Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 302 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
end line
U
خط پایان
finish line
U
خط پایان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
fruition
U
پایان
period
U
نقطه پایان جمله
period
U
پایان
periods
U
نقطه پایان جمله
periods
U
پایان
over
U
پایان یافتن
over-
U
پایان یافتن
attack
U
فشار برای پایان دادن به عمل یک بازیگر کریکت
attacked
U
فشار برای پایان دادن به عمل یک بازیگر کریکت
attacks
U
فشار برای پایان دادن به عمل یک بازیگر کریکت
command
U
کلمه یا عبارتی که توسط یک سیستم کامپیوتری تشخیص داده میشود و یک عمل را آغاز و پایان میکند
commanded
U
کلمه یا عبارتی که توسط یک سیستم کامپیوتری تشخیص داده میشود و یک عمل را آغاز و پایان میکند
commands
U
کلمه یا عبارتی که توسط یک سیستم کامپیوتری تشخیص داده میشود و یک عمل را آغاز و پایان میکند
crash
U
پایان عملیات کامپیوتر
crashed
U
پایان عملیات کامپیوتر
crashes
U
پایان عملیات کامپیوتر
crashing
U
پایان عملیات کامپیوتر
crashingly
U
پایان عملیات کامپیوتر
hand
U
میلههای تسخیرشده حریف در پایان
handing
U
میلههای تسخیرشده حریف در پایان
wire
U
خط اغاز یا پایان مسابقه
wires
U
خط اغاز یا پایان مسابقه
chute
U
دالان پایان دوصحرانوردی
chutes
U
دالان پایان دوصحرانوردی
night watchman
U
توپزن پایان مسابقه کریکت
night-watchman
U
توپزن پایان مسابقه کریکت
night-watchmen
U
توپزن پایان مسابقه کریکت
eternities
U
بی پایان
eternity
U
بی پایان
finality
U
پایان
overnight
U
مسابقهای که ثبت نام 27ساعت پیش از مسابقه پایان می یابد
fold
U
بشکست خود اعتراف کردن بکسب یا شغل پایان دادن
folded
U
بشکست خود اعتراف کردن بکسب یا شغل پایان دادن
folds
U
بشکست خود اعتراف کردن بکسب یا شغل پایان دادن
terminal
U
واقع در نوک پایان
terminals
U
واقع در نوک پایان
conclusion
U
پایان
conclusion
U
پایان یک چیز
conclusions
U
پایان
conclusions
U
پایان یک چیز
limit
U
پایان
continuous
U
قطعهای پایان ناپذیر از نوار ضبط
continuous
U
بدون پایان یابدون قط عی
buzzer
U
زنگ پایان
buzzers
U
زنگ پایان
interminably
U
بطور پایان ناپذیر
interminable
U
پایان ناپذیر
dissertation
U
پایان نامه
dissertations
U
پایان نامه
terminating
U
پایان دار
terminating
U
پایان بخش
die
U
ماندن در پایگاه در پایان بازی بیس بال دو سرعت جنگ تا پیروزی
inexhaustible
U
پایان نا پذیر تهی نشدنی
theses
U
پایان نامه
thesis
U
پایان نامه
unceasing
U
پایان ناپذیر
hole
U
سوراخ در پایان هر بخش گلف
holed
U
سوراخ در پایان هر بخش گلف
holes
U
سوراخ در پایان هر بخش گلف
holing
U
سوراخ در پایان هر بخش گلف
knuckle
U
قوزک پا یا پس زانوی چهار پایان
knuckles
U
قوزک پا یا پس زانوی چهار پایان
bell
U
زنگ در پایان هر روند بوکس
bells
U
زنگ در پایان هر روند بوکس
cessation
U
پایان
denouement
U
پایان نمایش نتیجه عمل
denouements
U
پایان نمایش نتیجه عمل
dTnouements
U
پایان نمایش نتیجه عمل
upbeat
U
ضربه غیر موکدمخصوصا در پایان قطعه خوش بین
atrocious
U
با شرارت بی پایان
finis
U
پایان
endless
U
بی پایان
endless
U
بدون پایان
interminate
U
بی پایان
never ending
U
بی پایان
never-ending
U
بی پایان
unending
U
بی پایان
inconclusive
U
بی پایان
unfinished
U
بی پایان
incessant
U
پی در پی بی پایان
ending
U
پایان
endings
U
پایان
terminate
U
پایان دادن پایان یافتن
terminated
U
پایان دادن پایان یافتن
terminates
U
پایان دادن پایان یافتن
finish
U
پایان
finish
U
پایان مسابقه
finishes
U
پایان
finishes
U
پایان مسابقه
point
U
پایان
close
U
پایان
closer
U
پایان
closes
U
پایان
closest
U
پایان
eternal
U
بی پایان دائمی
past
U
پایان یافته
declare
U
پذیرفتن شکست قبل از پایان مسابقه کشتی گیر دفاعی
declares
U
پذیرفتن شکست قبل از پایان مسابقه کشتی گیر دفاعی
declaring
U
پذیرفتن شکست قبل از پایان مسابقه کشتی گیر دفاعی
sequel
U
نتیجه پایان
Other Matches
eol
U
پایان خط پرچمی که بیان کننده پایان یک خط داده میباشد
out
<adv.>
U
پایان
abyss
U
بی پایان
abysses
U
بی پایان
abysm
U
بی پایان
bourne
U
پایان
illmitable
U
بی پایان
illimitable
U
بی پایان
decapoda
U
ده پایان
initiator terminator
U
پایان ده
end all
U
پایان
unbound
U
بی پایان
hexapod
U
شش پایان
windup
U
پایان
to sit out
U
تا پایان
termination
U
پایان
end
U
پایان
ended
U
پایان
ends
U
پایان
finallist
U
پایان رس
aeon
U
بی پایان
foreverness
U
بی پایان
forever
U
بی پایان
infinite time
U
بی پایان
eternality
U
بی پایان
eternity
U
بی پایان
perpetuity
U
بی پایان
sempiternity
U
بی پایان
issue
[outcome]
U
پایان
immortality
U
بی پایان
placing judge
U
داور خط پایان
Finifugal
<adj.>
U
تنفر از پایان
interminableness
U
پایان ناپذیری
jikan
U
پایان وقت
on side
U
پایان بازی
last a
U
دم اخر پایان
normal termination
U
پایان عادی
omniscience
U
دانش بی پایان
myriapoda
U
هزار پایان
ominscience
U
دانش بی پایان
to bring to an end
U
به پایان رساندن
inexhaustibility
U
پایان نا پذیری
fineless
U
بی پایان کردن
gastropod
U
شکم پایان
get done with
U
به پایان رساندن
to get oven
U
به پایان رساندن
to go through with
U
به پایان رساندن
get over
U
به پایان رساندن
get through
U
به پایان رساندن
finitude
U
پایان پذیری
godspeed
U
پایان انجام
harvest home
U
پایان درو
rhizopod
U
ریشه پایان
sustainable energy
U
انرژی بی پایان
eoj
U
پایان کارob
sign off
U
پایان دادن به
subjunction
U
افزایش در پایان
do away with
<idiom>
U
به پایان رساندن
follow through
<idiom>
U
به پایان رساندن
Over and out!
U
پایان خبر !
run out (of something)
<idiom>
U
به پایان رساندن
time out
<idiom>
U
پایان وقت
turn out
<idiom>
U
نتیجه ،پایان
Over and out!
U
پایان اعلان !
It's over.
U
به پایان رسید.
year-end
سال پایان
year-end
U
پایان سال
surcease
U
پایان استراحت
teleologist
U
پایان شناس
teleology
U
پایان شناسی
terminable
U
پایان یافتنی
termination date
U
تاریخ پایان
to turn out
U
به پایان رسیدن
terminuse ad quem
U
نقطه پایان
to come to a end
U
به پایان رسیدن
to see out
U
به پایان رساندن
to see through
U
به پایان رساندن
wind up
U
پایان یافتن
wind up
U
پایان دادن
sequels
U
نتیجه پایان
termination
U
پایان یابی
termination
U
پایان دهی
end
U
پایان یک دور
ended
U
پایان یک دور
ends
U
پایان یک دور
irredeemable
U
پایان ناپذیر
tape
U
نوار خط پایان
taped
U
نوار خط پایان
tapes
U
نوار خط پایان
abend
U
پایان غیرعادی
eob
U
پایان یک بلوک
end mark
U
علامت بی پایان
eof
U
پایان فایل
come off
U
پایان مسابقه
endnote
U
پایان مدرک
endless loop
U
حلقه بی پایان
end of block
U
پایان یک بلوک
exit interview
U
مصاحبه پایان خدمت
to sing out
U
با اوازبه پایان رساندن
grallatorial
U
وابسته به دراز پایان
to be over something
U
به پایان رسیدن چیزی
come to nothing
<idiom>
U
باشکست به پایان رسیدن
terminating symbol
U
نماد پایان بخش
make short work of something
<idiom>
[به سرعت به پایان رساندن]
d. certificate
U
ورقه پایان خدمت
on end
<idiom>
U
بنظر به پایان رسیده
get through
U
به پایان رساندن گذراندن
year-end
U
وابسته به پایان سال
zazen
U
پایان استراحت نشسته
raw deal
<idiom>
U
آخر خط ،پایان هستی
and there an end.
U
و پایان وجود دارد.
teleologic
U
وابسته به پایان شناسی
dash off
<idiom>
U
سریعا به پایان رساندن
postlude
U
قطعه موسیقی پایان
post fix
U
در پایان واژه چسباندن
point fund
U
پاداش پایان فصل
postseason
U
بعد از پایان فصل
lift a blockade
U
محاصره را پایان دادن
full point
U
نقطه پایان جمله
finish yarn
U
نوار پایان مسابقه
finish tape
U
نوار پایان مسابقه
final whistle
U
سوت پایان
[ورزش]
sit out
U
تا پایان چیزی نشستن
i am through with my work
U
کارم به پایان رسید
drainless
U
پایان ناپذیر تمام نشدنی
dissertate
U
پایان نامه تحصیلی نوشتن
polish off
<idiom>
U
به طور کامل به پایان رساندن
over the hill
<idiom>
U
به پایان رسیدن بهار جوانی
wind up
<idiom>
U
به پایان رساندن ،تسویه کردن
end up
<idiom>
U
پایان ،بلاخره کاری کردن
the story is at an end
U
استان به پایان رسیده است
conclusion
[closure]
of the debate
U
پایان
[و نتیجه گیری]
بحث
The referee blew for full-time.
U
داور سوت پایان بازی را زد.
certificate of service
U
برگ پایان خدمت سربازی
surcease
U
پایان یافتن بپایان رساندن
subjoin
U
در پایان افزودن اضافه کردن
accommodation date
U
تاریخ آغاز و پایان خوابگاه
rhizopod
U
وابسته به تیره ریشه پایان
play offs
U
مسابقههای حذفی پایان فصل
inoperculate
U
یکی ازشکم پایان هوازی
on the morrow of the war
U
چون جنگ پایان یافت
thetic
U
وابسته به یا شامل پایان نامه
stemma
U
دودمان چشم بند پایان
arachnid
U
جانوری از راستهء بند پایان
termless
U
بی پایان غیر قابل توصیف
to carry something to a successful issue
U
چیزی را با موفقیت به پایان رساندن
open syllable
U
هجائی که به حرف e پایان پذیرد
thetical
U
وابسته به یا شامل پایان نامه
to draw to a close
U
به پایان یا خاتمه نزدیک شدن
The project was terminated as of July 1.
U
پروژه از اول ژولیه به پایان رسید.
convocation
U
جشن پایان تحصیل جمعی دانشجویان
We don't do half-ass job
[American E]
[derogatory]
U
کاری را تا آخر و کامل به پایان رساندن
We don't do things halfway.
U
کاری را تا آخر و کامل به پایان رساندن
We don't do things by halves.
U
کاری را تا آخر و کامل به پایان رساندن
to work it
<idiom>
U
چیزی را انجام دادن و به پایان رساندن
pan out
<idiom>
U
پایان کار به صورت خیلی خوب
gnathite
U
یکی از زوائد دهانی بند پایان
constructive credit
U
اعطای پایان نامه افتخاری به کسی
unilinear
U
دارای تغییرات مسلسل از اغاز تا پایان
committee boat
U
قایق داوران در اغاز و پایان مسیر
his days
U
عمرش نزدیک است به پایان برسد
clubhouse turn
U
انحنای پیست اسبدوانی پس ازخط پایان
to serve one s a
U
دوره شاگردی خودرابه پایان رساندم
We don't do things by half-measures.
U
کاری را تا آخر و کامل به پایان رساندن
all out
U
پایان بازی توپزنان یک تیم کریکت
hang out the laundry
U
ازاد کردن چتر عقب پس ازعبور از خط پایان
guide bars
U
خط وط مخصوص دربا کد که شروع و پایان کد را نشان می دهند
winning post
U
تیری که پایان مسافت دور را نشان میدهد
The subsidy will be phased out next year.
U
یارانه دولتی در سال آینده به پایان می رسد.
The ceremony concluded with the recital of an apropos poem.
U
مراسم با تلاوت شعر شایسته به پایان رسید.
to take up one'sindentures
U
سند شاگردی خودرا در پایان خدمت پس گرفتن
O level
U
آزمون پایان دبیرستان و ورود به دانشگاه در سطح عادی
I look forward to hearing from you soon.
[letter closing line]
U
مشتاقم به زودی از شما آگاه شوم.
[پایان نامه]
O levels
U
آزمون پایان دبیرستان و ورود به دانشگاه در سطح عادی
guns
U
اتش زدن تپانچه برای پایان مسابقه یا اغازمسابقات
checkered flag
U
پرچم شطرنجی سفید و سیاه پایان مسابقه اتومبیلرانی
shutdown strip
U
منطقه بعد از خط پایان که رانندگان از سرعت خود می کاهند
carry one's bat
U
تا پایان بازی ادامه دادن کارتوپزن بدون سوختن
gun
U
اتش زدن تپانچه برای پایان مسابقه یا اغازمسابقات
outruns
U
منطقه توقف در پایان مسابقه اسکی پیروزی بر حریف ویژه
outrun
U
منطقه توقف در پایان مسابقه اسکی پیروزی بر حریف ویژه
outrunning
U
منطقه توقف در پایان مسابقه اسکی پیروزی بر حریف ویژه
par in
U
پایان دادن بازی گلف با کسب امتیاز استاندارد در بخشهای باقیمانده
neozoic
U
وابسته بعهد زمین شناسی که از پایان دوره مسوزوئیک تا امروزه است
overscan
U
از دست دادن متن در پایان خط وقتی که کامپیوتر ومانیتور بدرستی با هم سازگار نیستند
fairways
U
قسمت چمن کاملا" کوتاه شده بین نقطه شروع و پایان گلف
fairway
U
قسمت چمن کاملا" کوتاه شده بین نقطه شروع و پایان گلف
winner's circle
U
محوطه نزدیک خط پایان درمسیر سوارکار و اسب برنده برای گرفتن جایزه
target captain
U
عضو تیم چهارنفره تیراندازی با تیر و کمان که ضمنا"دستور اغاز و پایان را میدهد
glossarist
U
کسی که در پایان کتابی فهرست یا فرهنگی برای لغات دشوار ان تهیه میکند مفسر
white flag
U
پرچم سفید برای اعلام حضوراتومبیل امدادی یا داوردرمسیر یا در پایان خط بعلامت باقی ماندن یک دور ازمسابقه
delimiter
U
1-حرف یا نشانهای که به زبان یابرنامه شروع و پایان داده یا کورد یا اطلاع بیان میکند. 2-مرز بین دستور و آرگومان
front de liberation national
U
جبهه ازادی بخش ملی سازمان جنگجویان الجزایرکه در فاصله 4591 تا2691 برای پایان دادن به سلطه فرانسویان در الجزایر
The longest day must have an end.
<proverb>
U
هر روز بلندى را پایانى است( پایان شب سیه سپید است).
point after touchdown
[یک امتیاز با گذراندن توپ بر فراز دروازه با ضربه پا پس از کسب شش امتیاز با رسیدن به پشت خط پایان]
trilobite
U
بند پایان خرچنگی دارای بدن سه بند
exhaustable resources
U
منابع پایان پذیر منابع طبیعی که میزان عرضه انها ثابت بوده و قابل جایگزینی نمیباشدمانند نفت سنگ اهن
water year
U
سال ابی که برابر است با اول مهر هر سال تا پایان شهریور سال بعد
anglo-saxon architecture
U
[معماری انگلیسی در پایان قرن ششم میلادی. از مشخصه های ساختمان های آن استفاده از تیرک های چوبی بود.]
departure report
U
گزارش پایان تعمیرات گزارش عزیمت ناو گزارش حرکت
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com