English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (35 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
flush U خالی کردن قسمتی از حافظه و محتویات ان
flushes U خالی کردن قسمتی از حافظه و محتویات ان
flushing U خالی کردن قسمتی از حافظه و محتویات ان
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
peeked U فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
peeking U فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
peek U فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
peeks U فرمان پی بردن به محتویات مکان خاص حافظه دستورالعملی که به برنامه نویس اجازه میدهد تا به هر مکان حافظه کامپیوترنگاه کند
vacuity U قسمتی از بشکه یا هر فرف دیگری که خالی باشد
ullage U قسمتی از حجم بشکه یا هرفرف دیگری که خالی باشد
clearing U تعویض اطلاعات در یک ثبات یاخانه حافظه یا واحد ذخیره با صفر یا جای خالی پاک کردن متن و یا تصاویرگرافیکی روی صفحه نمایش
clearings U تعویض اطلاعات در یک ثبات یاخانه حافظه یا واحد ذخیره با صفر یا جای خالی پاک کردن متن و یا تصاویرگرافیکی روی صفحه نمایش
environments U حجم حافظه خالی قابل استفاده توسط برنامه
environment U حجم حافظه خالی قابل استفاده توسط برنامه
clipboard U قسمتی از حافظه کامپیوتر که به منظور ذخیره دادهای که از یک فایل یا برنامه دیگرمنتقل میشود کنار می گذارند تخته رسم
clipboards U قسمتی از حافظه کامپیوتر که به منظور ذخیره دادهای که از یک فایل یا برنامه دیگرمنتقل میشود کنار می گذارند تخته رسم
first fit U تابع یا الگوریتمی که اولین و بزرگترین بخش از حافظه خالی را انتخاب میکند تا یک صفحه
uncommitted logic array U جدول محلهای حافظه در سیستم که خالی هستند یا اختصاص داده نشده اند
paging U فرمولی که مدیریت حافظه حافظه به صفحات اختصاص میدهد. و نیز انتقال بین حافظه پشتیبان و حافظه اصلی به روش کار را بر عهده دارد
populate U 1-حافظه یا انتخابهای مناسب برای کامپیوتر.2-تخته مدار چاپ شده که در سوکتهای خالی قط عاتی دارند
stacks U پیام خطا که وقتی نمایش داده میشود که حافظه خالی در کامپیوتر نباشد درصد نیاز برنامه
stacked U پیام خطا که وقتی نمایش داده میشود که حافظه خالی در کامپیوتر نباشد درصد نیاز برنامه
populates U 1-حافظه یا انتخابهای مناسب برای کامپیوتر.2-تخته مدار چاپ شده که در سوکتهای خالی قط عاتی دارند
populating U 1-حافظه یا انتخابهای مناسب برای کامپیوتر.2-تخته مدار چاپ شده که در سوکتهای خالی قط عاتی دارند
stack U پیام خطا که وقتی نمایش داده میشود که حافظه خالی در کامپیوتر نباشد درصد نیاز برنامه
EDO memory U فن آوری حافظه که حاوی پیشرفت بهتری است و می انواند داده را از محلی از حافظه پیدا کند و بخواند بایک عمل . و نیز میتواند آخرین قطعه داده را که در حافظه ذخیره شده بود در حافظه پنهان آماده خواندن از حافظه است
physical U آدرس حافظه که مط ابق با محل حافظه سخت افزاری در رسانه حافظه است
virtual U حافظه اصلی خیالی بزرگ که با بارکردن صفخات کوچک تر از حافظه پشتیبان به حافظه موجود ایجاد میشود فقط وقتی که نیاز باشد
steeve U خفت کردن میلهای که نوک ان قلابی داردوبرای ازمایش محتویات عدل پنبه وامثال ان بکار میرود سیخک
wait condition U 1-وضعیت غیرفعال پردازنده که منتظر ورودی از وسیله جانبی است . 2-دستور خالی برای کاهش سرعت پردازنده تا حافظه یا رسانه جانبی کندتر به آن برسد
wait state U 1-وضعیت غیرفعال پردازنده که منتظر ورودی از وسیله جانبی است . 2-دستور خالی برای کاهش سرعت پردازنده تا حافظه یا رسانه جانبی کندتر به آن برسد
moved U کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
moves U کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
move U کپی کردن اطلاعات از یک مکان حافظه در حافظه اصلی به مکان دیگر
DIMM U سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
blank U 1-رشته خالی . 2-رشتهای که دارای فضاهای خالی است
blankest U 1-رشته خالی . 2-رشتهای که دارای فضاهای خالی است
SDRAM U قطعه حافظه پیشرفته که جایگزین DRAM قدیمی است . سیکل دستیابی به حافظه با ساعت پردازنده اصلی سکردن شده است و زمان بین عملیات حافظه را حذف میکند
tripartition U سه قسمتی کردن
MMU U مدارهای منط قی الکترونیکی که سیگنالهای تنظیم حافظه تولید می کنند و تط بیق آدرس حافظه مجازی به محلهای حافظه فیزیکی را کنترل می کنند. MMU در قطعه پردازنده مجتمع شده است
expanded memory system U دریک IBM PC استانداردی که حافظه اضافی که بیشتر از حد کیلو بایت است از حافظه معمولی را معرفی میکند. این حافظه فقط توسط برنامههای مخصوص نوشته شده قابل اجراست و نیز مراجعه شود به LIM
shank U ضربه زدن به توپ با قوزک یاکنار پا ضربه زدن به گوی باعقب چوب گلف یا بدنه ان قسمتی از لنگر که طناب به ان وصل شود قسمتی از قلاب ماهیگیری بین سوراخ وانحنا
contents U محتویات
synchronised U قطعه حافظه پیشرفته که جایگزین DRAM قدیمی شده است . سیکل دستیابی به حافظه با ساعت پردازنده اصلی همان شده است و زمانهای بین عملیات حافظه را حذف میکند
synchronizes U قطعه حافظه پیشرفته که جایگزین DRAM قدیمی شده است . سیکل دستیابی به حافظه با ساعت پردازنده اصلی همان شده است و زمانهای بین عملیات حافظه را حذف میکند
synchronize U قطعه حافظه پیشرفته که جایگزین DRAM قدیمی شده است . سیکل دستیابی به حافظه با ساعت پردازنده اصلی همان شده است و زمانهای بین عملیات حافظه را حذف میکند
synchronising U قطعه حافظه پیشرفته که جایگزین DRAM قدیمی شده است . سیکل دستیابی به حافظه با ساعت پردازنده اصلی همان شده است و زمانهای بین عملیات حافظه را حذف میکند
synchronises U قطعه حافظه پیشرفته که جایگزین DRAM قدیمی شده است . سیکل دستیابی به حافظه با ساعت پردازنده اصلی همان شده است و زمانهای بین عملیات حافظه را حذف میکند
fat bits U بزرگ کردن قسمتی از صفحه نمایش
discharge U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharges U اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
paunches U محتویات شکم
contents directory U فهرست محتویات
paunch U محتویات شکم
yoke U محتویات نطفه
yolks U محتویات نطفه
yolk U محتویات نطفه
volume table of constants U جدول برچسب محتویات
recitals U شرح محتویات سند
recital U شرح محتویات سند
bin card U کارت مصرف محتویات فرف
jorum U محتویات قدح مقدار زیاد
vacancies U محل خالی جای خالی
vacancy U محل خالی جای خالی
upper memory U کیلو بایت از حافظه قرار گرفته بین حدود کیلوبایت و مگابایت . حافظه بیشتر بعد از حافظه معمول کیلوبایت است و قبل از حدود مگابایت
memory interleaving U برگ برگ کردن حافظه جایگذاری حافظه
lyophilization U خشک کردن چیزی بوسیله منجمد کردن ان در لوله هی خالی از هوا
vtoc U فهرست راهنما جدول برچسب محتویات
deflated U خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
shake down U جیب کسی را کاملا خالی کردن بیتوته کردن
deflate U خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
deflates U خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
deflating U خالی کردن جلوگیری از تورم کردن کاهش قیمت
evacuated U خالی کردن
clear-out U خالی کردن
depleting U خالی کردن
to clear out U خالی کردن
deplete U خالی کردن
purged U خالی کردن
evacuate U خالی کردن
to offload U خالی کردن
purge U خالی کردن
evacuating U خالی کردن
depletes U خالی کردن
purges U خالی کردن
to load off U خالی کردن
evacuates U خالی کردن
unloads U خالی کردن
unloaded U خالی کردن
depleted U خالی کردن
unload U خالی کردن
clear out U خالی کردن
assoil U خالی کردن
turn out <idiom> U خالی کردن
vacating U خالی کردن
to cleanovt U خالی کردن
vacates U خالی کردن
vacated U خالی کردن
vacate U خالی کردن
let out U خالی کردن
draining U خالی کردن اب
to give vent to one's wrath U دق دل را خالی کردن
drains U خالی کردن اب
drain U خالی کردن اب
to play a gun on U خالی کردن
knock out U خالی کردن
vent U خالی کردن
to work off U خالی کردن
vented U خالی کردن
give way U جا خالی کردن
discharges U خالی کردن
venting U خالی کردن
discharge U خالی کردن
let off U خالی کردن
vents U خالی کردن
drained U خالی کردن اب
spooling U یلهای نوار اماده شدن قسمتی از سیستم جهت پردازش ان قرقره کردن
extends U فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extending U فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
extend U فناوری حافظه که کارایی بهتری را فراهم میکند با قادر بودن برای یافتن و خواندن داده از محلی از حافظه در یک عمل نیز می توان آخرین قطعه داده را که پنهانی در حافظه ذخیره شده بود و آماده خواندن دوباره است ذخیره کند
inquiry processing U فرایند انتخاب یک رکورد از یک فایل و نمایش فوری محتویات ان
unload U خالی کردن بار
discharge U خالی کردن باتری
vent U خالی کردن خشم
decanting U اهسته خالی کردن
discharge U خالی کردن گلوله
diffusion U خالی کردن بار
evade U شانه خالی کردن
unload U خالی کردن اندوه
desolate U خالی از سکنه کردن
repudiate U شانه خالی کردن
exhaustible U قابل خالی کردن
unpeople U خالی از سکنه کردن
flinch U شانه خالی کردن
flinched U شانه خالی کردن
flinches U شانه خالی کردن
quail U شانه خالی کردن
beat U شانه خالی کردن
quails U شانه خالی کردن
flecker U خال خالی کردن
to open one's mind U دل خود را خالی کردن
To let off steam . To get it off ones chest. U دل خود را خالی کردن
pump U با تلمبه خالی کردن
weasel U شانه خالی کردن
lade U با ملاقه خالی کردن
pumped U با تلمبه خالی کردن
pumps U با تلمبه خالی کردن
shirk U شانه خالی کردن
to break bulk U خالی کردن بار
weasels U شانه خالی کردن
walk out on U خالی ازسکنه کردن
decants U اهسته خالی کردن
decanted U اهسته خالی کردن
decant U اهسته خالی کردن
flinching U شانه خالی کردن
disgorges U خالی کردن ریختن
disgorged U خالی کردن ریختن
disgorge U خالی کردن ریختن
shirks U شانه خالی کردن از
to vent oneself U دل خود را خالی کردن
shirked U شانه خالی کردن از
off one's chest <idiom> U خودرا خالی کردن
shirking U شانه خالی کردن از
relieve one's feeling U دل خود را خالی کردن
To vacate the field . U میدان را خالی کردن
disgorging U خالی کردن ریختن
cop-out U شانه خالی کردن
elutriate U اهسته خالی کردن
bleneh U شانه خالی کردن
dispeople U خالی ازسکنه کردن
to touch off U درکردن خالی کردن
shrinking U شانه خالی کردن از
shrink U شانه خالی کردن از
shirk U شانه خالی کردن از
to let off U خالی کردن بخشودن
shrinks U شانه خالی کردن از
manspace U جای خالی در خودرو یا کشتی یا هواپیما جای نفری خالی
transfer U سرعت انتقال داده از حافظه پشتیبان به حافظه اصلی یا از یک وسیله به دیگری
pipelines U حافظه پنهان جانبی سنکرون که از قط عات حافظه سریع استفاده میکند
transferring U سرعت انتقال داده از حافظه پشتیبان به حافظه اصلی یا از یک وسیله به دیگری
pipeline U حافظه پنهان جانبی سنکرون که از قط عات حافظه سریع استفاده میکند
dual U حافظه با دو مجموعه از داده و خط وط حافظه که ارتباطات بین CPU ها را ممکن می سازد
transfers U سرعت انتقال داده از حافظه پشتیبان به حافظه اصلی یا از یک وسیله به دیگری
paging U روش حافظه مجازی برای تقسیم حافظه به بلاکهای کوچک
registers U ذخیره موقت داده که در حافظه نوشته یا از حافظه خوانده میشود
Training makes the memory absorb more. U آموزش [ورزش حافظه] باعث می شود که حافظه بیشترجذب کند.
registering U ذخیره موقت داده که در حافظه نوشته یا از حافظه خوانده میشود
register U ذخیره موقت داده که در حافظه نوشته یا از حافظه خوانده میشود
poking U دستور کامپیوتر که ورودی را در حافظه اضافه میکند با نوشتن یک عدد در آدرس در حافظه
pokes U دستور کامپیوتر که ورودی را در حافظه اضافه میکند با نوشتن یک عدد در آدرس در حافظه
cache memory U یک حافظه کوچک و بسیارسریع که مخصوص ذخیره موقت اطلاعات میباشد حافظه پنهان
access time U زمان لازم برای یافتن فایل یا برنامه در حافظه اصلی یا حافظه جانبی
poked U دستور کامپیوتر که ورودی را در حافظه اضافه میکند با نوشتن یک عدد در آدرس در حافظه
poke U دستور کامپیوتر که ورودی را در حافظه اضافه میکند با نوشتن یک عدد در آدرس در حافظه
demand paging U در سیستم ذخیره مجازی انتقال یک صفحه از حافظه به حافظه واقعی به هنگام نیازمندی است
extends U امکان نرم افزاری که حافظه درون PC را مشخص میکند تا با استاندارد حافظه مط ابق شود
extending U امکان نرم افزاری که حافظه درون PC را مشخص میکند تا با استاندارد حافظه مط ابق شود
extend U امکان نرم افزاری که حافظه درون PC را مشخص میکند تا با استاندارد حافظه مط ابق شود
intermediate U فضای حافظه که زمان دستیابی بین حافظه اصلی و سیستم مبتنی بر دیسک دارد
thrashing U سربار مربوط به تعویض حافظه در سیستم حافظه مجازی
tipping U خالی کردن سرازیر کردن نوک
tip U خالی کردن سرازیر کردن نوک
let off <idiom> U خالی کردن (تفنگ)،منبسط کردن
To clean someone out. U جیب کسی ؟ ؟ خالی کردن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com