Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
jet
U
خروج شدید گاز فواره هواپیمای جت
jets
U
خروج شدید گاز فواره هواپیمای جت
jetted
U
خروج شدید گاز فواره هواپیمای جت
jetting
U
خروج شدید گاز فواره هواپیمای جت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
lead aircraft
U
هواپیمای نوک یا هواپیمای رهبر هواپیمای هادی در تک هوایی
air picket
U
هواپیمای مخصوص اکتشاف و گزارش و ردیابی هواپیماو موشکهای دشمن هواپیمای گشتی هوایی هواپیمای پیشقراول هوایی
droned
U
خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
towing
U
به حرکت دراوردن هواپیمای بی موتور با هواپیمای موتوردار یا اتومبیل یا قرقره و طناب
drones
U
خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
droning
U
خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
drone
U
خودرو یا هواپیمای بدون راننده یا خلبان هواپیمای مدل با کنترل دور
clean aircraft
U
هواپیمای اماده بلند شدن هواپیمای بدون مخازن خارجی
auto cat
U
هواپیمای رله کننده هواپیمای واسطه مخابراتی
dive bomber
U
هواپیمای بمب افکن شیرجه هواپیمای عمودرو
bogeys
U
تماس با هواپیمای دشمن هواپیمای دشمن هواپیمای ناشناس
bogey
U
تماس با هواپیمای دشمن هواپیمای دشمن هواپیمای ناشناس
bogies
U
تماس با هواپیمای دشمن هواپیمای دشمن هواپیمای ناشناس
fervour
U
حرارت شدید اشتیاق شدید
fervor
U
حرارت شدید اشتیاق شدید
flying crane
U
هواپیمای اخراجات هواپیمای جراثقال
fighter
U
هواپیمای شکاری هواپیمای جنگنده
escort aircraft
U
هواپیمای اسکورت هواپیمای مراقب
notional aircraft
U
هواپیمای قراردادی هواپیمای نمونه
fighters
U
هواپیمای شکاری هواپیمای جنگنده
air scout
U
هواپیمای دیده ور هوایی هواپیمای مخصوص گشت زنی هوایی
hostile track
U
تعقیب هواپیمای دشمن ردگیری هواپیمای دشمن
spouter
U
فواره
jetting
U
فواره
fountain
فواره
springhead
U
فواره
fountains
U
فواره
waterworks
U
فواره
jetties
U
فواره
jetty
U
فواره
spont
U
فواره
jets
U
فواره
jet
U
فواره
nozzles
U
فواره
fount
U
فواره
waterspout
U
فواره
waterspouts
U
فواره
nozzle
U
فواره
jetted
U
فواره
spouting
U
ناودان فواره
squirted
U
فواره کوچک
skeet
U
فواره زدن اب
squirts
U
فواره کوچک
discharge nozzle
U
فواره تخلیه
spout
U
ناودان فواره
squirting
U
فواره کوچک
spouts
U
ناودان فواره
spouted
U
ناودان فواره
gush
U
فواره زدن
scuttlebutt
U
فواره اب اشامیدنی
squirt
U
فواره کوچک
gushes
U
فواره زدن
fountain of youth
<idiom>
U
فواره اقبال
gushed
U
فواره زدن
jet
U
پراندن فواره زدن
spout
U
پریدن فواره زدن
jetted
U
پراندن فواره زدن
spouting
U
پریدن فواره زدن
spouted
U
پریدن فواره زدن
jets
U
پراندن فواره زدن
jetting
U
پراندن فواره زدن
spouts
U
پریدن فواره زدن
squirt
U
اب را بصورت فواره بیرون دادن پراندن
squirted
U
اب را بصورت فواره بیرون دادن پراندن
squirting
U
اب را بصورت فواره بیرون دادن پراندن
squirts
U
اب را بصورت فواره بیرون دادن پراندن
exits
U
خروج
emissions
U
خروج
emission
U
خروج
exit
U
خروج
propulsion
U
خروج
emersion
U
خروج
exodus
U
خروج
prolapsus
U
خروج
leakage or breakage
U
خروج
egress
U
خروج
egression
U
خروج
outgo
U
خروج
exhausts
U
خروج
exhaust
U
خروج
order off the field
U
حکم خروج
prolapse of the uterus
U
خروج سیبک
eccentricity
U
خروج از مرکزیت
eccentricities
U
خروج از مرکز
eccentricity
U
خروج از مرکز
order off
U
حکم خروج
ingress and egress
U
دخول و خروج
transpiration
U
خروج نفوذ
work function
U
انرژی خروج
logout
U
خروج از سیستم
log out
U
خروج از سیستم
spermatism
U
خروج منی
light spill
U
خروج نور
log off
U
خروج از سیستم
eccentricities
U
خروج از مرکزیت
emergency exit
U
در خروج اضطراری
spurt
U
خروج ناگهانی
outages
U
راه خروج
ejaculate
U
خروج منی
spurting
U
خروج ناگهانی
electron affinity
U
انرژی خروج
emergency exit
U
خروج اضطراری
exeat
U
اجازهء خروج
ejaculated
U
خروج منی
outage
U
راه خروج
debouchment
U
خروج ازتنگنا
defecation
U
خروج مدفوع
dump valve
U
شیر خروج
spurts
U
خروج ناگهانی
spurted
U
خروج ناگهانی
ejaculates
U
خروج منی
exhaust valve
U
شیر خروج
capital outflow
U
خروج سرمایه
angle of emergence
U
زاویه خروج
emissions
U
صدور خروج
out flow of capital
U
خروج سرمایه
blow out
U
خروج ناگهانی
outlets
U
مجرای خروج
outlet
U
مجرای خروج
emission
U
صدور خروج
exit point
U
نقطه خروج
debouch
U
راه خروج
ejaculating
U
خروج منی
exhaust velosity
U
سرعت خروج
out flow of labor
U
خروج نیروی کار
outer work function
U
انرژی خروج بیرونی
clearance outwards
U
مجوز خروج کشتی
eccentricities
U
گریز یا خروج از مرکز
shelling
U
برنامه خروج موقت
infinite
U
حلقهای که خروج ندارد.
clearing outwards
U
اعلامیه خروج کشتی
primer leak
U
خروج گازاز ته چاشنی
eccentricity
U
گریز یا خروج از مرکز
inner work function
U
انرژی خروج درونی
eccentricity of the load
U
خروج از مرکزیت بار
exophthalmos
U
خروج تخم چشم
gas tight
U
مانع خروج گاز
shell
U
برنامه خروج موقت
shells
U
برنامه خروج موقت
freedom of entry and exit
U
ازادی ورود و خروج
fifo
U
خروج به ترتیب ورود
Where is the emergency exit?
U
در خروج اضطراری کجاست؟
undoubling
U
خروج از دوبلگی شطرنج
exhausts
U
تخلیه کردن خروج
exhausts
U
خروج گاز یابخار
steam tight
U
مانع خروج بخار
exhaust
U
تخلیه کردن خروج
exhaust
U
خروج گاز یابخار
break cover
U
خروج روباه یا خرگوش ازپناهگاه
obturator
U
الات مانع خروج گاز
ne exeat regno
U
دستور عدم خروج از مملکت
clearance papers
U
اسناد خروج کشتی از بندر
choke ring
U
حلقه مانع خروج گاز
exhaust pipe
U
لوله خروج بخار یا دود
clearance outwards
U
مجور خروج کشتی پس ازبارگیری
gangways
U
محل ورود و خروج از ناو
trap house
U
محل خروج هدفهای متحرک
Please show me the way out I'll show you !
U
لطفا " را ؟ خروج را به من نشان دهید
gangway
U
محل ورود و خروج از ناو
to shut in
U
تو نگاه داشتن از خروج جلوگیری کردن
exits
U
خروج بازیگر از صحنهء نمایش دررو
exit
U
خروج بازیگر از صحنهء نمایش دررو
lithotomy
U
برش مثانه برای خروج سنگ
blowing
U
خروج هوا با فشار و سرعت زیاد
exit road
U
راه خروج ازموضع یا سر پل یا منطقه فرود
spermatorrhoea
U
خروج منی بدون اراده احتلام
port of exit
U
مرز خروج کالا یا فرد ازکشور
muzzle energy
U
نیروی یک گلوله در موقع خروج از لوله
grievous
U
شدید
rugged
U
شدید
towering
U
شدید
strenuous
U
شدید
stalwart
U
شدید
intense
U
شدید
drastic
U
شدید
stalwarts
U
شدید
vigorous
U
شدید
extensive
U
شدید
drastically
U
شدید
sweltering
U
شدید
draconic
U
شدید
tough
U
شدید
acute
U
شدید
intensive
U
شدید
tougher
U
شدید
toughest
U
شدید
forcible
U
شدید
slashing
U
شدید
diametrical
U
شدید
diametric
U
شدید
rigorous
U
شدید
boisterous
U
شدید
keenest
U
شدید
keen
U
شدید
climacteric
<adj.>
U
شدید
two fisted
U
شدید
incontrollable
U
شدید
vehement
U
شدید
violent
U
شدید
severer
U
شدید
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com