English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
have one's nose in a book <idiom> U دائم سر توی کتاب داشتن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
have one's nose in a book <idiom> U کرم کتاب خوانی داشتن
capitulary U کتاب راهنمای کلمات کتاب مقدس کتاب دعا
d.c. transformer U ترانسفورماتور جریان دائم مبدل جریان دائم
deuteronomic U وابسته به کتاب تثنیه که دومین کتاب تورات است
reader U مصصح چاپخانه کتاب قرائت کتاب خواندنی
readers U مصصح چاپخانه کتاب قرائت کتاب خواندنی
book of reference U کتاب برای مراجعه گاهگاهی کتاب راهنما
caxton U کتاب کاکستون نخستین کتاب چاپ کن انگلیسی
invisible hand U منشاء این اصطلاح کتاب "ثروت ملل "ادام اسمیت است . بر اساس این کتاب
continued U دائم
permanent U دائم
perpetual motion U حرکت دائم
d.c. U جریان دائم
rectification U دائم سازی
d.c c. motor U موتورجریان دائم
tippler U دائم الخمر
constant current U جریان دائم
steady load U بار دائم
direct current U جریان دائم
toper U دائم الخمر
steady flow U جریان دائم
tosspot U دائم الخمر
sottish U دائم الخمر
permanent marriage U نکاح دائم
alcoholic U دائم الخمر
intermission U غیر دائم
intermissions U غیر دائم
eye splice U حلقه دائم
life imprisonment U حبس دائم
steady state U حالات دائم
dead load U بار دائم
fee simple U حق تملک دائم
malt worm U دائم الخمر
alcoholics U دائم الخمر
permanent magnet U اهنربای دائم
permanent insanity U جنون دائم
d.c. drive U محرکه جریان دائم
loyalty discount U تخفیف مشتریان دائم
loyalty rebate U تخفیف مشتریان دائم
maintain watch U به گوش بودن دائم
d.c. brake U ترمز جریان دائم
d.c. cable U کابل جریان دائم
d.c. heating U گرمایش جریان دائم
tipples U دائم الخمر بودن
obsession U فکر دائم وسواس
grid d.c. U جریان دائم شبکه
obsessions U فکر دائم وسواس
d.c. commponent U بخش جریان دائم
dynamos U مولد جریان دائم
perpetual motion machine U ماشین با حرکت دائم
d.c. drive U ماشین جریان دائم
d.c. motor U موتورجریان دائم موتور C.D
d.c. ammeter U امپرمتر جریان دائم
d.c. converter U مبدل جریان دائم
tippling U دائم الخمر بودن
tipple U دائم الخمر بودن
d.c. reciever U گیرنده جریان دائم
tippled U دائم الخمر بودن
d.c. resistance U مقاومت جریان دائم
dynamo U مولد جریان دائم
habitual U شخص دائم الخمر عادی
grid d.c. modulation U مدولاسیون جریان دائم شبکه
high direct voltage U فشار قوی جریان دائم
tetanize U بحالت انقباض دائم دراوردن
d.c. arc welding generator U مولد جوشکاری جریان دائم
bowler U مشروب خوارافراطی دائم الخمر
bowlers U مشروب خوارافراطی دائم الخمر
d.c. winding U سیم پیچی جریان دائم
d.c. arc welding converter U مبدل جوشکاری جریان دائم
variable speed d.c. motor U موتور جریان دائم با سرعت متغیر
inductive d.c. voltage drop U افت ولتاژ جریان دائم القائی
d.c. instrument U دستگاه اندازه گیری جریان دائم
fuddle U دائم الخمر بودن گیج کردن
d.c. series wound motor U موتور با سیم پیچی جریان دائم
paramagnetic U اجسامی با قابلیت گذردهی یانفوذپذیری بیشتر از یک وخاصیت مغناطیسی دائم
long- U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longer U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
long U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longed U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longest U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
longs U میل داشتن ارزوی چیزی را داشتن طولانی کردن
money to burn <idiom> U بیش ازاحتیاج ،داشتن،داشتن پول خیلی زیاد
to keep down U زیرفرمان خودنگاه داشتن دراطاعت خود داشتن
to keep up U از افسرده شدن نگاه داشتن باذنگاه داشتن
peers of iveland U بزرگانی که از میان انها 82تن بطور دائم برای نمایندگی برگزیده می شوند
achalasia U عدم انبساط عضلات مجاری بدن و باقی ماندن انها در حال انقباض دائم
curie point U دمای بحرانی منحصر به فردبرای هر ماده که بالاتر از ان مواد فرومانیتیک خاصیت مغناطیسی دائم یاموقت خودرا ازدست میدهند
meanest U مقصود داشتن هدف داشتن
resides U اقامت داشتن مسکن داشتن
resided U اقامت داشتن مسکن داشتن
meaner U مقصود داشتن هدف داشتن
proffer U تقدیم داشتن عرضه داشتن
hope U انتظار داشتن ارزو داشتن
proffered U تقدیم داشتن عرضه داشتن
proffering U تقدیم داشتن عرضه داشتن
hoped U انتظار داشتن ارزو داشتن
proffers U تقدیم داشتن عرضه داشتن
hopes U انتظار داشتن ارزو داشتن
mean U مقصود داشتن هدف داشتن
cost U قیمت داشتن ارزش داشتن
differ U اختلاف داشتن تفاوت داشتن
abhorred U بیم داشتن از ترس داشتن از
differs U اختلاف داشتن تفاوت داشتن
differing U اختلاف داشتن تفاوت داشتن
hoping U انتظار داشتن ارزو داشتن
to have by heart U ازحفظ داشتن درسینه داشتن
abhorring U بیم داشتن از ترس داشتن از
abhors U بیم داشتن از ترس داشتن از
differed U اختلاف داشتن تفاوت داشتن
reside U اقامت داشتن مسکن داشتن
all mains receiver U گیرنده جریان دائم و جریان متناوب رادیوی برق و باطری
invert U جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverting U جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverts U جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
ac dc set U دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
genemotor U مبدل جریان دائم به جریان دوار دیناموتور
all mains set U دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
upkeep U بهنگام نگه داشتن . نگه داشتن وسایل در حالت فعال
perpetual inventory U فهرست دائمی موجودی موجودی دائم
hexateuch U شش کتاب
bokk U کتاب
texts U کتاب
text U کتاب
booked U کتاب
book U کتاب
letter writer U کتاب
that book U ان کتاب
i sold the book for rials 0 U کتاب را
books U کتاب
long for U اشتیاق چیزی را داشتن ارزوی چیزی را داشتن
lead a dog's life <idiom> U زندگی سخت داشتن ،زندگی سگی داشتن
to have something in reserve U چیزی بطوراندوخته داشتن چیزی درپس داشتن
songbook U کتاب سرود
novel U کتاب داستان
wordbook U کتاب لغت
textbooks U کتاب درسی
texts U کتاب درسی
text U کتاب درسی
vademecum U کتاب درسی
vademecum U کتاب موردمراجعه
novels U کتاب داستان
grammar U کتاب دستور
grammars U کتاب دستور
primers U کتاب الفباء
primer U کتاب الفباء
speller U کتاب املاء
text book U کتاب درسی
guide book U کتاب راهنما
that book U این کتاب
that is my book U کتاب من است
the holy U کتاب مقدس
ABC U کتاب الفبا
cataloguing U کتاب فهرست
catalogues U کتاب فهرست
storybook U کتاب داستان
book plates U برچسب کتاب
casebook U کتاب موارد
casebook U کتاب زایه
casebooks U کتاب موارد
comic books U کتاب کاریکاتور
comic book U کتاب کاریکاتور
f. of books U عاشق کتاب
casebooks U کتاب زایه
formulary U کتاب نماز
fortunebook U کتاب فالگیری
book plate U برچسب کتاب
catalogued U کتاب فهرست
catalogue U کتاب فهرست
catalogs U کتاب فهرست
cataloging U کتاب فهرست
cataloged U کتاب فهرست
white book U کتاب سفید
word book U کتاب لغت
wordbook U کتاب لغت
your book U کتاب شما
encyclopaedia U کتاب حاوی
many books U چندین کتاب
miaasl U کتاب نماز
list of lights U کتاب چراغها
White Paper U کتاب سفید
White Papers U کتاب سفید
leviticus U کتاب لاویان
studious U کتاب خوان
missal U کتاب نماز
word book U کتاب لغت
bookmakers U کتاب نویس
margent U حاشیه کتاب
jacket U جلد کتاب
jackets U جلد کتاب
mass book U کتاب نماز
dictionary U کتاب لغت
glossary U کتاب لغت
lexicon [dictionary] U کتاب لغت
bookmaker U کتاب نویس
missal U کتاب دعا
letter book U کتاب رونوشت
octateuch U هشت کتاب
pseudograph U کتاب قلب
genesis U کتاب پیدایش
pseudograph U کتاب دغلی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com