English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 152 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
message line U خط مخابره
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
message U مخابره
messages U مخابره
wire U مخابره کردن
wires U مخابره کردن
despatched U مخابره کردن ارسال
despatched U ارسال کردن حمل مخابره کردن
despatches U مخابره کردن ارسال
despatches U ارسال کردن حمل مخابره کردن
despatching U مخابره کردن ارسال
despatching U ارسال کردن حمل مخابره کردن
dispatch U مخابره کردن ارسال
dispatch U ارسال کردن حمل مخابره کردن
dispatched U مخابره کردن ارسال
dispatched U ارسال کردن حمل مخابره کردن
dispatches U مخابره کردن ارسال
dispatches U ارسال کردن حمل مخابره کردن
traffic U مخابره
trafficked U مخابره
trafficking U مخابره
traffics U مخابره
flag U پرچم مخابره
flags U پرچم مخابره
signal U مخابره کردن علامت دادن
signal U مخابره کردن
signaled U مخابره کردن علامت دادن
signaled U مخابره کردن
signalled U مخابره کردن علامت دادن
signalled U مخابره کردن
squawk U مخابره کردن
squawk U مخابره داخلی ارتباط داخلی
squawked U مخابره کردن
squawked U مخابره داخلی ارتباط داخلی
squawks U مخابره کردن
squawks U مخابره داخلی ارتباط داخلی
communication U مخابره
jam U مانع مخابره شدن
jammed U مانع مخابره شدن
jams U مانع مخابره شدن
walkie talkie U دستگاه مخابره یا رادیوی ترانزیستوری کوچک
walkie-talkie U دستگاه مخابره یا رادیوی ترانزیستوری کوچک
walkie-talkies U دستگاه مخابره یا رادیوی ترانزیستوری کوچک
communicating U مخابره کردن
wireless U بابی سیم تلگراف مخابره کردن
wirelesses U بابی سیم تلگراف مخابره کردن
radio U با بی سیم مخابره کردن
radioed U با بی سیم مخابره کردن
radioing U با بی سیم مخابره کردن
radios U با بی سیم مخابره کردن
transmitter U منتقل کننده مخابره کننده
transmitters U منتقل کننده مخابره کننده
toll call U مخابره تلفنی خارج شهری
toll calls U مخابره تلفنی خارج شهری
transmission U مخابره مخابرات
transmission U مخابره
transmission U مخابره کردن
transmissions U مخابره مخابرات
transmissions U مخابره
transmissions U مخابره کردن
communicate U مخابره کردن ارتباط حاصل کردن
communicated U مخابره کردن ارتباط حاصل کردن
communicates U مخابره کردن ارتباط حاصل کردن
intercom U دستگاه مخابره داخل ساختمان
intercoms U دستگاه مخابره داخل ساختمان
telegram U مخابره تلگرافی
telegrams U مخابره تلگرافی
telling U مخابره اطلاعات به دست امده از تجسس هوایی به یکانهای پدافند هوایی
semaphore U مخابره بوسیله پرچم
semaphore U بوسیله پرچم مخابره کردن
semaphore U مخابره با پرچم دستی
semaphore U دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
radiogram U مخابره پیام با بی سیم
radiograms U مخابره پیام با بی سیم
telegraph U مخابره تلگرافی
telegraphed U مخابره تلگرافی
telegraphing U مخابره تلگرافی
telegraphs U مخابره تلگرافی
aerogram U مخابره با تلگراف بی سیم
agent authentication U معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
alphabet code flag U پرده مخابره حروف یا اعداد
analog transmission U مخابره قیاسی
analog transmission U انتقال یا مخابره قیاسی مخابره انالوگ
asynchronous transmission U مخابره ناهمگام
asynchronous transmission U مخابره غیرهمزمان
blinker yardarm U چراغ مخابره دکل کشتی
boat call U مخابره با قایق
communications stallite corporation U یک شرکت تحت مالکیت خصوصی است که امتیاز ان توسط کنگره ایالات متحده امریکا به منظور مخابره سیگنالهای صوتی وتلویزیونی و تصویری ماهواره صادر شده است
data communication U مخابره داده ها
data transmission U مخابره داده ها
data transmission U مخابره داده
datacom U امکان ارتباط دادهای مخابره ارزان قیمت
despatch U مخابره
digital transmission U مخابره دیجیتال
dispateh U مخابره کردن
duplex transmission U مخابره دورشتهای
duplex transmission U مخابره دو رشتهای
end of transmission U انتهای مخابره
end of transmission block U انتهای بلاک مخابره
eot U maker Tape Of End نشانگر انتهای نوار Transmission Of End انتهای مخابره
etb U انتهای بلاک مخابره
flag hoist U مخابره با پرچم
Other Matches
serial transmission U مخابره سری مخابره نوبتی
service message U پیام ازمایش خط مخابره پیام مخصوص شروع مخابره
traffick U مخابره
synchronous transmission U مخابره همگام
transmission security U تامین مخابره
synchronous transmission U مخابره همزمان
telegraphic message U مخابره تلگرافی
transmission error U خطای مخابره
transmission rate U نرخ مخابره
transmission rate U سرعت مخابره
transmittal U ارسال مخابره
transmittance U ارسال مخابره
transmittancy U ارسال مخابره
visual communication U مخابره بصری
syncheronous communications U مخابره همزمان
simplex transmission U مخابره ساده
neutral transmission U مخابره خنثی
parallel transmission U مخابره موازی
polar transmission U مخابره قطبی
retransmission U مخابره مجدد
satellite communications U مخابره ماهوارهای
serial tranmission U مخابره نوبتی
signal bridge U پل مخابره ناو
wirable U قابل مخابره
radiotelegram U مخابره تلگراف بیسیم
half duplex transmission U مخابره دو نیم رشتهای
helio U ایینه مخابره پیام
start stop transmission U مخابره قطع و وصلی
multiplex U تسهیم مخابره ترکیبی
retransmit U دوباره مخابره کردن
transmitted data U دادههای مخابره شده
wigwag U ارتباط یا مخابره بوسیله پرچم
squawk box U دستگاه مخابره داخلی ناو
heliographic U مربوط به مخابره تلگراف افتابی
intercommunication U رابطه یا مخابره بین چند مرکز
phototelegraphyt U مخابره تلگرافی عکس عکسبرداری رادیویی
telephoto U دستگاه مخابره عکس ازمسافات دور
radio procedures U روشهای مخابره با بی سیم روش مکالمات رادیویی
open code U سیستم رمزی که به صورت کشف مخابره میشود
nancy U سیستم چراغ نانسی مخصوص مخابره بصری
procedure word U کلماتی که قبل از شروع مکالمه مخابره می شوند
multiplex telegraphy U دستگاه تلگرافی که در یک زمان با یک سیم چند مخابره میکند
modem U دستگاه مدولاسیون وبازخوانی اطلاعات کامپیوتری یا مخابره انها به جاهای دیگر
CB U مخفف وابسته به امواج رادیویی که برای استفادهی افراد عادی که میخواهند با فرستندهی خصوصی مخابره کنند کنارگذاشته شده است
heliograph U گراورسازی بانور افتاب دستگاه عکسبرداری از افتاب مخابره بوسیله نور خورشید
he sent me a wire U تلگرافی برای من فرستاد تلگرافی بمن مخابره کرد
heliography U مخابره باتلگراف افتابی ساختن عکس گراووری افتابی
frequency division multilexing U مخابره چندتایی فرکانس استفاده از یک مسیرالکتریکی برای حمل دو یا چند سیگنال با فرکانسهای مختلف تسهیم براساس تقسیم فرکانس
rs c U استاندارد صنعتی برای مخابره غیر همزمان داده سری میان دستگاههای ترمینالی مجموعهای از استانداردهادر ارتباطات داده که کاراکترهای مکانیکی والکتریکی مختلفی را برای رابط بین کامپیوترها ترمینالها و تلفیق و تفکیک کننده ها مشخص میکند
ground signals U سیستم علایم بصری زمینی سیستم مخابره علایم زمینی مستقر در فرودگاه
flag semaphore U سیستم مخابره با پرچم سیستم علایم پرچم
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com