Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
Full phrase not found.
Full phrase Google translation result
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
RTFM
U
خلاصه معروف درپیام به معنای " خواندن دستور کار"
Other Matches
atto
U
معنای پیشوندی با معنای یک تریلیونم یا بیلیونیوم یک بیلیون
smiley
U
فاهری که با حروف متن ایجاد میشود که به پیام پست الکترونیکی معنای واقعی دهد مثلاگ به معنای خنده و - غیگین است
epitomist
U
شخصی که کتابی را خلاصه کند خلاصه نویس
digested
U
خلاصه کردن و شدن خلاصه
digests
U
خلاصه کردن و شدن خلاصه
digest
U
خلاصه کردن و شدن خلاصه
digesting
U
خلاصه کردن و شدن خلاصه
outlining
U
خلاصه خلاصه کردن
outlines
U
خلاصه خلاصه کردن
outline
U
خلاصه خلاصه کردن
outlined
U
خلاصه خلاصه کردن
negative
U
به معنای
non-
U
در معنای نه
negatives
U
به معنای
mono-
U
در معنای تک یا یک
popular
U
معروف
of renown
U
معروف
grandest
U
معروف
grander
U
معروف
grand
U
معروف
reputable
U
معروف
known
U
معروف
well-known
U
معروف
demotic
U
معروف
tyupical
U
معروف
well known
U
معروف
kilos
U
در معنای یک هزار
mini-
U
در معنای کوچک
positive
U
در معنای بله
anti-
U
به معنای "مخالف "
implication
U
معنای ضمنی
implications
U
معنای ضمنی
sub-
U
در معنای کمتر
connotations
U
معنای ضمنی
connotation
U
معنای ضمنی
kilo
U
در معنای یک هزار
denotation
U
معنای صریح
pre
U
در معنای پیش از
pre-
U
در معنای پیش از
n
U
در معنای نانو
inter-
U
در معنای بین
renowned
U
معروف نامور
starry
U
درخشان معروف
rented
U
معروف نامور
well known
U
معروف مشهور
renting
U
معروف نامور
as they say
U
به قول معروف
rents
U
معروف نامور
famous
U
معروف نامی
magnific
U
معروف برجسته
allegedly
U
بقول معروف
known
U
مشهور معروف
brand leader
U
مارک معروف
alleged
U
بقول معروف
significance
U
معنای مخصوص دارد
suffixix
U
لفظ معنای الحاقی
quad
U
در معنای چهار بار
quads
U
در معنای چهار بار
semi-
U
در معنای نصف یا بخش
tera
U
پیشوندی به معنای یک تریلیونیم
nimbuses
U
وندی به معنای باران زا
ultra-
U
در معنای بسیار بزرگ
nano
U
پیشوندی به معنای یک بیلیونیم
ampersand
U
علامت چاپی & به معنای "و"
hecto
U
پیشوندی به معنای یکصد
atto
U
پیشوندی به معنای 01 به توان 81-
nano
U
پیشوندی به معنای 01 به توان 9-
g
U
در معنای یک هزار میلیون
nimbus
U
وندی به معنای باران زا
micro-
U
در معنای یک میلیونیوم واحد
micro-
U
در معنای خیلی کوچک
come back
<idiom>
U
دوباره معروف شدن
delivery groups
U
گروه معروف پیام
to create an image for oneself as somebody
U
معروف و مشهور شدن
historic
U
معروف مبنی بر تاریخ
cif
U
فرمت میانی معروف
unheard
U
غیر معروف غریب
a word with a pejorative connotation
U
واژه ای با معنای ضمنی منفی
multi-
U
در معنای زیاد یا بیشتر از یکی
significant
U
آنچه معنای مخصوصی دارد
semantics
U
معنای کلمات یا نشانها در برنامه ها
multi
U
در معنای زیاد یا بیشتر از یکی
counter-
U
پیشوندی به معنای مخالف یاضد
ambiguous
U
آنچه دو معنای ممکن دارد
super-
U
در معنای خیلی خوب یا قدرتمند
significantly
U
آنچه معنای مخصوصی دارد
pico
U
پیشوندی به معنای 01 به توان منفی 21
duration curve
U
معروف به منحنی دبی کلاسه
put on the map
<idiom>
U
باعث معروف شدن مکانی
songwriter
U
کسیکه شعراهنگهای معروف را میسراید
null
U
حرفی که معنای هیچ چیز میدهد.
m
U
علامت اختصاری مگا به معنای یک میلیون
N.A
U
مخفف به معنای غیر قابل اجرا
kara
U
به معنای رنگ سیاه
[در زبان ترکی]
cp/m
U
سیستم عامل معروف برای ریزکامپیوتر ها
alinik design
U
واژه ترکی به معنای طرح محرابی یا جانمازی
erase character
U
حرفی که به معنای انجام هیچ کار است
buzzword
U
کلمهای که بین گروهی از افراد معروف است
vigilantes
U
نوعی هواپیمای سوپرسونیک جت دو موتوره تاکتیکی دریایی معروف به ا- 5
part
U
قالب زمان معروف برای ترتیب استاندارد MIDI
voodoo
U
نوعی هواپیمای سوپرسونیک دو موتوره تاکتیکی معروف به اف 101
scylla
U
صخرهای در ساحل ایتالیاروبروی گرداب معروف به "شاریبدیس " در سیسیل
b. horizon
U
طبقه ب که به لایه تمرکزمواد در پروفیل خاک معروف است
vigilante
U
نوعی هواپیمای سوپرسونیک جت دو موتوره تاکتیکی دریایی معروف به ا- 5
PPQN
U
قالب زمانی معروف که در استاندارد MIDI استفاده میشود
u
U
جانشینی برای حرف یونانی "mu" به معنای میکرو یاریز میباشد
kb
U
واحد اندازه گیری رسانه با فرفیت بالا با معنای هزار بایت
lotuses
U
شرکت نرم افزاری که بیشتر برای برنامههای صفحه گسترده اش معروف است
lotus
U
شرکت نرم افزاری که بیشتر برای برنامههای صفحه گسترده اش معروف است
ega
U
در یک IBM PC استاندارد معروف برای آداپتور صفحه نمایش رنگی با resolutin بالا
IF statement
U
عبارت برنامه نویس کامپیوتری به معنای انجام یک عمل در صورتی که یک موقعیت درست است .
dbase
U
نرم افزار پایگاه داده معروف که حاوی زبان برنامه نویس توکار است
kilo
U
واحد اندازه گیری وسیله رسانه سازی با فرفیت بالا به معنای هزار بایت داده
kilos
U
واحد اندازه گیری وسیله رسانه سازی با فرفیت بالا به معنای هزار بایت داده
IF statement
U
عبارت زبان برنامه نویسی سطح بالا به معنای اینکه IF چیزی قابل انجام نیست
wordstar
U
برنامه کاربردی کلمه پرداز معروف ساخت Micropro International برای کامپیوترهای CPLM و IBMPC
VT terminal emulation
U
استاندارد معروف ترمینال که کدهای به کار رفته برای نمایش متن و گرافیک را بیان میکند
pitting corrosion
U
سوراخهائی که در سطح بتن یا فلز در اثر خوردگی ایجاد میشود و به کرم خوراکی معروف است
soft keys
U
کلیدهای روی صفحه کلید که می توانند دارای معنای تعریف شدهای توسط استفاده کننده باشند
ttl
U
خانواده معروف دروازههای منط قی و طرح موارد ترانزیستوری سریع که ترانزیستور دو قط بی آن مستقیماگ وصل شده اند.
handshake
U
استفاده از سیگنال تصدیق در معنای آمادگی بری ارسال و دریافت که به کامپیوتر اجازه میدهد یا وسیله کندتر کار کند
handshaking
U
استفاده از سیگنال تصدیق در معنای آمادگی بری ارسال و دریافت که به کامپیوتر اجازه میدهد یا وسیله کندتر کار کند
handshakes
U
استفاده از سیگنال تصدیق در معنای آمادگی بری ارسال و دریافت که به کامپیوتر اجازه میدهد یا وسیله کندتر کار کند
resuming
U
خلاصه
in one world
U
خلاصه
summaries
U
خلاصه
resumes
U
خلاصه
resumed
U
خلاصه
resume
U
خلاصه
in one word
U
خلاصه
in a word
U
خلاصه
ens
U
خلاصه
compendium
U
خلاصه
abridgment
U
خلاصه
synopses
U
خلاصه
synopsis
U
خلاصه
summary
U
خلاصه
comprisal
U
خلاصه
condensation
U
خلاصه
scantling
U
خلاصه
in fine
U
خلاصه
quintes sence
U
خلاصه
in short
U
خلاصه
briefest
U
خلاصه
brief description
U
خلاصه
brief
U
خلاصه
curt
<adj.>
U
خلاصه
epitome
U
خلاصه
shortest
U
خلاصه
shorter
U
خلاصه
short
U
خلاصه
roundup
U
خلاصه
concise
<adj.>
U
خلاصه
succinct
<adj.>
U
خلاصه
extraction
U
خلاصه
short
<adj.>
U
خلاصه
abstract
U
:خلاصه
briefed
U
خلاصه
abstracts
U
:خلاصه
upshot
U
خلاصه
surveys
U
خلاصه
fleeting
<adj.>
U
خلاصه
surveyed
U
خلاصه
briefer
U
خلاصه
abstracting
U
:خلاصه
survey
U
خلاصه
roundups
U
خلاصه
Eudora
U
برنامه نرم افزاری تجاری معروف برای ارسال و دریافت مدیریت پیام های پست الکترونیکی از طریق اینترنت
universal roll
U
برای شکل دادن تیرهای بال پهن معمولابا چهار استوانه دوار نوردمیکنند که به همین نام معروف است
semantics
U
1-بخشی از زبان که مربوط به معنای کلمات بخشهای کلمات یا ترکیبات آنهاست . 2-
concepts
U
خلاصه خط مشی
schemata
U
خلاصه نمودار
concept
U
خلاصه خط مشی
schema
U
خلاصه نمودار
abstracter
U
خلاصه کننده
condensed
U
خلاصه شده
syllabuses
U
خلاصه مفید
sketches
U
خلاصه ملخص
transaction
U
خلاصه مذاکرات
sketches
U
شرح خلاصه
minutes
U
خلاصه مذاکرات
minute
U
خلاصه مذاکرات
tabloids
U
خلاصه شده
tabloid
U
خلاصه شده
pemmican
U
اطلاعات خلاصه
prospectuses
U
خلاصه اگهی
syllabus
U
خلاصه مفید
prospectus
U
خلاصه اگهی
sketched
U
شرح خلاصه
abridged
U
خلاصه شده
pemican
U
اطلاعات خلاصه
compendiously
<adv.>
U
بطور خلاصه
outlining
U
خلاصه پیرامون
outlining
U
نقشه خلاصه
digester
U
خلاصه کننده
curtly
<adv.>
U
بطور خلاصه
outlines
U
خلاصه پیرامون
briefly
<adv.>
U
بصورت خلاصه
compendiously
<adv.>
U
بصورت خلاصه
outlined
U
خلاصه پیرامون
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com