English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (32 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
housekeep U خانه داری کردن
keep house U خانه داری کردن
to keep house U خانه داری کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
notbility U خانه داری
house work U خانه داری
menage U خانه داری
housekeeping U خانه داری
thrift U خانه داری
light housekeeping U کارهای خانه داری
home economics U اقتصاد خانه داری
household art U اصول خانه داری
house keeping operation U اعمال خانه داری
housewifely U از روی خانه داری یا صرفه جوئی
carpet sweeper U جارو نپتون [نظافت] [خانه داری]
pigenhole U کاغذ دان جعبه مخصوص نامه ها خانه خانه کردن
knife boy U خانه شاگردی که کارش پاک کردن کاردهای سفره است خانه شاگرد
housekeeping U عملیات کامپیوتری که مستقیما" کمکی برای بدست اوردن نتایج مطلوب نمیکنداما قسمت ضروری یک برنامه مانند راه اندازی مقدمه چینی و عملیات پاکسازی است خانه داری
honeycombs U ارایش شش گوش خانه خانه کردن
honeycomb U ارایش شش گوش خانه خانه کردن
dude ranch U گله داری واسب سواری وحشم داری
statecraft U کشور داری ملک داری
You deserve it. U حق داری ( استحقاق آنرا داری )
baby-sat U بچه داری کردن
To keep late nights [hours] شب زنده داری کردن
to keep shop U دکان داری کردن
to possess oneself U خود داری کردن
refrained U خود داری کردن
explicit rent U اجاره داری کردن
run the show U اختیار داری کردن
attorn U اجاره داری کردن
wakes U شب زنده داری کردن
refrain U خود داری کردن
to rule the roast U اختیار داری کردن
get by U نگه داری کردن
refraining U خود داری کردن
wake U شب زنده داری کردن
waked U شب زنده داری کردن
baby-sitting U بچه داری کردن
baby-sits U بچه داری کردن
refrains U خود داری کردن
baby sit U بچه داری کردن
baby-sit U بچه داری کردن
to govern one's passions U خود داری کردن
natarize U محضر داری کردن گواهی رسمی کردن
honey comb U خانه خانه کردن
roister U عیاشی و شب زنده داری کردن
to have custody of U نگهداری یا امانت داری کردن از
to contain one self U خود داری یا حوصله کردن
to run the show U در کاری اختیار داری کردن
to flinch the flagon U ازخوردن نوشابه خود داری کردن
to keb at a lamb U ازشیردادن به بره خود داری کردن
to recede from an engagement U از افهار عقیدهای خود داری کردن
to recede from an opinicn U ازافهار عقیدهای خود داری کردن
gange U باسیم نازک نگاه داری کردن
to keep oneself to oneself U ازامیزش بادیگران خود داری کردن
lucubrate U شب زنده داری کردن وزحمت کشیدن
proctorize U زیر انضیاط در اوردن اختیاری داری کردن بر
collapse capitalism U فروپاشی سرمایه داری سقوط سرمایه داری
lady help U زنی که بابانوی خانه هم صحبت است واورادرکارهای خانه یاری میکن
it is but a step to my house U تا خانه ما گامی بیش نیست یک قدم است تا خانه ما
marxist economics U نظام اقتصادی که در ان افکارکارل مارکس و طرفدارانش مد نظر است و بر اساس ان استثمار نظام سرمایه داری سرانجام کارگران را فقیرخواهد ساخت و عاقبت بحرانهای اقتصادی و سقوط نظام سرمایه داری را بوجودخواهد اورد
mansion house U خانه بزرگ خانه رسمی شهردار لندن
toft U عرصه خانه ومتعلقات ان خانه رعیتی
houndstooth check U طرح خانه خانه مورب پارچه
hound's tooth check U طرح خانه خانه مورب پارچه
homebody U ادم خانه نشین یا علاقمند به خانه
tricotine U پارچه زبر لباسی خانه خانه
our neighbour door U کسیکه خانه اش پهلوی خانه ماست
Honey comb design U طرح خانه زنبوری [یا بندی لوزی که بطور تکراری کل متن فرش را در بر گرفته و داخل خانه ها با اشکال و گل های مختلف تزپین شده است.]
dishouse U بی خانه کردن
weigh house U قپاندار خانه ترازودار خانه
garde manger U سرد خانه اشپز خانه
cellular U لانه زنبوری خانه خانه
bagnio U فاحشه خانه جنده خانه
houseclean U خانه راتمیز کردن
To rent(lease) a house. U خانه ای رااجاره کردن
to do up U خانه خراب کردن
upholster U مبلمان کردن خانه
to bring to ruin U خانه خراب کردن
houseclean U خانه تکانی کردن
graticule U چهار خانه کردن
pages U خانه شاگرد پیشخدمتی کردن
paged U خانه شاگرد پیشخدمتی کردن
page U خانه شاگرد پیشخدمتی کردن
To collect (pack)the household goods. U اسباب خانه را جمع کردن
to repair the roof U بام [خانه] را تعمیر کردن
have over <idiom> U شخصی را به خانه خود دعوت کردن
move in U به خانه تازه اسباب کشی کردن
cell U جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
cells U جلوگیری از تغییر محتوای یک خانه مشخص یا تعدادی خانه مشخص
i do not know your house U خانه شما را بلد نیستم نمیدانم خانه شما کجاست
To vacate a house. U خانه ای را خالی کردن ( بلند شدن از محل )
capitalism U کاپیتالیزم سیستم سرمایه داری سیستم سرمایه گرایی سرمایه داری
formulas U الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formula U الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
formulae U الگویی در برنامه صفحه گسترده برای یافتن یک مقدار در خانهای از داده در سایر خانه ها با استفاده از همان فرمول در سایر خانه ها با مترجم فرمول
to go to U ترک کردن [خانه یا شهر] برای چند مدتی
to go away U ترک کردن [خانه یا شهر] برای چند مدتی
ranges U یک خانه یا تعدادی خانه
ranged U یک خانه یا تعدادی خانه
range U یک خانه یا تعدادی خانه
the house is in my possession U خانه در تصرف من است خانه در دست من است
tensility U کش داری
blind man's buff U از من داری
wet storage U تر داری
grittiness U شن داری
bigamy U دو زن داری
vigils U شب زنده داری
household art U هنرخانه داری
tenure U اجاره داری
wakefulness U شب زنده داری
night waking U شب زنده داری
incumbency U عهده داری
leasehold U اجاره داری
fisk U خزانه داری
waked U شب زنده داری
wake U شب زنده داری
fasting U روزه داری
vigil U شب زنده داری
capitalism U سرمایه داری
slaveholding U برده داری
treasury general U خرانه داری کل
non commital U خود داری
viscosity U شیره داری
patchiness U وصله داری
pernoctation U شب زنده داری
tresury general U خزانه داری کل
serrulation U دندانه داری
tenancies U اجاره داری
slavery U برده داری
trusteedhip U امانت داری
trusteeship U امانت داری
farming U مزرعه داری
retenv U خود داری
treasurership U خزانه داری
spinosity U سیخ داری
stigmatism U خال داری
Exchequer U خزانه داری
tenancy U اجاره داری
bursary U خزانه داری
bursaries U خزانه داری
altruism U همگونه داری
communism U مردم داری
sang-froid U خود داری
lucubration U شب زنده داری
sang froid U خود داری
rhythmicity U نواخت داری
bulkiness U تنه داری
angulation U زاویه داری
bulkiness U جثه داری
vigilance U شب زنده داری
refusals U خود داری رد
leasing U اجاره داری
refusal U خود داری رد
cellarge U حق انبار داری
abstinence;or abstinency U خود داری
charges U عهده داری
bank protection U ساحل داری
angularity U زاویه داری
self restraint U خود داری
bean caper U پیرسن داری
blind mans buff U ازمن داری
anti capitalist U ضد سرمایه داری
conchiferous U داری صدف
quartermasters U سررشته داری
creaminess U خامه داری
quartermaster U سررشته داری
treasury U خزانه داری
dry storage U خشک داری
angularity U گوشه داری
continenece U خود داری
wakes U شب زنده داری
charge U عهده داری
mixed capitalism U سرمایه داری مختلط
advanced capitalism U سرمایه داری پیشرفته
day nursery U بچه داری در روز
refrainment U خود داری اجتناب
capitalist countries U کشورهای سرمایه داری
quartermasters U رسته سررشته داری
procurator general U کفیل خزانه داری
spatiality U فضا داری فضائیت
precapitalism U ماقبل سرمایه داری
keeps U حفافت امانت داری
keep U حفافت امانت داری
quartermaster U رسته سررشته داری
holding U متصرفی اجاره داری
succulence U اب داری حالت ابکی
How old are you?Whats your age? U چند سال داری ؟
day nurseries U بچه داری در روز
bourgeoisie U سرمایه داری بورژوازی
nolle proseequi U خود داری از پی کرد
precapitalism U پیش از سرمایه داری
joint tenancy U شرکت در اجاره داری
angularity U زاویه داری لاغری
chests U تابوت خزانه داری
What do you feel like having today? U امروز تو به چه اشتها داری؟
industrial capitalism U سرمایه داری صنعتی
double entry U دفتر داری مضاعف
capitalist system U نظام سرمایه داری
chamberlainship U پرده داری گنجوری
continence U خویشتن داری پرهیزگاری
chest U تابوت خزانه داری
joint tenancy U اجاره داری مشترک
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com