English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
star crossed U دارای ستاره نحس
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
supernova U ستاره دارای نور متغیری که روشنی اش صد میلیون برابر خورشید است .ابرنواختران
supernovae U ستاره دارای نور متغیری که روشنی اش صد میلیون برابر خورشید است .ابرنواختران
supernovas U ستاره دارای نور متغیری که روشنی اش صد میلیون برابر خورشید است .ابرنواختران
asteriated U دارای اشعهء ستاره مانند
Other Matches
double star U ستاره مزدوج ستاره دوتایی ستاره دوگانه
binary star U ستاره دوگانه ستاره دوتایی ستاره مزدوج
Lesghi star U ستاره لسگی [این طرح را ستاره شاهسون نیز می نامند و در فرش های ترکیه و قفقاز و ایران بکار می رود. خود طرح از یک ستاره هشت وجهی با چهار فلش به سمت داخل تشکیل می گردد.]
dog star U ستاره شعرای یمانی ستاره کاروان کش
planets U ستاره سیار ستاره بخت
planet U ستاره سیار ستاره بخت
concentrator U وسیله ابتدایی شبکه که حاوی توپولوژی منط قی است و گره ها متصل اند ولی هر بازوی ستاره به عنوان حلقه فیریکی به وسیله ستاره وصل است
stelliform U ستاره وار ستاره وش
isobar U دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare U دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars U دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled U دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious U دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
ringent U دارای دهن باز دارای لبان برگشته
low tension U دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
virile U دارای نیروی مردی دارای رجولیت
acinaseous U دارای تخم و بذر دارای تخمدان
galleried U دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
gravel blind U دارای چشم تار دارای دید کم
starless U بی ستاره
stellar U پر ستاره
stars U ستاره
star U ستاره
aster U ستاره
asterisks U ستاره
asterisk U ستاره
starred U ستاره
outrigged U دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
star washer واشر ستاره ای
moring star U ستاره بامداد
loadstar U ستاره راهنما
lodestaror load U ستاره قطبی
loadstar U ستاره قطبی
neutron star U ستاره نوترونی
nova U فانی ستاره
north star U ستاره قطبی
multiple star U ستاره چندگانه
companion U ستاره ندیم
lucifer U ستاره بامدادی
starlet U ستاره کوچک
starlet U ستاره کوره
lunette U ستاره صغیر
morning star U ستاره صبح
morning star U ستاره بامدادی
lodestar U ستاره راهنما
medusa U ستاره دریایی
starfish U ستاره دریایی
lodestar U ستاره قطبی
neptune U ستاره نپتون
uranus U ستاره اورانوس
sabaism U ستاره پرستی
asteroids U شبیه ستاره
pulsating star U ستاره تپنده
star bit U بیت ستاره
rolling stone <idiom> U ستاره سهیل
proto star U پیش ستاره
planetesimal U کوچک ستاره
pluto U ستاره پلوتو
polestar U ستاره قطبی
polaris U ستاره قطبی
polaris U ستاره جدی
asteroid U شبیه ستاره
sea nettle U ستاره دریای
goat U ستاره جدی
y winding U اتصال ستاره
y voltage U ولتاژ ستاره
star voltage U ولتاژ ستاره
astronomers U ستاره شناس
vesper U ستاره غروب
astronomer U ستاره شناس
star spangled U ستاره نشان
star spangled U مزین به ستاره
star finder U ستاره یاب
star connection U اتصال ستاره
farsi be engilisi U ارایشگاه ستاره
y connection U اتصال ستاره
y network U شبکه ستاره
starlike U ستاره مانند
shooting star U ستاره ثاقب
asterial U ستاره شکل
asterism U نشان ستاره
asteroidal U مانند ستاره
astronavigation U ستاره نوردی
astronmer U ستاره شناس
Pole Star U ستاره قطبی
pip U ستاره سردوش
pipped U ستاره سردوش
pipping U ستاره سردوش
pips U ستاره سردوش
cameleopardalis U ستاره زرافه
camelopard U ستاره زرافه
an infinitude of stars U تعدادنامحدودی ستاره
astral U شبیه ستاره
stellar U شبیه ستاره
shooting stars U ستاره ثاقب
goats U ستاره جدی
astrologers U ستاره شناس
comet U ستاره گیسودار
asterisk U نشان ستاره
astrologer U ستاره شناس
asterisks U نشان ستاره
Jove U ستاره مشتری
comets U ستاره گیسودار
stellar U ستاره وار
supergaint U ستاره ابرغول
sea pad U ستاره دریایی
finger fish U ستاره دریایی
stelliform U بشکل ستاره
daystar U ستاره بامداد
georgium sidus U ستاره جرج
gaint star U ستاره غول
hexagram U ستاره شش وجهی
north star U ستاره شمالی
evening star U ستاره شامگاهی
fixed star U ستاره ثابت
hesperus U ستاره شام
mars U ستاره مریخ
dwarf star U ستاره کوتوله
hesper U ستاره مغرب
d. star U ستاره جفتی
stellate U ستاره مانند
day star U ستاره بامداد
trigon U سه حالتی ستاره سه تایی
lucky star <idiom> U ستاره بخت واقبال
star globe U ستاره یاب کروی
comet U ستاره دنباله دار
the north star U ستاره قطبی یا شمالی
star delta switch U کلید ستاره مثلث
supergaint U ستاره فوق غول
star of bethlehem U ستاره بیت اللحم
pulsating star U ستاره ضربان دار
starfinder U دستگاه ستاره یاب
stellular U شبیه ستاره کوچک
stellify U بشکل ستاره درامدن
comets U ستاره دنباله دار
shiner U ستاره کلاه ابریشمی
stellify U بشکل ستاره دراوردن
venus U زن زیبا ستاره زهره
trigon U اجتماع سه ستاره باهم
regulus U ستاره قلب الاسد
syzygy U استقرارسه ستاره در خط مستقیم
asteroids U ستاره مانند ستارهای
giant star U ستاره بزرگ و درخشان
he can read the sky U ستاره شناس است
medusoid U مانند ستاره دریایی
moring star U ستاره صبح ناهید
castors U ستاره اول دو پیکر
castor U ستاره اول دو پیکر
casters U ستاره اول دو پیکر
astreated U تزئین شده با ستاره ها
Dingbat U نوشتاری که حاوی ستاره
receptor U ستاره مساعد گیرنده
receptors U ستاره مساعد گیرنده
asterisk U با ستاره نشان کردن
asterisks U با ستاره نشان کردن
all star U تیم تمام ستاره
twinkling U چشمک زدن ستاره
stardom U ستاره شدن سینماوغیره
asterism U هر چیزی شبیه ستاره
azimuth U ازیموت ستاره السمت
blazing star U ستاره دنباله دار
bronze star medal U مدال ستاره برنز
campaign star U نشان جنگی ستاره
caster U ستاره اول دو پیکر
all-star U تیم تمام ستاره
starlight U وابسته بنور ستاره
asteroid U ستاره مانند ستارهای
star U نشان ستاره اختر
pentagram U ستاره پنج راس
pentalpha U ستاره پنج پره
starred U نشان ستاره اختر
stars U نشان ستاره اختر
astrology U طالع بینی ستاره شناسی
astronomy U علم نجوم ستاره شناسی
starlit U روشن شده از نور ستاره
cometography U شرح ستاره دنباله دار
stars U ستاره نمایش وسینماشدن درخشیدن
starred U ستاره نمایش وسینماشدن درخشیدن
star U ستاره نمایش وسینماشدن درخشیدن
star turn U ستاره یا شخصیت برجسته جماعت
hydromedusa U نجم البحر یا ستاره دریایی
sirius U ستاره کاروان کش درکلب اکبر
stargazer U کسیکه به ستاره ها خیره شده
astrological U منسوب به علم ستاره شناسی
the track of a comet U مسیر ستاره دنباله دار
aces U ستاره یا قهرمان تیمهای بازی
planetarium U سیاره نما ستاره دیدگاه
ace U ستاره یا قهرمان تیمهای بازی
He has not a single star in all the seven skies. <proverb> U یک ستاره در هفت آسمان ندارد.
solstitium U [نقطه] انقلاب [ستاره شناسی]
pole position U آغازگاه [ستاره شناسی] [ارتش]
planetariums U سیاره نما ستاره دیدگاه
idiomorphic U دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
asteroids U نوعی اتشبازی که شکل ستاره دارد
asteroid U نوعی اتشبازی که شکل ستاره دارد
Cup U پیاله [صورت فلکی] [ستاره شناسی]
see stars <idiom> U براثر ضربه به سر ستاره دور سر دیدن
Crater U پیاله [صورت فلکی] [ستاره شناسی]
pentacle U طلسمی بشکل ستاره پنج راس
planetoid U اجرام ستاره مانند سیارهای شکل
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com