشههای توپوگرافی نقشههای هندسی زمین
projection maps U نقشههای فرافکنی
functional maps U نقشههای کارکردی
strategic plans U نقشههای استراتژیک
topographic maps U نقشههای ساختاری
aeronautical chart U نقشههای هوانوردی
aeronautical chart U نقشههای فضانوردی
pattern construction drawing U الگوی نقشههای ساختمانی
instruction drawings U نقشههای تفضیلی اجرائی
topographic maps U نقشههای توپوگرافی یانقشههای هندسی زمین
graphic portfolio U نقشههای ترسیمی دستی زمینی یا دریایی
photocharting U روش تبدیل عکس هوایی به نقشههای عکسی
jan grid U سیستم مختصات مشترک نقشههای مورد استفاده نیروهای سه گانه
phototopography U روش تهیه نقشههای عوارض نما و برجسته ازروی عکس هوایی
hypsographic map U نقشههای عوارض نمایی که ارتفاع نقاط در ان از سطح دریا تعیین شده است
pilot chart U نقشههای راهنمای دریایی نقشه ناوبری دریایی
oceanography U تهیه نقشههای دریایی و نقشه برداری دریایی
personate U خودرا بجای دیگری قلمداد کردن دارای شخصیت کردن
curbs U محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curbing U محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
grated U باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
grate U باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
curbed U محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curb U محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
grates U باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
threads U دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
militarize U جنگ طلب کردن دارای روح نظامی کردن
incorporate U جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
thread U دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
incorporates U جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
incorporating U جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
edge U : دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
reman U دارای نفرات تازه کردن مردانگی کردن
edges U : دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
isobare U دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar U دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars U دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious U دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled U دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
ringent U دارای دهن باز دارای لبان برگشته
furnishing U دارای اثاثه کردن مجهز کردن
fortifying U دارای استحکامات کردن تقویت کردن
furnish U دارای اثاثه کردن مجهز کردن
fortify U دارای استحکامات کردن تقویت کردن
catalyze U دارای اثرمجاورتی کردن تسریع کردن
inflame U دارای اماس کردن ملتهب کردن
inflames U دارای اماس کردن ملتهب کردن
inflaming U دارای اماس کردن ملتهب کردن
furnishes U دارای اثاثه کردن مجهز کردن
fortifies U دارای استحکامات کردن تقویت کردن
innervate U دارای پی کردن
fluoridate U دارای فلورید کردن
insoul U دارای روح کردن
castellate U دارای استحکامات کردن
transistorize U دارای ترانسیتور کردن
tinkle U دارای طنین کردن
tinkling U دارای طنین کردن
tinkles U دارای طنین کردن
tinkled U دارای طنین کردن
rampart U دارای استحکامات کردن
nationalizing U دارای ملیت کردن
tooth U دارای دندان کردن
gift U دارای استعداد کردن
gifts U دارای استعداد کردن
whipstitch U دارای مرز کردن
substantivize U دارای ماهیت کردن
crenellate U دارای کنگره کردن
potentialize U دارای استعداد کردن
vallum U دارای استحکامات کردن
systemize U دارای همست کردن
vitaminize U دارای ویتامین کردن
personified U دارای شخصیت کردن
freckle U خال دارای کک مک کردن
personifies U دارای شخصیت کردن
populating U دارای جمعیت کردن
populates U دارای جمعیت کردن
personify U دارای شخصیت کردن
personifying U دارای شخصیت کردن
populate U دارای جمعیت کردن
personalize U دارای شخصیت کردن
crenelate U دارای کنگره کردن
zigzagging U دارای پیچ و خم کردن
varnishes U دارای فاهرخوب کردن
embrasure U دارای منفذ کردن
embrasures U دارای منفذ کردن
nationalised U دارای ملیت کردن
varnished U دارای فاهرخوب کردن
varnish U دارای فاهرخوب کردن
nationalises U دارای ملیت کردن
nationalising U دارای ملیت کردن
indexes U :دارای فهرست کردن
indexed U :دارای فهرست کردن
varnishing U دارای فاهرخوب کردن
bodies U دارای جسم کردن
index U :دارای فهرست کردن
nitrogenize U دارای نیتروژن کردن
nationalizes U دارای ملیت کردن
nationalize U دارای ملیت کردن
hydroxylate U دارای هیدروکسیل کردن
zigzags U دارای پیچ و خم کردن
hydrogenate U دارای هیدروژن کردن
ensoul U دارای روح کردن
body U دارای جسم کردن
zigzagged U دارای پیچ و خم کردن
zigzag U دارای پیچ و خم کردن
gravel blind U دارای چشم تار دارای دید کم
galleried U دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
virile U دارای نیروی مردی دارای رجولیت
low tension U دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
acinaseous U دارای تخم و بذر دارای تخمدان
rehabilitate U دارای امتیازات اولیه کردن
sanitate U دارای لوازم بهداشتی کردن
methodize U دارای روش یاقاعدهای کردن
criss-crossed U دارای نقش چلیپایی کردن
to p a thing person with athing U کسی را دارای چیزی کردن
tongues U گفتن دارای زبانه کردن
panes U دارای جام شیشه کردن
pane U دارای جام شیشه کردن
reengine U دارای موتور تازه کردن
wigs U دارای گیس مصنوعی کردن
wig U دارای گیس مصنوعی کردن
to p a thing for a person U کسی را دارای چیزی کردن
prong U دارای چنگک یا چنگال کردن
ravines U دارای دره تنگ کردن
rehabilitated U دارای امتیازات اولیه کردن
ravine U دارای دره تنگ کردن
criss-crosses U دارای نقش چلیپایی کردن
criss-crossing U دارای نقش چلیپایی کردن
prongs U دارای چنگک یا چنگال کردن
criss-cross U دارای نقش چلیپایی کردن
rehabilitating U دارای امتیازات اولیه کردن
rehabilitates U دارای امتیازات اولیه کردن
bedevilled U دارای روح شیطانی کردن
bedevils U دارای روح شیطانی کردن
fulcrum U دارای نقطه اتکاء کردن
bedevilling U دارای روح شیطانی کردن
hyphenate U بوسیله خط دارای فاصله کردن
tat U دارای حاشیه توری کردن
bedevil U دارای روح شیطانی کردن
flyspeck U دارای لکه مگس کردن
granulate U دارای ذرات ریز کردن
motivates U تهییج کردن دارای انگیزه شده
mastermind U دارای نبوغ فکری ابداع کردن
motivated U تهییج کردن دارای انگیزه شده
motivate U تهییج کردن دارای انگیزه شده
retrench U دارای سنگر موقتی زیرزمینی کردن
bells U دارای زنگ کردن کم کم پهن شدن
motivating U تهییج کردن دارای انگیزه شده
russify U دارای عقاید وتمایلات روسی کردن
woof U پارچه کتانی دارای پود کردن
shoe U دارای کفش کردن نعل زدن به
woofs U پارچه کتانی دارای پود کردن
masterminds U دارای نبوغ فکری ابداع کردن
masterminding U دارای نبوغ فکری ابداع کردن
shoeing U دارای کفش کردن نعل زدن به
shoes U دارای کفش کردن نعل زدن به
bell U دارای زنگ کردن کم کم پهن شدن
masterminded U دارای نبوغ فکری ابداع کردن
substantialize U دارای وجود خارجی کردن یاشدن
systematize U دارای روش یا قاعده کردن اسلوب دادن به
systemmatize U دارای روش یاقاعده کردن اسلوب دادن
outrigged U دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
to piss off the wrong people <idiom> U آدمهای دارای نفوذ و قدرت زیاد را عصبانی کردن
tackles U از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
tackle U از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
tackling U از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
tackled U از عهده برامدن دارای اسباب و لوازم کردن بعهده گرفتن
idiomorphic U دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
opalite U ترکیبی که دارای رنگهای مختلف بوده و برای براق کردن نمای اجری بکار میرود
isotropic solutions U دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped U دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
air condition U دارای دستگاه تهویه کردن تهویه کردن
Indo-persian rug U قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
choke bore U روکشی برای سوراخ کردن یاتراش دادن داخل سیلندر که قسمت بالای ان دارای قطری کمتر از قطر اصلی سیلندرمیباشد
dovetail U کام و زبانه دم فاختهای دارای کام وزبانه دم کبوتری جفت کردن
dovetailing U کام و زبانه دم فاختهای دارای کام وزبانه دم کبوتری جفت کردن
dovetails U کام و زبانه دم فاختهای دارای کام وزبانه دم کبوتری جفت کردن
polyisotopic U دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
off colored U دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
monadelphous U دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
incrust U با قشر و پوست پوشاندن دارای پوشش سخت کردن قشر تشکیل دادن
tool U دارای ابزار کردن بصورت ابزار دراوردن
winy U شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winey U شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
pentadactyl U دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
corn-effect U ذرتی شدن فرش که در اثر پرداخت یا قیچی کردن نامناسب بوجود می آید و پرزهای فرش همگی دارای یک ارتفاع نبوده و ظاهر پرز فرش بلند و کوتاه می شود
three legged U دارای سه پا
three-legged U دارای سه پا
odoriferous U دارای بو
trilinear U دارای سه خط
bilabiate U دارای دو لب
footy U دارای پا
glochidiate U دارای مو
fraught with U دارای
iodic U دارای ید
reboant U دارای واکنش
bifocal U دارای دو کانون
bifocals U دارای دو کانون
rattly U دارای صدای تق تق
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com