English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
retrace blanking U خاموشی خطوط بازگشتی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
stepped lines U خطوط کنگره ای [خطوط شکسته] [در اطراف نگاره ها و اشکال فرش های هندسی باف و روستایی. گاه بجای استفاده از خطوط صاف از این خطوط استفاده می شود.]
isobars U خطوط هم فشار خطوط متحدالفشار هوایی
isotherm U خطوط هم حرارت خطوط متحدالحرارت اب دریا
isobar U خطوط هم فشار خطوط متحدالفشار هوایی
isohaline U خطوط هم نمک خطوط میزان منحنی نمایش غلظت نمک دریا
dead hours U ساعات خاموشی در شب ساعات خاموشی شبانه
recursive U بازگشتی
reenterant U بازگشتی
recursive routine U روال بازگشتی
recursive procedure U رویه بازگشتی
recursive subroutine U زیرروال بازگشتی
recursive function U تابع بازگشتی
return lines U خطهای بازگشتی
recursivity U بازگشتی بودن
recursive algorithm U الگوریتم بازگشتی
retrace lines U خطهای بازگشتی
recessive U ارتجاعی بازگشتی
recurrence relation [RR] U رابطه بازگشتی [ریاضی]
reentrant U چند دخولی بازگشتی
difference equation U رابطه بازگشتی [ریاضی]
recursive subroutine U زیر روال بازگشتی
homunculus U مدل بازگشتی نامحدود مغز
coragne line U خطوط جذر و مد یکسان خطوط کشند یکسان
sea return U امواج بازگشتی از دریا به صفحه رادار
isobath U خطوط میزان منحنی نقشه عمق نما خطوط میزان عمق
return to base U بازگشت هواپیما به پایگاه به طور سالم هواپیمای بازگشتی
isotach U خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
auxiliary contours U خطوط میزان منحنی واسطه خطوط میزان منحنی تکمیلی
blackout U خاموشی
reticency U خاموشی
curfew U خاموشی
quiescsnce or cency U خاموشی
curfews U خاموشی
reticence U خاموشی
power blackout U خاموشی
silence U خاموشی
sub silentio U در خاموشی
blackout U خاموشی
silencing U خاموشی
silences U خاموشی
silenced U خاموشی
quies csnce or cency U خاموشی
black out U خاموشی
extinction U خاموشی
taciturnity U خاموشی
blackouts U خاموشی
mums U خاموشی
obmutescence U خاموشی
pipe down U خاموشی
electricity cut U خاموشی
mum U خاموشی
power failure U خاموشی
power outage [American] U خاموشی
power cut U خاموشی
tatoo U فرمان خاموشی
simultaneous extinction U خاموشی همزمان
turn in U شیپور خاموشی
covert extinction U خاموشی نااشکار
last port U شیپور خاموشی
blanking signal U پیام خاموشی
extinction voltage U ولتاژ خاموشی
last post U شیپور خاموشی
experimental extinction U خاموشی ازمایشی
curfew period U ساعات خاموشی
dead hours U ساعات خاموشی در شب
blanking bars U نوارهای خاموشی
delayed extinction U خاموشی درنگیده
extinction U اطفاء خاموشی
still U سکوت خاموشی
stills U سکوت خاموشی
stillest U سکوت خاموشی
stiller U سکوت خاموشی
puniness U ضعف خاموشی
taps U شیپور خاموشی
quiescence U بی حرکتی خاموشی
curfew U شیپور خاموشی
curfews U شیپور خاموشی
battle lights U چراغ خاموشی شبانه
pipe down U سوت خاموشی ناو
silert gives consent U خاموشی موجب رضا است
assembly U شیپور خاموشی دستگاه مرکب
Mandlebrot set U تساوی ریاضی که به صورت بازگشتی برای تنظیم مقادیر به کار می رود. هنگام رسم آنرا در تصویر بخش شده
dimout U خاموشی چراغ ها در موقع حمله هوایی
to impose a curfew U خاموشی در ساعت معین شب بر قرار کردن
Ackerman's function U تابع بازگشتی برای بررسی توانایی کامپیوتر برای اجرای بازگشت
lights out U علائم مخابرات بوسیله نور هنگام خاموشی
black out U قطع کامل برق خاموش شدن چراغ ها خاموشی شهر
nest U 1-درج تابع در یک برنامه یا تابع اصلی دیگر. 2-استفاده از تابع که بازگشتی خود را صدا میکند
nests U 1-درج تابع در یک برنامه یا تابع اصلی دیگر. 2-استفاده از تابع که بازگشتی خود را صدا میکند
trick U خطوط
tricked U خطوط
tricking U خطوط
cotidal lines U خطوط هم مد
isovent U خطوط هم باد
street railway U خطوط تراموا
flowlines U خطوط جریان
line of flux U خطوط قوا
line of communications U خطوط مواصلات
extension lines U خطوط دنباله
isostatic lines U خطوط ایزواستاتیک
equipotential lines U خطوط هم پتانسیل
fraunhofer lines U خطوط فرانهوفر
front lines U خطوط مقدم
lines of force U خطوط قوا
lines of force U خطوط نیرو
isocline U خطوط هم شیب
lines of communication U خطوط مواصلاتی
outside lines U خطوط حمله
grid lines U خطوط شبکه
line to line fault U تماس خطوط
line of induction U خطوط القا
spectral lines U خطوط طیفی
stream lines U خطوط جریان
isochromatique U خطوط همرنگ
emission spectrum lines U خطوط نشری
symmetry lines U خطوط تقارن
absorption lines U خطوط دراشامی
balmer lines U خطوط بالمر
zigzagging U خطوط منکسر
absorption spectrum U خطوط جذبی
line spacing U فاصله خطوط
flow lines U خطوط جریان
cotidal lines U خطوط مدیکسان
zigzag U خطوط منکسر
zigzagged U خطوط منکسر
zigzags U خطوط منکسر
air way station U خطوط هوایی
leading U فاصله خطوط
along line U در امتداد خطوط
closed traverse U خطوط متقاطع
dedicated lines U خطوط اختصاصی
dark lines U خطوط تاریک
curvature lines U خطوط مدور
curvature lines U خطوط منحنی
zigzagged U خطوط جناغی پیوسته
magnetic line of force U خطوط قوای مغناطیسی
leased line network U شبکه با خطوط استیجاری
cutting line of force U قطع خطوط قوا
advance of defensive line U در جلو خطوط پدافندی
contours U خطوط کناره نما
air line of communications U خطوط مواصلات هوایی
voltage between lines U ولتاژ بین خطوط
line of communications U خطوط ارتباطی زمین
magnetic lines of force U خطوط قوای مغناطیسی
magnetic lines of force U خطوط نیروی مغناطیسی
meridian U خطوط نصف النهار
meridians U خطوط نصف النهار
river U سفیدی بین خطوط
rivers U سفیدی بین خطوط
phraseogram U خط یا خطوط نماینده عبارات
zigzag U خطوط جناغی پیوسته
contours U خطوط تراز زمین
zigzagging U خطوط جناغی پیوسته
open lines U خطوط باز شطرنج
zigzags U خطوط جناغی پیوسته
microwave transmission lines U خطوط انتقال ریزموج
magnetic path U مسیر خطوط قوا
communications U خطوط مواصلاتی ارتباطات
electric line of force U خطوط نیروی برق
hoseline U خطوط لوله لاستیکی
contour interval U فاصله خطوط واصل
rivulose U دارای خطوط مارپیچی
contour lines U خطوط میزان منحنی
gules U خطوط موازی عمودی
sheetlines U خطوط حاشیه نقشه
trackage U خطوط راه اهن
grid interval U فاصله خطوط شبکه
front lines U خطوط جلو جبهه
curvilinear ornament U زینتکاری با خطوط خمیده
crawl trench U خطوط رابط سنگرها
dark line spectrum U طیف خطوط تاریک
diplomatics U شناسایی خطوط باستانی
equal cost lines U خطوط هزینه برابر
endline U خطوط موازی با 04 مترفاصله
domestic air traffic U خطوط هوایی داخلی
sheetlines U خطوط کناره نقشه
isohyetal map U نقشه خطوط هم باران
vermiculate U دارای خطوط موجی
hypen ladder U ردیف خطوط تیره
inside lines U خطوط حمله شمشیربازی
collimate U منطبق کردن خطوط
hypen ladder U خطوط تیره نردبانی
convergent U خطوط متقارب ومتلاقی همگرا
infiltrating U در خطوط دشمن نفوذ کردن
infiltrates U در خطوط دشمن نفوذ کردن
gridiron U خطوط یا میلههای فلزی مشبک
sidelines U خطوط طرفین میدان بازی
overhead trolley U خطوط هوایی ترن برقی
lightface U حروفی که خطوط ان ریزوفریف باشد
floating lines U خطوط مواج عکس هوایی
ingrain U خطوط وخالهای رنگارنگ کاغذدیواری
boundry lines U خطوط اطراف زمین والیبال
infiltrated U در خطوط دشمن نفوذ کردن
lineolated U خط دار دارای خطوط ریز
sidelined U خطوط طرفین میدان بازی
lineolate U خط دار دارای خطوط ریز
sidelining U خطوط طرفین میدان بازی
sideline U خطوط طرفین میدان بازی
converging U تقارب خطوط وجود تشابه
converges U تقارب خطوط وجود تشابه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com