Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (18 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
gamy
U
دارای بو و مزه گوشت شکارکه نزدیک فاسد شدن باشد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
gamey
U
دارای بو و مزه گوشت شکار که نزدیک فاسد شدن باشد
pork pies
U
کلوچهای که دارای قیمه گوشت خوک باشد
pork pie
U
کلوچهای که دارای قیمه گوشت خوک باشد
putrescine
U
ماده سمی در گوشت فاسد
How do I notice when the meat is off?
U
چگونه می توانم متوجه شوم که گوشت فاسد شده است؟
scurvied
U
دارای خون فاسد
escutcheon
U
سپری که دارای نشانهای نجابت خانوادگی باشد صفحهای که روی ان اسم چیزی نقش شده باشد سپرارم دار
green old wound
U
زخمی که گوشت نوبالانیاورده باشد
necrotic
U
دارای بافت مرده یااستخوان فاسد
carunculate
U
دارای گوشت پاره
profound gangrene
U
یعنی انکه گوشت زیادی را تباه کرده باشد
pot-shots
U
تیری که یگانه منظورازانداحتن ان تهیه گوشت شکاربرای خوراک باشد
pot shot
U
تیری که یگانه منظورازانداحتن ان تهیه گوشت شکاربرای خوراک باشد
pot-shot
U
تیری که یگانه منظورازانداحتن ان تهیه گوشت شکاربرای خوراک باشد
doughface
U
دارای صورتی مانند خمیر گوشت الود
sparling
U
ماهی قزل الا دارای گوشت لذید
figuring
U
آنچه کاملاگ درست نباشد ولی نزدیک به آن باشد
figures
U
آنچه کاملاگ درست نباشد ولی نزدیک به آن باشد
figure
آنچه کاملا درست نباشد ولی نزدیک باشد
knickers
U
شلوارگشاد کوتاهی که نزدیک زانو جمع شده باشد
best gold
U
تیری که نزدیک به نشان اصابت کرده تیری که نزدیک به مرکزهدف اصابت کرده باشد
to be corrupt to the bones
<idiom>
U
تا مغز استخوان فاسد بودن
[کسی که ذاتا فاسد است]
orthotone
U
که ازخود دارای تیکه باشد
hexahydrate
U
ترکیبی که دارای شش ذره اب باشد
spondee
U
وتدی که دارای دوهجای دراز باشد
tedradynamous
U
دارای شش پرچمی که دوپرچمش بلندتر باشد
an idiomatic experssion
U
عبارتی که دارای ساختمان ویژهای باشد
pentaptote
U
اسمی که دارای پنج حالت باشد
close price
U
دز خرید وفروش سهام حالتی را گویندکه قیمت خرید و فروش به هم خیلی نزدیک باشد
club car
U
واگن راه اهنی که دارای میزناهارخوری باشد
Queen Mothers
U
ملکهای که دارای فرزندباشد مادرپادشاه که بیوه باشد
Queen Mother
U
ملکهای که دارای فرزندباشد مادرپادشاه که بیوه باشد
lagate a latere
U
نماینده پاپ که دارای اختیارات کامل باشد
topographic map
U
نقشه ایکه دارای خطوط ارتفاعی باشد
ox fence
U
اغل کاو که دارای نرده یاپرچین باشد
oxer
U
اغل گاو که دارای نرده یاپرچین باشد
contour map
U
نقشهای که دارای خطوط فاصل مشخصی باشد
chloramine
U
هرنوع ترکیبی که دارای ازت و کلر باشد
prelatess
U
زنی که دارای مقام مترانی یا اسقفی باشد
sloe gin
U
عرق گندم که دارای اب میوه گوجه باشد
proceleusmatic
U
وتدی که دارای چهار هجای کوتاه باشد
proceleusmatic foot
وتدی که دارای چهار هجای کوتاه باشد.
vacuole
U
گودال کوچکی که دارای اب یاهوا یا چیز دیگر باشد
spoiling
U
فاسد کردن فاسد شدن
spoiled
U
فاسد کردن فاسد شدن
spoil
U
فاسد کردن فاسد شدن
spoils
U
فاسد کردن فاسد شدن
shaggy ugs
U
فرش های با پرز بلند
[این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
convoys
U
کشتی بازرگانی که دارای وسایل جنگی برای دفاع باشد
convoy
U
کشتی بازرگانی که دارای وسایل جنگی برای دفاع باشد
biddable
U
دارای دست قوی که قابل توپ زدن باشد پیشنهادشدنی
double-faced
U
فرش های دو رو
[فرشی که پشت و روی آن دارای پرز باشد.]
vanity boxŠcaseŠor bag
U
قوطی یاکیف کوچکی که دارای اینه واسباب پودرزنی باشد
knight marshal
U
کسیکه در خانواده سلطنتی دارای برخی مامریتهای قضایی باشد
trapped
U
زمینی که دارای محدوده یاتلههای ماسهای بصورت مانع باشد
salami
U
گوشت خوک ویا گوشت گاو خشک شده
coincidence circuit
U
یک مدارالکترونیکی که تنهادرصورت دریافت سیگنال درهمه ورودیها بصورت همزمان یا بسیار نزدیک بهم دارای سیگنال خروجی خواهدبود
pomace
U
گوشت سیب گوشت میوه
find touch
U
بیرون فرستادن توپ نزدیک خط دروازه برای تجمع نزدیک
hermaprodite
U
کسی که هم دارای حالات زنانگی وهم حالات مردانگی باشد
dactyl
U
کلمهای دارای سه هجا که هجای اول بلند و دو هجای بعدی ان کوتاه باشد
Hanbel
U
[نوعی گلیم مراکشی که صرفا جهت مفروش نمودن زمین بافته شده، و دارای خطوط موازی و رنگین با نقشه های پرکار می باشد.]
insides
U
ناحیه نزدیک سبد بسکتبال نزدیک به تور والیبال قسمتی از بدن اسکیت باز که بسمت پیچ است منطقه دورخیز
inside
U
ناحیه نزدیک سبد بسکتبال نزدیک به تور والیبال قسمتی از بدن اسکیت باز که بسمت پیچ است منطقه دورخیز
club steak
U
قسمتی از گوشت ران گاو گوشت گاو بریان شده
closes
U
نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
closer
U
نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
closest
U
نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
close
U
نزدیک شدن احاطه کردن نزدیک
Medici Mamluk rug
U
قالی مدیسه مملوک
[این فرش متعلق به قرن شانزدم میلادی می باشد که به تازگی کشف و در موزه پالازو ایتالیا نگهداری می شود و دارای سه ترنج هشت وجهی است.]
inshore
U
نزدیک کرانه نزدیک ساحل
point bland
U
بسیار نزدیک در مسافت نزدیک
motif
U
گلی خاص در زمینه فرش
[این طرح ها با توجه به منطقه بافت دارای اشکال و ابعاد مختلفی بوده و تا حدودی مشخص کننده منطقه بافت می باشد.]
approach
U
نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
approached
U
نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
approaches
U
نزدیک شدن داخل گفتگو شدن مسیر نزدیک شدن هواپیما به باند فرودتقرب
a closed mouth catches no flies
<proverb>
U
تا مرد سخن نگفته باشد عیب و هنرش نهفته باشد
moored mine
U
مینی که باسیم یا طناب به محل اتصال خود وصل شده باشد یا در اب معلق باشد
hottest
U
شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hotter
U
شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hot
U
شبکه آهنی یا پوشش اطراف کامپیوتر که به منبع تغذیه وصل شده باشد و زمین نشده باشد
hotbeds
U
بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
hotbed
U
بستر خاکی چمن که در اثر تخمیر ویابوسیله دیگری گرم شده باشد محل یا محیطی که دران رویش وپیشرفت سریع باشد
mid wicket
U
توپزن نزدیک توپ انداز توپگیر طرفین میله نزدیک توپ انداز
imperfect competition
U
حالتی است که در بازار عرضه بیش از یک فروشنده وجود نداشته باشد ووی بتواند روی قیمت کالای خود کنترل داشته باشد
court rug
U
فرش تالاری یا درباری
[این نوع فرش از نفیس ترین و گران ترین فرش ها می باشد و دارای نقش ها و طرح های عالی با نخ ممتاز بوده و فقط بصورت سفارشی برای محل های خاص بافته می شود.]
open back
U
[نوعی فرش تخت باف که پود آن از پشت فرش کاملا مشخص باشد و بصورت حلقوی اطراف تار را در بر گرفته باشد.]
vicious
U
فاسد
dissolute
U
فاسد
rotten
U
فاسد
perverse
U
فاسد
corrupting
U
فاسد
depraved
U
فاسد
corrupts
U
فاسد
abandoned
U
فاسد
peccant
U
فاسد
immoral
U
فاسد
sedition
U
فاسد
irregular
U
فاسد
rammish
U
فاسد
rantipole
U
فاسد
reprobates
U
فاسد
reprobate
U
فاسد
putrid
U
فاسد
reechy
U
فاسد
reprobatory
U
فاسد
roue
U
فاسد
untoward
U
فاسد
sinister
U
فاسد
corrupted
U
فاسد
spoilt
U
فاسد
corrupt
U
فاسد
defective
U
فاسد
peat
U
زن فاسد
gamey
U
فاسد
gamy
U
فاسد
villainous
U
فاسد
laptop
U
کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
lapheld
U
کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
spoil
U
فاسد کردن
incorruptness
U
فاسد نشدگی
indecomposable
U
فاسد نشدنی
vitiates
U
فاسد شدن
highs
U
اندکی فاسد
invalid contract
U
عقد فاسد
invalid sale
U
بیع فاسد
invalids
U
نامعتبر فاسد
invalid
U
نامعتبر فاسد
corrosive
U
فاسد کننده
ruins
U
فاسد کردن
ruining
U
فاسد کردن
spoils
U
فاسد کردن
vitiate
U
فاسد کردن
spoiled
U
فاسد کردن
vitiate
U
فاسد شدن
vitiated
U
فاسد کردن
vitiated
U
فاسد شدن
vitiates
U
فاسد کردن
vitiating
U
فاسد کردن
vitiating
U
فاسد شدن
ruin
U
فاسد کردن
disintegrate
U
فاسد شدن
decomposable
U
فاسد شدنی
disintegrates
U
فاسد شدن
corrupt
U
فاسد کردن
corrupted
U
فاسد کردن
rotter
U
ادم فاسد
fox wood
U
چوب فاسد
viciously
U
بطور فاسد
corrupting
U
فاسد کردن
Adegenerate ( decadent ) race .
U
نژاد فاسد
corrupts
U
فاسد کردن
heretic
U
فاسد العقیده
spoiling
U
فاسد کردن
eroding
U
فاسد شدن
erodes
U
فاسد شدن
deprave
U
فاسد کردن
depraver
U
فاسد کننده
putrefactive
U
فاسد کننده
tainted
U
فاسد دارایکیفیتپائین
disintegrating
U
فاسد شدن
love alce
U
ادم فاسد
erode
U
فاسد شدن
eroded
U
فاسد شدن
rotters
U
ادم فاسد
heretics
U
فاسد العقیده
raking
U
بد اخلاق فاسد
vendible
U
پولکی فاسد
imperishable
U
فاسد نشدنی
incorruptible
U
فاسد نشدنی
perishable
U
فاسد شدنی
vendable
U
پولکی فاسد
addle
U
فاسد شدن
addle
U
فاسد کردن
rankly
U
بطور فاسد
cankery
U
فاسد کننده
rakes
U
بد اخلاق فاسد
rake
U
بد اخلاق فاسد
to be off
[British E]
U
فاسد شدن
to be spoiled
U
فاسد شدن
to be off
[British E]
U
فاسد کردن
to be spoiled
U
فاسد کردن
harlot
U
فاسد الاخلاق
harlots
U
فاسد الاخلاق
addle
U
گندیده فاسد
vile
U
فاسد بداخلاق
degenerative
U
فاسد کننده
viler
U
فاسد بداخلاق
foxed
U
فاسد شده
vilest
U
فاسد بداخلاق
high
U
اندکی فاسد
highest
U
اندکی فاسد
spoiler
U
فاسد سازنده
to go to the bad
U
فاسد شدن
isobars
U
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobar
U
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
U
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
soft shelled
U
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
cementitious
U
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
wellŠsuppose it is so
U
خوب فرض کنیم چنین باشد فرضا چنین باشد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com