English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (37 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
tat U دارای حاشیه توری کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
tat U حاشیه توری گذاشتن
tatting U توری حاشیه لباس
drawnwork U حاشیه توری پارچه
tat U توری حاشیه بافتن
filet U توری دارای اشکال مربع
penicillate U دارای شبکه توری فریف
crisfate U دارای حاشیه موجی
repand U دارای حاشیه موجی
sinuate U دارای حاشیه موجی
rosette border U حاشیه گل و بوته [اینگونه حاشیه ها هم بوصرت کاملا متقارن با استفاده از گل های باز شده بزرگ و کوچک و هم بصورت پیچشی قسمت حاشیه را تزئین می کند.]
Zipper selvage U حاشیه زیپ شکل [در مناطق کرد نشین شرق ترکیه عده ای از بافندگان حاشیه های فرش خود را بصورت دندانه زیپ می بافند بطوری که کل حاشیه شکل یک زیپ بسته را نشان می دهد.]
minor border U حاشیه فرعی [حاشیه کناری] [این طرح بصورت نواری باریک در کنار حاشیه اصلی قرار دارد و تعداد آن بستگی به محل بافت و نوع طرح متفاوت است. معمولا بین دو تا هشت عدد متغیر است.]
racking U تمیز کردن شبکه توری اشغال گیر
Kufic border U حاشیه کوفی [این نوع حاشیه بافی دیگر کمتر رایج بوده و اقتباسی است از خط کوفی]
ragged U متن چاپ شده با حاشیه سمت راست هم سطح و حاشیه سمت چپ غیر مسط ح
ragged U متن چاپ شده با حاشیه سمت چپ هم سطح , حاشیه سمت راست غیر مسط ح
friezes U حاشیه تزیینی حاشیه کتیبه
frieze U حاشیه تزیینی حاشیه کتیبه
turtle border U حاشیه سماوری [در بعضی از فرش های ساروق، هراتی و مناطق دیگر در حاشیه از طرححی سماور کل استفاده می کنند که عده ای آنرا شبیه لاک پشت نیز دانسته اند.]
purfle U حاشیه دوزی کردن
bordering U حاشیه دار کردن
bordered U حاشیه دار کردن
purfle U حاشیه راتزئین کردن
fringe U حاشیه دار کردن
border U حاشیه دار کردن
fringes U حاشیه دار کردن
commentate U حاشیه نوشتن یادداشت کردن
faggot U ریشه کردن حاشیه پارچه
margin U مشخص کردن اندازه و حاشیه
faggots U ریشه کردن حاشیه پارچه
commentating U حاشیه نوشتن یادداشت کردن
commentates U حاشیه نوشتن یادداشت کردن
margin U اندک حاشیه دار کردن
commentated U حاشیه نوشتن یادداشت کردن
fagot U ریشه کردن حاشیه پارچه
margins U اندک حاشیه دار کردن
margins U مشخص کردن اندازه و حاشیه
skirts U دامن دار کردن حاشیه گذاشتن به
skirted U دامن دار کردن حاشیه گذاشتن به
flounces U چین دار کردن حاشیه لباس
flouncing U چین دار کردن حاشیه لباس
skirt U دامن دار کردن حاشیه گذاشتن به
left justification U زوج کردن حاشیه سمت چپ متن
flounced U چین دار کردن حاشیه لباس
flounce U چین دار کردن حاشیه لباس
lacevi U بستن با بند سفت کردن حاشیه دارکردن
indent U شروع کردن یک خط متن با فضایی در حاشیه سمت چپ
indents U شروع کردن یک خط متن با فضایی در حاشیه سمت چپ
indenting U شروع کردن یک خط متن با فضایی در حاشیه سمت چپ
cloud band border [حاشیه ترکیبی از شکل نعل اسب و ابر آسمان بصورت امواج و شکل اس لاتین که کل فضای حاشیه را پر می کند . این طرح در قالی بافته شده در قرن شانزدهم میلادی در ایران نیز مشاهده شده است.]
reciprocal border U حاشیه قرینه [گاه لبه انتهایی فرش بصورت اشکال قرینه و تکراری جفتی تزئین می شود و نوع شکل انتخابی گردا گرد فرش را می پوشاند. تنوع رنگی این نوع حاشیه در مراکز بافت مختلف، متفاوت می باشد.]
righted U مرتب کردن متن و حروف خالی به طوری که حاشیه سمت راسب مستقیم قرار گیرد
righting U مرتب کردن متن و حروف خالی به طوری که حاشیه سمت راسب مستقیم قرار گیرد
right U مرتب کردن متن و حروف خالی به طوری که حاشیه سمت راسب مستقیم قرار گیرد
Herati border U طرح حاشیه هراتی [این حاشیه یا با استفاده از گل های شاه عباسی و یا بصورت پیچشی از گل ها، شکوفه ها و پیچک های اسلیمی که برگ های شاه عباسی از آن آویزان شده اند جلوه گر شده.]
gadroon U اشکال تزئینی محدب حاشیه بشقاب و فروف قدیمی اشکال تزئینی محدب حاشیه یقه
gratings U توری
mesh U توری
nets U توری
nett U توری
net U توری
grid U توری
grating U توری
hairnet U توری سر
lacing U توری
meshing U توری
meshes U توری
filter U توری
lace U توری
filters U توری
grids U توری
laces U توری
hairnets U توری سر
diffraction grating U توری پراش
ruching U پارچه توری
wire gauze U توری سیمی
mantles U توری چراغ
meshwork U توری بافی
lantern U چراغ توری
mantle lamp U چراغ توری
lanterns U چراغ توری
mantle U کلاه توری
mesh connection U اتصال توری
mantle U توری چراغ
Flugelaltar U توری کاری
mantles U کلاه توری
mantle burner U چراغ توری
fancywork U توری دوزی
scramble net U پله توری
control grid U توری کنترل
network U شبکه توری
imitation lace U توری نما
networks U شبکه توری
lattices U توری منظم
imitation lace U توری بدل
ruche U پارچه توری
lattice U توری منظم
jet blast deflector U توری محافظ
brass screen U توری برنجی
incandescent mantle U توری چراغ
netting U توری دوزی
meat safe U قفسه توری
screen grid U توری غربال
reflection grating U توری بازتاب
rainbow border U حاشیه رنگین کمان [در فرش های چینی گاه در پایین فرش و گاه اطراف حاشیه فرش را با رنگ های مختلف تزئین می کنند که حالتی از رنگین کمان را نشان میدهد.]
gauze U نوعی بافت توری
guipure U پارچه توری گلدار
wire netting U بافت توری سیمی
Lattice [order] U توری [ترتیب] [ریاضی]
metal gauze U بافت توری فلزی
lattice network U شبکه توری منظم
flashback screen U توری مانع شعله
gauze brush U زغال توری شکل
macrame knot U گره توری بافی
fan tracery U طاق توری کاری
star thistle U قنطوریون ستارهای گل توری
the drop the veil U توری یانقاب خودراپایین انداختن
macrame U توری ضخیم و ریشه دار
rack U توری مشبک اشغال گیر
tiffany U پارچه توری ابریشمی نازک
bobbinet U نوعی توری نخی یا ابریشمی
caul U نوعی روسری مشبک توری
wracks U توری مشبک اشغال گیر
racks U توری مشبک اشغال گیر
trampoline U توری که در اکروبات از ان استفاده میکنند
trampolines U توری که در اکروبات از ان استفاده میکنند
picot U حلقه زینتی توری بافی
to raise the v U توری یانقاب ازروی برداشتن
wracked U توری مشبک اشغال گیر
racked U توری مشبک اشغال گیر
grillage U زمینه و طرح مشبک توری و غیره
lattic-moulding U [ابزار بند مشبک یا توری مانند]
live bag U توری که ماهی را در زیر اب زنده نگهمیدارد
screening, screenings U تور سیمی پنجره توری دار
screened U تور سیمی پنجره توری دار
goffer U اهنی که باان توری راچین میدهند
screens U تور سیمی پنجره توری دار
screen U تور سیمی پنجره توری دار
personate U خودرا بجای دیگری قلمداد کردن دارای شخصیت کردن
curbed U محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
curb U محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
grates U باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
grate U باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
curbing U محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
grated U باشبکه مجهز کردن شبکه دارکردن دارای نرده وپنجره اهنی کردن
curbs U محدود کردن دارای دیواره یا حایل کردن تحت کنترل دراوردن فرونشاندن
threads U دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
incorporate U جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
militarize U جنگ طلب کردن دارای روح نظامی کردن
thread U دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
incorporating U جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
incorporates U جادادن دارای شخصیت حقوقی کردن ثبت کردن
batting cage U حصار توری برای تمرین بیس بال
ruching U یقه باریک توری وحاشیه دار زنانه
ruche U یقه باریک توری وحاشیه دار زنانه
mechlin U توری فریف مخصوص کلاه وتوری دوزی
mignonette U یکجور توری فریف سبز مایل به سفید
edge U : دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
reman U دارای نفرات تازه کردن مردانگی کردن
edges U : دارای لبه تیز کردن تحریک کردن
centaury U گیاه سن توری که از ریشه آن رنگینه زرد به دست می آید
isobar U دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars U دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare U دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
cementitious U دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled U دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
decoys U طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
tulle U پارچه توری ابریشمی نازک مخصوص روسری ولباس زنانه
decoying U طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
decoyed U طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
decoy U طعمه یا دام یا توری برای گرفتن اردک و مرغان دیگر
ringent U دارای دهن باز دارای لبان برگشته
fortify U دارای استحکامات کردن تقویت کردن
fortifies U دارای استحکامات کردن تقویت کردن
fortifying U دارای استحکامات کردن تقویت کردن
furnishing U دارای اثاثه کردن مجهز کردن
furnishes U دارای اثاثه کردن مجهز کردن
furnish U دارای اثاثه کردن مجهز کردن
catalyze U دارای اثرمجاورتی کردن تسریع کردن
inflames U دارای اماس کردن ملتهب کردن
inflame U دارای اماس کردن ملتهب کردن
inflaming U دارای اماس کردن ملتهب کردن
jobot U توری یا چین چینی که برای ارایش درسینه بند زنانه میگذارند
innervate U دارای پی کردن
bolster U کیسه یا توری حاوی سنگ شکسته که برای کنترل فرسایش بکار میرود
bolstered U کیسه یا توری حاوی سنگ شکسته که برای کنترل فرسایش بکار میرود
bolsters U کیسه یا توری حاوی سنگ شکسته که برای کنترل فرسایش بکار میرود
personifying U دارای شخصیت کردن
personify U دارای شخصیت کردن
nitrogenize U دارای نیتروژن کردن
personifies U دارای شخصیت کردن
personified U دارای شخصیت کردن
substantivize U دارای ماهیت کردن
nationalised U دارای ملیت کردن
fluoridate U دارای فلورید کردن
nationalises U دارای ملیت کردن
tinkle U دارای طنین کردن
potentialize U دارای استعداد کردن
personalize U دارای شخصیت کردن
gift U دارای استعداد کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com