English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 84 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
capital asset U دارائی سرمایهای
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
capital net worth U دارائی خالص سرمایهای
Other Matches
assemble capital stock U بقیه سرمایهای که به محض تقاضا قابل پرداخت است سرمایهای که بر مبنای ان مالیات محاسبه میشود
capital budget U بودجه سرمایهای
capital goods U کالاهای سرمایهای
capital expenditures U هزینههای سرمایهای
capital expenditure U هزینه سرمایهای
capital equipments U تجهیزات سرمایهای
capital share U سهم سرمایهای
capital gains U منافع سرمایهای
capital expenditure U هزینههای سرمایهای
capitalized cost U هزینه سرمایهای
investment goods U کالاهای سرمایهای
capital assets U اموال سرمایهای
capital assistance U کمک سرمایهای
producer goods U کالاهای سرمایهای
fixed costs U هزینههای سرمایهای
capitalized value U ارزش سرمایهای
capital value U ارزش سرمایهای
capital expenditure U مخارج سرمایهای
outlays U هزینههای سرمایهای مخارج
liquid capital U سرمایهای که پول نقد باشد
pools U سرمایهای که از سود چندشرکت فراهم میشود
pooled U سرمایهای که از سود چندشرکت فراهم میشود
pool U سرمایهای که از سود چندشرکت فراهم میشود
assets U دارائی
havings U دارائی
holding U دارائی
asset U دارائی
property U دارائی
estate U دارائی
belongings U دارائی
fund U دارائی
fortunes U دارائی
fortune U دارائی
estates U دارائی
funded U دارائی
means U دارائی
family asset U دارائی خانوادگی
fixed asset U دارائی ثابت
equity capital U دارائی خالص
property insurance U بیمه دارائی
quick asset U دارائی نقدی
movable U دارائی منقول
state property U دارائی دولت
net asset U دارائی خالص
national asset U دارائی ملی
moveable property U دارائی منقول
legal asset U دارائی قانونی
finance ministry U وزارت دارائی
net wealth U دارائی خالص
equities U دارائی خالص
earning asset U دارائی سوداور
distraint U توقیف دارائی
chattel U دارائی منقول
tangible property U دارائی عینی
funded U موجودی دارائی
tangible property U دارائی محسوس
bank asset U دارائی بانک
fund U موجودی دارائی
asset ownership U مالکیت دارائی
tangible property U دارائی مادی
estates U دارائی فردمتوفی
estate U دارائی فردمتوفی
portfolios U سند دارائی ها
tangible assets U دارائی مرئی
portfolio U سند دارائی ها
holding U دارائی سهام
equity U دارائی خالص
value of assets U ارزش دارائی ها
net asset value U ارزش دارائی خالص
appreciation U افزایش ارزش دارائی
appreciations U افزایش ارزش دارائی
electronic fund transfer U ارسال الکترونیکی دارائی
eft U انتقال الکترونیکی دارائی
earning asset U دارائی ایجادکننده درامد
intangible property U دارائی غیر قابل لمس
average life U عمر متوسط اقلام دارائی
to have a holding in a company U در شرکتی دارائی سهام داشتن
net worth tax U مالیات بر اضافه ارزش دارائی
frozen assets U دارائی که بعلت ادعای فرد یا افرادی قابل فروش نمیباشد
producer's goods U کالاهای سرمایهای کالاهای تولیدی
capital outlays U هزینههای تاسیساتی هزینههای سرمایهای
leverage U نسبت بدهی به دارائی خالص تغییر نسبت غیر معین
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com