Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
What is good enough for others should be good enough for you.
U
خونت که از بقیه رنگین تر نیست
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to never let yourself get to thinking like them
<idiom>
U
نگذارند که نفوذ بقیه مردم مجبورشان بکند طرز فکر مانند بقیه مردم داشته باشند
[اصطلاح روزمره]
Dont be upset . Dont lose your temper . Keep calm(cool).
U
خونت را کثیف نکن ( خونسرد باش )
rainbow border
U
حاشیه رنگین کمان
[در فرش های چینی گاه در پایین فرش و گاه اطراف حاشیه فرش را با رنگ های مختلف تزئین می کنند که حالتی از رنگین کمان را نشان میدهد.]
chromaticity
U
رنگین
colored
U
رنگین
coloured
U
رنگین
chromosomes
U
رنگین تن
chromosome
U
رنگین تن
All is not gold that glitters.
<proverb>
U
هر آنچه میدرخشد طلا نیست(هر گردى گردو نیست).
irises
U
رنگین کمان
iris
U
رنگین کمان
iridescent
U
رنگین کمانی
colored smelling
U
رنگین بویی
sunbow
U
رنگین کمان
colored hearing
U
رنگین شنوی
rainbows
U
رنگین کمان
chrom
U
رنگین حسی
chromatism
U
رنگین شنوی
rainbow
U
رنگین کمان
fogbow
U
رنگین کمان حاصل از مه
iridescence
U
نمایش رنگین کمان
chromatopsia
U
رنگین بینی مرضی
iridescency
U
نمایش رنگین کمان
faces
U
سطح رنگین هدف
face
U
سطح رنگین هدف
winchester disk
U
دیسک سخت کوچک در یک واحد بسته که وقتی پر است یا لازم نیست , قابل جدا شدن از کامپیوتر نیست
smalto
U
خرده شیشه رنگین روی اجرموزاییک
step frame
U
استفاده از رشته ویدیویی به صورت یک فریم در هر لحظه برای زمانی که کامپیوتر قوی نیست یا آن قدر سریع نیست که تصاویر بلادرنگ را نشان دهد
rainbow
U
قوس و قزح بصورت رنگین کمان در امدن
rainbows
U
قوس و قزح بصورت رنگین کمان در امدن
transparently
U
برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
transparent
U
برنامه کامپیوتری که بر کاربر واضح نیست یا هنگام اجرا توسط کاربر قابل مشاهده نیست
reminder
U
بقیه
remnant
U
بقیه
reminders
U
بقیه
remnants
U
بقیه
remainder
U
بقیه
lighted
U
هریک از چراغهای رنگین که در مسابقه بجای پرچم بکارمی رود
light
U
هریک از چراغهای رنگین که در مسابقه بجای پرچم بکارمی رود
lightest
U
هریک از چراغهای رنگین که در مسابقه بجای پرچم بکارمی رود
leaving files open
U
به معنای اینکه فایل بسته نیست یا حاوی نشانه پایان فایل نیست .
upon bail
U
بقیه ضمانت
his parentage isunknown
U
اصل و نسبتش معلوم نیست پدرو مادرش معلوم نیست کی هستند
to pass on
[information or news]
U
به بقیه اطلاع دادن
wise guy
<idiom>
U
باهوش تراز بقیه جلودادن
Keep the change.
بقیه پول مال خودتان.
two up
U
تک با دو عنصر در جلوو بقیه در عقب
(be) thrown together
<idiom>
U
شانسی با بقیه هم گروه شدن
She is head and shoulders above others .
U
یک سر وگردن از بقیه بلندتر است
head start
<idiom>
U
کاری را قبل از بقیه انجام دادن
versions
U
کپی یا برنامه یا عبارتی که با بقیه فرق میکند
version
U
کپی یا برنامه یا عبارتی که با بقیه فرق میکند
You take the lead and others wI'll follow.
U
تو جلو برو بقیه بدنبالت خواهند آمد
it is past all hope
U
جای هیچ امیدواری نیست هیچ امیدی نیست
acrolith
U
[مجسمه ای که سر و دست و پای آن سنگی و بقیه چوبی است.]
subscript
U
حرف کوچک که زیر خط بقیه حروف چاپ میشود.
tuner
U
زیردستگاهی که تنها فرکانس مطلوب را گرفته و بقیه را ردمیکند
acrolithus
U
[مجسمه ای که سر و دست و پای آن سنگی و بقیه چوبی است.]
tuners
U
زیردستگاهی که تنها فرکانس مطلوب را گرفته و بقیه را ردمیکند
polysomic
U
دارای کروموسومهای بیش از بقیه زیاد کروموسوم پرکروموسوم
have a go at
<idiom>
U
سعی درانجام کاری که بقیه قبلا انجام دادهاند
acrolith
U
مجسمهای که سر و دست وپای ان سنگی و بقیه اش چوب باشد
header
U
پانچ کارت حاوی اطلاعاتی درباره بقیه کارتهای مجموعه
headers
U
پانچ کارت حاوی اطلاعاتی درباره بقیه کارتهای مجموعه
lan
U
بخشی از شبکه که از بقیه بخشها یا bridge جدا شده است
master
U
اولین کارت پانج در بسته که حاوی اطلاعاتی درباره بقیه کارتهاست
get a word in
<idiom>
U
یافتن فرصتی برای گفتن چیزی بقیه دارند صحبت میکنند
masters
U
اولین کارت پانج در بسته که حاوی اطلاعاتی درباره بقیه کارتهاست
mastered
U
اولین کارت پانج در بسته که حاوی اطلاعاتی درباره بقیه کارتهاست
unit matrix
U
ماترسی که عناصر قطر اصلی همگی برابر یک و بقیه عناصرش صفر باشند
highlights
U
حروف یا نشانه هایی که برجسته به نظر می رسند تا از بقیه متن مجزا باشند
choir-screen
U
[دیواره یا نرده ی جدا کننده ی گروه همسرایان از بقیه ی قسمت های کلیسا]
highlighted
U
حروف یا نشانه هایی که برجسته به نظر می رسند تا از بقیه متن مجزا باشند
highlight
U
حروف یا نشانه هایی که برجسته به نظر می رسند تا از بقیه متن مجزا باشند
choire-enclosure
U
[دیواره یا نرده ی جدا کننده ی گروه همسرایان از بقیه ی قسمت های کلیسا]
Hanbel
U
[نوعی گلیم مراکشی که صرفا جهت مفروش نمودن زمین بافته شده، و دارای خطوط موازی و رنگین با نقشه های پرکار می باشد.]
worded
U
موضوع زبان مجزا که با بقیه استفاده میشود تا نوشتار یا سخنی را ایجاد کند که قابل فهم است
word
U
موضوع زبان مجزا که با بقیه استفاده میشود تا نوشتار یا سخنی را ایجاد کند که قابل فهم است
random access
U
فایلی که هر رکورد آن به سرعت با آدرسش قابل دستیابی است , بدون جستجو در بقیه فایل و به ممحل قبلی بستگی ندارد
altar-screen
U
[پرده محراب که رواق خدمتگاه کشیشان را از بقیه جدا می کند که بسیار پر نقش و نگار از جنس سنگ، چوب یا فلز است.]
chapter
U
بخشی از برنامه اصلی که به تنهایی قابل اجراست و نیازی به بقیه برنامه ندارد
chapters
U
بخشی از برنامه اصلی که به تنهایی قابل اجراست و نیازی به بقیه برنامه ندارد
bread and point
U
سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
potatoes and point
U
سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است
it is inexpedient to reply
U
پاسخ دادن مصلحت نیست پاسخ دادن مقتضی نیست
sections
U
بخشی از برنامه اصلی که مستقل اجرا میشود وبدون نیاز به اجرای بقیه برنامه
section
U
بخشی از برنامه اصلی که مستقل اجرا میشود وبدون نیاز به اجرای بقیه برنامه
headers
U
اطلاعات ابتدای لیست داده مربوط به بقیه داده
header
U
اطلاعات ابتدای لیست داده مربوط به بقیه داده
bracket
U
چاپ کروشه اطراف یک موضوع برای بیان اینکه نشان دهند همان کار را انجام میدهد و از بقیه متن جدا شود
assemble capital stock
U
بقیه سرمایهای که به محض تقاضا قابل پرداخت است سرمایهای که بر مبنای ان مالیات محاسبه میشود
control map
U
نقشه مخصوص بررسی صحت بقیه نقشه ها
detailing
U
شرح مفصل یکان بقیه یکان
detail
U
شرح مفصل یکان بقیه یکان
stack
U
روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stacked
U
روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
stacks
U
روش ذخیره داده که آخرین عنصر ذخیره ساده . همیشه در همان محل قرار دارد و بقیه لیست با یک آدرس تغییر مکان به انتهای لیست می روند
he takes no notice of it
U
نیست
Plug and Play
U
یچ نیست
auxiliary
U
نیست
auxiliaries
U
نیست
isn't
U
نیست
aint
U
نیست
temporary storage
U
می نیست
it is well enough
U
بد نیست
he is not of our number
U
از ما نیست
secondary
U
نیست
It's not new.
نو نیست.
storage
U
می نیست
it is unsuitable
U
مناسب نیست
that is not it
U
این نیست
nihilism
U
نیست انگاری
to make no mention of
U
ذکری از ان نیست
close the door please
U
اگرزحمت نیست
cold is merely privative
U
گرما نیست
that is wrong
U
درست نیست
the ice is treach erous
U
یخ محکم نیست
there is no hurry
U
عجلهای نیست
there is no hurry
U
شتابی نیست
thereis no end to it
U
انراپایانی نیست
needn't
U
لازم نیست
it needs not
U
لازم نیست
it's only me
U
کسی نیست
it is not in good workingorder
U
دایر نیست
it is not half bad
U
هیچ بد نیست
my health is tolerable
U
حالم بد نیست
niet le fait
U
کار او نیست
no hurry
U
عجلهای نیست
no trouble
U
زحمتی نیست
ought not
U
شایسته نیست
it is immaterial
U
چیزی نیست
it has escaped my remembrance
U
یاد نیست
it lies beyond his competence
U
در صلاحیت او نیست
that depends
U
معلوم نیست
Nevermind!
U
مهم نیست !
it is nothing out of the way
U
غریب نیست
it is unnecessary
U
لازم نیست
no matter
U
چیزی نیست
no object
U
چیزی نیست
i do not have it in me
U
از من ساخته نیست
he is out of his senses
U
بهوش نیست
he is out of huomor
U
سر خلق نیست
It cant be helped.
U
چاره ای نیست
he is out of huomor
U
سر دماغ نیست
he knows a thing or two
U
بی تجربه نیست
he is not in it
U
داخل نیست
He goes on and on . He is most persistent .
U
ول کن معامله نیست
he is rather i. than sick
U
ناخوش نیست
He is not man enough to do it . He is not the man for it . He hasnt got the guts to do it .
U
مردش نیست
I dont remember ( recall ) .
U
یادم نیست
There is nothing wrong with you . You are all right .
U
هیچیت نیست
he has nothing in him
U
کسی نیست
dont mention it
U
چیزی نیست
he is not willing to go
U
نیست برود
he is a bad husband
U
صرفه جو نیست
There is no hot water
U
آب گرم نیست.
It is not advisable . It is inexpedient.
U
صلاح نیست
Such is not the case . That is not so.
U
اینطور نیست
no wonder
<idiom>
U
تعجبی نیست
you are written
U
حق با شما نیست
It's not new.
جدید نیست.
if you please
U
اگرزحمت نیست
no sweat
<idiom>
U
مشکلی نیست
inextinct
U
نیست نشده
he is none of my friends
U
او از دوستان من نیست
sacred cow
<idiom>
U
چارهای نیست
It is all right . It is o. k.
U
طوری نیست
static
U
که پویا نیست
it is inadvisable to say that
U
گفتن ان مقتضی نیست
it is not a to go tncre
U
رفتن انجامصلحت نیست
it is never the worse
U
هیچ بدتر نیست
it is not a picnic
U
کار اسانی نیست
it is not very hard
U
چندان سخت نیست
he is unable to speak
U
قادربسخن گفتن نیست
it is not subject to review
U
دران روا نیست
it goes without saying
U
محتاج بذکر نیست
he is not willing to go
U
مایل برفتن نیست
it is never the worse
U
دیگر بدتر که نیست
That's not so!
U
داستان اینطوری نیست!
i dont care a pin
U
مرا پروایی نیست
isn't he there
U
ایا او اینجا نیست
iam pretty well
U
نسبه حالم بد نیست
It is not economical.
U
مقرون به صرفه نیست.
if you dont object
U
اگر مانعی نیست
There are plenty of other fish in the sea.
<idiom>
<proverb>
U
آدم قحطی نیست.
is it not
U
ایا چنین نیست
i am out of sorts
U
خلقم بجا نیست
i am out of sorts
U
حالم خوب نیست
it is inadvisable to say that
U
گفتن ان مصلحت نیست
he is unequal to the task
U
مرد اینکار نیست
it is beyond retrieve
U
جبران پذیر نیست
it does not befit his state
U
در خور شان او نیست
it goes without saying
U
نیازمند بگفتن نیست
it does not s. the condition
U
واجدان شرایط نیست
it does not befit me to
U
شایسته من نیست که مرانشاید که
It is not to your advantage.
U
مقرون بصرفه نیست
It cant be all that bad.
U
نه بابا اینقدر هم بد نیست
He is nobody. He is a nonentity.
U
داخل آدم نیست
It is not fair that . . .
U
آخر انصاف نیست که …
you need not fear
U
لازم نیست بترسید
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com