Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
relative
U
خودی نسبی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
battery
U
قرارداشتن یک مهره خودی بین مهره مهاجم خودی و شاه حریف
batteries
U
قرارداشتن یک مهره خودی بین مهره مهاجم خودی و شاه حریف
line crosser
U
فراری از منطقه دشمن به خطوط خودی نفوذکننده به منطقه خودی
labor theory of value
U
براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
relative plot
U
موقعیت نسبی ناوها یاهواپیماها به هم ثبت نسبی موقعیت ناوها
friendlier
U
خودی
friendlies
U
خودی
friendliest
U
خودی
friendly
U
خودی
friendly
U
نیروی خودی
spontaneity
U
خود به خودی
own goal
U
گل به دروازه خودی
own goals
U
گل به دروازه خودی
familiar
U
مانوس خودی
insider
U
خودی خودمانی
self directed
U
پیش خودی
in group
U
گروه خودی
friendlier
U
نیروی خودی
homeling
U
بازیگر خودی
friendlies
U
نیروی خودی
friendly state
U
کشور خودی
we group
U
گروه خودی
chicks
U
هواپیمای خودی
friendliest
U
نیروی خودی
upcourt
U
سبد خودی
spontaneous
U
خود به خودی
internal heating
U
گرمایش خودی
blue forces
U
نیروهای خودی
homes
U
زمین خودی
home
U
زمین خودی
insiders
U
خودی خودمانی
friendly forces
U
نیروهای خودی
To assert oneself . To display ones merit .
U
خودی را نشان دادن
spontaneous recovery
U
بهبود خود به خودی
spontaneous remission
U
بهبود خود به خودی
interference
U
مزاحمت مهرههای خودی شطرنج
ingross
U
جمع اوری کردن نیروی خودی
critical build up resistance
U
مقاومت بحرانی برای تحریک خودی
shore duty
U
ماموریت کار در ساحل یاپایگاه خودی
smoke screen
U
پرده پوشش دودبرای استتار یکانهای خودی
positive control
U
کنترل عملی عبور و مرورهواپیماهای خودی در فضای هوایی
warned protected
U
قابلیت حفافت نیروهای خودی در مقابل انفجار اتمی
short round
U
گلولهای که اشتباها روی قوای خودی فرود می اید
mix up, caution
U
موافب باشید هواپیماهای دشمن و خودی درگیر شدند
icing
U
ضربه خطای مدافع از نیمه زمین خودی به خط دروازه حریف
warned exposed
U
قابلیت اسیب پذیری نیروهای خودی نسبت به انفجار اتمی
dispatch route
U
جاده تحت کنترل خودی درزمان مشخص مسیر اعزام پرسنل
squawking
U
در رهگیری هوایی یعنی روشن کردن دستگاه شناسایی دشمن و خودی و کار با ان
squawk
U
در رهگیری هوائی یعنی دستگاه شناسائی خودی و دشمن را روی کنترل معمولی بگذارید
squawks
U
در رهگیری هوائی یعنی دستگاه شناسائی خودی و دشمن را روی کنترل معمولی بگذارید
squawked
U
در رهگیری هوائی یعنی دستگاه شناسائی خودی و دشمن را روی کنترل معمولی بگذارید
hovering acts
U
قوانینی که بر رفت و امد کشتیهای خودی و اجنبی در محدوده معینی ازابهای کشور حکمفرمایی میکند
proportional
U
نسبی
relative code
U
کد نسبی
consanguineous
U
نسبی
relative
U
نسبی
relative humidity
U
نم نسبی
proportional limit
U
حد نسبی
self relative
U
نسبی
respective
U
نسبی
comparative
U
نسبی
comparatives
U
نسبی
manipulative deception
U
تغییر فرکانس یا دستکاری دروسایل فرستنده خودی برای گول زدن دشمن فریب رادیویی عمدی
relative dispersion
U
پراکندگی نسبی
relative humidity
U
رطوبت نسبی
relative harmonic content
U
مانده نسبی
relative address
آدرس نسبی
relative bearing
U
گرای نسبی
relative bearing
U
جهت نسبی
relative compaction
U
تراکم نسبی
relative density
U
چگالی نسبی
relative density
U
دانسیته نسبی
relative frequency
U
بسامد نسبی
relative address
U
نشانی نسبی
relative solubility
U
انحلالپذیری نسبی
relative solvation
U
حلالپوشی نسبی
relative term
U
لفظ نسبی
relative value
U
مقدار نسبی
relative velocity
U
سرعت نسبی
relative viscosity
U
گرانروی نسبی
relative wind
U
باد نسبی
relativeness
U
نسبی بودن
relativism
U
نسبی نگری
sanguinity
U
قرابت نسبی
self relative address
U
نشانی نسبی
sib
U
منسوب نسبی
stranger in blood
U
غیر نسبی
whole blood
U
قرابت نسبی
relative prices
U
قیمتهای نسبی
relative permitivity
U
گذردهی نسبی
relative importance
U
اهمیت نسبی
relative income
U
درامد نسبی
relative jurisdiction
U
صلاحیت نسبی
relative location
U
ترتیب نسبی
relative majority
U
اکثریت نسبی
relative maximum
U
ماکزیمم نسبی
relative maximum
U
حداکثر نسبی
relative minimum
U
می نیمم نسبی
relative minimum
U
حداقل نسبی
relative motion
U
حرکت نسبی
relative movement
U
حرکت نسبی
relative nullity
U
بطلان نسبی
relative permeability
U
نفوذپذیری نسبی
proportional representation
U
انتخابات نسبی
relationship by blood
U
خویشاوندی نسبی
ipsative score
U
نمره نسبی
fractional error
U
خطای نسبی
distortion factor
U
مانده نسبی
relative error
U
خطای نسبی
emissivity
U
تابش نسبی
genealogical
U
نسبی شجرهای
specific gravities
U
چگالی نسبی
consanguinity
U
قرابت نسبی
specific gravity
U
چگالی نسبی
comparative cover
U
پوشش نسبی
comparative costs
U
هزینههای نسبی
comparative advantage
U
مزیت نسبی
comparative advantage
U
برتری نسبی
blood relationship
U
قرابت نسبی
relationship by blood
U
قرابت نسبی
relativity
U
فرضیه نسبی
relationship by bood
U
قرابت نسبی
proportional liability partnership
U
شرکت نسبی
relative precision
U
دقت نسبی
ipsative scale
U
مقیاس نسبی
persons related to another by parentage
U
اقارب نسبی
persons related to another by descent
U
اقارب نسبی
blood relationship
U
خویشاوندی نسبی
proportional tax
U
مالیات نسبی
relativity of knowledge
U
نسبی بودن دانش
relative coding
U
برنامه نویسی نسبی
relative coding
U
برنامه نویس نسبی
purchasing power parity
U
نرخ نسبی مبادله
relative supersaturation
U
ابر سیری نسبی
relative bearing
U
سمت نسبی ناو
strain
U
تغییر شکل نسبی
relative refractory period
U
دوره بی پاسخی نسبی
relative value of pieces
U
ارزش نسبی سوارها
relative addressing
U
نشانی دهی نسبی
relativize
U
بصورت نسبی در اوردن
relative addressing
U
نشان دهی نسبی
cultural relativism
U
نسبی نگری فرهنگی
sound level
U
شدت نسبی صوت
relative dielectric constant
U
ثابت دی الکتریک نسبی
a matter of relative importance
U
موضوعی با اهمیت نسبی
strains
U
افزایش طول نسبی
strains
U
تغییر شکل نسبی
of relative importance
U
دارای اهمیت نسبی
strain
U
افزایش طول نسبی
relative deformation
U
تغییر شکل نسبی
true air speed
U
سرعت نسبی هواپیما
relative income hypothesis
U
فرضیه درامد نسبی
relative coordinate system
U
دستگاه مختصات نسبی
employment rate
U
میزان نسبی اشتغال
relativity
U
فلسفه نسبیه نسبی بودن
simple strain
U
تغییر طول نسبی ساده
recessions
U
کسادی یا ورشکستگی نسبی و ملایم
recession
U
کسادی یا ورشکستگی نسبی و ملایم
bel
U
واحد شدت نسبی توان
linear strain
U
تغییر شکل نسبی خطی
comparative ve
U
اشتباه نسبی سرعت ابتدایی
elastic strain
U
تغییر شکل نسبی ارتجاعی
lateral strain
U
تغییر شکل نسبی جانبی
coefficient of relative efficiency organ
U
ضریب نسبی کارایی سازمان
california bearing ratio
U
توان باربری نسبی کالیفرنیا
differential susceptibility and permeabi
U
مغناطیس پذیری و نفوذپذیری نسبی
bulk strain
U
تغییر شکل نسبی حجمی
strain at failure
U
افزایش طول نسبی درگسیختگی
increase of strain
U
افزایش تغییر طول نسبی
elasticity of factor substitution
U
وقتی که قیمت نسبی عوامل تغییرمیکند .
cold straining
U
تغییر بعد نسبی در حالت سرد
stress strain curve
U
منحنی تنش به افزایش طول نسبی
difference chart
U
جدول تعیین سمت و برد نسبی
strain energy
U
انژی حاصل از تغییر شکل نسبی
stress strain diagram
U
نمودار تنش و تغییر بعد نسبی
touchdown
U
حالت فرود امدن توپ درمنطقه خودی کسب 6 امتیازبا بردن توپ به ان سوی خط دروازه حریف
touchdowns
U
حالت فرود امدن توپ درمنطقه خودی کسب 6 امتیازبا بردن توپ به ان سوی خط دروازه حریف
enemy alien
U
طرفداران دشمن در خاک خودی هواداران دشمن
superaerodynamics
U
ایرودینامیک مربوط به سرعتهای نسبی زیاد ودانسیته کم
adjustable proportional module
U
نیمه مدول نسبی با سقف تنظیم شونده
strain hardening
U
سخت شدن فلز دراثر تغییرشکل نسبی
limiting speed
U
بیشترین سرعت نسبی فاهری هواپیمایی با شکل معین
grade
U
الگوی لباس ارزش نسبی سنگ معدنی درجه موادمعدنی
grades
U
الگوی لباس ارزش نسبی سنگ معدنی درجه موادمعدنی
rotor incidence
U
زاویه بین سطوح عمود برمحور دوران و باد نسبی
critical angle of attack
U
زاویه بین محور طولی هواپیما و جهت جریان نسبی هوا
no man's land
U
زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
rams
U
افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
ram
U
افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
relative income hypothesis
U
براساس این نظریه که توسط جیمزدوزنبری بیان شده مصرف تابع درامد نسبی
tristimulus values
U
مقادیر نسبی یه رنگ اصلی که برای ایجاد رنگهای دیگر باهم ترکیب می شوند
rammed
U
افزایش فشار در لوله و غیره که روبروی جهت حرکت نسبی باد قرار گرفته
sailwing
U
هواپیمایی که بالهای ان تنهادرصورت وجود باد نسبی شکل و برش نمای یک ایرفویل را به خود میگیرند
pitch control
U
کنترل دوران هواپیما حول محور عرضی در هواپیماهای عمود پروازو در سرعت نسبی کم یا صفر
vertical take off and landing
U
هواپیمایی که بدون داشتن سرعت نسبی قادر به برخاستن از سطح زمین معلق ماندن در هوا و فرودمجدد باشد
levee en masse
U
عبارت است از مسلح شدن افراد یک مملکت جهت مبارزه با دشمن پیش از رسیدن قوای خصم به خاک خودی این افراد که اشکارا سلاح حمل می کنندملزم به رعایت قوانین جنگ هستند
income effect
U
اثر درامدی تغییر در مقدارتقاضای کالا در نتیجه تغییردرامد واقعی بدون تغییر درقیمتهای نسبی کالاها
conservation
[darn]
U
مرمت و رفوگری فرش که بیشتر بصورت عمل مکانیکی بوده و جهت جلوگیری از پیشرفت خرابیو اصلاح نسبی خسارت وارد شده صورت می گیرد
pitot static system
U
سیستم نشان دهندهای که باترکیبی از فشار محلی تغذیه میشود اختلاف این دو فشار باسرعت نسبی فاهری متناسب است
brinell hardness
U
سنجش سختی نسبی اجسام جامد یا صلب توسط اندازه گیری میزان فرورفتگی ناشی از فشردن گلوله 01 میلیتری سخت روی سطح فلز موردازمایش
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com