English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (36 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
please U خشنود ساختن کیف کردن
pleases U خشنود ساختن کیف کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
appeases U خشنود ساختن
appease U خشنود ساختن
appeased U خشنود ساختن
appeasing U خشنود ساختن
gratified U خشنود و راضی کردن
gratifies U خشنود و راضی کردن
gratify U خشنود و راضی کردن
satisfy U راضی کردن خشنود کردن
satisfies U راضی کردن خشنود کردن
satisfying U راضی کردن خشنود کردن
scareup U فاهر ساختن برای مصرف تامین کردن بسرعت ساختن
acquiescent U خشنود
fain U خشنود
fuddy-duddies U دیر خشنود
fuddy-duddy U دیر خشنود
nuts about <idiom> خشنود از چیزی
happy [about] <adj.> U خشنود [در مورد]
damp U دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
dampest U دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
dampers U دلمرده کردن حالت خفقان پیدا کردن مرطوب ساختن
makes U درست کردن ساختن اماده کردن
engineer U اداره کردن طرح کردن و ساختن
make U درست کردن ساختن اماده کردن
engineered U اداره کردن طرح کردن و ساختن
prepare U اماده کردن ساختن ترکیب کردن
To bear (put up) with somebody. U با کسی سر کردن (مدارا کردن ؟ ساختن )
engineers U اداره کردن طرح کردن و ساختن
prepares U اماده کردن ساختن ترکیب کردن
preparing U اماده کردن ساختن ترکیب کردن
getting U مجاب کردن ساختن
get U مجاب کردن ساختن
to manufacture [into] U ساختن [درست کردن] [به]
gets U مجاب کردن ساختن
to lay it on thick U نصب کردن ساختن
work up U ترکیب کردن ساختن
entomb U دفن کردن مقبره ساختن
provides U میسر ساختن تامین کردن
surprise U متعجب ساختن غافلگیر کردن
entombing U دفن کردن مقبره ساختن
entombs U دفن کردن مقبره ساختن
prey U دستخوش ساختن طعمه کردن
improvises U انا ساختن تعبیه کردن
pt down U هرز اب ساختن منکوب کردن
assimilate U هم جنس کردن شبیه ساختن
assimilate U تلفیق کردن همانند ساختن
redargue U متهم ساختن تکذیب کردن
assimilates U هم جنس کردن شبیه ساختن
illuminate U درخشان ساختن زرنما کردن
surprises U متعجب ساختن غافلگیر کردن
assimilated U تلفیق کردن همانند ساختن
assimilates U تلفیق کردن همانند ساختن
entombed U دفن کردن مقبره ساختن
provide U میسر ساختن تامین کردن
assimilated U هم جنس کردن شبیه ساختن
franks U باطل کردن مصون ساختن
attracts U جذب کردن مجذوب ساختن
reproduced U چاپ کردن دوباره ساختن
detected U کشف کردن نمایان ساختن
attracting U جذب کردن مجذوب ساختن
reproduces U چاپ کردن دوباره ساختن
detect U کشف کردن نمایان ساختن
attracted U جذب کردن مجذوب ساختن
reproducing U چاپ کردن دوباره ساختن
to cotton together U باهم ساختن یارفاقت کردن
to cotton with each other U باهم ساختن یارفاقت کردن
reproduce U چاپ کردن دوباره ساختن
franking U باطل کردن مصون ساختن
frankest U باطل کردن مصون ساختن
detects U کشف کردن نمایان ساختن
franker U باطل کردن مصون ساختن
illuminates U درخشان ساختن زرنما کردن
franked U باطل کردن مصون ساختن
detecting U کشف کردن نمایان ساختن
frank U باطل کردن مصون ساختن
illuminating U درخشان ساختن زرنما کردن
attract U جذب کردن مجذوب ساختن
subdues U مقهور ساختن رام کردن
obliged U وادار کردن مرهون ساختن
obliges U وادار کردن مرهون ساختن
fraternised U برادری کردن متفق ساختن
fraternises U برادری کردن متفق ساختن
tumify U اماس کردن متورم ساختن
lanes U کوچه ساختن منشعب کردن
lane U کوچه ساختن منشعب کردن
destroying U ویران کردن نابود ساختن
proscribe U ممنوع ساختن تحریم کردن
proscribed U ممنوع ساختن تحریم کردن
proscribes U ممنوع ساختن تحریم کردن
fraternising U برادری کردن متفق ساختن
oblige U وادار کردن مرهون ساختن
destroy U ویران کردن نابود ساختن
subduing U مقهور ساختن رام کردن
subdue U مقهور ساختن رام کردن
agonise U معذب ساختن متاثر کردن
avouch U تضمین کردن مستقر ساختن
incapacitating U ناتوان ساختن محجور کردن
incapacitates U ناتوان ساختن محجور کردن
incapacitated U ناتوان ساختن محجور کردن
incapacitate U ناتوان ساختن محجور کردن
to hammer out U ساختن بکوشش درست کردن
indicates U نمایان ساختن اشاره کردن بر
destroys U ویران کردن نابود ساختن
indicated U نمایان ساختن اشاره کردن بر
proscribing U ممنوع ساختن تحریم کردن
fraternize U برادری کردن متفق ساختن
serializes U نوبتی کردن پیاپی ساختن
serialized U نوبتی کردن پیاپی ساختن
fraternizing U برادری کردن متفق ساختن
serialize U نوبتی کردن پیاپی ساختن
serialising U نوبتی کردن پیاپی ساختن
improvise U انا ساختن تعبیه کردن
retarding U کند ساختن معوق کردن
serialises U نوبتی کردن پیاپی ساختن
serialised U نوبتی کردن پیاپی ساختن
retard U کند ساختن معوق کردن
improvising U انا ساختن تعبیه کردن
assimilating U تلفیق کردن همانند ساختن
serializing U نوبتی کردن پیاپی ساختن
localises U محلی کردن موضعی ساختن
fraternized U برادری کردن متفق ساختن
fraternizes U برادری کردن متفق ساختن
trump up <idiom> U ساختن ،درمغز اختراع کردن
perpetuating U دائمی کردن جاودانی ساختن
perpetuates U دائمی کردن جاودانی ساختن
perpetuated U دائمی کردن جاودانی ساختن
perpetuate U دائمی کردن جاودانی ساختن
retards U کند ساختن معوق کردن
localizing U محلی کردن موضعی ساختن
localizes U محلی کردن موضعی ساختن
localize U محلی کردن موضعی ساختن
localising U محلی کردن موضعی ساختن
assimilating U هم جنس کردن شبیه ساختن
spellbind U مجذوب کردن مفتون ساختن
discompose U مضطرب ساختن پریشان کردن
inculcating U جایگیر ساختن تلقین کردن
inculcated U جایگیر ساختن تلقین کردن
inculcate U جایگیر ساختن تلقین کردن
violate U بی حرمت ساختن مختل کردن
internalized U باطنی ساختن داخلی کردن
indicate U نمایان ساختن اشاره کردن بر
internalize U باطنی ساختن داخلی کردن
internalising U باطنی ساختن داخلی کردن
internalises U باطنی ساختن داخلی کردن
internalised U باطنی ساختن داخلی کردن
emboss U مزین کردن پرجلوه ساختن
surprize U متعجب ساختن غافلگیر کردن
to bear with a person U باکسی ساختن یاسازش کردن
fructify U برومند کردن بارور ساختن
inculcates U جایگیر ساختن تلقین کردن
admired U متحیر کردن متعجب ساختن
internalizes U باطنی ساختن داخلی کردن
internalizing U باطنی ساختن داخلی کردن
admires U متحیر کردن متعجب ساختن
prepares U مهیا ساختن مجهز کردن
prepare U مهیا ساختن مجهز کردن
preparing U مهیا ساختن مجهز کردن
violated U بی حرمت ساختن مختل کردن
tepefy U ولرم کردن ملول ساختن
highlighting U روشن ساختن مشخص کردن
violates U بی حرمت ساختن مختل کردن
illume U منور کردن روشن فکر ساختن
cark U بار کردن غمگین ساختن یاشدن
enabled U قادر ساختن وسیله فراهم کردن
mirrors U دراینه منعکس ساختن بازتاب کردن
mirror U دراینه منعکس ساختن بازتاب کردن
enables U قادر ساختن وسیله فراهم کردن
enabling U قادر ساختن وسیله فراهم کردن
enable U قادر ساختن وسیله فراهم کردن
recesses U موقتا تعطیل کردن طاقچه ساختن
recess U موقتا تعطیل کردن طاقچه ساختن
mirrored U دراینه منعکس ساختن بازتاب کردن
freeze U ثابت کردن غیرقابل حرکت ساختن
freezes U ثابت کردن غیرقابل حرکت ساختن
engraves U گراور کردن نشاندن جایگیر ساختن
locate U مستقر ساختن مکان یابی کردن
engraved U گراور کردن نشاندن جایگیر ساختن
locating U مستقر ساختن مکان یابی کردن
locates U مستقر ساختن مکان یابی کردن
located U مستقر ساختن مکان یابی کردن
engrave U گراور کردن نشاندن جایگیر ساختن
by pass U بای پاس کردن پل زدن راه فرعی ساختن اتصال کوتاه کردن مجرای فرعی
recriminate U اتهام متقابل وارد کردن دعوای متقابل طرح کردن دوباره متهم ساختن
traumatizes U باضرب وجرح مشروب ساختن معذب کردن
traumatising U باضرب وجرح مشروب ساختن معذب کردن
visualized U در پیش چشم نمودار کردن متصور ساختن
traumatizing U باضرب وجرح مشروب ساختن معذب کردن
visualizing U در پیش چشم نمودار کردن متصور ساختن
visualize U در پیش چشم نمودار کردن متصور ساختن
fulcrum U تکیه گاه ساختن پایه دار کردن
visualizes U در پیش چشم نمودار کردن متصور ساختن
visualising U در پیش چشم نمودار کردن متصور ساختن
visualises U در پیش چشم نمودار کردن متصور ساختن
traumatize U باضرب وجرح مشروب ساختن معذب کردن
cook up <idiom> U اختراع کردن ،ساختن وچیزی روباهم گذاشتن
traumatises U باضرب وجرح مشروب ساختن معذب کردن
traumatized U باضرب وجرح مشروب ساختن معذب کردن
visualised U در پیش چشم نمودار کردن متصور ساختن
traumatised U باضرب وجرح مشروب ساختن معذب کردن
outlaws U یاغی شمردن غیرقانونی اعلام کردن ممنوع ساختن
outlawing U یاغی شمردن غیرقانونی اعلام کردن ممنوع ساختن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com