English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 30 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
public prosecutor U دادستان
public prosecutors U دادستان
pursuer U دادستان
pursuers U دادستان
procurator fiscal U دادستان
procurators fiscal U دادستان
Attorney General U دادستان
Attorneys General U دادستان
accuser U دادستان
accusers U دادستان
dirctor of public prosecutions U دادستان
public prosector U دادستان
law officers of the crown U دادستان
prosecuting attorney U دادستان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
Attorneys General U دادستان کل
Attorney General U دادستان کل
Federal Prosecutor General U دادستان کل
Federal Attorney General U دادستان کل
Solicitor General U معاون دادستان
Solicitors General U معاون دادستان
united states attorney U دادستان کل ایالات متحده
procuration fiscal U دادستان بخش در اسکاتلند
lord advocate U دادستان کل مامور به اسکاتلند
procurators U معاون رئیس کلانتری یا دادستان مامور مالی
plea deal [between Prosecution and Defense] U توافق مدافعه [بین دادستان و وکیل دفاع]
procurator U معاون رئیس کلانتری یا دادستان مامور مالی
Solicitors General U مشاور حقوقی دولت که دررتبه پایین تر از دادستان است
Solicitor General U مشاور حقوقی دولت که دررتبه پایین تر از دادستان است
cross examination U به طور کلی در CL کلیه شهود وکارشناسان و مامورین کشف جرم در موقع محاکمه بایدعلنا" و حضورا" اطلاعات خودرا بیان دارند و دادستان ووکیل متهم حق سوال کردن از ایشان را دارند
judge advocate U دادستان دادگاه نظامی مشاور قانونی دادگاه نظامی مستشار دادگاه نظامی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com