English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
line of fall U خط فرود گلوله به زمین
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
point of fall U نقطه فرود گلوله به زمین به طور فرضی که با دهانه لوله در یک افق قرار دارد
Other Matches
angle of arrival U زاویه فرود مسیر گلوله زاویه فرود گلوله
sensing U تخمین محل اصابت گلوله به زمین مشاهده ترکش گلوله
angle of fall U زاویه فرود گلوله
effective beaten zone U منطقهای که 28 درصد گلوله ها دران فرود می اید
landings U فرود ژیمناست به زمین
landing U فرود ژیمناست به زمین
rotation coefficients U ضرایب مربوط به چرخش زمین که روی گلوله اثر دارد
ease turn U سرعت چرخش فرود چرخیدن یا دور زدن هواپیمابرای فرود
diversionary landing U فرود انحرافی برای اغفال دشمن فرود منحرف کننده
plunging fire U تیر با زاویه فرود زیاد اتش فرود اینده به جلو و عقب دشمن
misses U موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
missed U موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
trends U مسیرانحراف گلوله در برد که معمولا باعث گذارخوردن گلوله میشود
trend U مسیرانحراف گلوله در برد که معمولا باعث گذارخوردن گلوله میشود
miss U موفق نشدن عدم اصابت گلوله به هدف خطای گلوله
sabot U کمربند گلوله حلفه تمرکز یا وسیله ثبات گلوله در مسیر بوش استقرار لوله جوفی
clue U گلوله کردن بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
clues U گلوله کردن بشکل کلاف یا گلوله نخ درامدن
frangible bullet U گلوله غیر فلزی بی استحکام گلوله نرم
fire ball U گلوله انفجاری گوی اتشین اتمی گلوله
bingo U علامت رمز برای اعلام حداقل سوخت برای فرود علامت رمزابلاغ فرود در فرودگاه یدکی
ogive U ورم تمرکز گلوله رومی گلوله
control surface U کف پوش متحرک باند فرود کف پوش قابل جمع اوری باند فرود
dud U منفجرنشدن گلوله گلوله ناپیدا
splinterproof U ضدبسکهای گلوله ضد قطعات گلوله
velocity jump U جهش لوله توپ یا جهش گلوله در اثر سرعت اولیه پرتاب گلوله
maximum ordinate U حداکثر ارتفاع سهمی گلوله ارتفاع نقطه اوج مسیر گلوله
nuclear stalemate U گلوله اتمی خارج از رده گلوله اتمی ممنوعه
base of trajectory U تصویر افقی مسیر گلوله پایه مسیر گلوله
square base U کف گلوله یا قسمت ته گلوله
side spray U بسکهای جانبی گلوله ترکشهای جانبی گلوله
clown U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowned U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowning U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge U هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
clowns U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
ground return U انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
center field U قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
pancakes U در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
inductive earthing U زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
geotaxis U گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
hercules U نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
pancake U در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
regulus U نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
frost heave U برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
off side U سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
honest john U نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
nap of the earth U از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
tellurian U ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
to break up U از هم جدا شدن [پوسته زمین] [زمین شناسی]
geognosy U زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
perelotok U زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
sergeants U گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
styx U نوعی موشک زمین به زمین دریایی
sergeant U گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
rolling terrain U زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
ballistics of penetration U شناسایی شرایط نفوذ گلوله شناسایی مسیر نفوذ گلوله
covenant runing with land U شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
dropping U فرود
line of fall U خط فرود
drops U فرود
abseiled U فرود
tailwater U فرود اب
downstream U فرود اب
dropped U فرود
abseiling U فرود
splashdowns U آب فرود
landings U فرود
abseils U فرود
splashdown U آب فرود
landing U فرود
abseil U فرود
land U فرود
drop U فرود
no man's land U زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying U پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
pervious ground U زمین تراوا زمین نفوذپذیر
redstone U موشک زمین به زمین رداستون
lacrosse U نوعی موشک زمین به زمین
pershing U موشک زمین به زمین پرشینگ
plunged U فرود امدن
landing angle U زاویه فرود
nosedived U فرود عمودی
missed approach U فرود اضطراری
land vi U فرود امدن
pit U منطقه فرود
pits U منطقه فرود
drop zone U منطقه فرود
instrument landing U فرود کور
access point U نقطه فرود
impact point U نقطه فرود
nosedive U فرود عمودی
run way U محوطه فرود
approach clearance U اجازه فرود
nosedives U فرود عمودی
descendeur U صفحه فرود
light or lighted U فرود امدن
prelanding U قبل از فرود
nosediving U فرود عمودی
run way U باند فرود
soft landing U فرود نرم
deck landing aid U کمکهای فرود
landing area U منطقه فرود
missed approach U فرود ناقص
landed U فرود امده
ditching U فرود اضطراری
descend U فرود امدن
landing light U چراغ فرود
landing gear U ارابه فرود
landing site U پایگاه فرود
forced landing U فرود اجباری
alights U فرود امدن
alighting U فرود امدن
alighted U فرود امدن
descends U فرود امدن
landing hill U تپه فرود
landing strips U باند فرود
night landing U فرود شبانه
undercarriages U ارابه فرود
undercarriage U ارابه فرود
under carriage U ارابه فرود
angle of fall U زاویه فرود
landing strip U باند فرود
parachut U چتر فرود
alight U فرود امدن
landing site U محل فرود
application of a force U فرود نیرو
landing weight U وزن فرود
perching U فرود امدن
perches U فرود امدن
perched U فرود امدن
perch U فرود امدن
approach U مسیر فرود
approached U مسیر فرود
approaches U مسیر فرود
strip U باند فرود
landing zone U منطقه فرود
landing spot U نقطه فرود
plunges U فرود امدن
plunge U فرود امدن
biosphere U قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
back dive U شیرجه از پشت و فرود با پا
landing mat U باند فرود اضطراری
air strip U باند فرود یاپرواز
angle of approach U زاویه فرود هواپیما
approach end U ابتدای باند فرود
drop zone U منطقه فرود چترباز
service court U محل فرود سرویس
point of application of a force U نقطه فرود نیرو
overshoot U فرود ناقص هواپیما
overshooting U فرود ناقص هواپیما
overshoots U فرود ناقص هواپیما
approach chart U نقشه مسیر فرود
landing threshold U استانه فرود اب خاکی
air landing U فرود از راه هوا
line of approach U مسیر تقرب یا فرود
slope of falp U شیب زاویه فرود
landing aircraft U هواپیمای در حال فرود
advanced landing field U پایگاه فرود مقدم
landing signal officer U افسر ارتباط فرود
landing ship dock U اسکله فرود اب خاکی
maximum landing weight U حداکثر وزن فرود
belly flop U با شکم فرود آمدن
helipad U سکوی فرود هلیکوپتر
final approach U مسیرنهایی فرود هواپیما
lodgment area U منطقه استراحت یا فرود در سر پل
belly flops U با شکم فرود آمدن
wave off U فرود همراه با سایش
glide path U مسیر فرود ازاد
forced landing U فرود اجباری هواپیما
final approach U مسیر نهایی فرود
landing U فرود [هواپیما یا موشک]
contour flight U پرواز سینه مال از روی عوارض زمین پرواز در مسیرعوارض زمین
talik U زمین غیر یخ زده در مناطق یخ زده یا در روی لایه منجمد زمین
little john U موشک هانست جان کوچک نوعی موشک زمین به زمین توپخانه
lead collision course U مسیر تصادم گلوله با هدف خط تصادم گلوله با هدف
norm point U نقطه احتمالی فرود در پرش
ditching U فرود اضطراری هواپیما روی اب
application of load U فرود بار کاربرد نیرو
peas U شن نرم در محل فرود چترباز
autorotation U روش فرود اضطراری هلیکوپتر
critical point U نقطه فرود در پرش با اسکی
ground controled approach U دستگاه فرود خودکار هواپیما
air landed U فرود امده از راه هوا
seadrome U محل فرود هواپیمای اب نشین
scramble net U تور بار یا فرود نفرات
service court U محل فرود سرویس اسکواش
dropping U گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drops U گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
drop U گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
dropped U گل پس از چرخیدن روی حلقه بسکتبال به زمین انداختن انداختن گوی گلف به سوراخ به زمین انداختن توپ پس ازبل گرفتن
compass rose U دایره بزرگی روی کره زمین که در جهت گردش عقربه ساعت از صفر تا 063 درجه بندی شده و بعنوان مبداسنجش و تنظیم قطبنماهای هواپیما روی زمین بکارمیرود
critical point U نقطه مهم و برجسته زمین نقاط حیاتی و مهم زمین
permafrost U لایه یخ زده دایمی زمین پوسته یا لایه منجمد زمین
strip alert U اماده باش روی باند فرود
taxied U حرکت هواپیماها روی باند فرود
taxies U حرکت هواپیماها روی باند فرود
oleo U محور ضربه گیر ارابه فرود
taxiing U حرکت هواپیماها روی باند فرود
heliport U باند فرود و پرواز هلی کوپتر
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com