Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
Mind you.
<idiom>
U
خوب گوش بده ،توجه کن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
favored
U
توجه مرحمت
favoring
U
توجه مرحمت
favors
U
توجه مرحمت
favour
U
توجه مرحمت
favouring
U
توجه مرحمت
favours
U
توجه مرحمت
favoured
U
طرف توجه
focus
U
متمرکز کردن توجه
focused
U
متمرکز کردن توجه
focuses
U
متمرکز کردن توجه
focussed
U
متمرکز کردن توجه
focusses
U
متمرکز کردن توجه
focussing
U
متمرکز کردن توجه
lure
U
طعمه یا چیزجالبی که سبب عطف توجه دیگری شود
lured
U
طعمه یا چیزجالبی که سبب عطف توجه دیگری شود
lures
U
طعمه یا چیزجالبی که سبب عطف توجه دیگری شود
luring
U
طعمه یا چیزجالبی که سبب عطف توجه دیگری شود
prepossessing
U
مجذوب کننده جلب توجه کننده
weighting
U
مرتب کردن کاربران , برنامه ها یا تاریخ با توجه به اهمیت یا اولویت آنها
unheard
U
بی سابقه توجه نشده
remark
U
توجه
remarked
U
توجه
remarking
U
توجه
remarks
U
توجه
service
U
منفعه توجه و حفظ کردن خدمات دولتی و عمومی وفیفه مامور دولت
serviced
U
منفعه توجه و حفظ کردن خدمات دولتی و عمومی وفیفه مامور دولت
ward
U
نگهداری کردن توجه کردن
wards
U
نگهداری کردن توجه کردن
logic
U
ترمیم فرم و ساختار بدون توجه به محتوا
warning
U
توجه به خط ر ممکن
warnings
U
توجه به خط ر ممکن
polarities
U
توجه به قطب
polarity
U
توجه به قطب
notation
U
ثبت توجه
notations
U
ثبت توجه
title
U
مشخصات دیسک با توجه به محتوای آن
titles
U
مشخصات دیسک با توجه به محتوای آن
colour
U
شماره رنگهای مختلف که توسط پیکسل ها در صفحه نمایش قابل نمایش است که با توجه به تعداد بیتهای رنگی در هر پیکسل نمایش داده میشود
colour
U
امکانی در گرافیک یا برنامههای کاربردی DTP که به کاربر امکان میدهد رنگهای خاص با توجه به CMYK و RGB بسازد و سپس ناحیهای را با این رنگ پر کند
colour
U
احساسی که توسط چشم با توجه به پاسخ آن به فرکانسهای نور مختلف داده میشود
colours
U
شماره رنگهای مختلف که توسط پیکسل ها در صفحه نمایش قابل نمایش است که با توجه به تعداد بیتهای رنگی در هر پیکسل نمایش داده میشود
colours
U
امکانی در گرافیک یا برنامههای کاربردی DTP که به کاربر امکان میدهد رنگهای خاص با توجه به CMYK و RGB بسازد و سپس ناحیهای را با این رنگ پر کند
colours
U
احساسی که توسط چشم با توجه به پاسخ آن به فرکانسهای نور مختلف داده میشود
background
U
فرآیندی که در هر زمانی و بدون توجه به کاربر اجرا میشود
backgrounds
U
فرآیندی که در هر زمانی و بدون توجه به کاربر اجرا میشود
audit
U
یات استفاده از سیستم با توجه کردن به تراکنشهای انجام شده .
audit
U
توجه کردن به کارهای انجام شده توسط کامپیوتر
audited
U
یات استفاده از سیستم با توجه کردن به تراکنشهای انجام شده .
audited
U
توجه کردن به کارهای انجام شده توسط کامپیوتر
auditing
U
یات استفاده از سیستم با توجه کردن به تراکنشهای انجام شده .
auditing
U
توجه کردن به کارهای انجام شده توسط کامپیوتر
audits
U
یات استفاده از سیستم با توجه کردن به تراکنشهای انجام شده .
audits
U
توجه کردن به کارهای انجام شده توسط کامپیوتر
attention
U
توجه
attention
U
سیگنال وقفه که نیاز به توجه پردازنده دارد
attention
U
توجه کافی کردن به اجرای بخشی از برنامه
attentions
U
توجه
attentions
U
سیگنال وقفه که نیاز به توجه پردازنده دارد
attentions
U
توجه کافی کردن به اجرای بخشی از برنامه
regard
U
رعایت توجه
regard
U
توجه
regarded
U
رعایت توجه
regarded
U
توجه
regards
U
رعایت توجه
regards
U
توجه
care
U
توجه
cared
U
توجه
cares
U
توجه
auspices
U
حسن توجه
bullet
U
در مقابل یک خط متن برای جلب توجه به آن خط
bullets
U
در مقابل یک خط متن برای جلب توجه به آن خط
aftercare
U
توجه و موافبت درمرحلهء نقاهت
re
U
با توجه به
re-
U
با توجه به
autism
U
عدم توجه بعالم مادی
reference
U
توجه کردن یا کار کردن با چیزی
references
U
توجه کردن یا کار کردن با چیزی
branch
U
جدولی که نشان میدهد در برنامه با توجه به نتیجه بررسی به کجا باید جهش کرد
branches
U
جدولی که نشان میدهد در برنامه با توجه به نتیجه بررسی به کجا باید جهش کرد
flag
U
جلب توجه برنامه در شبکه در حین اجرا برای تامین نتیجه یا گزارش دادن یا اعدام یک چیز خالص
flags
U
جلب توجه برنامه در شبکه در حین اجرا برای تامین نتیجه یا گزارش دادن یا اعدام یک چیز خالص
interest
U
توجه نظر
interests
U
توجه نظر
scope
U
نقطه توجه طرح نهایی
assist
U
حضور بهم رساندن توجه کردن
assisted
U
حضور بهم رساندن توجه کردن
assisting
U
حضور بهم رساندن توجه کردن
assists
U
حضور بهم رساندن توجه کردن
signal
U
پاس ولتاژ رسانه جانبی ارسالی به pcu برای در خواست توجه
signaled
U
پاس ولتاژ رسانه جانبی ارسالی به pcu برای در خواست توجه
signalled
U
پاس ولتاژ رسانه جانبی ارسالی به pcu برای در خواست توجه
child
U
یک رکورد داده که تنها با توجه به محتوی رکوردهای موجوددیگر میتواند ایجاد شود
striking
U
قابل توجه
strikingly
U
قابل توجه
welfare state
U
دولتی که به خدمات اجتماعی توجه خاص دارد
significant
U
قابل توجه حاکی از
significantly
U
قابل توجه حاکی از
uninterested
U
بی دخل وتصرف بدون توجه
doctrinaire
U
کسیکه نظریات واصول خود رابدون توجه به مقتضیات میخواهد اجرا کند
doctrinaire
U
کسی که می خواهد نظریات و اصول خودرا بدون توجه به مقتضیات اجرا کند
Other Matches
screamer
U
اگهی درشت وجالب توجه در روزنامه مطالب جالب توجه
draw attention
U
توجه کسی را جلب کردن توجه جلب شدن
favourites
U
طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
questionof interest
U
پرسشهای جالب توجه موضوعهای جالب توجه
favourite
U
طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
favorites
U
طرف توجه شخص طرف توجه شی مطلوب
attentiveness
U
توجه
NB
U
توجه!
attention to orders
U
توجه
listlessly
U
بی توجه
listless
U
بی توجه
oblivious
U
بی توجه
inattentive
U
بی توجه
keep
U
توجه
heedfulness
U
توجه
heedfully
U
با توجه
heed
U
توجه
keeps
U
توجه
heeded
U
توجه
heeding
U
توجه
heeds
U
توجه
mindfulness
U
توجه
tendance
U
توجه
note
U
توجه
notes
U
توجه
noting
U
توجه
turn to
U
توجه
unconsidered
U
بی توجه
mindfully
U
با توجه
attendances
U
توجه
attendance
U
توجه
advertence
U
توجه
unresponsive
U
بی توجه
adverence
U
توجه
assiduity
U
توجه
advertency
U
توجه
attends
U
توجه کردن
consideration
U
توجه مراعات
liberal
U
جالب توجه
notice
U
توجه اطلاع
consideration
U
توجه تامل
attending
U
توجه کردن
welfare
U
توجه کردن
considerations
U
توجه مراعات
liberals
U
جالب توجه
considerable
U
قابل توجه
eye catcher
U
چیزجالب توجه
figure on
U
توجه کردن
field of attention
U
میدان توجه
noticed
U
توجه اطلاع
yummy
U
جالب توجه
attend
U
توجه کردن
considerations
U
توجه تامل
noticing
U
توجه اطلاع
marks
U
توجه کردن
mark
U
توجه کردن
introversion
U
توجه بدرون
intentness
U
سرگرمی توجه
hypoprosexia
U
فقدان توجه
look after
U
توجه داشتن به
notices
U
توجه اطلاع
hypoprosessis
U
فقدان توجه
favor
U
توجه مرحمت
cautioned
U
توجه کنید
attention span
U
فراخنای توجه
wistfully
U
با دقت و توجه
tents
U
توجه کردن
notwithstanding
U
بدون توجه
inattention
U
عدم توجه
inattention
U
فقدان توجه
tent
U
توجه کردن
at nurse
U
در توجه دایه
attention deficit
U
کاستی توجه
attention getting
U
توجه طلب
unwitting
U
بی توجه بی هوش
attention seeking
U
توجه طلب
attention to orders
U
توجه کنید
cautions
U
توجه کنید
cautioning
U
اخطار توجه
cautioning
U
توجه کنید
unscrupulous
U
بی توجه به نیک و بد
noticeable
U
قابل توجه
devil may care
U
بی توجه به مقام
detraction
U
کاهش توجه
notable
U
جالب توجه
notables
U
جالب توجه
engaging
U
جالب توجه
interesting
U
جالب توجه
auspice
U
حسن توجه
cautions
U
اخطار توجه
caution
U
توجه کنید
caution
U
اخطار توجه
cautioned
U
اخطار توجه
span of attention
U
فراخنای توجه
riding high
<idiom>
U
جالب توجه
get with it
<idiom>
U
توجه کردن
Your attention please.
U
توجه فرمایید !توجه فرمایید !
Take care of the infant.
U
از نوزاد توجه کن
wistfulness
U
توجه دقت
to watch over
U
توجه کردن
to take keep
U
توجه کردن
to llok
U
توجه کردن
to drive at
U
توجه داشتن به
on this
<adv.>
U
با توجه به این
hereunto
<adv.>
U
با توجه به این
hereto
<adv.>
U
با توجه به این
for this purpose
<adv.>
U
با توجه به این
concerning this
<adv.>
U
با توجه به این
as to that
<adv.>
U
با توجه به این
focal point
U
کانون توجه
pay attention
<idiom>
U
توجه کردن
perpend
U
توجه کردن
remarkable
U
قابل توجه
see after
U
توجه داشتن به
safe keeping
U
حفافت توجه
substantial
U
قابل توجه
tendencies
U
توجه استعداد
tendency
U
توجه استعداد
oyez
U
توجه کنید
pay respect to
U
توجه داشتن به
observingly
U
از روی توجه
self care
U
توجه از خود
noteworthy
U
قابل توجه
nota bene
U
توجه شود
to be d. to
U
توجه نکردن به
tentless
U
بی توجه بی دقت
take care of
U
توجه کردن از
nota bene
U
قابل توجه
remarkable
U
جالب توجه
primary interest
U
هدف توجه اصلی
it is to be noted that
U
باید توجه کردکه
prevenance
U
توجه باحتیاجات دیگران
an interesting story
U
حکایت جالب توجه
it askes for attention
U
توجه لازم دارد
as regards
U
با توجه به اینکه اما
as respects
U
با توجه به اینکه اما
polestar
U
هادی مورد توجه
meticulous attention
U
دقت و توجه زیاد
assiduity
U
توجه و دقت مداوم
dandyism
U
توجه زیاد به لباس
objective point
U
سمت مورد توجه
object point
U
سمت مورد توجه
lionization
U
توجه زیاد به شخص
Please note
[that]
...
U
قابل توجه است که
accountable strength
استعداد قابل توجه
Notice the details!
U
توجه کنید به جزییات !
notice to airmen
U
قابل توجه خلبانان
quaitly
U
بطورغریب وجالب توجه
without respect to the result
U
بدون توجه به نتیجه
selective inattention
U
عدم توجه انتخابی
unregarded
U
مورد توجه قرارنگرفته
under his majesty's patronage
U
با سرپرستی و توجه اعلیحضرت
unco
U
جالب توجه عجیب
turn to
U
عطف توجه مراجعه
favourite or vor
U
مقرب طرف توجه
to lose interest
U
جلب توجه نکردن
to call
U
توجه کسیراجلب کردن
drawing card
U
چیز جالب توجه
drawing card
U
موجب جلب توجه
uninteresting
U
غیر جالب توجه
To take into consideration. To consider.
U
مورد توجه قراردادن
attention key
U
کلید جلب توجه
as respects ...
U
درباره ...
[با توجه به اینکه... ]
providental
U
مربوط به توجه پروردگار
to come in to notice
U
جلب توجه کردن
quaintness
U
غرابت جالب توجه
inadvertenly
U
ازروی عدم توجه
Without regard for prices .
U
بدون توجه به قیمتها
etx
U
توجه مشابه EOT
attentively
U
از روی دقت یا توجه
attending
U
توجه یا رسیدگی کردن
attends
U
توجه یا رسیدگی کردن
lively
U
جالب توجه سرزنده
liveliest
U
جالب توجه سرزنده
distract
U
منحرف کردن توجه
tents
U
خیمه زدن توجه
tent
U
خیمه زدن توجه
distracts
U
منحرف کردن توجه
favouritism
U
افراد مورد توجه
orientating
U
توجه بسوی خاور
orientates
U
توجه بسوی خاور
interestingly
U
بطور قابل توجه
interestingly
U
بطور جالب توجه
chunk
U
مقدار قابل توجه
livelier
U
جالب توجه سرزنده
orientate
U
توجه بسوی خاور
chunks
U
مقدار قابل توجه
attend
U
توجه یا رسیدگی کردن
converge
U
توجه بیک نقطه یا یک مقصدمشترک
converged
U
توجه بیک نقطه یا یک مقصدمشترک
theocentrism
U
توجه بخدا خدا دوستی
it is interesting to me
U
برای من جالب توجه است
converging
U
توجه بیک نقطه یا یک مقصدمشترک
extroversion
U
توجه شخص به بیرون از خود
evil favoured
U
طرف توجه دارای امتیازات
to receive attantion
U
مورد توجه قرار گرفتن
to take notice
U
ملتفت بودن توجه کردن
to turn a d. ear to
U
توجه نکردن به بی اعتنایی کردن به
ingratiating
U
طرف توجه قرار دادن
ingratiates
U
طرف توجه قرار دادن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com