English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
conjugal family U خانواده زن و شوهری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
rule the roost <idiom> U عزیز خانواده بودن ،سوگلی خانواده
monandry U تک شوهری
bigamy U دو شوهری
wedded U زن و شوهری
trigamy U سه شوهری
viduity U بی شوهری
monandry U یک شوهری
marital U شوهری
monogamy U یک شوهری
maritally U با حق شوهری
polyandry U چند شوهری
marital rights U حقوق شوهری
celibacy U بی شوهری امتناع از ازدواج
a good match U زن و شوهری که خوب بهم بخورند
my latehusband U شوهری که اخیر داشتم مرحوم شوهرم
polyandry U چند شوهری چند شو گزینی
menage U خانواده
wife U خانواده
clan U خانواده
clans U خانواده
ilk U خانواده
gens U خانواده
family U خانواده
families U خانواده
household U خانواده
households U خانواده
mustelidea U خانواده سمور
crustacea U خانواده خرچنگ
clansman U عضو خانواده
clannishness U خانواده پرستی
cruciferae U خانواده چلیپاییان
consanguine family U خانواده هم خون
gas family U خانواده گاز
computer family U خانواده کامپیوتر
font family U خانواده فونت
family therapy U خانواده درمانی
extended family U خانواده گسترده
family budget U بودجه خانواده
family expenditure U هزینه خانواده
family law U حقوق خانواده
family of computers U خانواده کامپیوترها
ecomania U بیزاری از خانواده
culicidae U خانواده پشه
culex U خانواده پشه
crustaceous U خانواده خرچنگ
family structure U ساخت خانواده
goodman U بزرگ خانواده
turnix U خانواده بلدرچین
zinnia U خانواده گل اهاری
bring home the bacon <idiom> U نانآور خانواده
turnicidae U خانواده بلدرچین
to maintain one's family U خانواده خود را
home visit U بازدید خانواده
lanthanide series U خانواده لانتانیدها
type font U خانواده حروف
matronymic family U خانواده مادرنامی
member of a family U عضو خانواده
motorola 000 family U خانواده موتورولا
patriarchate U ریاست خانواده
patronymic family U خانواده پدرنامی
penates U خدایان خانواده
schizogenic family U خانواده اسکیزوفرنی زا
sheik U رئیس خانواده
subfamily U خانواده فرعی
the girls U دخترهای یک خانواده
citrus U خانواده مرکبات
crustacean U خانواده خرچنگ
patriarchs U رئیس خانواده
patriarch U رئیس خانواده
sheiks U رئیس خانواده
sheikhs U رئیس خانواده
strips U موسس خانواده
familial U مربوط به خانواده
sheikh U رئیس خانواده
paterfamilias U بزرگ خانواده
matriarch U رئیسه خانواده
matriarchs U رئیسه خانواده
horseflesh U خانواده اسب
broken home U خانواده گسیخته
royalty U از خانواده سلطنتی
broken homes U خانواده گسیخته
royalties U از خانواده سلطنتی
nuclear families U خانواده هستهای
nuclear family U خانواده هستهای
paterfamilias U سالار خانواده
family planning U تنظیم خانواده
nations U خانواده طایفه
crustaceans U خانواده خرچنگ
family doctors U پزشک خانواده
family doctor U پزشک خانواده
arachnida U خانواده کارتنه
apiaceae U خانواده چتریان
actinide series U خانواده اکتینیدها
accipitres U خانواده لاشخوران
batrachia U خانواده غوکان
circuit family U خانواده مداری
nation U خانواده طایفه
viverrine U خانواده گربه زباد
lobelia U خانواده گیاهان لوبلیا
urticaceous U وابسته به خانواده گزنه
salicaceous U وابسته به خانواده بید
saltbush U خانواده گیاهان قازایاغی
napoleonic U وابسته به خانواده ناپلئون
materfamilas U مادر خانواده کدبانو
nabidae U خانواده کک و ساس و حشرات
mangrove U خانواده شاه پسند
patriarchs U رئیس خانواده یا طایفه
cetaceous U وابسته به خانواده بال
royalties U اعضای خانواده سلطنتی
royalty U اعضای خانواده سلطنتی
mangroves U خانواده شاه پسند
nabid U خانواده کک و ساس و حشرات
pyralidid U خانواده بزرگی ازپروانه ها
canine U وابسته به خانواده سگ سگ مانند
wear the pants in a family <idiom> U رئیس خانواده بودن
acalephe U خانواده گزنه دریایی
family planning U برنامه ریزی خانواده
family planning programs U برنامههای تنظیم خانواده
born in the purpule U عضو خانواده سلطنتی
family size U تعداد افراد خانواده
ganoidei U خانواده سگ ماهی مینافلسان
to return to the fold [family] U به خانواده خود برگشتن
family man U مرد خانواده - دوست
lady bird U سوسک خانواده Coccinellidae
lady beetle U سوسک خانواده Coccinellidae
family men U مرد خانواده - دوست
patriarch U رئیس خانواده یا طایفه
apiaceous U وابسته به خانواده چتریان
He left his family in Europe . U خانواده اش را دراروپ؟ گذاشت
cycas U گیاه از خانواده سیکاس
acarina U خانواده کرم جرب
pteridophyte U گیاهان اوندی خانواده سرخس
santalaceous U وابسته به تیره یا خانواده صندل
styloipodium U ته خامه گیاهان خانواده هویج
A curse has been laid on the family . U خانواده لعنت شده یی است
to provide for one's family U خوارباربرای خانواده خودتهیه کردن
stuart U خانواده سلطنتی قدیم انگلستان
pteridophyta U گیاهان اوندی خانواده سرخس
clannishly U مانند یک خانواده یاقبیله دراتحاد
habit family hierarchy U سلسله مراتب عادتهای هم خانواده
tudor U خانواده سلطنتی تودور درانگلیس
feverweed U دستهای از گیاهان خانواده بوقناق
gadoid U وابسته به خانواده ماهی روغن
crocodilian U وابسته به خانواده تمساح یانهنگ
plantagenet U خانواده سلطنتی پلانتاژنت انگلیس
leguminous U وابسته به خانواده پروانه اسایان
cimex U سرخک خانواده ساس وسرخک
convolvulaceous U وابسته به خانواده نیلوفرپیچ پیچکی
maccabees U خانواده میهن پرستان مکابی یهود
Generosity runs in the family. U سخاوت دراین خانواده ارثی است
ferula U خانواده انقوزه وشقاقل و رازیانه ومانندانها
Our grandmother wears the trousers ( breeches , pants ) in our family . U مادر بزرگمان مرد خانواده است
I am the bread winner of the family . U نان آور خانه ( خانواده ) هستم
gasteropod U حیوانات ناعمه خانواده راب یاحلزون
sequoia U سرخ چوب که ازدختان خانواده کاج
koala U کوالا جانوری استرالیایی از خانواده خرسها.
koalas U کوالا جانوری استرالیایی از خانواده خرسها.
aaron's beard U گیاهی از خانواده هوفاریقون بنام hypericumcalycinum
vestal U روستایی وابسته به الهه کانون خانواده
he is a shame to his family U ننگ یامایه رسوایی خانواده خود میباشد
lancastrian U در انگلیس طرفدار یاعضو خانواده سلطنتی لنکستر
albatross U یکجور مرغابی بزرگ دریایی از خانواده diomedeidae
He did it for the sake of his family . U محض خاطر خانواده اش این کاررا کرد
rushed U بوریا انواع گیاهان خانواده سمار یک پر کاه
albatrosses U یکجور مرغابی بزرگ دریایی از خانواده diomedeidae
one of the most respected families U یکی از خانواده های بسیار محترم شمرده
pocket borough U حوزه انتخاباتی تحت نفوذ یک نفر یا یک خانواده
rushing U بوریا انواع گیاهان خانواده سمار یک پر کاه
paulownia U جنسی از درختان کوچک چین از خانواده گل خوک
rush U بوریا انواع گیاهان خانواده سمار یک پر کاه
Afro- پیشنود به معنی آمریکایی که خانواده او از آفریقا آمده باشند.
flower de luce U گل زنبق یاسوسن :نشان خانواده سلطنتی فرانسه درقدیم
fleur de lys U گل زنبق یا سوسن نشان خانواده سلطنتی قدیم فرانسه
fagaceous U وابسته به خانواده الش وزان وبلوط یاشاه بلوط
geometrid U خانواده پروانه یابندهای باریک بدن پروانههای هندسی
rhythm method U روش تنظیم خانواده از راه شناخت دوران باروری زن
There seems to be a jinx on that family. U به نظر می رسد که این خانواده جادو شده است.
ling U ماهی روغنی اروپای شمالی وامریکا از خانواده gadidae
page of presence U لقب هایی که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
fleur de lis U گل زنبق یا سوسن نشان خانواده سلطنتی قدیم فرانسه
page of bonour U لقب هایی است که به برخی گماشتگان خانواده سلطنتی میدهند
Main Street [American English] U کسب و کار و خانواده های متوسط در اجتماعی به عنوان یک گروه
knight marshal U کسیکه در خانواده سلطنتی دارای برخی مامریتهای قضایی باشد
What does Main Street think of this policy? U بازاریها و خانواده های متوسط چه نظری در باره این سیاستمداری دارند؟
homestay U خانواده مهمان دار [کسی که برای آموزش زبان یا فرهنگ در آن کشور می گذراند]
transistors U معروفترین خانواده دروازه و طرح مدار ترانزیستوری که ترانزیستورهای دو قط بی آن مستقیماگ کنترل میشود.
casework U مطالعه بسیط اجتماع و محیط فرد یا خانواده برای تشخیص مرض ودرمان
transistor U معروفترین خانواده دروازه و طرح مدار ترانزیستوری که ترانزیستورهای دو قط بی آن مستقیماگ کنترل میشود.
oxides U روش تولید و طراحی خانواده مدارهای مجتمع با استفاده از هادیهای آهن و اکسید روی نیمه هادی
oxide U روش تولید و طراحی خانواده مدارهای مجتمع با استفاده از هادیهای آهن و اکسید روی نیمه هادی
tiny model U مدل حافظه خانواده پردازنده Intel که امکان وجود چندین کیلوبایت داده وکد را ایجاد میکند
ttl U خانواده معروف دروازههای منط قی و طرح موارد ترانزیستوری سریع که ترانزیستور دو قط بی آن مستقیماگ وصل شده اند.
kratom U [درختی همیشه بهار و در عین حال برگریز استوایی که از خانواده قهوه است و برگش مصرف داروئی دارد]
cetacean U وابسته به خانواده بال جانوری که ازخانواده بال باشد
Apple Macintosh computer U مجموعهای از کامپیوترهای شخصی که توسط شرکت Apple ایجاد شدند که یک واسط کاربر گرافیکی دارند و از خانواده 00086 پردازنده ها استفاده می کنند
Apple Mac U مجموعهای از کامپیوترهای شخصی که توسط شرکت Apple ایجاد شدند که یک واسط کاربر گرافیکی دارند و از خانواده 00086 پردازنده ها استفاده می کنند
medium U مدل حافظه خانواده پردازنده Intel x که امکان ارسال چند کیلوبایت داده و تا چند مگا بایت کد میدهد
mediums U مدل حافظه خانواده پردازنده Intel x که امکان ارسال چند کیلوبایت داده و تا چند مگا بایت کد میدهد
vane pump U خانواده وسیعی از پمپهای سیالات که در ان سطوح تخت در محفظههای خارج ازمرکز دور تا دور شفت گردنده دوران میکنند
compacted U مدل حافظه در خانواده Index که فقط به چند کیلو بایت که برنامه اجازه ذخیره شدن میدهد ولی حجم مگابایت برای داده برنامه است
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com