English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 92 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
board and lodging U خوابگاه با پذیرایی غذا [در مهمانسرا یا هتل]
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
cubicles U خوابگاه
chamber U خوابگاه
bed chamber U خوابگاه
dorms U خوابگاه
dorm U خوابگاه
cabins U خوابگاه
doss U خوابگاه
chambers U خوابگاه
cubicle U خوابگاه
cabin U خوابگاه
bedroom U خوابگاه
bedrooms U خوابگاه
sleeping room U خوابگاه
garde robe U خوابگاه
bedchamber U خوابگاه
garderobe U خوابگاه
dormitory-suburb U خوابگاه کارگران
refugee hostel U خوابگاه پناهندگان
boarding houses U خوابگاه و خوراک
berthed U خوابگاه کشتی
berthing U خوابگاه کشتی
berths U خوابگاه کشتی
boarding house U خوابگاه و خوراک
bunkhouse U ساختمان خوابگاه
accommodation for the night U خوابگاه برای یک شب
youth hostel U خوابگاه جوانان
sleeping carriage U خوابگاه قطار
berth U خوابگاه کشتی
excubitorium U خوابگاه رومی
driver's dormitory U خوابگاه رانندگان
lucarne U پنجره عمودی خوابگاه
statem room U خوابگاه افسران ناو
chamber U اتاق خواب خوابگاه
chambers U اتاق خواب خوابگاه
entertainments U پذیرایی
reception U پذیرایی
receptions U پذیرایی
entertainment U پذیرایی
wagon lit U اطاق ترن دارای خوابگاه
accommodation date U تاریخ آغاز و پایان خوابگاه
palor U اطاق پذیرایی
reception room U اتاق پذیرایی
reception rooms U اتاق پذیرایی
parlor U اطاق پذیرایی
levee U مجلس پذیرایی
drawing rooms U سالن پذیرایی
receives U پذیرایی کردن از
entertains U پذیرایی کردن
entertained U پذیرایی کردن
parlors U اطاق پذیرایی
parlour U اطاق پذیرایی
receive U پذیرایی کردن از
entertain U پذیرایی کردن
receptors U پذیرایی کننده
parlours U اطاق پذیرایی
drawing room U اطاق پذیرایی
drawing room U سالن پذیرایی
lodge U پذیرایی کردن
receptor U پذیرایی کننده
accessible آماده پذیرایی
open house U پذیرایی از مهمان
lodges U پذیرایی کردن
lodged U پذیرایی کردن
drawing rooms U اطاق پذیرایی
bunk U حرف توخالی وبی معنی خوابگاه
bunks U حرف توخالی وبی معنی خوابگاه
amusement U فریب خوردگی پذیرایی
entertainments U تفریحات پذیرایی کردن
accessibility U امادگی برای پذیرایی
wait on (someone) hand and foot <idiom> U به هر نحوی پذیرایی کردن
amusements U فریب خوردگی پذیرایی
to serve oneself U از خود پذیرایی کردن
at home U پذیرایی در ساعت معین
presence chamber U اطاق بار یا پذیرایی
at someone's beck and call <idiom> U همیشه آماده پذیرایی
to keep open house U ازهرکس پذیرایی کردن
roll out the red carpet <idiom> U حسابی پذیرایی کردن
entertainment U تفریحات پذیرایی کردن
red carpet U علامت پذیرایی مخصوص
welcome U خوشامد گفتن پذیرایی کردن
parlormaid U کلفت یاپیشخدمت سالن پذیرایی
welcomes U خوشامد گفتن پذیرایی کردن
welcoming U خوشامد گفتن پذیرایی کردن
welcomed U خوشامد گفتن پذیرایی کردن
valhalla U سالن پذیرایی خدای اودین
reception U قدرت پذیرش پذیرایی کردن
receptions U قدرت پذیرش پذیرایی کردن
hospitalization U پذیرایی خدمات بیمارستانی و درمانی
do the honors <idiom> U مثل یک مهماندا پذیرایی کردن
one's d. U روز پذیرایی شخص درهفته
mafrash U مفرش [واژه عربی به معنی خوابگاه و یا کیسه خواب می باشد و حالت تزئینی داشته، اطراف تشک خواب و یا جای استراحت را می پوشاند.]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com