Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
theocracies
U
حکومتی که زمامداران اصلی ان پیشوایان مذهبی باشند
theocracy
U
حکومتی که زمامداران اصلی ان پیشوایان مذهبی باشند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
corporative state
U
حکومتی که صاحبان کلیه مشاغل در ان شریک باشند
identity matrix
U
ماتریسی مربع که در ان کلیه عناصرقطر اصلی یک و سایر عناصرصفر باشند
unit matrix
U
ماترسی که عناصر قطر اصلی همگی برابر یک و بقیه عناصرش صفر باشند
tyrannicide
U
اعتقاد به لزوم قتل و ترور زمامداران ستمگر
asynchronous
U
تابعی که جداگانه از برنامه اصلی اجرا میشود و وقتی اجرا میشود که یک موقعیتهای خاصی به وجود آمده باشند
concordat
U
پیمان دولت با جماعت مذهبی پیمان رسمی میان دو فرقه مذهبی
colony
U
گروهی ا ز مردم یک کشور که جایی دور از کشورشان مستقر شده باشند ولی تابع قوانین و حکومت کشورشان در آنجا باشند
anti-
U
ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
belonging to the state
<adj.>
U
حکومتی
governmental
<adj.>
U
حکومتی
national
[state, federal state]
<adj.>
U
حکومتی
governmental
U
حکومتی
anarchy
U
بی حکومتی
government-run
[television, newspaper etc.]
<adj.>
U
حکومتی
government circles
U
دوایر حکومتی
government house
U
اداره حکومتی
gynaecocracy
U
حکومتی که دردست اناث باشد
gubernatorial
U
مربوط به فرماندار یافرمانداری حکومتی
VL bus
U
مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
VL local bus
U
مین کنترل مستقیم از طریق باس اصلی روی پردازنده اصلی و برقراری ارسال داده خیلی سریع بین حافظه اصلی و کارت جانبی بدون استفاده از پردازنده
oligrachy
U
هیات حاکمه حکومتی با عده معدود
technocracies
U
حکومت دارندگان حکومت تکنوکراسی سیستمی که زمامداران در ان از میان کارشناسان و دانشمندان انتخاب می شوند و امورجاریه را از طریق فنی و برمبنای قواعد فیزیکی لایتغیراداره می کنند
technocracy
U
حکومت دارندگان حکومت تکنوکراسی سیستمی که زمامداران در ان از میان کارشناسان و دانشمندان انتخاب می شوند و امورجاریه را از طریق فنی و برمبنای قواعد فیزیکی لایتغیراداره می کنند
dictatorships
U
حکومتی که به فرمان یک فرد مستبد اداره میشود
representative government
U
حکومتی که وضع قوانین ان بانمایندگان ملت باشد
dictatorship
U
حکومتی که به فرمان یک فرد مستبد اداره میشود
oligarchic
U
وابسته به حکومتی که بدست چند تن اداره میشود
oligrachy
U
حکومتی که قدرت ان در دست افراد معدود باشد
oligarchical
U
وابسته به حکومتی که بدست چندتن اداره میشود
isocracy
U
حکومتی که اختیارات سیاسی همه دران یکسان است
authoritarainism
U
نقطه مقابل اندیویدوالیسم و عبارت ازحکومتی است که در ان ازادی فردی به طور کامل تحت الشعاع قدرت دولت قرار گیرد. قدرت دولت معمولا در گروه کوچکی از پیشوایان متمرکز ومتجلی میشود
polygarchy
U
حکومتی که به دست عده زیادی اداره شود حکومت جمعی
mixed government
U
حکومتی که در ان جنبههای پادشاهی واشرافی و دمکراسی با هم به کار گرفته شود
symmetric difference
U
تابع منط قی که خروجی آن وقتی درست است که یکی از ورودی ها درست باشند و وقتی نادرست است که هر دو ورودی مثل هم باشند
except
U
تابع منط قی که مقدار آن وقتی درست است که هر دو ورودی درست باشند. و وقتی نادرست است که ورودی ها مشابه باشند
equality
U
تابع منط قی که وقتی خروجی آن درست است که یا دو ورودی درست باشند و وقتی نادرست است که ورودی ها مثل هم باشند
masters
U
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master
U
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
master data file
U
پرونده مشخصات اصلی امادنظامی پروند خصوصیات اصلی اماد
mastered
U
سیستم با کامپیوتر کنترل اصلی و یک فرعی که از اصلی دستور می گیرد
acciaccatura
U
نت سریعی که نیم پرده کوتاه تر ازنت اصلی است وقبل از نت اصلی نواخته میشود
on board
U
که در تخته اصلی یا PCB اصلی قرار دارد
bureaucreacy
U
رعایت تشریفات اداری به حد افراط کاغذ بازی و سیستم حکومتی و اداری مبتنی بر ان
prototypic
U
وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
first generation computer
U
کپی اصلی تصویر یا متن اصلی
generation
U
کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
prototypal
U
وابسته به طرح اصلی یا نمونه اصلی
initial reserves
U
ذخایر اصلی احتیاط اولیه یا اصلی
staple
U
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
stapled
U
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
generations
U
کپی اصلی تصویر اصلی یا متن
main guard
U
نیروی جلودار اصلی حفاظ اصلی
stapling
U
جزء اصلی هر چیزی قلم اصلی
churchgoers
U
مذهبی
churchgoer
U
مذهبی
religious
U
مذهبی
churchly
U
مذهبی
mainstays
U
مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
mainstay
U
مهار اصلی که از نوک شاه دگل تا پای دگل جلو امتداد دارد تکیه گاه اصلی
anastylosis
U
[واژه ای برای ساختار دوباره سازی ساختمان با مواد اصلی و بر طبق سیستم ساختار اصلی]
master file
U
فایل اصلی پرونده اصلی
base camp
U
پایگاه اصلی کمپ اصلی
fundamental unit
U
یکای اصلی واحد اصلی
base unit
U
یکای اصلی واحد اصلی
religiosity
U
تعصب مذهبی
holy day
U
تعطیل مذهبی
gurus
U
معلم مذهبی
guru
U
معلم مذهبی
clergyman
U
عالم مذهبی
pastoral psychiatry
U
روانپزشکی مذهبی
clergymen
U
عالم مذهبی
religiose
U
مذهبی بودن
semireligious
U
نیمه مذهبی
religious matters
U
مسائل مذهبی
spirituality
U
روحیه مذهبی
holiday
U
تعطیل مذهبی
holidays
U
تعطیل مذهبی
missioner
U
مبلغ مذهبی
R.E
U
تحصیلات مذهبی
religious tenets
U
عقاید مذهبی
missionary
U
مبلغ مذهبی
tenet
U
متعقدات مذهبی
religious rites
U
شعائر مذهبی
missionaries
U
مبلغ مذهبی
neologize
U
مذهبی بودن
service book
U
کتب مذهبی
ritual
U
تشریفات مذهبی
devout
U
مذهبی عابد
pontifex
U
شورای مذهبی
converter
U
مبلغ مذهبی
religionism
U
غیرت مذهبی
revival
U
جنبش مذهبی
dogmatism
U
تعصب مذهبی
sect
U
فرقه مذهبی
sects
U
فرقه مذهبی
convertor
U
مبلغ مذهبی
revivals
U
جنبش مذهبی
expansion slots
U
شکاف ها یا فضاهای خالی درون کامپیوتر اصلی برای اتصال تخته مدارهای کوچک به تخته مدار اصلی بکار می روند
holyday
U
روز تعطیل مذهبی
synods
U
مجلس منافره مذهبی
synod
U
مجلس منافره مذهبی
wowser
U
مذهبی و خرده گیر
priggism
U
تعصب سخت مذهبی
revivalism
U
اصول بیداری مذهبی
revivalists
U
طرفدار احیای مذهبی
Religious (political) fanaticism
U
تعصبات مذهبی ( سیاسی )
psalter
U
سرود مذهبی مزامیر
rite
U
مراسم تشریفات مذهبی
soul music
U
موسیقی مذهبی سیاهپوستان
religious sentiments
U
احساسات وعقاید مذهبی
taboos
U
منع یانهی مذهبی
Mother Superiors
U
رئیس بنیاد مذهبی
sacramental
U
وابسته به مراسم مذهبی
Mother Superior
U
رئیس بنیاد مذهبی
taboo
U
منع یانهی مذهبی
revivalist
U
طرفدار احیای مذهبی
catechisms
U
پرسش نامه مذهبی
crusading
U
جنگ مذهبی نهضت
psalm
U
سرود مذهبی خواندن
psalms
U
سرود مذهبی خواندن
rectorate
U
ریاست بنگاه مذهبی
catechesis
U
تعالیم مذهبی شفاهی
swami
U
رهبر مذهبی هندی
ecclesiogenic neurosis
U
روان رنجوری مذهبی
catechism
U
پرسش نامه مذهبی
dogmatics
U
مبحث شعائر مذهبی
pauli
U
اصول مذهبی پولس
catechism
U
تعلیم ودستور مذهبی
crusaded
U
جنگ مذهبی نهضت
tabu
U
منع یانهی مذهبی
crusades
U
جنگ مذهبی نهضت
chaplain activities fund
U
اعتبار امور مذهبی
Easter Sepulchre
U
تشریفات مذهبی تدفین
catechetic
U
وابسته به تعالیم مذهبی
traditor
U
خائن در امر مذهبی
crusade
U
جنگ مذهبی نهضت
cantor
U
اواز خوان مذهبی
hymnbook
U
کتاب سرود مذهبی
catechisms
U
تعلیم ودستور مذهبی
matter
U
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattered
U
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
matters
U
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
mattering
U
بخش اصلی متن روی صفحه که متن یا خط اصلی قرار می گیرد
DIMM
U
سیستم مرتب کردن قط عات حافظه RAM در دوطرف کارت کوچک که قابل درج روی تخته اصلی کامپیوتر است تا حافظه اصلی بروز شود
neologian
U
متمایل به تعلیمات نوین مذهبی
neologian
U
وابسته به تعلیمات نوین مذهبی
menology
U
سالنمای جشنها وسوگوارهای مذهبی
sisterhood
U
انجمن خیریه مذهبی نسوان
sacrilegious
U
مربوط به بیحرمتی به شعائر مذهبی
revivalist movement
U
جنبش اصول بیداری مذهبی
dogmatize
U
تعصب مذهبی نشان دادن
indifferentism
U
لاقیدی نسبت به مسائل مذهبی
indoctrinated
U
تعالیم مذهبی یاحزبی را اموختن به
indoctrinates
U
تعالیم مذهبی یاحزبی را اموختن به
Scientology
U
ساینتولوژی
[یک نوع سیستم مذهبی]
secular
U
دورهای غیر مذهبی دنیائی
anagoge
U
تفسیرروحانی و صوفیانهء مطالب مذهبی
anagogy
U
تفسیرروحانی و صوفیانهء مطالب مذهبی
archdiocese
U
قلمرو مذهبی اسقف اعظم
indoctrinating
U
تعالیم مذهبی یاحزبی را اموختن به
indoctrinate
U
تعالیم مذهبی یاحزبی را اموختن به
churches
U
کلیسایی درکلیسامراسم مذهبی بجااوردن
vigilantism
U
پیروی از اصول جمعیتهای مذهبی
church
U
کلیسایی درکلیسامراسم مذهبی بجااوردن
array
U
می باشند
the like of you
U
باشند
arrays
U
می باشند
externals
U
که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
external
U
که به کامپیوتر اصلی وصل است . 2-هر وسیلهای که ارتباطات بین کامپیوتر و خودش را ممکن می سازد ولی مستقیماگ توسط کامپیوتر اصلی پردازش نمیشود
elegant
U
یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
inquisition
U
تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا
jacobin
U
عضو فرقه مذهبی مخالف دولت
inquisitions
U
تفتیش عقاید مذهبی از طرف کلیسا
character guidance
U
راهنمایی و مشاوره با افراد سخنرانی مذهبی
shearling
U
چیده باشند
implication
U
B درست باشند
implications
U
B درست باشند
inclusion
U
B درست باشند
vicarage
U
محل اقامت خلیفه نوعی منصب مذهبی
vicarages
U
محل اقامت خلیفه نوعی منصب مذهبی
casuistry
U
حل مسائل احلاقی ووجدانی با قوانین مذهبی واجتماعی
scholasticism
U
شیوه تعلیم وفلسفه مذهبی قرون وسطی
gregorian chant
U
سرود مذهبی ساده کلیسای کاتولیک رومی
simoniac
U
خرید وفروش کننده مناصب ومشاغل مذهبی
taperer
U
حامل شمع در مراسم مذهبی باریک کننده
interdenominational
U
وابسته به فرقههای مذهبی و روابط انها با یکدیگر
druze
U
یکی از فرقههای سیاسی و مذهبی اسلام بلوردان
FEP
U
پردازنده بین منبع ورودی و کامپیوتر اصلی که کار آن این است که داده دریافتی را پیش پردازش کند تا بار کاری کامپیوتر اصلی را کم کند
to be of the opinion that ...
U
به این عقیده باشند که ...
to be tuned in to a channel
U
کانالی را گرفته باشند
religioner
U
شخص مذهبی یا دین دار عضو تیرهای از راهبان
revealed religion
U
مذهبی که بوسیله پیغمبران بمردم ابلاغ شده باشد
rigorist
U
کسیکه در قوانین مذهبی زیادسخت گیری ودقت میکند
shout song
U
سرودهای مذهبی خیلی بلندسیاه پوستان جنوب امریکا
last rites
U
مراسم مذهبی که کمی پیش از مرگ انجام میشود
the r.
U
مذهبی درسده شانزدهم میلادی برای اصطلاح کلیسای رم
exegeses
U
تفسیرمتون مذهبی از لحاظ ادبی و فقهی و شرعی و قضایی
Carthusian
U
[مربوط به طبقه مذهبی راهبها که بوسیله برونو تاسیس شد.]
exegesis
U
تفسیرمتون مذهبی از لحاظ ادبی و فقهی و شرعی و قضایی
superstitious uses
U
مخارجی که برای امور مذهبی غیرقانونی صرف شود
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com