Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
stelar
U
دارای استوانه اوندی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
stela
U
استوانه اوندی
stele
U
استوانه اوندی
cylindrical
U
دارای شکل استوانه
counter recoil cylinder
U
استوانه هادی پیستون مواج استوانه عاید
vascular
U
اوندی
vasculose
U
اوندی
vasiform
U
اوندی
pteridophyta
U
نهانزاد اوندی
vascular tissue
U
بافت اوندی
pteridophyte
U
نهانزاد اوندی
vascularity
U
حالت اوندی
wood ray
U
شعاع اوندی چوبی
wood ray
U
انشعاب اوندی چوب
pteridophyte
U
گیاهان اوندی خانواده سرخس
pteridophyta
U
گیاهان اوندی خانواده سرخس
embryophyte
U
گیاهی که تولید گیاهک تخم زانموده و درنتیجه تولید بافتهای اوندی مینماید
cylinders
U
استوانه
roller
U
استوانه
platten
U
استوانه
shafts
U
استوانه
shaft
U
استوانه
cylinder
U
استوانه
dog-wheel
U
استوانه
drum
U
استوانه
drummed
U
استوانه
rollers
U
استوانه
cannons
U
استوانه
platen
U
استوانه
cannon
U
استوانه
winching
U
استوانه تارکشی نخ
access shaft
مدخل استوانه ای
guide cylinder
U
استوانه راهنما
graduated cylinder
U
استوانه مدرج
winched
U
استوانه تارکشی نخ
winch
U
استوانه تارکشی نخ
induction cylinder
U
استوانه القائی
winches
U
استوانه تارکشی نخ
wehnelt cylinder
U
استوانه ونلت
ruffini cylinder
U
استوانه روفینی
revolving top
U
استوانه توزیع
recoil cylinder
U
استوانه دافع
cylindrically
U
بشکل استوانه
graduate
U
استوانه مدرج
graduates
U
استوانه مدرج
graduating
U
استوانه مدرج
cylindroid
U
شبه استوانه
cylindroid
U
استوانه وار
driving sleeve
U
استوانه گرداننده
drum
U
[ستون استوانه شکل]
thin walled cylinder
U
استوانه جدار نازک
spacer disk
U
استوانه توپر فلزی
rundle
U
استوانه گردنده گوی
motor tube
U
استوانه موتور موشک
cylindrical coordinate
U
مختصات استوانه ای
[ریاضی]
replenisher
U
استوانه نافم روغن
fust
U
[میله استوانه ای ستون ها]
drummed
U
درام سیلندر استوانه
critical infinte cylinder
U
قطر بحرانی استوانه
drum
U
درام سیلندر استوانه
drum
U
طبل کوس استوانه
drummed
U
فرف استوانه شکل
dashpot
U
استوانه متعادل کننده
drummed
U
طبل کوس استوانه
rollers
U
بام غلتان استوانه
drum
U
فرف استوانه شکل
roller
U
بام غلتان استوانه
rod
U
یاخته استوانه ای
[در چشم]
Rod cell
U
یاخته استوانه ای
[در چشم]
warping head
U
استوانه چرخنده بکسل لنگر
counterbore
U
خزینه دار کردن استوانه
cylindrical coordinate system
U
دستگاه مختصات استوانه ای
[ریاضی]
rods and cones
[in the retina]
U
یاخته های استوانه ای و مخروطی
[در شبکیه چشم]
beater mill
U
تغارچهای که در داخل ان استوانه نیز قرار دارد
trommel
U
غربال سیمی استوانه شکلی مخصوص سنگ معدن
fusarole
U
[حلقه ای به شکل نیم دایره در تزئینات میله استوانه ای ستون ها]
bush
U
استوانه توخالی که داخل سوراخی جای گرفته و محکم میشود
bushes
U
استوانه توخالی که داخل سوراخی جای گرفته و محکم میشود
isobar
U
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobare
U
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
isobars
U
دواتم دارای وزن مساوی ولی دارای عدد اتمی غیرمساوی
solenoid
U
سیم پیچی بشکل استوانه برای ایجاد میدان مغناطیسی مارپیچ کهربایی
cementitious
U
دارای مواد سمنتی یا سیمانی دارای خواص سیمان
soft shelled
U
دارای عقیده معتدل حلزون دارای صدف نرم
gabion
U
سبد استوانه شکل بدون ته که از خاک پر کرده و برای جان پناه بکار میبرند
ringent
U
دارای دهن باز دارای لبان برگشته
acinaseous
U
دارای تخم و بذر دارای تخمدان
low tension
U
دارای فشار ضعیف دارای ولتاژکم
virile
U
دارای نیروی مردی دارای رجولیت
gravel blind
U
دارای چشم تار دارای دید کم
galleried
U
دارای سرسرا دارای اطاق نقاشی
universal roll
U
برای شکل دادن تیرهای بال پهن معمولابا چهار استوانه دوار نوردمیکنند که به همین نام معروف است
cable drum
U
قرقره استوانه شکلی که کابل کنترل به دور ان پیچیده شده و مقدار کابلی که با هرچرخش دسته حرکت میکند راافزایش میدهد
pilaster
U
هرچیزی شبیه ستون یا استوانه دیواریا جرز ستون نما
outrigged
U
دارای تیر یا دیرک پیش امده دارای چوب یااهن اضافی برای بستن اسب اضافی
kelly drive bushing
U
اتصال کلی که بصورت استوانه بوده و مابین کلی وسوزن حفاری وجود دارد
idiomorphic
U
دارای شکل مخصوص بخود دارای شکل صحیح خود
isotropic solutions
U
دارای خواص برابر از هرسو از هر سو دارای همان خواص
end stopped
U
دارای وقفه نهایی منطقی دارای سکته منطقی
Indo-persian rug
U
قالی هندی با طرح ایرانی
[اغلب دارای زمینه قرمز یا سبز بوده و از گل های کوچک، پیچک ها، پرندگان، حیوانات و طرح ابر بهره گرفته و دارای تارهای ابریشمی و پود پنبه ای است. به آن هندی-هراتی نیز می گویند.]
off colored
U
دارای رنگ ناجور دارای رنگ مغایر
monadelphous
U
دارای میلههای یک پارچه دارای نافه یک پارچه
polyisotopic
U
دارای چند هم پایه دارای چند ایزوتوپ
winey
U
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
winy
U
شراب مانند دارای خصوصیات شراب دارای مزه شراب
BNC connector
U
متصل کننده فلزی استوانهای شکل با هسته مسی که در انتهای کابل Coaxial قرار دارد و برای اتصال کابل ها به هم اسفاده میشود و با فشار دادن و چرخاندن استوانه فلزی دور دو سوزن قفل کنند و و صل میشود
pentadactyl
U
دارای پنج پنجه دارای پنج زائده شبیه پنجه
glochidiate
U
دارای مو
iodic
U
دارای ید
trilinear
U
دارای سه خط
odoriferous
U
دارای بو
footy
U
دارای پا
bilabiate
U
دارای دو لب
fraught with
U
دارای
three legged
U
دارای سه پا
three-legged
U
دارای سه پا
binucleated
U
دارای دو هسته
serviceable
<adj.>
U
دارای مزیت
cretaceous
U
دارای گچ فراوان
crepitant
U
دارای صدای خش خش
useful
<adj.>
U
دارای مزیت
utile
[archaic]
[useful]
<adj.>
U
دارای مزیت
copperbottomed
U
دارای ته مسی
cloven foot
U
دارای پا یا سم شکافته
cuspidal
U
دارای برامدگی
helpful
<adj.>
U
دارای مزیت
handy
[useful]
<adj.>
U
دارای مزیت
expedient
<adj.>
U
دارای مزیت
dartrous
U
دارای تبخال
beneficial
<adj.>
U
دارای مزیت
declinatory
U
دارای تمایل
diandrous
U
دارای دوپرچم
dichotomous
U
دارای دو بخش
dimorphic
U
دارای دو شکل
cirrous
U
دارای اویز
cingulate
U
دارای کمربند
chymiferous
U
دارای کیموس
bipartite
U
دارای دوقسمت
biradial
U
دارای دوشعاع
biramous
U
دارای دو شاخه
bisulcate
U
دارای دوشکاف
bizonal
U
دارای دومنطقه
bodied
U
دارای بدن
buckish
U
دارای خوی بز
bumpiness
U
دارای برامدگی
valuable
<adj.>
U
دارای مزیت
calcareous
U
دارای کلسیم
calcic
U
دارای اهک
capitated
U
دارای سرمجزا
utilitarian
[useful]
<adj.>
U
دارای مزیت
cephalous
U
دارای کله
nitrous
U
دارای شوره
chinned
U
دارای چانه
dimply
U
دارای فرورفتگی
dipetalous
U
دارای دوگلبرگ
geniculate
U
دارای زانویی
glanduliferous
U
دارای غد دکوچک
glary
U
دارای تشعشع
incompetent
<adj.>
U
دارای ضعف
inable
<adj.>
U
دارای ضعف
impotent
<adj.>
U
دارای ضعف
haired
U
دارای موی ...
hearted
U
دارای قلب ...
unipod
U
دارای یک پایه
heterogamous
U
دارای مادگی ها
hexameter
U
دارای شش وزن
homolographic
U
دارای قرینه
humous
U
دارای موادالی
unfit
<adj.>
U
دارای ضعف
ill neighboured
U
دارای همسایه بد
ill neighboured
U
دارای محیط بد
assiduous
<adj.>
U
دارای پشتکار
diligent
<adj.>
U
دارای پشتکار
hardworking
<adj.>
U
دارای پشتکار
diplopodous
U
دارای هزار پا
dipolar
U
دارای دو قطب
dipteran
U
دارای دو بال
dolose
U
دارای قصدجرم
double tongued
U
دارای دوقول
dyslogistic
U
دارای خاطرات بد
studious
<adj.>
U
دارای پشتکار
sedulous
<adj.>
U
دارای پشتکار
entitative
U
دارای وجودخارجی
far reaching
U
دارای اثرزیاد
febile
U
دارای حالت تب
feldspathic
U
دارای فلدسپار
fibrinous
U
دارای مودلیفی
floaty
U
دارای اب نشین کم
foliolate
U
دارای برگچه
industrious
<adj.>
U
دارای پشتکار
in defect
U
دارای کاستی
weighted
U
دارای وزن
auxiliary
<adj.>
U
دارای مزیت
assistant
<adj.>
U
دارای مزیت
administrable
<adj.>
U
دارای مزیت
adjuvant
<adj.>
U
دارای مزیت
elective
U
دارای حق انتخاب
electives
U
دارای حق انتخاب
hook nosed
U
دارای بینی کج
hook-nosed
U
دارای بینی کج
overlapping
U
دارای اشتراک
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com