English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
thank you very much U خیلی متشکرم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
Nothing more, thanks. خیلی متشکرم.
Nothing more, thanks. کافی است، خیلی متشکرم.
We enjoyed it, thank you. از آن لذت بردیم. خیلی متشکرم.
Thank you for the confirmation of your request! U از تایید درخواستتان خیلی متشکرم.
Other Matches
Cheers! [British] U متشکرم!
Ta, love! [British] U متشکرم!
Thanks! U متشکرم!
Thank you! U متشکرم!
thank tou for that book U متشکرم
Thanks a mI'llion. U یک دنیا متشکرم
thank you U سپاس گزارم متشکرم
Thank you, this is for you. متشکرم. این هم انعام شماست.
I can manage, thank you. U خودم از پسش برمی آیم، متشکرم.
she has a well poised head U وضع سرش در روی بدنش خیلی خیلی خوش نما است
i am very keen on going there U من خیلی مشتاقم انجا بروم خیلی دلم میخواهد به انجابروم
go great guns <idiom> U موفقیت آمیز،انجام کاری خیلی سریع یا خیلی سخت
paint oneself into a corner <idiom> U گرفتارشدن درشرایط خیلی بدو رهایی آن خیلی سخت است
microfilming U فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilms U فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilm U فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilmed U فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
sottovoce U صدای خیلی یواش اهنگ خیلی اهسته
very low frequency U فرکانس خیلی کم در ارتفاع خیلی پایین
ponderous U خیلی سنگین خیلی کودن
rattling U خیلی تند خیلی خوب
emergencies U خیلی خیلی فوری
emergency U خیلی خیلی فوری
jim dandy U ادم خیلی شیک چیز خیلی شیک
dammit U خیلی
damn U خیلی
copious U خیلی
dumpiness U خیلی
in large quantities U خیلی خیلی
very U خیلی
to a large extent U خیلی
highly U خیلی
not a few U خیلی ها
very little U خیلی کم
ten U خیلی
routh U خیلی
far and away U خیلی
many U خیلی
villainous U خیلی بد
abysmal <adj.> U خیلی بد
for long U خیلی
on any number of occasions <adv.> U خیلی از اوقات
oft [archaic, literary] <adv.> U خیلی از اوقات
ritzy U خیلی شیک
many people U خیلی اشخاص
much was said U خیلی حرفهازده شد
much worse U خیلی بدتر
by leaps and bounds U خیلی تند
of vital importance U خیلی ضروری
pianissmo U خیلی نرم
overstrung U خیلی حساس
benedicite U خیلی خوب
oftentimes U خیلی اوقات
precisian U خیلی دقیق
many persons U خیلی اشخاص
regularly [often] <adv.> U خیلی از اوقات
primely U خیلی خوب
raff U خیلی زیاد
pixilated U خیلی حساس
many people U خیلی از مردم
iam in bad U خیلی محتاجم
a lot of times <adv.> U خیلی از اوقات
hand and glove U خیلی صمیمی
hand in glove U خیلی نزدیک
hand in glove U خیلی صمیمی
hand and glove U خیلی نزدیک
far and away U خیلی دور
far off U خیلی دور
giantess U زن خیلی قدبلند
immensurable U خیلی قدیم
in no time U خیلی زود
lower most U خیلی پست تر
corking U خیلی زیبا
often <adv.> U خیلی از اوقات
many times <adv.> U خیلی از اوقات
frequently <adv.> U خیلی از اوقات
I spoke my mind. U من خیلی رک گفتم.
lily white U خیلی سفید
level best U خیلی خوب
level best U خیلی عالی
dead slow U خیلی اهسته
it is very easily done U خیلی به اسانی
get up the nerve <idiom> U خیلی شلوغ
To take with a pinch of salt. U خیلی جدی نگرفتن
flying high <idiom> U خیلی شادوشنگول
(go over with a) fine-toothed comb <idiom> U خیلی بادقت
He is a loose card . U خیلی ول است
once in the blue moon U خیلی بندرت
I had an awful time . U به من خیلی بد گذشت
hit bottom <idiom> U خیلی پست
(as) old as the hills <idiom> U خیلی قدیمی
too tough U خیلی سفت
not so hot <idiom> U نه خیلی خوب
mad as a hornet <idiom> U خیلی عصبانی
in seventh heaven <idiom> U خیلی خوشحال
in cold blood <idiom> U خیلی خونسرد
to pieces <idiom> U خیلی زیاده
too bad <idiom> U خیلی بد ،غم انگیز
tickled pink <idiom> U خیلی شادوخوشحال
(a) snap <idiom> U خیلی ساده
skin and bones <idiom> U خیلی لاغر
wicked <adj.> U خیلی خوب
sick [British E] <adj.> U خیلی خوب
cool <adj.> U خیلی خوب
Many thanks! U خیلی ممنون!
very light U خیلی سبک
ultraconservative U خیلی محتاط
toploftiness U خیلی متکبر
to spread like wildfire U خیلی زودمنتشرشدن
swith U خیلی عظیم
superrabundant U خیلی زیاد
subminiature U خیلی کوچک
span new U خیلی تازه
skinless U خیلی حساس
senseful U خیلی حساس
sappy U خیلی احساساتی
bone dry U خیلی خشک
number one U خیلی خوب
awesome <adj.> U خیلی خوب
great <adj.> U خیلی خوب
really wicked U خیلی محشر
really sick U خیلی محشر
She is very pretentious. U خیلی ادعادارد
rotundily U چاقی خیلی
before you can say knife U خیلی زود
whacking U خیلی بزرگ
faraway U خیلی دور
immediate U خیلی فوری
confidential U خیلی محرمانه
Neanderthal U خیلی کهنه
decrepit U خیلی پیر
often U خیلی اوقات
highs U خیلی بزرگ
highest U خیلی بزرگ
high U خیلی بزرگ
extreme U خیلی زیاد
frequently U خیلی اوقات
quaint U خیلی فریف
infinitely U خیلی زیاد
pluperfect U خیلی عالی
exceeding U خیلی زیاد
whackings U خیلی بزرگ
niftiest U خیلی خوب
whopping U خیلی بزرگ
nifty U خیلی خوب
superabundant U خیلی زیاد
parlous U خیلی مهیب
open-and-shut U خیلی سهل
open and shut U خیلی سهل
fortissimo U خیلی بلند
extras U بسیار خیلی
extra- U بسیار خیلی
lots U خیلی زیاد
oodles U خیلی زیاد
extra U بسیار خیلی
jolly U بذله گو خیلی
glorious U خیلی خوب
far U زیاد خیلی
precise U خیلی دقیق
pitch black U خیلی سیاه
very good U خیلی خوب
seldom U خیلی کم ندرتا
piping hot U خیلی داغ
pitch-black U خیلی سیاه
costs and arm and a leg <idiom> U خیلی گرونه
goody-goody U خیلی خوب
as stiff as a poker U خیلی خشک
stentorian U خیلی بلند
well U خیلی خوب
wells U خیلی خوب
precipitating U خیلی سریع
precipitates U خیلی سریع
niftier U خیلی خوب
goody goody U خیلی خوب
goody-goodies U خیلی خوب
at most U خیلی باشد
raucous U خیلی نامرتب
precipitate U خیلی سریع
precipitated U خیلی سریع
as good as U خیلی خوب
It is not very far from our house. U خیلی ازمنزل ما دورنیست
We had a lovely ( nice ,enjoyable ) time . U به ما خیلی خوش گذشت
very short U شعاع عمل خیلی کم
What impudence!what never !what cheek! U واقعا" که خیلی رو می خواهد !
He is no fool . He is quite knowledgeable. U خیلی سرش می شود
oversimplifying U خیلی سهل گرفتن
We had a very rough time. U نه ما خیلی سخت گذشت
ultramodern U خیلی جدید متجدد
micro- U در معنای خیلی کوچک
very high frequency U فرکانس خیلی زیاد
He is as bold as brass. He has a never . U خیلی پررو است
ultramodernist U ادم خیلی متجدد
ultrashort wave U موج خیلی کوتاه
Thank you very much indeed. U واقعا خیلی ممنون.
You are most welcome. U خیلی خوش آمدید
oversimplification U خیلی سهل گرفتن
oversimplifies U خیلی سهل گرفتن
very short U برد خیلی کوتاه
very many book U کتابهای خیلی زیاد
very high U ارتفاع خیلی بالا
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com