Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
It's good to see you again.
U
خیلی خوشحالم از اینکه شما را دوباره میبینم.
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
To see her
[The sight of her]
gives me a pang in my heart.
U
وقتی که او
[زن]
را میبینم مانند اینکه نیش به قلبم می زنند.
I am glad to see you up and about.
خوشحالم از اینکه شما را سر پا وسر حال می بینم
I appreciate your concern, but I'm fine.
U
خیلی سپاسگذارم از اینکه دلواپس هستی اما من حالم خوب است.
i f.happy
U
خوشحالم
I am pleased to see you.
U
از دیدنت خوشحالم.
I am pleased to see you.
U
خوشحالم که می بینمت.
I'm glad he's gone.
U
خوشحالم که او رفته.
I look forward to seeing you.
U
خوشحالم میشم که ببینمت.
I'm happy to hear that.
U
خوشحالم که اینو می شنوم.
I'm glad I could help.
U
خوشحالم که تونستم کمکی بکنم.
theory of epigensis
U
فرض اینکه نطفه بوجودمیایدنه اینکه ازپیش بوده وپس ازمواقعه
revives
U
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revived
U
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revive
U
دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate
U
دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
she has a well poised head
U
وضع سرش در روی بدنش خیلی خیلی خوش نما است
i am very keen on going there
U
من خیلی مشتاقم انجا بروم خیلی دلم میخواهد به انجابروم
go great guns
<idiom>
U
موفقیت آمیز،انجام کاری خیلی سریع یا خیلی سخت
paint oneself into a corner
<idiom>
U
گرفتارشدن درشرایط خیلی بدو رهایی آن خیلی سخت است
unregenerated
U
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerate
U
دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
reship
U
دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
microfilmed
U
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilms
U
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilming
U
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
microfilm
U
فیلم خیلی کوچک برای عکسهای خیلی ریز
sottovoce
U
صدای خیلی یواش اهنگ خیلی اهسته
regained
U
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regain
U
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regaining
U
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regains
U
دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
very low frequency
U
فرکانس خیلی کم در ارتفاع خیلی پایین
provided he goes at once
U
بشرط اینکه بی درنگ برود مشروط بر اینکه فورا برود
rattling
U
خیلی تند خیلی خوب
ponderous
U
خیلی سنگین خیلی کودن
looped
U
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loop
U
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loops
U
تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
reopens
U
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopening
U
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopened
U
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopen
U
دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
emergency
U
خیلی خیلی فوری
emergencies
U
خیلی خیلی فوری
redintegrate
U
دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
jim dandy
U
ادم خیلی شیک چیز خیلی شیک
so as to
U
تا
[اینکه ]
in spite of the face that
U
اینکه
unless
U
جز اینکه
save that
U
جز اینکه
howbeit
U
با اینکه
up to/till/until
<idiom>
U
تا اینکه
in order to ...
U
تا
[اینکه ]
the fact that
U
اینکه
or
U
یا اینکه
in order that
U
تا اینکه
whilst
U
ضمن اینکه
wherein
U
دراثنای اینکه
because
U
برای اینکه
providing
U
مشروط بر اینکه
on the supposition that
U
بخیال اینکه
whereas
U
نظر به اینکه
on the supposition that
U
بتصور اینکه
owing to the fact that
U
نظر به اینکه
owing to the fact that
U
به واسطه اینکه
Despite the fact that…
U
با وجود اینکه
instantly
U
به محض اینکه
save that
U
الا اینکه
to sum up
U
خلاصه اینکه
to the end that
U
برای اینکه
pray consider my case
U
تمنی اینکه
in view of
<idiom>
U
به خاطر اینکه
instead
U
بجای اینکه
that's that
U
اینکه از این
the reason why
U
علت اینکه
ere
U
قبل از اینکه
notwithstanding
U
باوجود اینکه
for
U
برای اینکه
the reason why
U
دلیل اینکه
In view of the fact that … whereas …
U
نظر به اینکه
whenas
U
بعلت اینکه
so that
U
برای اینکه
than
U
تا اینکه بجز
insomuch
U
نظر به اینکه
in view of the fact that
U
نظر به اینکه
as thought
U
مثل اینکه
as soon as
U
بمحض اینکه
as though
U
مثل اینکه
as if
U
مثل اینکه
to the end that
U
تا اینکه بقصداینکه
forasmuch as
U
نظر به اینکه
in order to ...
U
برای
[اینکه]
in order that
U
برای اینکه
even though
U
ولو اینکه
so as to
U
برای
[اینکه]
hent
U
ربودن تا اینکه
inorder to
U
برای اینکه
in one word
U
خلاصه اینکه مختصرا
i maintain
U
قائل هستم به اینکه ...
as respects ...
U
درباره ...
[با توجه به اینکه... ]
in order that he may go
U
برای اینکه برود
there is nothing for it but to
U
چارهای ندارد جز اینکه
in a word
U
خلاصه اینکه مختصرا
as respects
U
با توجه به اینکه اما
in order that i may go
U
برای اینکه بروم
what with
<idiom>
U
برای اینکه ،درنتیجه
Not to mention the fact that …
U
حالا بگذریم از اینکه...
not to say ...
<idiom>
U
به اضافه اینکه ... است
not to mention ...
<idiom>
U
به اضافه اینکه ... است
though
U
گرچه هرچند با اینکه
as regards
U
با توجه به اینکه اما
inorder to
U
به خاطر اینکه برای
in one world
U
خلاصه اینکه مختصرا
the instant i saw him
U
بمحض اینکه اورا دیدم
instead of doing
U
بجای اینکه انجام بدهند
that is no new
U
اینکه خبر تازهای نبود
iimmediately he saw me
U
بمحض اینکه مرا دید
You are asking for it. You are sticking your neck out.
U
مثل اینکه تنت می خارد
Supposing that is the case .
U
بفرض اینکه اینطور باشد
much as I'd like to
<idiom>
U
با اینکه اینقدر دوست دارم
inadvisably
U
بدون اینکه صلاح باشد
adside from
U
صرفنظر از اینکه گذشته از این
whereas
U
بادر نظر گرفتن اینکه
to be on the safe side
U
برای اینکه احتمال اشتباه
in orders that it may beeasier
U
برای اینکه اسان تر شود
instead of working
U
بجای اینکه او کار بکند
Unless the contray is proved .
U
مگر اینکه خلافش ثابت شود
He is very primitive and uncuth .
U
مثل اینکه از پشت کوه آمده
It seems I am not welcome (wanted) here.
U
مثل اینکه من اینجا زیادی هستم
benifit of elergy
U
امتیازروحانیون برای اینکه شرعامحاکمه شوند
You seem to expect something for good measure !
U
مثل اینکه حالاناز شست هم می خواهی !
authentication
U
اطمینان از اینکه چیزی صحیح است
we eat that we may live
U
میخوریم برای اینکه زنده باشیم
euphonically
U
برای اینکه بگوش خوش ایندباشد
combatable
U
قابل اینکه باان نبردیاضدیت کنند
incomparably
U
بدون اینکه نظر داشته باشد
irrelevantly
U
بدون اینکه وابستگی داشته باشد
off the point
U
بدون اینکه وابستگی داشته باشد
it is not true that he is dead
U
اینکه میگویند مرده است حق ندارد
Depending on how late we arrive ...
U
بستگی به اینکه ساعت چند ما می رسیم ...
approving
U
تصور اینکه چیزی خوب است
approves
U
تصور اینکه چیزی خوب است
approve
U
تصور اینکه چیزی خوب است
anew
U
دوباره
on more
U
دوباره
again
U
دوباره
bis
U
دوباره
afresh
U
دوباره
revet
U
دوباره
de novo
U
دوباره
continually
U
دوباره و دوباره
forbids
U
بیان اینکه چیزی نباید انجام شود
There is still time before I go.
U
هنوز وقت هست تا اینکه من راه بیفتم.
forbid
U
بیان اینکه چیزی نباید انجام شود
it was beneath my notice
U
شایسته اینکه اعتنایی بان کنم نبود
i sort of feel sick
U
مثل اینکه حالم دارد بهم میخورد
at the owner's risk
U
با قید اینکه هرگونه خسارت بعهده مالک
unless otherwise prescibed
[by the doctor]
U
مگر اینکه
[پزشک]
نسخه دیگری نوشته
take a stand on something
<idiom>
U
فهمیدن اینکه کسی بر علیه چیزی است
quality
U
بررسی اینکه کیفیت یک محصول خوب است
our offer to render a service
U
حاضر شدن ما برای اینکه خدمتی بکنیم
hylotheism
U
اعتقاد به اینکه خدا و ماده یکی هستند
Unless otherwise stated .
U
مگر اینکه خلاف ( عکس ) آن اظهار گردد
qualities
U
بررسی اینکه کیفیت یک محصول خوب است
After his discharge from the army, he came to Tehran .
پس از اینکه از خدمت ارتش مرخص شد آمد تهران.
dut of court
U
ممنوع از اینکه دادگاه بافهارارتش رسیدگی می نماید
far and away
U
خیلی
very little
U
خیلی کم
to a large extent
U
خیلی
in large quantities
U
خیلی خیلی
dumpiness
U
خیلی
for long
U
خیلی
not a few
U
خیلی ها
ten
U
خیلی
dammit
U
خیلی
damn
U
خیلی
abysmal
<adj.>
U
خیلی بد
routh
U
خیلی
highly
U
خیلی
villainous
U
خیلی بد
many
U
خیلی
copious
U
خیلی
very
U
خیلی
refilling
U
دوباره پر کردن
re establishment
U
دوباره برقرارسازی
refilling
U
دوباره پرکردن
once more
U
دوباره باردیگر
reproductions
U
تولید دوباره
re-run
U
دوباره دویدن
refills
U
دوباره پرکردن
plerosis
U
دوباره پرشدن
re echo
U
دوباره برگرداندن
recapture
U
دوباره تسخیرکردن
recaptured
U
دوباره تسخیرکردن
recaptures
U
دوباره تسخیرکردن
recapturing
U
دوباره تسخیرکردن
re construction
U
دوباره سازی
to come again
U
دوباره امدن
reedify
U
دوباره ساختن
re edify
U
دوباره ساختن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com