English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
I will not detain you long. U خیلی وقتتان را نمی گیرم.
This will only take a minute. U خیلی وقتتان را نمی گیرم.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
I will not detain you long. U خیلی وقتتون رو نمی گیرم.
This will only take a minute. U خیلی وقتتون رو نمی گیرم.
I'll take back what i said. U حرفم را پس می گیرم
I often confuse the twin brothers . U من این دوقلوها رااغلب باهم عوضی می گیرم
I shall personally undertake tht you make a profit. U من شخصا" به عهده می گیرم که شما سود ببرید
I stand corrected. U من اشتباه کردم. [همه چیز را که گفتم پس می گیرم.]
she has a well poised head U وضع سرش در روی بدنش خیلی خیلی خوش نما است
go great guns <idiom> U موفقیت آمیز،انجام کاری خیلی سریع یا خیلی سخت
paint oneself into a corner <idiom> U گرفتارشدن درشرایط خیلی بدو رهایی آن خیلی سخت است
i am very keen on going there U من خیلی مشتاقم انجا بروم خیلی دلم میخواهد به انجابروم
microfilmed U فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilm U فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilming U فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilms U فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
sottovoce U صدای خیلی یواش اهنگ خیلی اهسته
very low frequency U فرکانس خیلی کم در ارتفاع خیلی پایین
rattling U خیلی تند خیلی خوب
ponderous U خیلی سنگین خیلی کودن
emergencies U خیلی خیلی فوری
emergency U خیلی خیلی فوری
jim dandy U ادم خیلی شیک چیز خیلی شیک
damn U خیلی
ten U خیلی
dammit U خیلی
highly U خیلی
many U خیلی
very U خیلی
abysmal <adj.> U خیلی بد
copious U خیلی
in large quantities U خیلی خیلی
dumpiness U خیلی
far and away U خیلی
for long U خیلی
very little U خیلی کم
villainous U خیلی بد
to a large extent U خیلی
routh U خیلی
not a few U خیلی ها
by leaps and bounds U خیلی تند
benedicite U خیلی خوب
before you can say knife U خیلی زود
Nothing more, thanks. خیلی متشکرم.
at most U خیلی باشد
too tough U خیلی سفت
not so hot <idiom> U نه خیلی خوب
corking U خیلی زیبا
mad as a hornet <idiom> U خیلی عصبانی
sappy U خیلی احساساتی
far off U خیلی دور
far and away U خیلی دور
senseful U خیلی حساس
in cold blood <idiom> U خیلی خونسرد
skinless U خیلی حساس
dead slow U خیلی اهسته
span new U خیلی تازه
to pieces <idiom> U خیلی زیاده
as stiff as a poker U خیلی خشک
as good as U خیلی خوب
precise U خیلی دقیق
very light U خیلی سبک
jolly U بذله گو خیلی
swith U خیلی عظیم
thank you very much U خیلی متشکرم
to spread like wildfire U خیلی زودمنتشرشدن
toploftiness U خیلی متکبر
pitch black U خیلی سیاه
pitch-black U خیلی سیاه
far U زیاد خیلی
subminiature U خیلی کوچک
hand and glove U خیلی نزدیک
ultraconservative U خیلی محتاط
piping hot U خیلی داغ
superrabundant U خیلی زیاد
in seventh heaven <idiom> U خیلی خوشحال
giantess U زن خیلی قدبلند
much was said U خیلی حرفهازده شد
I had an awful time . U به من خیلی بد گذشت
it is very easily done U خیلی به اسانی
He is a loose card . U خیلی ول است
(go over with a) fine-toothed comb <idiom> U خیلی بادقت
flying high <idiom> U خیلی شادوشنگول
in no time U خیلی زود
overstrung U خیلی حساس
She is very pretentious. U خیلی ادعادارد
precisian U خیلی دقیق
oftentimes U خیلی اوقات
many persons U خیلی اشخاص
many people U خیلی اشخاص
many people U خیلی از مردم
lower most U خیلی پست تر
much worse U خیلی بدتر
level best U خیلی خوب
level best U خیلی عالی
of vital importance U خیلی ضروری
pianissmo U خیلی نرم
pixilated U خیلی حساس
primely U خیلی خوب
(as) old as the hills <idiom> U خیلی قدیمی
lily white U خیلی سفید
skin and bones <idiom> U خیلی لاغر
(a) snap <idiom> U خیلی ساده
tickled pink <idiom> U خیلی شادوخوشحال
hand in glove U خیلی نزدیک
hand in glove U خیلی صمیمی
hand and glove U خیلی صمیمی
rotundily U چاقی خیلی
hit bottom <idiom> U خیلی پست
raff U خیلی زیاد
number one U خیلی خوب
ritzy U خیلی شیک
get up the nerve <idiom> U خیلی شلوغ
immensurable U خیلی قدیم
bone dry U خیلی خشک
iam in bad U خیلی محتاجم
too bad <idiom> U خیلی بد ،غم انگیز
whopping U خیلی بزرگ
decrepit U خیلی پیر
a lot of times <adv.> U خیلی از اوقات
frequently <adv.> U خیلی از اوقات
many times <adv.> U خیلی از اوقات
immediate U خیلی فوری
superabundant U خیلی زیاد
oft [archaic, literary] <adv.> U خیلی از اوقات
on any number of occasions <adv.> U خیلی از اوقات
frequently U خیلی اوقات
I spoke my mind. U من خیلی رک گفتم.
precipitating U خیلی سریع
precipitates U خیلی سریع
precipitated U خیلی سریع
precipitate U خیلی سریع
often <adv.> U خیلی از اوقات
Many thanks! U خیلی ممنون!
faraway U خیلی دور
regularly [often] <adv.> U خیلی از اوقات
parlous U خیلی مهیب
quaint U خیلی فریف
wells U خیلی خوب
well U خیلی خوب
glorious U خیلی خوب
very good U خیلی خوب
goody-goody U خیلی خوب
goody-goodies U خیلی خوب
goody goody U خیلی خوب
raucous U خیلی نامرتب
seldom U خیلی کم ندرتا
high U خیلی بزرگ
highest U خیلی بزرگ
open-and-shut U خیلی سهل
open and shut U خیلی سهل
fortissimo U خیلی بلند
costs and arm and a leg <idiom> U خیلی گرونه
extras U بسیار خیلی
extra- U بسیار خیلی
extra U بسیار خیلی
exceeding U خیلی زیاد
infinitely U خیلی زیاد
often U خیلی اوقات
highs U خیلی بزرگ
stentorian U خیلی بلند
nifty U خیلی خوب
wicked <adj.> U خیلی خوب
niftiest U خیلی خوب
sick [British E] <adj.> U خیلی خوب
cool <adj.> U خیلی خوب
awesome <adj.> U خیلی خوب
oodles U خیلی زیاد
lots U خیلی زیاد
To take with a pinch of salt. U خیلی جدی نگرفتن
niftier U خیلی خوب
whackings U خیلی بزرگ
whacking U خیلی بزرگ
once in the blue moon U خیلی بندرت
confidential U خیلی محرمانه
extreme U خیلی زیاد
pluperfect U خیلی عالی
Neanderthal U خیلی کهنه
really wicked U خیلی محشر
really sick U خیلی محشر
great <adj.> U خیلی خوب
aquamarine <adj.> <noun> U آبی خیلی روشن
ultramodern U خیلی جدید متجدد
We get along splendidly(fine) U خیلی با هم جور هستیم
She is extremly restive. U خیلی بی تابی می کند
It's too dark. آن خیلی تاریک است.
far cry from <idiom> U [خیلی فرق داره با]
ultra U خیلی متعصب مافوق
mammoth task U وظیفه خیلی بزرگ
I greatly appreciate it. [ I am very greatful] U خیلی قدردانی می کنم.
It is quite likely that …. U خیلی احتمال می رود که …
very high U ارتفاع خیلی بالا
very high frequency U فرکانس خیلی زیاد
very light U خیلی روشن یا کم رنگ
very long U برد خیلی زیاد
very many book U کتابهای خیلی زیاد
ultrashort wave U موج خیلی کوتاه
very short U شعاع عمل خیلی کم
scrupulously <adv.> U خیلی دقیق وسواسی
ultramodernist U ادم خیلی متجدد
very short U برد خیلی کوتاه
good sport <idiom> U کسی که خیلی میبازد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com