English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
extension lines U خطوط دنباله
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
stepped lines U خطوط کنگره ای [خطوط شکسته] [در اطراف نگاره ها و اشکال فرش های هندسی باف و روستایی. گاه بجای استفاده از خطوط صاف از این خطوط استفاده می شود.]
isobars U خطوط هم فشار خطوط متحدالفشار هوایی
isotherm U خطوط هم حرارت خطوط متحدالحرارت اب دریا
isobar U خطوط هم فشار خطوط متحدالفشار هوایی
isohaline U خطوط هم نمک خطوط میزان منحنی نمایش غلظت نمک دریا
coragne line U خطوط جذر و مد یکسان خطوط کشند یکسان
isobath U خطوط میزان منحنی نقشه عمق نما خطوط میزان عمق
isotach U خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
auxiliary contours U خطوط میزان منحنی واسطه خطوط میزان منحنی تکمیلی
stems U دنباله
tailed U دنباله
rearing U دنباله
tail U دنباله
tail end U دنباله
rear U دنباله
reared U دنباله
tails U دنباله
appendices U دنباله
follow-ups U دنباله
follow-up U دنباله
wake U دنباله کش تی
waked U دنباله کش تی
wakes U دنباله کش تی
sequel U دنباله
stem U دنباله
stemmed U دنباله
stemming U دنباله
trainbearer U دنباله کش
following U دنباله
sequels U دنباله
rears U دنباله
trails U دنباله
trains U دنباله
trained U دنباله
train U دنباله
trail U دنباله
appendixes U دنباله
trailing U دنباله
appendix U دنباله
series U دنباله
suite U دنباله
trailed U دنباله
continued form U دنباله
suites U دنباله
tailing U دنباله تعقیب
to continue U دنباله داشتن
to follow U دنباله داشتن
sequence U دنباله [ریاضی]
tailing factor U ضریب دنباله
calling sequence U دنباله فراخوانی
tail cone U دنباله مخروطی
subsequent to U [مستقیما] پس از [به دنباله]
trails U دنباله داشتن
followism U دنباله روی
trailing U دنباله داشتن
trailed U دنباله داشتن
the trail of a meteor U دنباله شهاب
trail U دنباله داشتن
full bottomed U دنباله دار
blazing star U ستاره دنباله دار
cometology U گفتاردرستارههای دنباله دار
deference need U نیاز دنباله روی
fibonacci series U دنباله فیبو ناجی
ship haven U طرادههای دنباله کشتی
full bottomed U دارای دنباله دراز
comet U ذوذنب دنباله دار
trails U دنباله دار بودن
series U مجموع یک دنباله [ریاضی]
sum of the terms of an infinite sequence U مجموع یک دنباله [ریاضی]
comets U ذوذنب دنباله دار
comets U ستاره دنباله دار
trailing U دنباله دار بودن
trailed U دنباله دار بودن
followed by <adj.> U دنباله گرفته شده با
trail U دنباله دار بودن
comet U ستاره دنباله دار
sea tail U دنباله دریایی یکانهای هوارو
cometography U شرح ستاره دنباله دار
cometic U وابسته بستاره دنباله دار
cometary U وابسته بستاره دنباله دار
the track of a comet U مسیر ستاره دنباله دار
sequences U به ترتیب مرتب کردن دنباله
sequence U به ترتیب مرتب کردن دنباله
trailing zeros U صفرهای پشتی [دنباله دار] [ریاضی]
follow up U رده پشتیبان دنباله دنبال کردن دشمن
trainbearer U کسیکه دنباله لباس دیگری رامی گیرد
cama U توده ابرمانندی که هسته ستاره دنباله داررافراگرفته است
complete transaction U معامله قطعی و تمام شده که دنباله نخواهد داشت
tricking U خطوط
tricked U خطوط
trick U خطوط
cotidal lines U خطوط هم مد
lines of force U خطوط نیرو
dedicated lines U خطوط اختصاصی
dark lines U خطوط تاریک
cotidal lines U خطوط مدیکسان
lines of communication U خطوط مواصلاتی
lines of force U خطوط قوا
line to line fault U تماس خطوط
isocline U خطوط هم شیب
leading U فاصله خطوط
front lines U خطوط مقدم
isostatic lines U خطوط ایزواستاتیک
flowlines U خطوط جریان
flow lines U خطوط جریان
isovent U خطوط هم باد
equipotential lines U خطوط هم پتانسیل
line of communications U خطوط مواصلات
emission spectrum lines U خطوط نشری
line of flux U خطوط قوا
line of induction U خطوط القا
line spacing U فاصله خطوط
grid lines U خطوط شبکه
isochromatique U خطوط همرنگ
balmer lines U خطوط بالمر
symmetry lines U خطوط تقارن
along line U در امتداد خطوط
absorption spectrum U خطوط جذبی
air way station U خطوط هوایی
zigzagging U خطوط منکسر
spectral lines U خطوط طیفی
stream lines U خطوط جریان
street railway U خطوط تراموا
zigzags U خطوط منکسر
closed traverse U خطوط متقاطع
curvature lines U خطوط مدور
zigzag U خطوط منکسر
curvature lines U خطوط منحنی
zigzagged U خطوط منکسر
absorption lines U خطوط دراشامی
outside lines U خطوط حمله
fraunhofer lines U خطوط فرانهوفر
comas U پوشش گازی که هسته یک ستاره دنباله دار یا کومت رادر بر میگیرد
coma U پوشش گازی که هسته یک ستاره دنباله دار یا کومت رادر بر میگیرد
fugue U قطعه موسیقی که دران چند تن پشت سرهم دنباله اواز را میگیرند
fugues U قطعه موسیقی که دران چند تن پشت سرهم دنباله اواز را میگیرند
isohyetal map U نقشه خطوط هم باران
vermiculate U دارای خطوط موجی
gules U خطوط موازی عمودی
inside lines U خطوط حمله شمشیربازی
hypen ladder U خطوط تیره نردبانی
hypen ladder U ردیف خطوط تیره
hoseline U خطوط لوله لاستیکی
sheetlines U خطوط حاشیه نقشه
trackage U خطوط راه اهن
open lines U خطوط باز شطرنج
magnetic path U مسیر خطوط قوا
magnetic lines of force U خطوط نیروی مغناطیسی
magnetic lines of force U خطوط قوای مغناطیسی
phraseogram U خط یا خطوط نماینده عبارات
retrace blanking U خاموشی خطوط بازگشتی
rivulose U دارای خطوط مارپیچی
sheetlines U خطوط کناره نقشه
leased line network U شبکه با خطوط استیجاری
magnetic line of force U خطوط قوای مغناطیسی
voltage between lines U ولتاژ بین خطوط
line of communications U خطوط ارتباطی زمین
microwave transmission lines U خطوط انتقال ریزموج
curvilinear ornament U زینتکاری با خطوط خمیده
zigzagged U خطوط جناغی پیوسته
equal cost lines U خطوط هزینه برابر
endline U خطوط موازی با 04 مترفاصله
electric line of force U خطوط نیروی برق
domestic air traffic U خطوط هوایی داخلی
diplomatics U شناسایی خطوط باستانی
advance of defensive line U در جلو خطوط پدافندی
air line of communications U خطوط مواصلات هوایی
crawl trench U خطوط رابط سنگرها
collimate U منطبق کردن خطوط
dark line spectrum U طیف خطوط تاریک
cutting line of force U قطع خطوط قوا
contour interval U فاصله خطوط واصل
contour lines U خطوط میزان منحنی
front lines U خطوط جلو جبهه
grid interval U فاصله خطوط شبکه
zigzag U خطوط جناغی پیوسته
rivers U سفیدی بین خطوط
zigzags U خطوط جناغی پیوسته
river U سفیدی بین خطوط
meridians U خطوط نصف النهار
meridian U خطوط نصف النهار
communications U خطوط مواصلاتی ارتباطات
contours U خطوط کناره نما
zigzagging U خطوط جناغی پیوسته
contours U خطوط تراز زمین
enjambment U دنبالهء سخنی رادرشعریابیت بعدی ادامه دادن دنباله سطری رابه سطردیگرکشیدن
follow up U تعقیب کردن دنباله داستان را شرح دادن تماس با بیمارپس ازتشخیص یا درمان
overhead trolley U خطوط هوایی ترن برقی
sidelined U خطوط طرفین میدان بازی
infiltrating U در خطوط دشمن نفوذ کردن
convergent U خطوط متقارب ومتلاقی همگرا
converging U تقارب خطوط وجود تشابه
infiltrates U در خطوط دشمن نفوذ کردن
sideline U خطوط طرفین میدان بازی
converges U تقارب خطوط وجود تشابه
sidelines U خطوط طرفین میدان بازی
sidelining U خطوط طرفین میدان بازی
lineament U خطوط چهره صفات مشخصه
paleography U شناسایی وکشف خطوط قدیمه
converged U تقارب خطوط وجود تشابه
Recent search history Forum search
Search history is off. Activate
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com