English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 50 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
comprising U دارا
well heeled U دارا
well-heeled U دارا
endow U دارا
endowing U دارا
endows U دارا
wealthier U دارا
wealthiest U دارا
wealthy U دارا
possessor U دارا
possessors U دارا
well fixed U دارا
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
possessing U دارا بودن
to possess U دارا بودن
to have U دارا بودن
to hold U دارا بودن
to put in possession U دارا کردن
to be a master of U دارا بودن
to have possession of U دارا بودن
born in the purple U دارا زاده
owes U دارا بودن
owed U دارا بودن
owe U دارا بودن
possesses U دارا بودن
fraught U دارا همراه
own U دارا بودن
owned U دارا بودن
possess U دارا بودن
having U دارا بودن
owning U دارا بودن
have U دارا بودن
owns U دارا بودن
encompass U دارا بودن
encompassed U دارا بودن
encompasses U دارا بودن
encompassing U دارا بودن
contain U دارا بودن دربرداشتن
croesus U ادم بسیار دارا
contains U دارا بودن دربرداشتن
contained U دارا بودن دربرداشتن
possess U تصرف کردن دارا بودن
possesses U تصرف کردن دارا بودن
possessing U تصرف کردن دارا بودن
unjustified enrichment U دارا شدن غیر عادلانه
take the chair U ریاست انجمنی را دارا بودن
it is of the last importance U منتهای اهمیت را دارا است
There is a vast gulf between the haves and have - nots . U میان دارا وندار دریایی فاصله است
nanocomputer U کامپیوتری که توانایی پردازش داده ها را دربیلیونیمهای یک ثانیه دارا میباشد
pitch setting U تنظیم گام ملخ یا رتورهلیکوپتر بطوریکه همه تیغه ها گام مطلوب را دارا باشد
ascii U رشتهای از حروف ASCII که در ادامه کد ASCII صفر را به عنوان بیان کننده انتهای رشته دارا می باشند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com