English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 228 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
preponderant U دارای مزیت
advantageous <adj.> U دارای مزیت
beneficial <adj.> U دارای مزیت
expedient <adj.> U دارای مزیت
handy [useful] <adj.> U دارای مزیت
helpful <adj.> U دارای مزیت
serviceable <adj.> U دارای مزیت
useful <adj.> U دارای مزیت
utile [archaic] [useful] <adj.> U دارای مزیت
utilitarian [useful] <adj.> U دارای مزیت
valuable <adj.> U دارای مزیت
appropriate [for an occasion] <adj.> U دارای مزیت
convenient <adj.> U دارای مزیت
functional <adj.> U دارای مزیت
practicable <adj.> U دارای مزیت
practical <adj.> U دارای مزیت
proper <adj.> U دارای مزیت
purpose-built <adj.> U دارای مزیت
purposeful <adj.> U دارای مزیت
purposive <adj.> U دارای مزیت
suitable <adj.> U دارای مزیت
adjuvant <adj.> U دارای مزیت
administrable <adj.> U دارای مزیت
assistant <adj.> U دارای مزیت
auxiliary <adj.> U دارای مزیت
helping <adj.> U دارای مزیت
applicatory <adj.> U دارای مزیت
handy <adj.> U دارای مزیت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
bargaining chip U مزیت
bargaining chips U مزیت
rewarding U پر مزیت
ascendency U مزیت
merits U مزیت
preponderance U مزیت
advantage U مزیت
preferably U با مزیت
virtues U مزیت
virtue U مزیت
profited U مزیت
profit U مزیت
behoof U مزیت
vantage U مزیت
pre eminence U مزیت
privilege U مزیت
meriting U مزیت
forehands U مزیت
forehand U مزیت
merit U مزیت
merited U مزیت
excellence U مزیت
ascendancy U مزیت
profits U مزیت
mechanical advantage U مزیت مکانیکی
advantage مزیت دادن
preferences U مزیت اولویت
preference U مزیت اولویت
comparative advantage U مزیت نسبی
principle of equal advantage U اصل مزیت برابر
isobare U دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars U دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar U دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled U دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious U دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent U دارای دهن باز دارای لبان برگشته
acinaseous U دارای تخم و بذر دارای تخمدان
galleried U دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
low tension U دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
virile U دارای نیروی مردی دارای رجولیت
gravel blind U دارای چشم تار دارای دید کم
feasibility U بررسی هزینه ها و مزیت برای بررسی شروع مجدد پروژه
outrigged U دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
idiomorphic U دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
isotropic solutions U دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped U دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
Indo-persian rug U قالی هندی با طرح ایرانی [اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
monadelphous U دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
polyisotopic U دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
off colored U دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
winey U شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy U شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
dye polymer recording U در دیسکهای نوری روش ضبط که تغییرات در دیسک نوری پلاستیکی در لایه باریک توکار ایجاد میکند یک مزیت بزرگ این روش : داده ذخیره شده روی دیسک نوری قاب پاک شدن است
pentadactyl U دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
footy U دارای پا
trilinear U دارای سه خط
iodic U دارای ید
bilabiate U دارای دو لب
fraught with U دارای
odoriferous U دارای بو
glochidiate U دارای مو
three-legged U دارای سه پا
three legged U دارای سه پا
dipolar U دارای دو قطب
splashing U دارای ترشح
splashes U دارای ترشح
formal U دارای فکر
salaried U دارای حقوق
floaty U دارای اب نشین کم
foliolate U دارای برگچه
prerogatives U دارای حق ویژه
prerogative U دارای حق ویژه
melodic U دارای ملودی
melodious U دارای ملودی
synonymous U دارای تشابه
geniculate U دارای زانویی
twofold U دارای دو چیز
fibrinous U دارای مودلیفی
feldspathic U دارای فلدسپار
dipteran U دارای دو بال
dolose U دارای قصدجرم
bodily U دارای بدن
overlapping U دارای اشتراک
double tongued U دارای دوقول
hook-nosed U دارای بینی کج
dyslogistic U دارای خاطرات بد
hook nosed U دارای بینی کج
entitative U دارای وجودخارجی
electives U دارای حق انتخاب
far reaching U دارای اثرزیاد
febile U دارای حالت تب
elective U دارای حق انتخاب
glanduliferous U دارای غد دکوچک
glary U دارای تشعشع
ill neighboured U دارای محیط بد
in defect U دارای کاستی
in flower U دارای شکوفه
in force U دارای اعتبار
in power U دارای اختیارات
indued with charm U دارای فریبندگی
inflorescent U دارای گل اذین
innervate U دارای پی کردن
insectile U دارای حشره
instinct with force U دارای زور
intercommunicate U دارای مراوده
rifled U دارای خان
invested with power U دارای اختیار
silicifoeous U دارای در کوهی
weighted U دارای وزن
deadbeat U دارای سکون
synonymous U دارای ترادف
stilted U دارای چوب پا
aulait U دارای شیر
hearted U دارای قلب ...
undersigned U دارای امضاء
heterogamous U دارای مادگی ها
hexameter U دارای شش وزن
homolographic U دارای قرینه
energetic U دارای انرژی
humous U دارای موادالی
portentous U دارای فال بد
deadbeats U دارای سکون
ill neighboured U دارای همسایه بد
haired U دارای موی ...
diplopodous U دارای هزار پا
accentual U دارای تاکید
bicentric U دارای دومرکز
bichrome U دارای دو رنگ
behind U دارای پس افت
bimolecular U دارای دوملکول
bimorphemic U دارای دوشکل
bimotored U دارای دوموتور
binaural U دارای دو گوش
binocular U دارای دو چشم
binuclear U دارای دو هسته
binucleate U دارای دو هسته
binucleated U دارای دو هسته
bipartite U دارای دوقسمت
biradial U دارای دوشعاع
behinds U دارای پس افت
basined U دارای ابگیر
azotic U دارای ازت
acetylate U دارای ریشهء
acetylize U دارای ریشهء
prurient U دارای فکرشهوانی
adamantean U دارای تلئلو
aluminous U دارای زاج
amphibolic U دارای دو معنی
antithetic U دارای ضد ونقیض
antithetical U دارای ضد ونقیض
arbitrative U دارای اختیارحکمیت
artiodactyl U دارای سم شکافته
privileged U دارای امتیاز
artiodactylous U دارای سم شکافته
hectic U دارای تب لازم
biramous U دارای دو شاخه
bisulcate U دارای دوشکاف
bizonal U دارای دومنطقه
bifocal U دارای دو کانون
copperbottomed U دارای ته مسی
crepitant U دارای صدای خش خش
divans U دارای دوفرفیت
cretaceous U دارای گچ فراوان
cuspidal U دارای برامدگی
dartrous U دارای تبخال
declinatory U دارای تمایل
diandrous U دارای دوپرچم
dichotomous U دارای دو بخش
dimorphic U دارای دو شکل
dimply U دارای فرورفتگی
divan U دارای دوفرفیت
bifocals U دارای دو کانون
cloven foot U دارای پا یا سم شکافته
cirrous U دارای اویز
bodied U دارای بدن
buckish U دارای خوی بز
bumpiness U دارای برامدگی
calcareous U دارای کلسیم
calcic U دارای اهک
capitated U دارای سرمجزا
ambivalence U دارای دو جنبه
cephalous U دارای کله
chinned U دارای چانه
isometrics U دارای یک میزان
chymiferous U دارای کیموس
isometric U دارای یک میزان
cingulate U دارای کمربند
dipetalous U دارای دوگلبرگ
tinctorial U دارای ته رنگ
tungstic U دارای تنگستن
turpentinous U دارای تربانتین
two handed U دارای دو دست
two way U دارای دو راه
umbrageous U دارای سوفن
underweight U دارای کسروزن
unidirection U دارای یک جهت
unidirectional U دارای یک جهت
unifilar U دارای یک سیم یا نخ
unifoliate U دارای یک برگ
unipod U دارای یک پایه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com