Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
the lord will provide
U
خداوسیله خواهد ساخت
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
It will be interesting to see how the first free elections play themselves out.
U
خیلی جالب خواهد بود تا ببینید که نتیجه اولین انتخابات آزاد چه خواهد شد .
it will make against us
U
برای مازیان خواهد داشت بزیان ما تمام خواهد شد
run
U
دستوری که به کاربر امکان نوشتن نام برنامه ای که می خواهد اجرا کند یا دستور DOS ای که می خواهد اجرا کند میدهد
runs
U
دستوری که به کاربر امکان نوشتن نام برنامه ای که می خواهد اجرا کند یا دستور DOS ای که می خواهد اجرا کند میدهد
work in progress
U
کالاهای در حال ساخت کالاهائیکه مراحل ساخت رامی گذرانند
work in process
U
کالاهای در حال ساخت کالاهائیکه مراحل ساخت رامی گذرانند
Visual Basic
U
ابزار برنامه نویسی ساخت ماکروسافت که باعث ساخت برنامههای کاربردی ویندوز به آسانی میشود
os/
U
سیستم عامل چندکاره برای کامپیوترهای PC ساخت IBM و ماکروسافت که ساخت آن توسط IBM ادامه دارد تا تغییری در ویندوز ماکروسافت باشد
that fauit will right itself
U
خواهد شد
twill _
U
ان خواهد
it will manifest it self
U
اشکار خواهد شد
he will go
U
خواهد رفت
it askes for attention
U
دقت می خواهد
he shall go
U
خواهد رفت
the secret will open to me
U
خواهد گردید
She wI'll survive . She wI'll pull through.
U
زنده خواهد ماند
It wI'll clear up by morning .
U
تا صبح هواصاف خواهد شد
The folwer wI'll die for want of water.
U
گل از بی آبی خشک خواهد شد
It wI'll get us into trouble.
U
ما را به درد سر خواهد انداخت
It wI'll prove to be to your disadvantage.
U
بضررت تمام خواهد شد
the truth will out .
<proverb>
U
یقیقت بر ملا خواهد شد .
She wI'll gradually soften .
U
تدریجا" نرم خواهد شد
The tree wI'll die .
U
درخت خشک خواهد شد
it would be preferble to
U
بهتر خواهد بود
it will give rise to a quarrel
U
مایه ستیزه خواهد شد
criterion
U
مشخصاتی که با آن برخورد خواهد شد
It wI'll overtake (befall) everyone.
U
دامنگیر همه خواهد شد
i know that he will come
U
من میدانم که او خواهد امد
Its color wI'lll fade.
U
رنگش خواهد رفت
it will manifest it self
U
معلوم خواهد گشت
She wI'll regret it bitterly.
U
مثل سگ پشیمان خواهد شد
Well what does he want now ?
U
خوب حا لاچه می خواهد ؟
What impudence!what never !what cheek!
U
واقعا" که خیلی رو می خواهد !
do as you please
U
هر چه دلتان می خواهد بکنید
It wI'll spoil my appetite .
U
اشتهایم راکور خواهد کرد
I wI'll be greatly ( badly ) disgraced.
U
بدجوری آبرویم خواهد رفت
Sooner or later , he wI'll find out .
U
دیر یا زود خواهد فهمید
he would be sure to like it
U
یقینا انرادوست خواهد داشت
What must be must be .
<proverb>
U
آنچه باید بشود خواهد شد .
He wI'll expedite our case.
U
اوکارما ؟ راجلو خواهد انداخت
who will pay for it
U
کی پول انرا خواهد داد
who will pay for it
U
کی هزینه انرا خواهد پرداخت
She wI'll arrive on friday morning .
U
جمعه صبح وارد خواهد شد
i do not u.his wanting to say
U
نمیفهم چرامی خواهد بماند
it will give rise to a quarrel
U
نزاعی تولید خواهد کرد
accuracy
U
تعریف دقیق تر خواهد بود
if he wishes to be a
U
اگرمی خواهد کسی بشود
Surely things wI'll turn out well for him in the end.
U
مطمئنا" عاقبت بخیر خواهد شد
sticker
[guest]
U
مهمانی که نمی خواهد برود
There will be a delay of 8 minutes.
8 دقیقه تاخیر خواهد داشت.
near work
U
کاری که نگاه نزدیک می خواهد
output
U
ذخیره موقت داده که خارج خواهد شد
which diffrence shall be settled only by
U
..... و این اختلاف هم ازطریق داوری حل خواهد شد
This book wI'll be a great success .
U
این کتاب خیلی گه خواهد کرد
outputs
U
ذخیره موقت داده که خارج خواهد شد
whatsoever he doeth shall p
U
هرچه میکند نیک انجام خواهد شد
A new government wI'll take office .
U
حکومت جدیدی سر کار خواهد آمد
She wI'll never realize this wish.
U
این آرزو بدلش خواهد ماند
She said it would rain and sure enough it did .
گفت باران خواهد آمد و همینطور هم شد
Things wI'll be looking up .Things wI'll be assuming a better shape (complexion).
U
اوضاع صورت بهتری پیدا خواهد کرد
it will wear to your shape
U
بپوشیدبهترمیشود درنتیجه پوشیدن قالب تن شما خواهد شد
he is sanguine of success
U
خوش بین یادلگرم است که کامیاب خواهد شد
on shall from a quo rum
U
جلسهای که باحضورنصف اعضابعلاوه یک تن رسمیت خواهد داشت
We shall look into the matter in due ( good ) time .
U
درموقع مناسب باین مطلب رسیدگه خواهد شد
He gave us to understand that he would help us.
U
او
[مرد]
وعده داد که به ما کمک خواهد کرد.
He is trying to prove himself all the time.
U
او
[مرد]
همیشه می خواهد نشان بدهد از پس کار بر می آید.
contingency plan
U
برنامه دوم که در صورت خرابی اولی انجام خواهد شد
end user
U
شخصی که از وسیله یا برنامه یا محصول استفاده خواهد کرد
The judge will have the final say on the matter.
U
قاضی حرف آخر را در این موضوع خواهد داشت.
gigo
U
اگر اطلاعات ورودی بد باشد خروجی هم بد خواهد بود
While the grass grows the cow starves .
<proverb>
U
تا علفها رشد کند گاو از گرسنى خواهد مرد .
stagnation thesis
U
ایجاد رکود اقتصادی اجتناب ناپذیر خواهد بود
Your train will leave from platform 8.
قطار شما از سکوی شماره 8 حرکت خواهد کرد.
He threatened to thrash the life out of me .
U
تهدیدم کردکه آنقدر کتکم خواهد زد تا جانم دربیاید
Let him go jump in the lake . He can go and drown himself .
U
بگذار هر غلطی می خواهد بکند ( از تهدیدش ترسی ندارم )
that book will immortalize him
U
ان کتاب نام اورا تا جاویدان زنده نگاه خواهد داشت
diminished radix complement
U
نمایش اعداد که در آن هر رقم در عدد از یک واحد کمتر از پایه کم خواهد شد
He warned he would go on a termless hunger strike.
U
او
[مرد]
هشدار داد که اعتصاب غذای بی مدتی خواهد کرد.
This law wI'll be a disincentive to foreign investors.
U
این قانون باعث سردی سرمایه گذاران خارجی خواهد شد
Excuses always proceed from a guilty conscience.
<proverb>
U
کسی که پوزش می خواهد خود را متهم می کند.
[ضرب المثل]
He who excuses accuses himself.
<proverb>
U
کسی که پوزش می خواهد خود را متهم می کند.
[ضرب المثل]
to tell somebody something
[to let somebody in on something]
<idiom>
U
به کسی چیزی را گفتن که او نباید می دانست یا او نمی خواهد بداند.
A guilty conscience needs no accuser.
<proverb>
U
کسی که پوزش می خواهد خود را متهم می کند.
[ضرب المثل]
defaulting
U
مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد
defaults
U
مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد
attention code
U
حروف AT در دستور Hayes AT به مودم می گوید که دستوری در ادامه بیان خواهد شد
defaulted
U
مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد
default
U
مقداری که اگر کاربر داده جدید وارد نکند استفاده خواهد شد
critical engine
U
موتوری که از کارافتادن یانقص ان تاثیر زیادی درعملکرد هواپیما خواهد داشت
On Thursday it will be variably cloudy
[cloudy with sunny intervals]
.
U
پنجشنبه هوا بطور متغیر ابری و مدتی صاف خواهد بود.
restorationist
U
کسیکه معتقداست باینکه بشرعاقبت بسعادت اول خود نائل خواهد شد
hackers
U
فردی که علاقه بکار کامپیوترندارد اما از طریق سعی وخطا می خواهد ان را فراگیردهواخواه
i/o
U
فضای ذخیره سازی موقت داده که به عنوان خروجی یا ورودی استفاده خواهد شد
He is trying to run before he has learned do walk.
<proverb>
U
او مى خواهد قبل از آنکه راه رفتن را یاد بگیرد شروع به دویدن کند.
hacker
U
فردی که علاقه بکار کامپیوترندارد اما از طریق سعی وخطا می خواهد ان را فراگیردهواخواه
to keep somebody in suspense
<idiom>
U
کسی را در حالت هراس گذاشتن
[چونکه نمی داند چه پیش خواهد آمد]
doctrinaire
U
کسی که می خواهد نظریات و اصول خودرا بدون توجه به مقتضیات اجرا کند
backgrounds
U
نور منعکس شده از یک ورقه کاغذی توسط کاغذ خوان نوری خوانده خواهد شد
parameter
U
نرم افزاری که توابع اصل آن طبق نیاز کاربر با متغیرهای مختلف خواهد بود
NOT function
U
تابع معکوس منط قی که وقتی ورودی نادرست باشد خروجی درست خواهد بود
parameters
U
نرم افزاری که توابع اصل آن طبق نیاز کاربر با متغیرهای مختلف خواهد بود
background
U
نور منعکس شده از یک ورقه کاغذی توسط کاغذ خوان نوری خوانده خواهد شد
defaulted
U
عمل یا مقدار باز پیش تعیین شده که اگر اپراتور تغییر نکند استفاده خواهد شد
decision
U
مدار منط قی که روی داده دودویی کار میکند و خروجی طبق عمل خواهد بود
default
U
عمل یا مقدار باز پیش تعیین شده که اگر اپراتور تغییر نکند استفاده خواهد شد
defaulting
U
عمل یا مقدار باز پیش تعیین شده که اگر اپراتور تغییر نکند استفاده خواهد شد
decisions
U
مدار منط قی که روی داده دودویی کار میکند و خروجی طبق عمل خواهد بود
defaults
U
عمل یا مقدار باز پیش تعیین شده که اگر اپراتور تغییر نکند استفاده خواهد شد
devices
U
روش برنامه نویسی که نتیجه آن برنامهای خواهد بود که به هر سخت افزار جانبی قابل اجرا است
special bastard
U
هر گاه پدر ومادر طفلی که حرامزاده بوده بعدا" ازدواج کنند نسب اوصحیح خواهد بود
device
U
روش برنامه نویسی که نتیجه آن برنامهای خواهد بود که به هر سخت افزار جانبی قابل اجرا است
manufactured
U
ساخت
manufactures
U
ساخت
forms
U
ساخت
formed
U
ساخت
make-up
U
ساخت
form
U
ساخت
manufacture
U
ساخت
workmanship
U
ساخت
making
U
ساخت
manufactory
U
ساخت
composition
U
ساخت
fecit
U
ساخت
habitus
U
ساخت
built
U
ساخت
conformation
U
ساخت
design
U
ساخت
syntheses
U
ساخت
synthesis
U
ساخت
structure
U
ساخت
structures
U
ساخت
make up
U
ساخت
invenit
U
ساخت
compositions
U
ساخت
substandard
U
بد ساخت
manufacturing
U
ساخت
generations
U
ساخت
construction
U
ساخت
constructions
U
ساخت
generation
U
ساخت
structuring
U
ساخت
formation
U
ساخت
designs
U
ساخت
performance
U
ساخت
unstructured
U
بی ساخت
performances
U
ساخت
texture
U
ساخت
textures
U
ساخت
fabrication
U
ساخت
Marxists
U
طرفدار مکتب مارکس براساس اعتقاد انهاسرمایه داری به علت تناقض درونی موجود در ان سقوط خواهد کرد
Marxist
U
طرفدار مکتب مارکس براساس اعتقاد انهاسرمایه داری به علت تناقض درونی موجود در ان سقوط خواهد کرد
field strcture
U
ساخت میدانی
dynamic structure
U
ساخت پویا
homemade
U
ساخت میهن
design and construction
U
طراحی و ساخت
factory order
U
سفارش ساخت
group structure
U
ساخت گروهی
infra structure
U
زیر ساخت
reticular formation
U
ساخت شبکهای
family structure
U
ساخت خانواده
formatio reticularis
U
ساخت شبکهای
manufacturing
U
صنعت ساخت
file structure
U
ساخت پرونده
home made
U
ساخت داخلی
home made
U
ساخت بومی
manufacture process
U
فراگرد ساخت
structuralist
U
ساخت گرای
tectonic
U
زمین ساخت
production time
U
زمان ساخت
new buit
U
تازه ساخت
newmade
U
تازه ساخت
structuralists
U
ساخت گرای
perceptual structure
U
ساخت ادراکی
social strcture
U
ساخت اجتماعی
simple structure
U
ساخت ساده
prototyping
U
ساخت یک نمونه
personality structure
U
ساخت شخصیت
phrase structure
U
با ساخت عبارتی
population structure
U
ساخت جمعیت
power structure
U
ساخت قدرت
production process
U
روند ساخت
tectonics
U
زمین ساخت
new built
U
تازه ساخت
latent structure
U
ساخت نهفته
machine made
U
ساخت ماشین
program structure
U
ساخت برنامه
well made
U
خوش ساخت
unstructured interview
U
مصاحبه بی ساخت
tree structure
U
ساخت درختی
manufacture process
U
فرایند ساخت
manufacturing cost
U
هزینه ساخت
manufacturing process
U
فرایند ساخت
manufacturing process
U
پویش ساخت
market structure
U
ساخت بازار
mental structure
U
ساخت ذهنی
static structure
U
ساخت ایستا
production cost
U
ارزش ساخت
reconstitutes
U
تجدید ساخت
structuralism
U
ساخت گرایی
affect structure
U
ساخت عاطفه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com